فرار سرمایه (Capital Flight) چیست؟

فرار سرمایه (Capital Flight) از جمله مشکلاتی است که هم‌‌اکنون کشورهای زیادی در جهان با آن روبرو هستند. این پدیده اغلب زمانی اتفاق می‌‌افتد که زیرساخت‌‌های اقتصادی یک کشور دیگر قادر به برآورده کردن نیازهای سرمایه‌‌گذاران نیست و آنها تصمیم می‌‌گیرند که سرمایه‌‌های خود را به کشوری دیگر انتقال دهند. تورم، سقوط ارز ملی و کاهش نرخ بهره از جمله دلایل عمده فرار سرمایه هستند.

0 103

فرار سرمایه به خروج دارایی‌‌های مالی و سرمایه در مقیاس بزرگ از یک کشور به دلیلی رویدادهایی مانند بی‌‌ثباتی سیاسی یا اقتصادی، سقوط قیمت ارز یا تحمیل محدودیت‌‌های سرمایه‌‌ای گفته می‌‌شود. فرار سرمایه ممکن است به صورت قانونی صورت گیرد، مانند زمانی که سرمایه‌‌گذاران خارجی سرمایه‌‌ها را به کشور خود بازمی‌‌گردانند. همچنین این کار به صورت غیرقانونی نیز انجام می‌‌شود، یعنی زمانی که کشورها محدودیت‌‌های اقتصادی وضع کرده و خروج سرمایه‌‌ها از کشور خود را ممنوع می‌‌کنند. فرار سرمایه می‌‌تواند فشارهای بسیار بیشتری را به کشورهای فقیرتر وارد سازد، چرا که نبود سرمایه مانعی بزرگ بر سر راه رشد اقتصادی بوده و ممکن است استانداردهای زندگی را به شدت کاهش دهد. از سوی دیگر، اقتصادهای باز کمترین ضعف را در مقابل فرار سرمایه دارند، از آنجا که شفافیت و عدم محدودیت باعث افزایش اعتماد سرمایه‌‌گذاران به چنین اقتصادهایی در طولانی‌‌مدت می‌‌شود.

مفهوم فرار‌سرمایه

اصطلاح “فرار سرمایه” چندین موقعیت مختلف را دربر می‌‌گیرد. این اصطلاح ممکن است به خروج سرمایه از یک کشور، یک منطقه یا دسته‌‌ای از کشور‌‌ها با زیرساخت‌‌های مشابه اشاره داشته باشد. همچنین فرار سرمایه ممکن است در نتیجه یک رویداد ملی یا توسعه در سطح اقتصاد کلان رقم بخورد که باعث تغییرات گسترده در سلایق سرمایه‌‌گذاران می‌‌شوند. فرار سرمایه ممکن است در دوره‌‌ای کوتاه‌‌مدت صورت گیرد یا اینکه برای دهه‌‌ها به طول انجامد.

پایین آمدن ارزش ارز ملی معمولا به عنوان دلیل اصلی فرار سرمایه در مقیاس بزرگ – و قانونی – شناخته می‌‌شود، چرا که سرمایه‌‌گذاران خارجی از چنین کشورهایی می‌‌گریزند تا شاهد کاهش ارزش دارایی‌‌های خود نباشند. این پدیده در بحران آسیا در سال 1997 مشهود بود، اگرچه سرمایه‌‌گذاران خارجی بعد از مدت‌‌زمانی کوتاه به این کشورها بازگشتند، چرا که ارزها به ثباتی نسبی رسیدند و رشد اقتصادی ادامه پیدا کرد.

به دلیل مسائلی مانند فرار سرمایه، بیشتر کشورها سرمایه گذاری مستقیم خارجی (FDI) (Foreign Direct Investment) را به سرمایه گذاری‌‌ خارجی به صورت سهام و اوراق بهادار (FPI) (Foreign Portfolio Investment) ترجیح می‌‌دهند. بدین صورت، FDI شامل سرمایه‌‌گذاری‌‌های بلندمدت در کارخانه‌‌ها و شرکت‌‌های کشورهای مختلف بوده و نقدینه کردن آنها در کوتاه‌‌مدت می‌‌تواند بسیار سخت باشد. از سوی دیگر، سرمایه‌‌گذاری FPI می‌‌تواند به سرعت نقدینه شود و درآمدهای حاصله در عرض چند دقیقه به کشور بازگردانده می‌‌شوند که باعث شده است این نوع از سرمایه گذاری به عنوان پول در گردش (Hot Money) به شمار آید.

فرار سرمایه همچنین ممکن است توسط شهروندان یک کشور انجام شود که از سیاست‌‌های اقتصادی ویران‌‌کننده یک کشور هراس دارند. برای مثال، اگر یک رئیس‌‌جمهور توده‌‌گرا با تبلیغات گسترده در مورد حمایت از صنایع و فرآورده‌‌های داخلی انتخاب شود یا اینکه ارز محلی در خطر سقوط قرار داشته باشد، آنها ممکن است دست به سرمایه گذاری در بازارهای خارجی بزنند. برخلاف مورد قبلی که در آن سرمایه‌‌های خارجی پس از مساعد شدن شرایط دوباره به کشور بازمی‌‌گردند، این نوع از فرار سرمایه برای مدت بسیار طولانی‌‌تری ادامه خواهد داشت. ارز ملی چین یعنی یوآن پس از سال 2015 چندین بار دچار سقوط شد و همین امر به خروج سرمایه‌‌های زیادی از این کشور منتهی شد.

