اقتصاد توکنی (Tokenomics) چیست؟ (قسمت اول)

در زمان نگارش مقاله حاضر، ارزش بازار کل رمز ارزها ۱۷۰ میلیارد دلار است. اگر شما نیز دوست دارید در این بازار سهمی داشته باشید، توصیه می‌کنیم تا پیش از ورود کمی در این باره مطالعه کنید. توکن‌های زیادی وجود دارند که هر یک از مدل توکن یا «اقتصاد توکنی» خود استفاده می‌کنند. برای اینکه به دانش کاملی در مورد اقتصاد توکنی دارایی هدف خود دست پیدا کنید، باید وایت‌پیپر آن را به دقت مطالعه کنید. هدف از این راهنما، معرفی نحوه کار اقتصاد توکنی به طور پایه‌ای است.

0 112

اقتصاد توکنی

یک توکن چیست؟

در زندگی واقعی، توکن چیزی است که به عنوان نماینده قابل دیدن یا لمس یک حقیقت، کیفیت، احساس و غیره مورد استفاده قرار می‌گیرد. اگر اکنون جیب خود را خالی کنید احتمالا توکن‌های زیادی پیدا می‌کنید که نماینده چیزی در زندگی حقیقی هستند.

  • کارت عضویت باشگاه ورزشی شما یک توکن و نمایانگر این حقیقت است که شما عضو یک باشگاه ورزشی هستید.
  • گواهینامه رانندگی شما یک توکن و نمایانگر این حقیقت است که شما دوره آموزش مورد نیاز برای رانندگی در کشور خود را گذرانده‌اید.
  • کارت کلید هتل شما نشان می‌دهد که مبلغ مورد نیاز برای اتاق هتل خود را پرداخت کرده‌اید.

به طور مشابه، در دنیای کریپتو، توکن نماینده «چیزی» در اکوسیستم به خصوص آن است. آن «چیز» می‌تواند. ارز، سهم، حق رای یا هر چیز دیگر باشد. توکن‌ها به یک نقش خاص محدود نبوده و می‌توانند نقش‌های متفاوتی در اکوسیستم بومی خود ایفا کنند. یک توکن، یک دارایی یا منفعت است که شرکتی در اختیار داشته و عموما طی یک فروش عمومی در اختیار سرمایه‌گذاران خود قرار می‌دهد.

اقتصاد توکنی (Tokenomics) چیست؟

اقتصاد توکنی از دو کلمه تشکیل شده است: «اقتصاد» و «توکن». اقتصاد توکنی ، کیفیت توکنی است که کاربران/سرمایه‌گذاران را به به‌کارگیری آن و کمک به رشد اکوسیستم پیرامون پروژه زیربنایی آن توکن ترغیب می‌کند. منظور از «کیفیت» چیست؟ به زبان ساده، هرچیز که بر ارزش یک توکن تاثیرگذار باشد، بخشی از اقتصاد توکنی است. اقتصاد توکنی مبحثی گسترده بوده و اجزای مختلفی را شامل می‌شود. بگذارید تا تک تک به آن‌ها بپردازیم.

تیم

نیازی به گفتن نیست که یک پروژه معتبر باید یک تیم سازنده قابل اعتماد داشته باشد. افراد سازنده پروژه در پتانسیل مورد استقبال قرار گرفتن آن تاثیر بسزایی دارند. اجازه دهید تا مثالی بزنیم.

اقتصاد توکنی (Tokenomics) چیست؟ (قسمت اول)

چیزی که در تصویر بالا می‌بینید تیم سازنده Basic Attention Token یا به طور خلاصه BAT هستند. یکی از دلیل اصلی مورد استقبال قرار گرفتن BAT تیم آن است. موسس BAT برندن آیک (Brendan Eich) است که همچنین خالق جاوااسکریپت و موزیلا فایرفاکس نیز بوده است. به علاوه، تیم پیرامون وی نیز بااستعداد و بااعتبار هستند.

