دروس سرمایه گذاری : بدترین اشتباهات پس از شکست در معامله

یکی از مهم‌ترین اصول برای تجارت موفق و پرهیز از زیان بی‌مورد، آگاهی از این مساله است که چه وقت باید دست از معامله کشید و چه وقت باید دوباره کار تجارت را از سر گرفت. اشتباه در این زمینه، به ویژه پس از شکست در معامله، یکی از خطرهای رایج و مهلک در هر داد و ستدی است که گاه زیان‌های سنگینی به سرمایه شما وارد می‌کند. در این مطلب با اشتباهات رایج پس از شکست در معامله آشنا می‌شویم و می‌بینیم که در صورت انجام یک اشتباه یا مواجهه با بدشانسی چگونه باید از بدتر شدن اوضاع جلوگیری کنیم.

0 140

همه تاجران گاهی در برخی معاملات زیان می‌بینند. یک فرد می‌تواند بدون اینکه در همه معاملات برنده باشد، یک حرفه مالی سودآور برای خود داشته باشد. در عین حال، وخیم‌تر کردن زیانی که پس از شکست در یک معامله به مانده حساب فرد وارد آمده، کار بسیار آسانی است. در اینجا به بدترین کارهایی که می‌توان پس از شکست خوردن در معامله انجام داد می‌پردازیم. نمونه‌هایی که از معاملات آمده همگی حقیقی هستند.

زیان وارده را بدتر نکنید!

لحظه‌‌ای که فرد در یک معامله شکست می‌خورد و از بین رفتن بخشی از سرمایه خود را تماشا می‌کند، احساسی‌ترین و آزار دهنده‌ترین زمان برای هر تاجر است. هیچ «پروتکل مدیریت ریسک» درستی نمی‌گوید که پس از زیان دیدن در یک معامله، تاجر باید بی‌درنگ وارد معامله دیگری شود و این بار دو برابر قبل ریسک کند.

شکست خوردن در داد و ستد به هیچ عنوان توجیهی برای کنار گذاشتن سیستم مدیریت ریسک نیست و شما تنها به این خاطر که احساس می‌کنید لیاقت دارید و بازار به شما بدهکار است، نباید از مدیریت ریسک چشم‌پوشی کنید. به ویژه در مواردی که زیان سنگینی به شما وارد می‌شود. در این شرایط ممکن است تصور کنید که بازار چیز زیادی از شما گرفته و باید آن را به شما برگردارند. این دیدگاه، استدلال نادرست قماربازها است؛ طرز فکری که خیلی زود می‌تواند حساب تجاری شما را با خاک یکسان کند.

بی‌درنگ وارد معامله دیگری نشوید

پس از بیرون افتادن از قطار بازار، طبیعی‌ترین و وسوسه‌انگیزترین کار سوار شدن دوباره به آن است. ولی در بیشتر موارد این کار اشتباهی مهلک است. پس از شکست خوردن در یک معامله سراغ انجام یک کار بی‌ربط با تجارت بروید؛ حتی اگر کار کوچکی باشد و تنها چند دقیقه وقت شما را بگیرد.

بروید و چیزی بخورید، حرکات کششی انجام دهید، به آهنگ مورد علاقه‌تان گوش کنید، برای دوستان و خویشاوندانی که تماس با آن‌ها را مدت‌ها عقب انداخته‌اید پیام بفرستید و کارهایی از این دست. به این ترتیب زمانی که بازمی‌گردید ذهن شما آزادتر است و آماده اجرای برنامه خود هستید.

زمانی که از روند کار بیرون می‌روید خوب است کمی درنگ کنید و بار دیگر بازار را ارزیابی کنید. آیا شرایط بازار تغییر کرده است؟ چه ساختارهایی وارد بازار شده یا از آن کم شده است؟ آیا قیمت‌ها به سطوح مهمی رسیده‌اند؟ آیا جهت‌گیری پیشین شما دیگر درست نیست، اگر این طور است آیا فرصت معامله‌ای تازه‌ای پیش آمده است؟

بی‌درنگ مسیر خود را عوض نکنید

اساسا فرض بر این است که اگر پوزیشن بلند مدت فرد متوقف شود، آن قیمت خرسی‌تر از چیزی است که پیش‌بینی شده و اگر پوزیشن کوتاه فرد متوقف شود، آن قیمت گاوی‌تر از چیزی است که پیش‌بینی شده است. این استدلال ساده و جذاب است ولی همیشه با منطق همخوانی ندارد. زیرا ممکن است دلایل دیگری وجود داشته باشد. ممکن است فرد در قیمت سختگیرانه‌ای دست بکشد یا در نقطه بازگشت این کار را انجام دهد (که یک اشتباه رایج است)، ممکن است توقف به دلخواه در سطحی انجام شود که اهمیت فنی یا ساختاری ندارد و موارد دیگر.

