اقتصاد توکنی چیست ؟ (بخش 2)

در بخش نخست از « اقتصاد توکنی چیست؟ » تا حدودی با اقتصاد توکنی و کارکرد آن آشنا شدیم. در پایان توضیح دادیم که بلاک چین‌‌ یا پروتکل لایه 1 (layer-1 protocol) چگونه با این پدیده کار می‌‌کند. در این بخش با نگاهی دقیق‌‌تر به رابطه‌‌ی اقتصاد توکنی و پروتکل لایه 2 می‌‌پردازیم که همان اپلیکیشن‌‌های ساخته شده روی لایه 1 هستند.

0 106

برای مطالعه بخش اول اقتصاد توکنی اینجا کلیک کنید.

اهداف برنامه‌‌ریزی اقتصاد توکنی در اپلیکشن‌‌های لایه 2

سازندگان پروژه برای ساخت و پیشبرد پروژه‌‌های خود نیازمند منابع مالی هستند. آن‌‌ها برای رفع این نیاز دست به فروش همگانی می‌‌زنند (ICO, STO, IEO). در این برنامه‌‌های فروش افراد علاقمند به سرمایه گذاری می‌‌توانند توکن‌‌های یک اپلیکیشن‌‌ را بخرند و سرمایه مورد نیاز سازندگان را (معمولا) به شکل توکن لایه 1 در اختیار آن‌‌ها بگذارند. دستیابی به این هدف‌‌ها نیازمند پاسخ‌‌گویی به چند پرسش است:

  • اپلیکیشن چگونه ICO را اجرا می‌‌کند؟
  • چه سودی به نخستین گروه استفاده کننده می‌‌رسد؟
  • سازندگان اپلیکیشن در برابر چه کسانی مسئول هستند؟

یک فروش همگانی زمانی موفق است که توکن‌‌های به فروش گذاشته شده به وسیله‌‌ گروه پراکنده‌‌ای از افراد در اکوسیستم توزیع شده خریداری شود. از آنجا که هدف اصلی به وجود آوردن یک محیط غیر متمرکز است، پخش شدن توکن‌‌ها در یک گستره‌‌ی بزرگ دستاورد بسیار مهمی است. دستاوردی که برای رسیدن به آن:

  • توکن‌‌ها در گستره‌‌ای بزرگ توزیع شوند و به دست چند وال (whale) انگشت شمار نیفتند. وال‌‌ها سرمایه‌‌گذاران ثروتمند کریپتو هستند که می‌‌کوشند شمار زیادی توکن برای خود گردآوری کنند.
  • وال‌‌های کریپتو معمولا برای جلو افتادن از دیگران و ماندن در صف جلو کارمزد Gas زیادی می‌‌پردازند. ICO می‌‌بایست راهی برای جلوگیری از این پدیده پیدا کند.

برای بهبود جایگاه یک جریان توکن در اکوسیستم، به افراد در ازای کارهایشان پاداش داده می‌‌شود. این کار باعث می‌‌شود افراد بیشتر درگیر پروژه شوند. در این راستا می‌‌بایست:

  • تیم سازنده‌‌ پروژه به خاطر زمان، استعداد و تعهدی که صرف اکوسیستم می‌‌کند دستمزد بگیرد.
  • موانعی وجود داشته باشد که اجازه ندهد افراد یکراست به سراغ نقد کردن توکن‌‌های خود بروند. به این منظور می‌‌بایست برای تبدیل کردن توکن به پول یک «زمان انتظار» تعریف گردد.
  • نخستین کسانی که وارد اکوسیستم می‌‌شوند در ازای اعتمادشان پاداش بگیرند. این کار با نوعی سیستم پاداش انجام می‌‌شود.

طراحی یک ICO چگونه است؟

اکنون می‌‌دانیم برای درک چگونگی طراحی یک ICO باید به موارد زیادی توجه کرد. اکنون با این آگاهی نگاهی به اصول کلی طراحی ICO می‌‌اندازیم:

  • یک ICO باید با دستیابی به سرمایه کافی همراه باشد. شرکت می‌‌باید سرمایه‌‌ی مورد نیاز خود برای تامین هزینه‌‌ها و پرداخت دستمزد کارکنان را مشخص نماید.
  • نخستین کاربران به نخستین سهم از بازده ICO دست پیدا می‌‌کنند.

شاید حدس زده باشید که برای پیروزی یک ICO می‌‌بایست ارزش توکن‌‌های آن رو به بالا برود. این افزایش به چند دلیل مهم است:

  • اعتبار شرکت را بالا برده و محصول را بیش از پیش مورد توجه همگان قرار می‌‌دهد.
  • سودهای به دست آمده را نصیب سرمایه‌‌گذاران می‌‌کند.
  • سرمایه‌‌گذاران بیشتری وارد اکوسیستم می‌‌نماید. آن‌‌ها معمولا دو دسته هستند. یک دسته سرمایه‌‌گذارانی که از فومو (FOMO) رنج می‌‌برند و می‌‌خواهند به توکن دست پیدا کنند و دسته‌‌ی دیگر که بازرگانان کارکشته‌‌تر هستند و پس از آنالیز بنیادین و فنی دقیق اقدام به خرید توکن می‌‌کنند.