تخصیص توکن

یکی دیگر از مسائل مهم که باید به آن پرداخته شود این است که توکن پس از فروش جمعی چگونه توزیع خواهد شد. می‌توانید این جزئیات را در وایت‌پیپر این پروژه بیابید. همچنین باید دوره توقف معامله مربوط به توکن‌های داده شده به تیم و مشاوران را نیز بررسی کرد. بنیان‌گذاران/خالقانی که به دنبال پتانسیل بلندمدت پروژه‌های خود هستند، دوره توقف معامله‌ای طولانی خواهند داشت.

روابط عمومی و برندینگ

یکی از جوانب مهم یک پروژه کریپتو جامعه آن است. بدون یک جامعه خوب،‌ پروژه چیزی نخواهد داشت. اهمیتی ندارد که پروژه شما اساسا چقدر بی‌عیب است، باید به خریداران بالقوه خود یا به عبارت دیگر جامعه، توجه کرده و با آن‌ها با احترام رفتار کنید. پروژه‌های دارای فعال‌ترین جوامع، عمدتا توکن‌های پایدارتری دارند.

بسیاری از پروژه‌های کریپتو نظر مثبتی نسبت به حمایت از جامعه ندارند و همه توان خود را صرف ساخت پروژه می‌کنند. در حالی که تمرکز کامل بر ساخت یک پروژه عالی اصلا اشکالی ندارد، اما نباید جامعه را در این فرآیند نادیده گرفت. پروژه‌ها باید اطمینان حاصل کنند که یکی از افراد تیم آن‌ها به طور دائم با کاربران در تعامل است.

مدل کسب و کار

یکی از مهم‌ترین عواملی که باید بررسی شود، مدل کسب و کار پروژه است. پروژه‌ها باید مدل قدرتمندی داشته باشند تا بتوانند بر اساس آن پول کسب کنند. سکه‌های کریپتو مانند بیت کوین و بیت کوین کش (BCH) تنها با هدف پرداخت مورد استفاده قرار می‌گیرند، بنابراین نیازی به مدل‌های کسب و کار پیچیده ندارند. اما اپلیکیشن‌های غیر متمرکز که هدف آن‌ها چیزی فراتر از سیستم‌های پرداخت است باید یک مدل کسب و کار قدرتمند داشته باشند.

به عنوان مثال: مدل Golem این است که از توکن‌های GNT برای دسترسی به منابع آن استفاده شود. به طور مشابه در EOS، شما باید سهم‌گیری کرده و بنابراین توکن خود را نگاه دارید و منابع مورد نیاز برای اجرای Dappهای خود را در اختیار داشته باشید.

کارکرد در دنیای واقعی

موضوع دیگری که باید به آن توجه کنید تا چشم‌انداز مناسبی از اقتصاد توکنی پروژه داشته باشید، کارکرد در دنیای واقعی است. به عبارت دیگر، آیا این پروژه ارزشی حقیقی برای رقابت در بازار به همراه دارد؟ آیا پروژه به طور کامل بر این توکن متکی است؟ اگر اینطور است، آیا پروژه ارزش سرمایه گذاری دارد؟

جنبه قانونی

پس از این که ICOها در سال ۲۰۱۷ و ۲۰۱۸ مبالع هنگفتی را جمع‌آوری کردند، تحت نظرات فزاینده قانونی از طرف نهادهای مختلف دولتی قرار گرفتند. پروژه‌ای که توجه شما را جلب کرده است باید قانونا از تمام مقررات کشور متبوع خود تبعیت کند. این پروژه باید یک تیم حقوقی داشته باشد که امور مربوط به تبعیت از قانون را انجام دهد.

ساختار توکن

آخرین موردی که باید مد نظر قرار گیرد، ساختار توکن و تناسب آن با پروژه است. این موضوع بسیار گسترده است و ما در بخش‌های آینده به شکلی تقریبا انحصاری بر آن تمرکز خواهیم کرد.

انواع توکن

اما پیش از آن که ادامه دهیم، باید دقیقا درک کنیم که با چه نوع توکنی روبرو هستیم. دسته‌بندی‌های متفاوتی برای توکن‌ها وجود دارند، بیاید برای کسب درکی بهتر به برخی از این دسته‌بندی‌ها نگاهی داشته باشیم.