در محیط‌‌های اقتصادی دارای نرخ بهره پایین، معاملات نقدی – قرض گرفتن سرمایه از اقتصادهای دارای نرخ بهره پایین و سرمایه‌‌گذاری در دارایی‌‌های پردرآمدتر مانند بازار سهام و اوراق قرضه با سود بالا – نیز می‌‌توانند باعث فرار سرمایه شوند. این اتفاق زمانی رخ می‌‌دهد که گویی نرخ بهره در حال افزایش است و همین مسئله باعث می‌‌شود که سرمایه‌‌گذاران در بازارهای نوظهور و دارایی‌‌های مخاطره‌‌آمیز فعالیت بسیار بیشتری داشته باشند، همانطور که در اواخر بهار 2013 شاهد آن بودیم.

اصطلاحاتی مانند فرار سرمایه و فرار به سمت سرمایه‌‌گذاری‌‌های بهتر (Flight to Quality) را در طول بی‌‌ثباتی بازار به دفعات می‌شنویم. با اینکه فرار سرمایه به برداشت کامل و یکسره سرمایه اشاره دارد، فرار به سمت سرمایه‌‌گذاری‌‌های بهتر در مورد سرمایه‌‌گذارانی به کار می‌‌رود که از دارایی‌‌های پرمخاطره دست کشیده و از گزینه‌‌های ایمن‌‌تر استفاده می‌‌کنند.

دولت‌‌ها به چه صورت با مسئله فرارسرمایه مقابله می‌‌کنند

تاثیرات فرار سرمایه می‌‌تواند بسته به سطح و نوع وابستگی دولت‌‌ها به سرمایه‌‌های خارجی متغیر باشد. بحران آسیا در سال 1997 تاثیر فرار سرمایه را به خوبی نشان می‌‌دهد. در طی این بحران اقتصادی، سقوط شدید ارز از طرف چهار ببر آسیایی (هنگ‌‌کنگ، کره جنوبی، سنگاپور و تایوان) باعث بروز پدیده‌‌ فرار سرمایه‌‌ شد که به نوبه خود تاثیری دومینویی بر سقوط قیمت سهام در سراسر جهان بر جای گذاشت.

طبق برخی از گزارشات، سهام بین‌‌المللی به دلیل این بحران تا 60 درصد کاهش پیدا کردند. صندوق بین‌‌المللی پول (IMF) در این مسئله مداخله کرد و وام‌‌های گسترده‌‌ای را در اختیار کشورهای تحت تاثیر قرار داد. این کشورها به منظور بهبود وضعیت اقتصادی خود دست به خرید خزانه‌‌های ایالات متحده زدند. برخلاف بحران مالی آسیا، تاثیر سقوط ارز یوآن در چین نسبتا ملایم‌‌تر بود و گزارش‌‌ها حاکی از کاهش 8 درصدی در بازار سهام شانگهای بودند.

دولت‌‌ها از استراتژی‌‌های متعددی به منظور مقابله با پیامدهای فرار سرمایه استفاده می‌‌کنند. برای مثال، آنها محدودیت‌‌هایی را بر خارج کردن ارز از کشور اعمال می‌‌دارند. اما این گزینه همیشه نمی‌‌تواند مناسب باشد، چرا که می‌‌تواند بیش از پیش اقتصاد کشور را منزوی کرده و هراس بیشتری را در مورد وضعیت حاکم ایجاد کند. علاوه بر این، توسعه نوآوری‌‌های فناوری ‌‌بین‌‌المللی مانند بیت کوین می‌‌تواند چنین محدودیت‌‌هایی را از میان بردارد.

امضاء قراردادهای مالیاتی با حوزه‌‌های قضایی مختلف یکی از روش‌‌های رایج دیگر است که توسط دولت‌‌ها به کار گرفته می‌‌شود. یکی از دلایل عمده برای جذاب بودن فرار سرمایه این است که انتقال سرمایه‌‌ها باعث هیچ‌‌گونه جریمه مالیاتی نخواهد شد. با گران شدن انتقال مبالغ زیاد پول به صورت بین‌‌المللی، کشورها می‌‌توانند بخشی از سود این تراکنش‌‌ها را به دست آورند.

دولت‌‌ها همچنین نرخ بهره را افزایش می‌‌دهند تا ارز محلی خود را برای سرمایه‌‌گذاران جذاب‌‌تر کنند. چنین کاری باعث افزایش ارزش‌‌گذاری ارز ملی می‌‌شود. اما افزایش نرخ بهره همچنین باعث گران شدن واردات می‌‌شود و نرخ کلی داد و ستد را بالاتر می‌‌برد. تورم یکی دیگر از تاثیرات فوری افزایش نرخ بهره است.

مثالی از فرارسرمایه غیرقانونی

فرار سرمایه غیرقانونی به صورت کلی در کشورهایی رخ می‌‌دهد که محدودیت‌‌های سخت‌‌گیرانه‌‌ای در مورد سرمایه و ارز خود اعمال کرده‌‌اند. برای مثال، فرار سرمایه کشور هند در دهه 1970 و 1980 به دلیل محدودیت‌‌های شدید ارزی به میلیاردها دلار رسید. این کشور اقتصاد خود را در دهه 1990 آزاد کرد و با بازگشت سرمایه‌‌های خارجی به داخل کشور فرآیند فرار سرمایه را برعکس کرد.

همچنین فرارسرمایه ممکن است در کشورهای کوچک‌‌تری رخ دهد که دچار بحران یا مشکلات اقتصادی هستند. برای مثال، آرژانتین چندین سال است که به دلیل نرخ تورم بالا و ارز بی‌‌ثبات با فرار سرمایه دست و پنجه نرم می‌‌کند.

منبع

شاید از این مطالب هم خوشتان بیاید.

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.