اکنون به بخش بعد می‌‌رسیم. به این پرسش که:

ارزش توکن از کجا می‌‌آید؟

اکنون به مرحله‌ای رسیدیم که باید بدانیم یک توکن قیمت خود را از کجا می‌‌آورد. ارزش توکن بر دو بخش است:

  • ارزش ذاتی (Intrinsic value): ارزشی که توکن از اعتبار و کارایی پروژه‌‌ خود می‌‌گیرد.
  • ارزش سوداگری (Speculative value): ارزشی که توکن از دیدگاه بازرگانان به آینده‌‌ی قیمت آن و نوساناتش در آینده‌‌ی نزدیک می‌‌گیرد.

سرمایه‌‌گذاران سوداگر یکی از ارکان ارزشمند هر اکوسیستم به شمار می‌‌آیند. با این وجود قیمت‌‌گذاری یک توکن تنها بر اساس ارزش سوداگری آن خطرناک است. یک توکن برای ماندگار شدن می‌‌بایست وابستگی شدیدی به ارزش ذاتی خود داشته باشد. اکنون پرسش اینجاست که ارزش ذاتی توکن از کجا می‌‌آید؟ ارزش ذاتی از پروژه‌‌ی زیربنای هر توکن می‌‌آید و بسته به آن دارد که توکن چند درصد از این ارزش را به خود می‌‌گیرد.

این یکی از روندهای اساسی « اقتصاد توکنی » است. این عبارت را ویلیام موگایار (William Mougayar) به وجود آورد. وی ارزش یک توکن را دارای سه رکن اصلی می‌‌داند. ارکان ارزش یک توکن از دید موگایار:

  • نقش
  • ویژگی‌‌ها
  • هدف

اگر این سه رکن را گوشه‌‌های یک مثلث بدانیم، ارزش توکن به این صورت است:

اقتصاد توکنی چیست؟ (بخش 2)

نقش هر توکن دارای مجموعه‌‌ای از ویژگی‌‌ها و هدف خاصی است که در جدول زیر جزییات آن را می‌‌بینیم:

اقتصاد توکنی چیست؟ (بخش 2)

اکنون بیایید هر یک از نقش‌‌های توکن را بررسی کنیم.

حقوق

دارنده با در اختیار گرفتن مالکیت یک توکن از حقوقی مشخص در اکوسیستم برخوردار می‌‌شود. برای نمونه اگر سکه‌‌های DAO داشته باشید، درون سیستم DAO از حق رای دادن برخوردار می‌‌شوید و می‌‌توانید در تصمیم‌‌گیری درباره‌‌ی اینکه سرمایه گذاری آینده روی کدام پروژه انجام شود شرکت نمایید.

مبادله ارزش

توکن‌‌ها در چارچوب پروژه‌‌ی خود یک سیستم اقتصادی درونی ایجاد می‌‌کنند. به این ترتیب خریداران و فروشندگان می‌‌توانند درون اکوسیستم به مبادله‌‌ توکن بپردازند. ایجاد و نگهداری از این اقتصاد‌‌های درونی و مستقل یکی از مهم‌‌ترین وظایف توکن‌‌ها به شمار می‌‌آیند.

عوارض

توکن می‌‌تواند نقش یک ایستگاه عوارضی را بازی کند و لازمه‌‌ی دسترسی به برخی ابزارهای سیستم باشد. برای نمونه در گولم (Golem) شما بایدGNT (توکن گولم) داشته باشید تا بتوانید به مزایای سوپرکامپیوتر گولم دست پیدا کنید.

کارکرد

توکن می‌‌تواند در محیط به وجود آمده به دارندگان امکان برخورداری از تجربه‌‌ی کاربری بهتر بدهد. برای نمونه در بریو (Brave) که یک مرورگر وب است، کسانی کهBAT  (توکن قابل استفاده در بریو) دارند می‌‌توانند از مزایای برای برخورداری از تجربه‌‌ی مشتری بهتر استفاده کنند. روند برخورداری از این تجربه‌‌ی بهتر به این صورت است که کاربران با استفاده از توکن‌‌های خود می‌‌توانند به پلتفرم بریو تبلیغات یا هرگونه سرویس مبتنی بر آگهی بیفزایند.

ارز

به وسیله‌‌ی توکن می‌‌توان ارزش ذخیره کرد و سپس با آن در درون و بیرون اکوسیستم تراکنش انجام داد.

درآمدها

توکن به توزیع پیشرفته‌‌ی سودهای به دست آمده کمک می‌‌کند و در پخش دیگر درآمدهای مالی میان سرمایه‌‌گذاران یک پروژه نقش دارد.

اکنون باید ببینیم این موارد چگونه به ارزش‌‌گذاری توکن می‌‌انجامد. یک توکن برای ارزشمندتر شدن می‌‌بایست بیش از یک مورد از این ویژگی‌‌ها را داشته باشد. هرچه ویژگی‌‌های بیشتری داشته باشد ارزش بالاتری خواهد گرفت. اکنون می‌‌دانیم توکن چیست، یک کمپانی چگونه آن را توزیع می‌‌کند و ارزش آن از کجا می‌‌آید.