لایه ۱ در برابر لایه ۲

لایه ۱ بلاک چین اصلی/زیربنایی است. توکنی که این بلاک چین را به کار می‌اندازد توکن لایه ۱ است. لایه ۲ Dappها/ICOهایی هستند که بر پایه این بلاک چین زیربنایی ساخته شده‌اند. بیایید برای درک بهتر موضوع یک مثال را بررسی کنیم.

OmiseGO پروژه‌ای است که بر روی بلاک چین اتریوم ساخته شده است. در این مورد، اتریوم لایه ۱ بوده و اتر، توکن لایه 2، آن را به کار می‌اندازد. OmiseGO لایه ۲ است و OMG، توکن لایه ۲ آن را به کار می‌اندازد.

در این مورد، سلامت اپلیکیشن لایه ۲ کاملا به سلامت کلی لایه ۱ وابسته است. اگر بلاک چین لایه ۱ مشکلی مانند هک شدن یا یک باگ داشته باشد، روی سلامت کلی لایه ۲ نیز اثر خواهد گذاشت. در حال حاضر بسیاری از پروژه‌ها تلاش می‌کنند تا در حد امکان لایه ۱ و ۲ را از یکدیگر مستقل نگاه دارند، اما اینکه گفته شود این دو لایه هیچ ارتباطی با یکدیگر ندارند، اصلا درست نیست.

حال اگر اپلیکیشن لایه ۲ درست کار کند، برای لایه ۱ انعکاس خوبی خواهد داشت. به همین دلیل، بسیاری از پروژه‌های لایه ۱ بسیار تلاش می‌کنند تا بیشترین توسعه‌دهندگان ممکن را به بستر خود جذب کنند. هرچه کیفیت اپلیکیشن‌های لایه ۲ بهتر باشد، ارزش شبکه لایه ۱ بیشتر است.

زنجیره اصلی در برابر زنجیره فورک شده

دسته‌بندی دوم بیشتر به پروتکل لایه ۱ مربوط می‌شود. به زبان ساده، این که آیا پروتکل مورد نظر پروتکل اصلی است یا از یک پروتکل دیگر فورک شده است. بیت کوین و اتریوم نمونه‌هایی از پروتکل‌های زنجیره اصلی هستند.

ZCash، بیت کوین‌کش، لایت کوین و غیره همگی نمونه‌هایی از زنجیره ‌های فورک شده هستند، چرا که از پروتکل اصلی بیت کوین فورک شده‌اند.

کارکرد در برابر امنیت

اقتصاد توکنی (Tokenomics) چیست؟ (قسمت اول)

از آنجایی که بیشتر ICOها در واقع فرصت سرمایه گذاری در خود آن شرکت هستند، می‌توان بیشتر توکن‌ها را اوراق بهادار دانست. اما اگر توکنی بر اساس آزمون Howey اوراق بهادار تلقی نشود، سپس به عنوان توکن کاربردی (Utility Token) دسته‌بندی خواهد شد. این توکن‌ها تنها یک محصول یا یک سرویس را در اختیار کاربران می‌گذارند. آن‌ها را مانند ژتون گیت‌های ورودی در نظر بگیرید.

آنطور که جرمی اپشتاین (Jeremy Epstein) مدیر عامل Never Stop Marketing می‌گوید، توکن‌های کاربردی می‌توانند:

  • به دارندگان حق استفاده از شبکه را اعطا کنند
  • به دارندگان حق بهره‌ بردن از شبکه از طریق رای‌دهی را اعطا کنند
  • از آنجایی که سقفی برای حداکثر توکن‌های موجود وجود دارد، ارزش توکن ممکن است به دلیل توازن عرضه و تقاضا بالا رود.

از طرف دیگر، یک توکن کریپتو که آزمون Howey را با موفقیت پشت سر می‌گذارد یک توکن بهادار (Security Token) در نظر گرفته می‌شود. ارزش این توکن‌ها عموما وابسته به یک دارایی خارجی و قابل معامله هستند. از آن‌جایی‌که این توکن‌ها اوراق بهادار محسوب می‌گردند، تحت مقررات فدرال اوراق بهادار قرار می‌گیرند. اگر ICO از مقررات تبعیت نکند، ممکن است متحمل جریمه شود.

