آشنایی با میانگین صنعتی داو جونز ( Dow Jones Industrial Average )

معامله‌‌کنندگان در بازار سهام اغلب از شاخص‌‌های زیادی برای محاسبه ارزش بازاری شرکت‌‌های مختلف استفاده می‌‌کنند. میانگین صنعتی داو جونز از نام‌‌آشناترین شاخص‌‌ها در دنیای امور مالی است که معیار اصلی ارزش‌‌گذاری برای بسیاری از سرمایه‌‌گذاران است. مقاله پیش رو به بررسی تاریخچه شاخص مذکور پرداخته و نکاتی را در مورد مزایا و معایب آن روشن می‌‌سازد که مطمئنا می‌‌توانند در معاملات مختلف به کار گرفته شوند.

0 112

میانگین صنعتی داو جونز (Dow Jones Industrial Average) (DJIA) احتمالا پرکاربردترین شاخص بازار سهام در جهان است. با این حال، افراد کمی با مفهوم اعداد آن آشنا هستند. تاریخچه و توضیحاتی که در ادامه در مورد DJIA خواهیم خواند به شما کمک خواهند کرد یکی از معدود افرادی باشید که در زمان شنیدن این عبارت در اخبار با مفهوم آن آشنایی داشته باشید.

پیدایش میانگین صنعتی داو جونز

میانگین صنعتی داو جونز توسط شخصی با نام چارلز داو (Charles Dow) به وجود آمد که یکی از بنیان‌‌گذاران شرکت Dow Jones & Co. بود، همان شرکتی که مجله وال استریت را به وجود آورد. مفهوم اصلی آن در تاریخ 16 فوریه 1885 و زمانی به وجود آمد که چارلز میانگینی روزانه از دوازده شرکت سهامی منتخب را منتشر می‌‌کرد که در اصل از دو شرکت صنعتی و ده راه‌‌آهن ساخته شده‌‌ بودند. وی این لیست را در عرض چند سال به بیست شرکت گسترش داد.

چهار سال بعد، چارلز دریافت که شرکت‌‌های صنعتی به سرعت در حال پیشی گرفتن از راه‌‌آهن‌‌ها بودند. وی شاخص اولیه را کمی تغییر داد (این فرآیند در وال استریت با نام “بازسازی” شناخته می‌‌شود) و نام آن را به میانگین ریل داو جونز تغییر داد (این اسم در دهه 1970 به میانگین حمل و نقل داو جونز تغییر یافت تا حوزه حمل و نقل هوایی و غیره را پوشش دهد). وی سپس شاخص جدیدی را با استفاده از شرکت‌‌های سهامی به وجود آورد که از دوازده شرکت تشکیل می‌‌شد و آن را میانگین صنعتی داو جونز یا به طور خلاصه DJIA نامید.

فرآیند محاسبه اعداد گزارش‌‌شده برای شاخص‌‌های جدید مشابه هم بود: وی قیمت سهام شرکت‌‌های منتخب را جمع می‌‌بست، آن را بر تعداد شرکت‌‌های شاخص در آن زمان تقسیم و سپس نتایج را منتشر می‌‌کرد. اولین میانگین صنعتی داو جونز برابر با 40.94 بود. به عبارت ساده‌‌تر، این یعنی میانگین قیمت سهام دوازده شرکت انتخاب‌‌شده توسط آقای داو، 40.94 دلار بود.

12 شرکت اولیه

دوازده شرکت اولیه در میانگین صنعتی داو جونز عمدتا از شرکت‌‌های مبتنی بر کالا تشکیل می‌‌شدند و بدین ترتیب بودند:

  • American Cotton Oil (روغن پنبه‌‌دانه)
  • American Sugar (قند)
  • American Tobacco (تنباکو)
  • American Gas (بنزین)
  • Distilling & Cattle Feeding (غلات)
  • General Electric (تجهیزات الکترونیکی)
  • Laclede Gas (گاز طبیعی)
  • National Lead (فلزات)
  • North American
  • Tennessee Coal & Iron (ذغال سنگ و آهن)
  • U.S. Leather Pfd. (چرم)
  • U.S. Rubber (پلاستیک)

این شرکت‌‌ها در آن زمان بسیار بزرگ، سودآور و شناخته‌‌شده بودند. بیشتر آنها سرانجام در میانگین صنعتی داو جونز با شرکت دیگری جایگزین شدند، اما طبق گفته پروفسور جرمی سیگل (Jeremy Siegel)، نویسنده کتاب “سهام مناسب برای سرمایه‌‌گذاری‌‌های طولانی مدت” (Stocks for the Long Run)، همه آنها به جز یکی سود زیادی را برای سهام‌‌داران دربر داشتند. شرکت U.S. Leather Corp. همان استثناء بود که به گفته سیگل در دهه 1950 منحل شد. سهام‌‌داران 1.50 دلار به ازای یک سهم از Keta Oil & Gas دریافت کردند. اما رئیس این شرکت یعنی لاول بیرل (Lowell Birrell) در سال 1955 دارایی‌‌های Keta را غارت و سپس به کشور برزیل فرار کرد تا از دست مقامات آمریکایی در امان بماند.