یک توکنی در برابر دو توکنی

مورد دیگری که می‌‌بایست برای درک سیستم توکنی یک پروژه به سراغ آن برویم، آشنایی با مدل‌‌های یک توکنی (single token) و دو توکنی (dual token) است. هنگامی که در حال پژوهش روی یک پروژه هستید باید از خو برپسید آیا توکن‌‌ها و هدف‌‌ پروژه با یکدیگر همراستا هستند یا خیر. آیا منطقی است که پروژه بیش از یک توکن داشته باشد؟

در بیشتر موارد «اصل اوکام» (Occam’s Razor) درست درمی‌‌آید. اصل اوکام می‌‌گوید راه‌‌حل درست برای یک مساله ساده‌‌ترین راه‌‌حل ممکن برای آن است. بر این اساس، ساختار ساده‌‌ای از یک توکنی بهترین راهکار برای یک پروژه می‌‌باشد. حال پرسش اینجاست که چرا استارت‌‌آپ‌‌ها به جستجوی مدل‌‌های دو توکنی می‌‌روند؟ دلیل آن به زبان ساده مسائل مربوط به پیروی است. در دو سال گذشته ICOها از سوی نهادهای قانونی به شدت مورد حسابرسی و بازرسی قرار گرفته‌‌اند. تا پیش از آن تفاوتی میان توکن‌‌های سهامی (security token) و توکن‌‌های ابزاری (utility token) وجود نداشت. به تازگی چندین پروژه راه‌‌اندازی شده از دو توکن استفاده می‌‌کنند؛ یک توکن سهامی که به سرمایه‌‌گذار معتبر فروخته می‌‌شود و یک توکن ابزاری که به کاربر / مشتری فروخته می‌‌شود. برای عرضه‌‌های دو توکنی سه مدل وجود دارد:

  • مدل RATE
  • مدل DATE
  • مدل FACTS

RATE : قرارداد حقیقی برای توکن و سرمایه

در این مدل، شرکت دو توکن ایجاد می‌‌کند. یک توکن برای پیروی سرمایه‌‌ی شرکت از قوانین اوراق بهادار و یک توکن که به عنوان پاداش اضافی به سرمایه‌‌گذاران داده می‌‌شود.

DATE : قرارداد بدهی برای توکن و سرمایه

در این مدل یک توکن بهادار (اوراق قرضه) تبدیل‌‌پذیر (convertible note) یا یک توکن بدهی مستقیم (straight debt) در کنار یک توکن ابزاری وجود دارد که دومی نقش مزیت اضافه را بازی می‌‌کند.

FACTS

در این مدل از یک توکن سهامی و یک توکن ابزاری استفاده می‌‌شود. ابتدا توکن سهامی در یک عرضه‌‌ی همگانی در اختیار سرمایه‌‌گذاران معتبر قرار می‌‌گیرد. سپس توکن ابزاری به صورت یک سود سهام غیرنقدی بین سرمایه گذاری توزیع می‌‌گردد. تولید توکن‌‌های ابزاری بر اساس شمار توکن‌‌های سهامی موجود انجام می‌‌گیرد.

نمونه‌‌های سیستم تک توکنی و دو توکنی

تک توکنی – اتریوم

برنامه‌‌ اتریوم این است که برای برنامه‌‌نویسان در سراسر جهان به یک سوپرکامپیوتر غیر متمرکز تبدیل شود. به این ترتیب همه می‌‌توانند اپلیکیشن‌‌های غیر متمرکز خود را روی بلاک چین‌‌ اتریوم بسازند. هم‌‌اکنون اتریوم از مدل اجماع اثبات کار استفاده می‌‌کند ولی آن‌‌ها می‌‌خواهند با بهره‌‌گیری از پروتکل کسپر (Casper protocol) به سوی مدل اجماع اثبات سهام حرکت کنند. توکن اتریوم اتر (ether) نام دارد و نیروی مورد نیاز سرتاسر اکوسیستم اتریوم را تامین می‌‌کند.

دو توکنی – نئو

نئو (Neo) که به اتریوم چین مشهور است، روی مقیاس پذیری تمرکز کرده است. به همین خاطر از مدل اجماع تلورانس خطای بیزانسی محول شده استفاده می‌‌کند. اکوسیستم نئو دارای دو توکن است. یک توکن به نام NEO که پیش‌‌تر به نام آنت‌‌شرز (Antshares) یا ANS شناخته می‌‌شد و یک توکن به نام GAS که پیش‌‌تر به نام آنت‌‌کوینز (Antcoins) یا ANC شناخته می‌‌شد.