تبدیل‌پذیر در برابر تبدیل‌ناپذیر

اقتصاد توکنی (Tokenomics) چیست؟ (قسمت اول)

به گفته Investopedia، «تبدیل‌پذیری به معنی قابلیت جابجایی یک کالا یا دارایی با یک کالا یا دارایی دیگر از همان نوع است.»

بنابراین، چه چیز تبدیل‌پذیر (Fungibility) و چه چیز تبدیل‌ناپذیر (Non- Fungibility) است؟

اگر ۱۰۰ دلار از دوست خود قرض بگیرید، و ۱۰۰ دلار دیگر به او بازگردانید، مشکلی وجود ندارد. در حقیقت، می‌توانید به دوست خود ۲ اسکناس ۵۰ دلاری یا ۱۰ اسکناس ۱۰ دلاری بدهید. هیچ مشکلی نخواهد بود، چرا که دلار (یا به طور کلی اسکناس‌های کاغذی) عموما تبدیل‌پذیر هستند.

از طرف دیگر، در مورد یک شیء کلکسیونی چطور؟

به عنوان مثال: تصور کنید که به دلیلی یک نقاشی پیکاسو را برای یک روز از دوست خود قرض گرفته‌اید. حال، چه خواهد شد اگر زمانی که باید آن را به وی بازگردانید، یک نقاشی پیکاسوی دیگر به وی بدهید؟ یا حتی بدتر از آن، چه می‌شود اگر به جای این که نقاشی را به او بدهید تکه‌های آن را به او بازگردانید؟

در هر صورت، اگر شما را نکشد شانس آورده‌اید.

چرا اینگونه است؟

نقاشی و هر شیء کلکسیونی دیگر، بر خلاف ارز، تبدیل‌ناپذیر هستند.

ارزها به خاطر تبدیل‌پذیری خود ارزش بیشتری پیدا می‌کنند. هرچه یک ارز بیشتر مورد توجه و مورد قبول باشد، افراد بیشتری از آن استفاده می‌کنند و بنابراین ارزش مفروض آن بیشتر خواهد شد. بنابراین، اگر پرداخت یکی از کارکردهای اصلی توکن مورد نظر شما باشد، باید تبدیل‌پذیر بودن یا نبودن آن را بررسی کنید.

اگر توکن شما یک کالکتیبل باشد، تبدیل‌ناپذیری یک ویژگی است که باید به دنبال آن باشید. مثلا توکن cryptokitties نمونه‌ای از یک توکن تبدیل‌ناپذیر است. این توکن ارزش خود را مدیون منحصر به فرد بودن خود است.

جریان توکن (Token Flow)

عناصر مختلفی وجود دارند که باید برای درک ساختار یک توکن در نظر داشته باشید. ابتدا، بیایید به جریان توکن بپردازیم.

درک این که توکن چگونه در اکوسیستم جریان پیدا می‌کند، برای درک اقتصاد توکنی ذاتی آن حیاتی است. زمانی که پروژه‌ای را بررسی می‌کنید، باید موارد زیر را در نظر داشته باشید:

  • این پروژه در بلندمدت چه برنامه‌ای برای ساخت یک اکوسیستم پایدار دارد؟
  • توکن‌ها چگونه به اکوسیستم تزریق می‌شوند؟ توکن‌ها چگونه اکوسیستم را ترک می‌کنند؟
  • چگونه به هر یک از شرکت‌کنندگان برای عمل با بیشترین قابلیت ممکن انگیزه داده می‌شود؟

جریان توکن در لایه ۱

اکنون، بیاید از منظر توکن‌های لایه ۱ نگاهی به این موارد داشته باشیم. توکن‌های لایه ۱ به جز عمل به عنوان یک نوع پرداخت، اقتصاد توکنی را به صورت زیر تقویت می‌کنند:

  • ایجاد انگیزه در شرکت‌کنندگان.
  • توسعه بستر

ایجاد انگیزه در شرکت‌کنندگان

بیت کوین پروتکل لایه ۱ اصلی است. با وجود این که بر اساس مدلی ساده یک سیستم پرداخت است، با اتکا به نودهای مشخصی اجرا می‌شود که ماینر نامیده می‌شوند. بیت کوین بر اساس پروتکل اجماع اثبات کار (POW) کار می‌کند.