به طور خلاصه: اینکه شما از یک معامله دست بکشید به این معنا نیست که درباره سمت و سوی کلی قیمت اشتباه می‌کنید. ممکن است نقطه توقف شما بد انتخاب شده باشد یا فقط با بدشانسی همراه شده باشد. هنگامی که از جایگاه معامله بیرون رفتید سعی کنید شرایط را با نگاه منطقی بنگرید. ببینید از زمانی که بیرون رفته‌اید قیمت چه تغییری کرده است. آیا در همان جهت پیش‌بینی شده به حرکت خود ادامه داده یا در جهت مخالف جابه‌جایی زیادی داشته است؟ آیا قیمت به ساختارها یا سطوح کلیدی که برای تعریف ریسک خود به کار برده‌اید نزدیک است، آیا این شرایط مانند یک آزمون بزرگ برای سطح / ساختار است؟

بیرون رفتن از جایگاه معامله را دلیل همیشگی برای تغییر جهت‌گیری ندانید. ممکن است مسیری که می‌روید هنوز درست باشد. شرایط را ارزیابی کنید، بازار را بسنجید و نه صرفا به خاطر دست نگه داشتن بلکه با توجه به آخرین اطلاعاتی که دارید درباره معامله بعدی تصمیم بگیرید.

پس از چندی درمی‌یابید که برخی از بهترین معامله‌ها پیش از آنکه شما را در مسیر مورد انتظار به پیش ببرد، مجبور به توقف کرده یا روی شما فشار وارد می‌کنند. آگاهی از اینکه چگونه پس از دست نگاه داشتن بار دیگر در همان راستای پیشین وارد بازار شوید، یک مهارت ارزشمند محسوب می‌شود.

توقف معامله

از یاد نبرید که بازنده‌ها بخش ناگزیری از تجارت هستند. شکست در یک معامله نباید شما را به توقف وادار کند مگر اینکه سیستم‌تان به شما بگوید برای یک دور/ روز/ هفته/ همیشه دست نگه دارید و یا مدیریت ریسک شما آژیر خطر را به صدا درآورد. اگر پس از شکست در یک معامله شرایط ذهنی خوبی ندارید و نمی‌توانید به لحاظ مالی با زیان‌های وارده کنار بیایید (برای شروع) ریسک هر معامله را کاهش دهید.

فرض کنیم شما کار خود را در ابتدای روز ساعت۰۸:۰۰ صبح شروع می‌کنید و نخستین معامله‌ی شما به شکست می‌انجامد. اکنون نمره‌ی آن روز شما -۱R است و حق دارید کمی دلخور باشید. تا چند ساعت چیزی توجه شما را جلب نمی‌کند. بازار نیویورک باز می‌شود و شما هنوز کمی گرفته هستید. با بی‌حوصله‌گی چارت‌ها و ارقام را نگاه می‌کنید و ناگهان یک فرصت خوب خود را نشان می‌دهد. این فرصت با همه‌‌ی قوانین سیستم تجارت شما همخوانی دارد و ژورنالتان می‌گوید اگر از آن استفاده کنید نتیجه‌ی مثبت می‌گیرد. با اینکه در ابتدای همان روز در یک معامله شکست خورده‌اید ولی چنین فرصتی هر چند بار هم که سر راهتان قرار گیرد باید به آن پاسخ مثبت دهید.

چند معامله زیان‌بار نباید مانع از این شود که فرصت‌های تجاری مناسب و دارای چشم‌انداز مثبت را رها کنید. شما دیر یا زود باید بار دیگر معامله کنید. می‌توانید در فرصتی که به خوبی می‌شناسید و در گذشته برایتان نتیجه داده اقدام کنید یا می‌توانید مدتی صبر کنید تا احساس ناراحتی‌تان از بین برود و بعد در فرصت‌های نامناسب به خاطر دچار شدن به ترس از دست دادن یا فومو (FOMO) اقدام کنید و نتیجه منفی بگیرید. راه درست گزینه‌ی اول است.

همیشه دست از تجارت‌های زیان بار برندارید!

یکی از اشتباهات کلاسیک این است که یک موقعیت معاملاتی حتما باید شانس موفقیت ۱۰۰ درصد (یا نزدیک به آن) داشته باشد تا به اندازه کافی برای اقدام کردن ارزشمند باشد. مهم‌ترین ویژگی‌های یک موقعیت تجاری خوب عبارت‌اند از: به اندازه کافی تکرار شود تا فرصت معاملاتی کافی ایجاد کند، به روشنی قابل شناسایی باشد تا پس از یک بررسی کوتاه متوجه شویم آیا برقرار است یا خیر و در نهایت امکان «تعریف ریسک» منطقی و تکرارپذیر را فراهم آورد.