دارندگان توکن NEO از حقوقی در زمینه‌‌ مدیریت و تصمیم‌‌گیری برای شبکه برخوردار هستند. از جمله‌‌ی این حقوق می‌‌توان به دفترداری، تغییرات پارامتر شبکه NEO و غیره اشاره کرد. توکن NEO را نمی‌‌توان به بخش‌‌های کوچک اعشاری تقسیم کرد و کمترین میزان آن 1 است. در حالی که این توکن به دارندگان حق رای دهی و تصمیم‌‌سازی در جامعه‌‌ی نئو می‌‌دهد، توکن GAS نقش سوخت مورد نیاز برای قراردادهای هوشمند و به انجام رسیدن کارها را بازی می‌‌کند. GAS همان طور که از نامش پیداست، سوخت شبکه نئو است. توکنی که به عنوان ارز در اکوسیستم نئو داد و ستد می‌‌شود GAS است و قرار است برای چندین پروژه انگیزه ایجاد کند تا کار خود را وارد فضای اقتصادی نئو نمایند.

آستانه هر دو توکن NEO و GAS برابر با 100 میلیون است. با این وجود GAS برخلاف NEO قابل تقسیم است و کمترین میزان آن 0.00000001 است. یک تفاوت بزرگ دیگر نیز میان این دو وجود دارد. 100 میلیون توکن NEO پیش از این در بلوک پیدایش تولید شده است. بلوک پیدایش نخستین بلوک بلاک چین‌‌ شبکه‌‌ی نئو است. این در حالی است که تولید GAS هنوز به آستانه‌‌ 100 میلیون نرسیده است. این تولید برمبنای یک الگوریتم کاهشی در مدت 22 سال و برای آدرس‌‌های نگهداری از NEO انجام می‌‌گیرد. اگر توکن‌‌های NEO به آدرس دیگری برده شوند، GAS تولید شده نیز این آدرس تازه را خواهد گرفت.

تولید بلوک‌‌ها با وقفه‌‌ی 20-15 ثانیه انجام می‌‌گیرد و هر سال دو میلیون بلوک ساخته می‌‌شود. در آغاز تولید توکن GAS به ازای هر بلوک 8 GAS ساخته می‌‌شود. این میزان هر سال (یا پس از هر دو میلیون بلوک) به اندازه‌‌ی 1 GAS کاهش یافته تا بالاخره به ازای هر بلوک تنها 1 GAS تولید شود. با رسیدن به بلوک 44 میلیونم، مجموع GAS تولیدی به 100 میلیون می‌‌رسد و پس از آن تولید این توکن متوقف خواهد شد. بر اساس الگوریتم موجود:

  • 16% از GAS در سال نخست تولید می‌‌شود.
  • 52% از این توکن‌‌ها در چهار سال نخست ایجاد می‌‌شود.
  • 80% از این توکن‌‌ها در 12 سال نخست ایجاد می‌‌شود.

توکن‌‌های GAS متناسب با داشتن توکن NEO در آدرس‌‌های مربوطه پخش می‌‌شود. دارندگان NEO می‌‌توانند در هر زمان که بخواهند به توکن‌‌های GAS دست یابند.

سه توکنی – استیم

مدل‌‌های سه توکنی هم دیده شده‌‌اند. مانند استیم (Steem) که یک وب‌‌سایت شبکه اجتماعی و وبلاگی مبتنی بر بلاک چین‌‌ است و از سیستم سه توکنی استفاده می‌‌کند. استیم سه کریپتوکارنسی دارد:

  • STEEM
  • قدرت استیم (Steem Power)
  • دلار استیم (Steem Dollars)

STEEM: نخستین رمز ارز شبکه استیمیت (Steemit) رمز ارز STEEM است. این توکن را می‌‌توان در صرافی‌‌های مختلف با بیت کوین، اتریوم و دیگر رمز ارزها مبادله کرد. اگر بخواهید در اداره‌‌ اکوسیستم استیم نقش داشته باشید و رای بدهید باید توکن STEEM خود را به توکن‌‌ قدرت استیم تبدیل کنید. این فرآیند را «قدرت افزایی» (powering up) می‌‌نامند. شما همچنین می‌‌توانید STEEM خود را به دلار استیم تبدیل کنید.

قدرت استیم (SP): توکن‌‌های قدرت استیم در شبکه نقش سرمایه شرکاء را بازی می‌‌کنند. همان طور که گفتیم می‌‌توانید توکن‌‌های STEEM خود را به SP تبدیل کنید. هر واحد از STEEM پس از تبدیل به SP برابر با یک رای است. هرچه توکن‌‌های SP بیشتری داشته باشید، رای بیشتری دارید و بنابراین نفوذ شما در اکوسیستم استیم بیشتر می‌‌شود زیرا:

  • رای‌‌ مثبت (upvote)، رای منفی (downvote) و پرچم (flag) کاربرانی که SP بیشتری دارند از کاربرانی که SP کمتر دارند موثرتر است. به همین خاطر کاربران دارای بیشترین SP بالاترین نفوذ را دارند و اینکه کدام محتوا به صدر برود بیش از همه به آن‌‌ها بستگی دارد.
  • 90% از STEEM ساخته شده به دست کاربران صاحب بیشترین SP می‌‌رسد. این روند یک لایه دیگر به اقتصاد توکنی استیم می‌‌افزاید؛ لایه‌‌ای که در آن افراد برای نگهداری از توکن بیشتر انگیزه پیدا می‌‌کنند. فرآیند تبدیل وارون SP به STEEM را «قدرت کاهی» (powering down) می‌‌نامند.