بیایید نحوه کار پروتکل اثبات کار در بلاک چین را به طور خلاصه بررسی کنیم.

  • ماینرها پازل‌های رمزنگاری را حل می‌کنند تا یک بلاک را «استخراج» کرده و آن را به بلاک چین اضافه نمایند.
  • این فرآیند نیازمند میزان بسیار زیادی انرژی و مصرف رایانشی است. این پازل‌ها به نوعی طراحی شده‌اند که حل آن‌ها برای سیستم دشوار باشد.
  • زمانی که یک ماینر پازلی را حل می‌کند، بلاک خود را برای تایید در اختیار شبکه قرار می‌دهد. در صورت تایید، بلاک به بلاک چین افزوده می‌شود.

اما با توجه به این که استخراج به صورت عامدانه هزینه‌بر است، چه چیز به این ماینرها برای ارائه عملکرد خوب انگیزه می‌دهد؟ ماینر، یا به طور دقیق‌تر استخری که ماینر به آن تعلق دارد، برای یافتن بلاک معتبر پاداش بلاکی دریافت می‌کند که در حال حاضر ۱۲٫۵ BTC است.

این یکی از نمونه‌های ایجاد انگیزه مثبت در یک اکوسیستم کریپتو است. نمونه‌های ایجاد انگیزه منفی نیز وجود دارند.

اتریوم برنامه دارد تا از طریق پروتکل Casper به سازوکار اجماع اثبات سهام (POS) مهاجرت کند. اما POS چگونه کار می‌کند؟

این نحوه کار این فرآیند است:

  • تاییدکنندگان باید مقداری از سکه‌های خود را به عنوان سهم مسدود کنند.
  • آن‌ها سپس سنجش اعتبار بلاک‌ها را آغاز می‌کنند. یعنی، زمانی که بلاکی را کشف کنند که گمان داشته باشند می‌توانند به چین اضافه کنند، با شرط‌بندی بر سر آن، اعتبار آن را تایید می‌کنند.
  • اگر بلاک اضافه شود، تاییدکننده پاداشی متناسب با شرط‌بندی خود دریافت می‌کند.

این روند ساده به نظر می‌رسد، اما انگیزه منفی چگونه کار می‌کند؟ اگر یکی از تاییدکنندگان اتریوم تلاش کند تا به نحوی خرابکارانه فعالیت کند، سپس یک سازوکار برش (اسلشینگ) وارد عمل می‌شود.

به عبارت دیگر، اگر شما خلاف منافع سیستم فعالیت کنید، سهمی که در سیستم قرار داده‌اید بلافاصله حذف خواهد شد. به این ترتیب اطمینان حاصل می‌شود که شرکت‌کنندگان در سیستم مطابق جریان توکن تثبیت شده عمل می‌کنند.

توسعه بستر

به گفته CZ مدیر عاملBinance ، «برای این که صنعت ما رشد کند، به کارآفرینان بیشتری نیاز داریم تا پروژه‌های حقیقی بسازند.»

او تنها کسی نیست که اینگونه فکر می‌کند. هم بنیان‌گذار اتریوم ویتالیک بوترین (Vitalik Buterin) و هم بنیان‌گذار Tron جاستین سان (Justin Sun) جوامع خود را تشویق می‌کنند تا در بلاک چین‌های خود پروژه‌های حقیقی بسازند.

بسیار خب، پس برخی از نوابغ دنیای بلاک چین تمایل دارند تا Dappهای بیشتری بر روی بسترهای بلاک چینی ساخته شوند. برای این که ارتباط بین ساخت پروژه‌های بیشتر روی یک شبکه و ارزش خود آن شبکه را درک کنیم، باید به قانون متکالف (Metcalfe) نگاهی داشته باشیم.