سهام U.S. Leather که در سال 1909 هفتمین شرکت بزرگ در ایالات متحده بود، بی‌‌ارزش شد.

تغییرات در طی زمان

میانگین صنعتی داو جونز در سال 1916 بروزرسانی شد و 20 شرکت سهام را دربر گرفت. این میانگین تا سال 1928 به 30 شرکت گسترش یافت.

ویراستاران مجله وال استریت تصمیم می‌‌گیرند که کدام شرکت‌‌ها باید در میانگین صنعتی داو جونز قرار بگیرند. هیچ قانون خاصی برای این کار وجود ندارد. در واقع دسته‌‌ای از معیارها به کار گرفته می‌‌شوند که شرکت‌‌های بزرگ، شناخته‌‌شده و حائز اهمیت را لحاظ می‌‌کنند که سهمی مهم در فعالیت‌‌های اقتصادی در ایالات متحده بر عهده دارند.

میانگین صنعتی داو جونز اکنون چه جایگاهی دارد

در نتیجه بحران اعتباری و رکود بزرگ سال‌‌های 2007-2009 و به دلیل ورشستگی، ادغام و حذف شرکت‌‌ها از میانگین صنعتی داو جونز، این شاخص دچار تغییرات مهمی شد. سی مولفه زیر از ماه ژوئن 2009 تاکنون در لیست حضور دارند:

  • 3M Company
  • Alcoa
  • American Express
  • AT&T
  • Bank of America
  • Boeing
  • Caterpillar
  • Chevron Corp
  • Cisco
  • DuPont
  • Exxon Mobil Corp.
  • General Electric
  • Hewlett-Packard Co.
  • Intel Corporation
  • IBM
  • Johnson & Johnson
  • JP Morgan Chase
  • Kraft Foods
  • McDonald’s
  • Merck & Co., Inc.
  • Microsoft
  • Pfizer Inc.
  • Coca-Cola
  • Home Depot
  • Procter & Gamble
  • Travelers
  • United Technologies Corporation
  • Verizon
  • Wal-Mart
  • Walt Disney

انتقادات وارد شده

پیامد عملی این محاسبه بدین صورت بود که یک شرکت با قیمت سهام 100 دلاری پنج برابر بیشتر از یک شرکت با سهام 20 دلاری روی این شاخص تاثیر دارد، حتی اگر ارزش بازاری شرکت دومی ده برابر بزرگ‌‌تر از مورد اولی باشد. به همین خاطر است که اضافه کردن شرکتی مانند Berkshire Hathaway که معمولا با مبلغ 100,000 دلار به ازای هر سهم مبادله می‌‌شود، با کمی تغییرات در فرمول میانگین داو جونز همراه خواهد بود، چرا که سریعا تمامی شاخص را دربر خواهد گرفت.

این مشکل زمانی واضح شد که شرکت‌‌ها از تقسیم سهام و تراکنش‌‌هایی خبر دادند که بر قیمت صوری سهام تاثیر داشتند. شرکت‌‌های در حال رشد به منظور مقرون به صرفه کردن سهام خود، ممکن است سهام منتشر شده و به فروش رفته خود را با تقسیم 2-1 دوبرابر کنند. بنابراین، یک سهم 80 دلاری به 40 دلار سقوط می‌‌کند، اما تعداد کلی سهام دو برابر می‌شود. این تغییر صوری بی‌‌معنی، طبق محاسبه اولیه میانگین صنعتی داو جونز به سقوط شاخص منتهی می‌‌شد، حتی اگر ارزش سهام افزایش پیدا می‌‌کرد.

به منظور جبران این مسئله، مقسوم علیه DJIA اغلب برای اتفاقات و تراکنش‌‌های شرکتی تغییر می‌‌یابد. به طور خلاصه، در صورت تقسیم کردن سهام، ارزش میانگین صنعتی داو جونز، قبل و بعد از تقسیم کردن محاسبه می‌‌شود. مقسوم علیه، بعد از تقسیم شدن به صورتی تغییر می‌‌یابد که تغییرات صورت‌‌گرفته در قیمت سهام شرکت‌‌ها به همان اندازه در درصدها لحاظ شوند، گویی هیچ تقسیمی انجام نشده است.

بر اساس مجله وال استریت، مقسوم علیه فعلی برابر با 0.132319125 است. این یعنی یک تغییر 1 دلاری در سهام داو به تغییری 7.56 امتیازی در شاخص داو جونز منتهی خواهد شد.

از لحاظ ساختاری، منتقدین با نادیده گرفتن اندازه کلی شرکت و تمرکز بر ارزش‌‌های صوری بی‌‌معنی که می‌‌توانند از طریق بازخرید یا عرضه سهام تغییر یابند، مخالف هستند. به این دلیل است که مدیران مالی حرفه‌‌ای بیشتر اوقات از شاخص S&P 500 استفاده می‌‌کنند که طبق ارزش جاری بازاری محاسبه می‌‌شود.

منبع

شاید از این مطالب هم خوشتان بیاید.

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.