دلار استیم: استیبل کوین‌‌های اکوسیستم استیم که ارزش آن‌‌ها نسبت به دلار امریکا 1:1 است. دلار استیم واحدی برای اندازه‌‌گیری بدهی کوتاه مدت است. بر اساس وایت پیپر استیم، نگهداری از دلار استیم روشی برای قرض دادن ارزش یک دلار امریکا به جامعه‌‌ی استیم است که برای بهبود رشد آن طراحی شده است.

پایدار کردن قیمت‌‌ها

مورد دیگری که باید در یک مدل اقتصاد توکنی محکم به آن توجه داشت یک مکانیزم پایدار کنندگی است. همان طور که پیش‌‌تر گفتیم، بیشتر ICOها دوست دارند با دادن پاداش اضافه به نخستین سرمایه‌‌گذاران خود جایزه دهند. با این وجود در بسیاری موارد این پاداش‌‌های اضافه از کنترل خارج می‌‌شوند. این رویداد در ICOهایی که وال‌‌ها بیشتر توکن‌‌ها را به دست می‌‌گیرند هم رخ می‌‌دهد. در چنین مواردی ممکن است سناریوهایی به وجود آید که یک سرمایه‌‌گذار روی پایداری قیمت تمامی اکوسیستم نفوذ بیش از اندازه‌‌ای پیدا کند. برای پیشگیری از چنین سناریوهایی، می‌‌بایست یک سیاست پولی نیرومند در پیش گرفت. بانک مرکزی برای پایدار نمودن ارز از سه روش استفاده می‌‌کند:

  • ایجاد تغییر در عرضه پول از راه خرید یا فروش اوراق قرضه دولتی و ارزهای خارجی.
  • ایجاد تغییر در سیاست اعتباری نسبت به دیگر بانک‌‌ها.
  • ایجاد تغییر در نسبت اندوخته‌‌های بانک‌‌ها.

ایجاد تغییر در عرضه پول راهکار بسیار جذابی به نظر می‌‌رسد. ولی روش انجام آن چیست؟ برای دانستن آن باید به مبانی دانش اقتصاد سری بزنیم.

عرضه و تقاضا

فهمیدن مفهوم عرضه و تقاضا بسیار ساده است:

  • هر چه میزان عرضه برای یک محصول بیشتر و میزان تقاضا برای آن کمتر باشد، قیمت آن پایین‌‌تر خواهد بود.
  • هر چه میزان عرضه کمتر و میزان تقاضا بیشتر باشد، قیمت محصول بالاتر خواهد بود.

اقتصاد توکنی چیست؟ (بخش 2)

نقطه دلخواه جایی است که دو منحنی یکدیگر را قطع می‌‌کنند، یعنی تعادل. قیمت‌‌ گذاری روی یک دارایی اغلب تنها به نسبت عرضه و تقاضا بستگی دارد. اکنون باید ببینیم این مساله در اقتصاد توکنی چه نقشی دارد.

گویا بسیاری پروژه‌‌ها از یک مکانیزم تورم و رکود (inflation & deflation) استفاده کرده و عرضه و تقاضای دارایی‌‌های خود را مدیریت می‌‌کنند.

  • بسیاری پروژه‌‌ها با تزریق توکن‌‌های تازه به اکوسیستم خود میزان عرضه کلی را افزایش می‌‌دهند. برای نمونه EOS هر ساله نرخ تورم 5% دارد. در EOS از توکن‌‌های جدید برای پاداش دادن به سازندگان بلوک و افزایش جریان توکن در اکوسیستم استفاده می‌‌شود.
  • از سوی دیگر بسیاری پروژه‌‌ها سکه‌‌های خود را برای همیشه از بین می‌‌برند. بایننس (Binance) از روش حذف توکن استفاده می‌‌کند و با این کار عرضه توکن‌‌ را در کنترل خود نگه می‌‌دارد. بهتر است نگاهی به روند کار بایننس بیندازیم تا مدل مورد استفاده آن‌‌ها را بهتر بفهمیم.

توکن سوزی در بایننس

اقتصاد توکنی چیست؟ (بخش 2)

بایننس با استفاده از یک تابع قرارداد هوشمند به نام «تابع سوختن» (burn function) به صورت دوره‌‌ای برنامه‌‌ی سوزاندن سکه (Coin Burn) برگزار می‌‌کند. به طور کلی 200 میلیون توکن BNB (سکه بایننس) وجود خواهد داشت. برنامه‌‌ی حذف هر سه ماه یکبار برگزار می‌‌شود و در پایان 100,000,000 BNB از بین خواهد رفت. شمار سکه‌‌هایی که بایننس در هر بار می‌‌سوزاند به شمار مبادلات انجام شده در صرافی طی یک دوره‌‌ی سه ماهه بستگی دارد. پس از هر دوره، بایننس بر اساس حجم کل مبادلات تعدادی توکن BNB می‌‌سوزاند.