قانون متکالف نظریه‌ای در مورد اثر شبکه است. به نقل از ویکی‌پدیا، «قانون متکالف تصریح می‌کند که ارزش یک شبکه مخابراتی با مربع تعداد کاربران متصل به سیستم متناسب است (n2).»

این قانون را باب متکالف، مخترع اترنت و یکی از بنیان‌گذاران 3Com فرموله کرده است.

اقتصاد توکنی (Tokenomics) چیست؟ (قسمت اول)

تصویر از: اندرو چن (Andrew Chen)

بسیار خب،‌ این سخن به چه معنا است و چه اهمیتی دارد؟ به زبان ساده، قانون متکالف بیان می‌کند که هر چه تعداد افراد بیشتری در یک شبکه حضور داشته باشند، ارزش آن شبکه بیشتر است.

بیایید به مثال تلفن‌ها بازگردیم.

اگر تنها یک نفر یک تلفن داشت، آن تلفن ارزشی نداشت. اما اگر دو نفر یا بیشتر تلفن داشته باشند، ارزش تلفن بلافاصله بیشتر می‌شود چرا که این افراد با یکدیگر تماس گرفته و به یکدیگر اطلاعات ارائه می‌دهند.

در حقیقت، می‌توانیم این موضوع را از طریق طرح زیر نشان دهیم:

اقتصاد توکنی (Tokenomics) چیست؟ (قسمت اول)

تصویر از: ویکیپدیا

همانطور که طرح بالا نشان می‌دهد، اگر در یک شبکه دو تلفن داشته باشید، می‌توانید تنها یک اتصال برقرار کنید. اگر ۵ تلفن وجود داشته باشد، سپس می‌توانید تا ۱۰ اتصال برقرار کنید. اما، اگر در یک شبکه ۱۲ تلفن وجود داشته باشد، می‌توانید ۶۶ اتصال برقرار کنید. این رشد نمایی بسیار چشم‌گیر است!

به علاوه، مسئله دیگری در مورد شبکه‌ها که نباید فراموش شود این است که شبکه‌ها عموما زندگی جداگانه‌ای دارند. یعنی هر چه افراد بیشتری از آن استفاده کنند، کاربران بیشتر و بیشتری را جذب می‌کنند. به همین دلیل است که موفق‌ترین شبکه‌ها از رشد نمایی شدیدی بهره می‌برند.

در حقیقت، بیایید برای نمونه نگاهی به فیس‌بوک داشته باشیم. نمودار زیر که توسط TechCrunch تهیه شده، رشد فیس‌بوک در دهه گذشته را نشان می‌دهد:

اقتصاد توکنی (Tokenomics) چیست؟ (قسمت اول)

فیس‌بوک به ماهانه ۲٫۱۹ میلیارد کاربر فعال رسیده است. این به معنی ۳۰ درصد از جمعیت جهان است!

در همین حال، به لطف قانون متکالف، ارزش فیس‌بوک نیز به طور نمایی رشد کرده است.

نمودار پایین که توسط The Motley Fool تهیه شده نشان می‌دهد که ارزش فیس‌بوک در مدت ۳ سال و نیم بین سال‌های ۲۰۱۲ و ۲۰۱۵ به میزان ۱۴۴٫۵ درصد افزایش یافته است.

اقتصاد توکنی (Tokenomics) چیست؟ (قسمت اول)

در حال حاضر ارزش آن رقم حیرت‌انگیز ۵۰۰ میلیارد دلار است. و همه این‌ها به لطف قانون متکالف است.

استفاده از قانون متکالف در بسترهای لایه ۱

آیا یک بستر لایه ۱ مانند اتریوم، EOS، Neo یا غیره می‌تواند از قانون متکالف جهت افزایش ارزش خود استفاده کند؟ قطعا همینطور است. در حقیقت این چیزی است که همه این بسترها در حال حاضر بر آن تمرکز کرده‌اند.

در نتیجه این سوال مطرح می‌شود:

این بسترها چگونه اقتصاد داخلی و سیستم جریان توکن خود را ایجاد می‌کنند تا به توسعه‌دهندگان اجازه دهد پروژه‌های خود را تا حد امکان پربازده بسازند؟ دو روش مورد استفاده بسترها عبارت‌اند از:

  • استفاده از یک هزینه gas.
  • سهم‌گذاری.