اگر این شرایط وجود داشته باشد، کار آزمایش و بررسی موقعیت پیدا شده را آغاز می‌کنیم. سپس در هنگام گردآوری دیتا، مقادیر کمتر (نصف یا یک چهارم) را در آن ریسک می‌کنیم. بنابراین به مرور زمان درمی‌یابیم که نتیجه مورد انتظار این موقعیت چیست. فاکتورهایی که در بالا گفتیم مبنای تصمیم‌‌گیری در این باره است که آیا موقعیت پیدا شده وارد سیستم تجاری من بشود یا خیر.

پیش‌بینی مثبت به این معناست که اگر در این موقعیت به اندازه کافی معامله انجام شود، سود به وجود خواهد آمد. بنابراین خبری از پیروزی ۱۰۰ درصدی نیست و حتی چیزی نزدیک به آن هم وجود ندارد. بخش کلیدی تعریف ما این است «اگر در این موقعیت به اندازه کافی معامله انجام شود». اگر از موقعیتی که (با توجه به ده‌ها یا صدها نقطه دیتا) پیش‌بینی مثبتی دارد تنها به خاطر زیان دیدن در چند معامله چشم‌پوشی کنید، یک تصمیم احساسی گرفته‌اید.

البته مقصود ما این نیست که برخی موقعیت‌ها هرگز خاصیت خود را از دست نمی‌دهند (من به ندرت چنین موقعیت‌هایی دیده‌ام). با این وجود اگر می‌خواهید در نحوه تجارت خود یک تحول اساسی ایجاد کنید، بهتر است برمبنای دیتا و شواهد تصمیم‌گیری کنید نه برمبنای دو سه معامله زیان‌آور. به بیان ساده نباید بگذارید احساسات شما باعث از دست دادن موقعیت‌های تجاری کاملا معتبر و مناسب شود، زیرا در این صورت ترس از ریسمان سیاه و سفید بازار شما را از درآمدزایی در بلند مدت محروم می‌سازد.

نگویید حتما باید جبران کنم

شکست‌ها فقط شکست هستند؛ آن‌ها را روی کاغذ بیاورید و ببینید آیا چیزی را از قلم انداخته‌اید؟ در یادداشت خود بیاورید که آیا می‌توانستید در مواردی بهتر عمل کنید؟ سپس شکست را بگذارید و بگذرید. ممکن است شما همه کارها را به درستی انجام دهید و کاملا براساس سیستم تجاری خود که ثابت کرده سودآور است عمل کنید و باز هم در همان میزان مورد نظر مجبور به دست کشیدن از معامله شوید. تجارت همین است. سعی نکنید برای پیدا کردن مقصر یا دلیل، بهانه‌های مسخره بیاورید.

اگر برمبنای سیستم خود وارد یک معامله شده‌اید و نتیجه نگرفته‌اید نباید از اجرای برنامه خود احساس ناراحتی کنید. اگر اعداد و ارقام شما دقیق باشد تکرار این رفتار در بلند مدت شما را به درآمد می‌رساند. اگر معامله برمبنای سیستم شما نبوده و نتیجه نداده، دلیل شکست خود شما هستید. خودتان این سفارش را در بازار گذاشتید؛ کسی مجبورتان نکرده بود.

بسیار مهم است که معامله بعدی خود را «معامله جبران» در نظر نگیرید. این اشتباه بزرگی است. به جای آن، معامله بعدی را یک فرصت جداگانه برای نشان دادن توان خود در بازار ببینید. در این باره منطقی بیندیشید. اگر با دیدگاه «جبران آنچه از دست رفته» وارد بازار شوید به احتمال زیاد عجله می‌کنید و وارد یک موقعیت نه چندان خوب می‌شوید، زیرا به دنبال فرصتی برای جبران زیان‌های خود هستید. این یک اشتباه ساده‌لوحانه است. زیان دیدن در تجارت اگر هم تغییری در رویه شما ایجاد کند آن تغییر باید پایبندی بیشتر به قوانین‌تان و تلاش برای یافتن موقعیت‌های بهتر باشد؛ به ویژه اگر معامله‌ی زیان‌آور در جایگاهی بوده که از ابتدا نباید در آن قرار می‌گرفتید.

به طور خلاصه، پس از زیان دیدن در یک معامله، اطلاعات معنادار را از آن بیرون بکشید و سپس آن را رها کنید. این معامله نباید هیچ تاثیری روی معامله آتی شما داشته باشد (مگر اینکه قوانین شما مشخصا اینگونه تشخیص دهند). اگر به خودتان بگویید من حتما باید این زیان را برگردانم، احتمالا انتخاب بعدی شما معامله بدی خواهد بود و زیان بیشتری روی دستتان خواهد گذاشت.

منبع

شاید از این مطالب هم خوشتان بیاید.

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.