حذف سکه چگونه انجام می‌‌شود؟

حذف یا سوزاندن سکه‌‌ها برمبنای دستور زیر انجام می‌‌شود:

  • یکی از صاحبان سکه تابع سوزاندن را درخواست می‌‌کند و اعلام می‌‌دارد که قصد دارد تعداد مشخصی BNB بسوزاند.
  • سپس قرارداد هوشمند بررسی می‌‌کند که آیا کاربر بیش از آنچه که اعلام کرده می‌‌خواهد بسوزاند در کیف پول خود دارد یا خیر.
  • اگر کاربر به اندازه‌‌ی کافی توکن BNB نداشته باشد تابع سوزاندن اجرا نمی‌‌شود.
  • اگر کاربر BNB کافی را داشته باشد تعداد سکه‌‌ی اعلام شده از کیف پول وی کسر می‌‌گردد. سپس مجموع عرضه‌‌ی سکه آپدیت می‌‌شود و سکه‌‌ها سوزانده می‌‌شوند.
  • سکه‌‌ها پس از سوزانده شدن برای همیشه نابود می‌‌شوند و امکان بازگرداندن آن‌‌ها وجود ندارد.

توجه: سوزاندن یک کریپتوکارنسی تضمین نمی‌‌کند که ارزش توکن‌‌های باقیمانده بالا رود. تنها به این خاطر که سکه‌‌های کمتری در گردش هستند، خریداران بالقوه حاضر به پرداخت پول بیشتر در ازای آن‌‌ها نیستند.

توزیع و سرعت توکن

پیش از این به موضوع توزیع توکن نگاه مختصری داشتیم. در این بخش می‌‌خواهیم کمی روی این موضوع دقیق‌‌تر شویم. مقالاتی که ما برای پژوهش خود از آن‌‌ها استفاده می‌‌کنیم هر دو نوشته‌‌ی «کایل سامانی» (Kyle Samani) هستند.

توزیع توکن

همان طور که پیش‌‌تر گفتیم، یک مدل غیر متمرکز موفق نیازمند توزیع گسترده‌‌ی توکن‌‌ها در اکوسیستم است. بدترین حالت ممکن این است که حجم زیادی از ثروت در دست چند عضو محدود جمع شود. انباشت ثروت در هر اکوسیستم را می‌‌توان به وسیله ضریب جینی (Gini coefficient) اندازه گرفت. هرچه ضریب جینی بزرگ‌‌تر باشد، ثروت انباشته‌‌تر خواهد بود. کریپتوکارنسی‌‌ها در مقایسه با ارزهای فیات ضریب جینی بسیار بزرگ‌‌تری دارند، زیرا شمار سرمایه‌‌گذاران آن‌‌ها کمتر است.

اقتصاد توکنی چیست؟ (بخش 2)

گراف بالا میزان هر کریپتوکارنسی را در 500 کیف پول نخست نشان می‌‌دهد. جالب اینجاست که رمز ارزهای تثبیت شده‌تر مانند BTC, BCH, ETH و LTC  نسبت به دیگران ضریب جینی کوچکتری دارند. این تفاوت دو دلیل دارد:

  • کریپتوکارنسی‌‌های تثبیت شده‌تر همگی عمر بیشتری دارند. بنابراین ممکن است نخستین دارندگان این رمز ارزها با گذشت زمان سکه‌‌های خود را فروخته باشند.
  • BTC, BCH, ETH و LTC  همگی از مکانیزم اجماع اثبات کار (POW) استفاده می‌‌کنند. با توجه به اینکه اجرای POW پرهزینه است، ماینرها باید پاداش‌‌های بلوک گرفته شده‌‌ی خود را بفروشند تا هزینه‌‌های نگهداری از سیستم تامین شود.

امروزه بسیاری از کریپتوها ترجیح می‌‌دهند از مکانیزم اثبات سهام استفاده کنند. مکانیزمی که به نگهداری از سخت‌‌افزار نیاز ندارد و اعتبارسنج‌‌ها (validators) را به نگهداری یک سهم در سیستم تشویق می‌‌کند. این رویکرد مزایای خود را دارد که در بخش سرعت توکن به آن‌‌ها خواهیم پرداخت، ولی از سوی دیگر باعث انباشت ثروت و بالا رفتن ضریب جینی می‌‌شود. توکن‌‌های لایه 2 عمدتا POS (اثبات سهام) هستند، به همین خاطر نیازی ندارند تا اعتبارسنج برای نگهداری از سیستم توکن‌‌های خود را بفروشد.

پرسش اینجاست که برای گسترده‌‌تر کردن توزیع چه می‌‌توان کرد؟ بیایید نگاهی بیندازیم به تلاش‌‌هایی که تا به امروز در راستای توزیع توکن انجام گرفته است.