استفاده از یک هزینه gas

در منطق ریاضی، خطایی به نام «مسئله توقف» داریم. این مسئله اساسا بیان می‌کند که دانستن این که آیا یک برنامه می‌تواند کارکرد خود را در یک محدوده زمانی اجرا کند یا خیر غیر ممکن است. در سال ۱۹۳۶، الن تورینگ (Alan Turing) با استفاده از استدلال قطری کانتور نتیجه گرفت که راهی برای دانستن این که آیا یک برنامه در یک محدوده زمانی به پایان می‌رسد یا نه وجود ندارد.

این مسئله به وضوح برای قراردادهای هوشمند مشکل‌ساز خواهد بود، چرا که قراردادها طبق تعریف باید قادر باشند تا در یک محدوده زمانی مشخص به اتمام برسند. تمهیداتی وجود دارد تا بتوان اطمینان حاصل کرد که راهی برای «کشتن» قرارداد از بیرون و جلوگیری از قرار گرفتن آن در یک حلقه بی‌پایان و هدر دادن منابع وجود دارد.

  • تورینگ کامل نبودن: بستری که تورینگ کامل نیست کارکرد محدودی دارد و قادر به انجام پرش‌ها و حلقه‌ها نیست. بنابراین نمی‌تواند در یک حلقه بی‌پایان گرفتار شود.
  • مرحله‌سنج و کارمزدسنج: یک برنامه می‌تواند تعداد «مراحل» گذرانده مانند تعداد دستوراتی که اجرا کرده است را شمارش کند و سپس پس از رسیدن مرحله‌سنج به عددی مشخص متوقف شود.
  • کارمزدسنج. در اینجا قراردادها با یک کارمزد پیش‌پرداخت اجرا می‌شوند. هر بار اجرای دستور نیاز به مقداری کارمزد معین دارد. اگر کارمزد صرف شده از کارمزد پیش‌پرداخت بیشتر شود، قرارداد به اتمام می‌رسد. بیایید بر روی کارمزدسنج تمرکز کنیم.

بسترهای قرارداد هوشمند مانند اتریوم از یک کارمزدسنج ذاتی به نام «هزینه gas» استفاده می‌کنند. به تمامی دستورات یک قرارداد هوشمند یک هزینه gas نسبت داده شده است. پیش از اجرا، توسعه‌دهنده مقداری gas را به قرارداد نسبت می‌دهد. زمانی که gas به پایان برسد، اجرای قرارداد بلافاصله متوقف می‌شود. کاربران قرارداد هوشمند هزینه gas را به وسیله توکن اتر پرداخت می‌کنند.

سهم‌گذاری (Staking)

روش «هزینه gas» به شکل فزاینده‌ای تحت انتقاد قرار گرفته است چرا که ممکن است سر به فلک بگذارد. به همین دلیل است که بسیاری از بلاک چین‌های جدید مانند EOS برای فراهم ساختن امکان دخالت توسعه‌دهندگان از یک روش سهم‌گیری استفاده می‌کنند. توسعه‌دهندگان EOS به سادگی توکن‌های EOS خود را سرمایه گذاری کرده و منابعی معادل آن دریافت می‌کنند. در طولانی‌مدت، روش سهم‌گذاری نسبت به روش قیمت gas برای توسعه‌دهندگان ارزان‌تر خواهد بود.

نتیجه‌گیری

در بحث اقتصاد توکنی ، باید به مباحث زیادی بپردازیم. در قسمت ۱ پیشرفت خوبی داشتیم و در قسمت ۲ مباحث را به اتمام خواهیم رساند. امیدواریم از این راهنما اطلاعات خوبی کسب کرده باشید. اگر تمایل دارید چیزی به مطالب بالا اضافه شود، نظرات خود را در قسمت نظرات با ما در میان بگذارید.

ادامه اقتصاد توکنی در قسمت ۲

منبع

شاید از این مطالب هم خوشتان بیاید.

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.