تلاش‌‌های پیشین در راستای توزیع توکن

#1 فروش همگانی

ICOها رایج‌‌ترین روش در زمینه توزیع توکن هستند. این روش در ابتدا بسیار مفید بود، ولی مدتی است که کارایی گذاشته را ندارد. بیایید نگاهی به ICO BAT بیندازیم. این ICO توانست 35 میلیون دلار پول گردآوری کند، آن هم در عرض 30 ثانیه. برای یک لحظه به آن بیندیشید. زمانی که ما برای نوشتن این پاراگراف گذاشتیم کافی بود تا BAT سرمایه‌‌ مورد نیاز خود را به دست آورد.

یک خریدار برای خریدن توکن‌‌های BAT به اندازه‌‌ 4.7 میلیون دلار اتر پرداخت کرد. کاربر دیگری کارمزدهای استخراج خود به ارزش 6000 دلار را پرداخت تا جایگاه خود را در بالای فهرست تضمین کند. تنها 130 نفر توکن‌‌های BAT را خریدند و نیمی از آنچه عرضه شده بود از سوی پنج نفر خریداری شد. در اینجا می‌‌توانید نمودار کلوچه‌‌ای توزیع توکن BAT را ببینید:

اقتصاد توکنی چیست؟ (بخش 2)

روشن است که توکن‌‌های BAT به صورت غیر متمرکز و یکدست توزیع نشده است.

#2 ایردراپ

ایردراپ (Airdrop) یا بارریزی هوایی فرآیندی است که در آن یک شرکت بدون دریافت هیچ هزینه‌‌ای توکن‌‌های خود را در کیف پول‌‌ کاربران مشخصی پخش می‌‌کند. توکن‌‌های لایه 2 را می‌‌توان برای کاربران و متناسب با میزان توکن‌‌های لایه 1 آن‌‌ها ایردراپ کرد. همان گونه که در گراف‌‌های ضریب جینی دیدیم، بلاک چین‌‌‌‌های لایه 1 که به خوبی جا افتاده‌‌اند (مانند EOS، اتریوم و غیره) تقریبا از توزیع خوبی برخوردار هستند. شرکت‌‌ها می‌‌توانند با ایردراپ کردن توکن‌‌های خود برای دارندگان توکن‌‌های بلاک چین‌‌ مادر از مزیت توزیع برخوردار شوند.

#3 استخراج مرکل

لایوپیر (Livepeer) یا LPT یک پروتکل باز است که امکان ترنس‌‌کد کردن (transcoding) ویدئو را به صورت غیر متمرکز و بی‌‌مجوز فراهم می‌‌سازد. شبکه لایوپیر که در ماه می سال 2018 راه‌‌اندازی شد، از روشی به نام استخراج مرکل (Merkle mining) استفاده می‌‌کند. کایل سامانی می‌‌گوید:

« استخراج مرکل همانند استخراج است با این تفاوت که به جای اجرا کردن هش برای یافتنی مقدار هش کمتر از آستانه، ماینرهای مرکل می‌‌بایست با ساختن اثبات مرکل (Merkle proof) نشان دهند که یک آدرس مشخص اتریوم در میان مجموعه اکانت‌‌هایی است که در یک ارتفاع بلوک دسته‌‌کم X ETH دارند ».

محاسبه اثبات مرکل قطعی است و می‌‌توان آن را از پیش حساب کرد و به مانند POS نیازی به محاسبات سنگین ندارد. استخراج مرکل، ماینرهای مرکل را مجبور می‌‌کند هزینه‌‌های به وجود آمده‌‌ برحسب ETH را جبران کنند، زیرا آن‌‌ها برای ذخیره کردن اثبات‌‌ در شبکه‌‌ اتریوم باید Gas مصرف کنند.

این روش مزایایی دارد. از جمله اینکه:

  • از بند محدودیت‌‌های قانونی ICO رها است.
  • بی‌‌مجوز و جهانی است و می‌‌توان در همه جا آن را اجرا کرد.
  • مانند POW نیازی به سخت‌‌افزار ویژه ندارد و مانند POS نیازی به سرمایه اولیه ندارد.

سرعت توکن

اکنون به بخش دیگر بحث رسیدیم. تا به اینجا از اهمیت ایجاد جریان‌‌های توکن و برقرار کردن یک شبکه‌‌ی توزیع گسترده گفتیم. ولی یک مدل چند لایه و انبوه از اقتصاد توکنی باید به جوانب مختلفی توجه داشته باشد. در مورد توکن، یکی از مواردی که باید به آن توجه داشت سرعت توکن (token velocity) است.

بیشتر توکن‌‌های موجود در بازار تنها واسطه‌‌های ساده‌‌ای برای داد و ستد هستند و بیرون از فرآیند ساده‌‌ی پرداخت با توکن کاربرد دیگری ندارند. به همین خاطر است که این توکن‌‌ها خیلی زود دست به دست می‌‌شوند و مدام با آن‌‌ها تراکنش انجام می‌‌شود. به بیان دیگر آن‌‌ها سرعت زیادی دارند. اگر بخواهیم سرعت توکن را صرفا برحسب ریاضی تعریف کنیم باید بگوییم:

میانگین ارزش شبکه / مجموع حجم تراکنشی = سرعت توکن

اگر در این فرمول جابه‌‌جایی انجام دهیم:

سرعت توکن / مجموع حجم تراکنشی = میانگین ارزش شبکه

این تعریف ما را به دو نتیجه می‌‌رساند:

  • هرچه سرعت توکن بیشتر باشد میانگین ارزش شبکه کمتر است.
  • هرچه حجم تراکنشی بیشتر باشد سرعت توکن بیشتر است.

سرعت توکن چگونه کاهش می‌‌یابد؟

هر پروژه برای کاهش سرعت توکن‌‌های خود می‌‌تواند یکی از روش‌‌های زیر را به کار گیرد:

  • مدل سود – سهم (Profit-share model): کاربران یک شبکه می‌‌توانند در ازای کارهایی که انجام می‌‌دهند برحسب توکن‌‌های ویژه‌‌ آن شبکه پاداش بگیرند. برای نمونه، شبکه‌‌ی اوگر (Augur) به دارندگان توکن REP در ازای انجام کار در شبکه پاداش می‌‌دهد. اکنون پرسش اینجاست که مدل سود – سهم چگونه سرعت توکن را کاهش می‌‌دهد؟ از آنجایی که توکن‌‌ها از سود به دست آمده تولید می‌‌شوند، اگر ارزش توکن‌‌ پایین باشد سود حاصل نیز پایین خواهد بود و برعکس.
  • پروتکل اثبات سهام: در پروتکل اثبات سهام (POS) کاربران برای دستیابی به حقوقی در زمینه اداره اکوسیستم بخشی از توکن‌‌های خود را قفل می‌‌کنند. پس از قفل شدن توکن‌‌ها امکان خرج کردن آن‌‌ها وجود ندارد. این کار به شدت از سرعت توکن‌‌ها می‌‌کاهد.
  • توکن سوزی: پیش‌‌تر توضیح دادیم که سوزاندن یا حذف کردن توکن‌‌ها چگونه انجام می‌‌شود. از آنجایی که با حذف توکن‌‌ها عرضه آن‌‌ها کاهش می‌‌یابد، دارندگان در خرج کردن توکن‌‌های خود تردید خواهند کرد.
  • گیمیفیکیشن (Gamification): گیمیفیکیشن کاربران را تشویق می‌‌کند برای بهره‌‌مندی از مزایای گوناگون توکن‌‌های خود را نگه دارند. برای نمونه، یونا (YouNow) از توکن‌‌های مخصوصی به نام PROPS استفاده می‌‌کند. کاربران می‌‌توانند با این توکن‌‌ها با سازندگان محتوا پاداش دهند. سازندگان نیز می‌‌توانند توکن‌‌های دریافتی را بفروشند یا نگه دارند. نگه داشتن توکن رتبه‌‌ی سازندگان محتوا را بالا می‌‌برد و امکان شناخته شدن آن‌‌ها را بیشتر می‌‌کند.
  • منبع ارزش (Store of value): این روش بسیار نادر است و تنها برجسته‌‌ترین رمز ارزها توانسته‌‌اند به منبع ارزش حقیقی تبدیل شوند. دو گونه توکن وجود دارد که توانایی تبدیل شدن به منبع ارزش واقعی را دارا می‌‌باشند:

گونه‌‌ نخست، پروژه‌‌هایی که پایه‌‌های نیرومندی دارند و طراحی توکن‌‌ در آن‌‌ها بسیار عالی است. این توکن‌‌ها به مرور زمان ارزش بالای خود را پیدا می‌‌کنند. بیت کوین یک نمونه‌‌ی عالی از توکن‌‌های منبع ارزش است که به مرور زمان ارزشمند گردید.

گونه دوم استیبل کوین‌‌ها هستند. برای نمونه دای (Dai) یک استیبل کوین است. کاربران می‌‌توانند دارایی‌‌های و سودهای کریپتوی خود را به استیبل کوین‌‌هایی مانند دای تبدیل کرده و قیمت آن‌‌ها را صرف نظر از رفتار بازار ثابت نگه دارند.

در هر دو مورد، کاربران انگیزه پیدا می‌‌کنند به جای فروختن توکن‌‌های خود آن‌‌ها را نگه دارند.

نتیجه‌‌

اکنون تمام موارد گفته شد و دوره دو بخشی ما از « اقتصاد توکنی چیست؟» به پایان رسید. این موضوع آنقدر گسترده است که مطمئن هستیم برخی المان‌‌ها را از قلم انداخته و پوشش نداده‌‌ایم. با این وجود آنچه که تا به اینجا پوشش داده شد برای آشنایی با مبانی اقتصاد توکنی کافی است. امیدواریم درس‌‌هایی که در این آموزش‌‌ها یاد گرفته‌‌اید الهام بخش شما در به وجود آوردن توکن با مبانی اقتصاد توکنی باشد و در نهایت باعث ورود هرچه بیشتر ارزش به این اکوسیستم شود.

منبع

شاید از این مطالب هم خوشتان بیاید.

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.