نبرد ارزی چین و آمریکا : نقطه عطفی برای بیت کوین

با افزایش تنش‌ها میان آمریکا و چین، دولت چین در اقدامی جدید اجازه داد تا ارزش ارز ملی این کشور کاهش پیدا کند تا شرایط بهتری در نبرد اقتصادی علیه ایالات متحده داشته باشد. ولی این تصمیم می‌تواند منجر به یک نبرد ارزی شود که حوزه اقتصاد جهانی را متحول خواهد کرد. اگر بحرانی در این حوزه به وجود بیاید، بهترین شرایط برای بیت کوین مهیا می‌شود تا بالاخره به نقطه عطف تاریخ خود دست پیدا کند.

0 98

نبرد ارزی چین و آمریکا

از لحاظ تئوری، شرایط موجود جهان می‌تواند نقطه عطف بیت کوین باشد؛ فرصتی برای این رمز ارز تا ثابت کند که از بحران‌های سیاسی در امان است. البته مسیر پیش رو، چه برای بیت کوین چه برای سایر ارزها، بسیار سخت و دشوار خواهد بود.

اما پیش از این که به سراغ بحث اصلی این مطلب برویم، بگذارید ببینیم چرا شرایط موجود در اقتصاد جهانی در حال حاضر این قدر پرتلاطم شده است.

پشت پرده

همه چیز از دوشنبه هفته پیش آغاز شد؛ زمانی که دولت چین اجازه داد تا یک دلار به کمتر از ۷ یوآن برسد. به دنبال این اتفاق، وزارت خزانه‌داری آمریکا تقریبا بلافاصله اعلام کرد که آن‌ها در اقدامی عجیب دولت چین را به دستکاری در ارز این کشور متهم می‌کنند تا دولت ترامپ بتواند از لحاظ تئوری تحریم‌های جدیدی را علیه چینی‌ها اعمال کند.

در پی انتشار این اخبار، بازار به شدت از این نبرد ارزی چین و آمریکا به هراس افتاد، و بسیاری از شاخص‌ها با افت شدید و ناگهانی به نوسان درآمدند.

روز پنج‌شنبه، بانک مردم چین دست به آرام کردن اوضاع زد. این بانک با خرید مقدار زیادی یوآن علاوه بر تثبیت ارزش آن به صورت ضمنی اعلام کرد که در حال حاضر نمی‌خواهد از ارز این کشور به عنوان یک سلاح تجاری استفاده کند.

البته اظهار موضع دولت آمریکا در این اتفاق منطق قابل درکی ندارد. بر اساس تعریف خود وزارت خزانه‌داری، دستکاری ارزی شامل مداخله‌ی پیوسته و یک‌طرفه در بازار به منظور تضعیف ارزش ارز داخلی یک کشور است. اما افت ارزش یوآن به دلیل دست کشیدن موقتی بانک مردم چین از پیگیری اقداماتی است که در حمایت از این دخالت‌ها انجام می‌شد.

چین در طول پنج سال اخیر در نقطه مقابل دستکاری بازار قرار داشته و دست به اقداماتی زده که علیه تمایل بازار برای تضعیف ارزش ارز ملی این کشور بوده است. این اقدامات به منظور تمرکز روی مدل اقتصادی خاصی بود که به کاهش وابستگی این کشور به صادرات خارجی کمک می‌کرد.

بنابراین، صندوق بین‌المللی پول یا سازمان تجارت جهانی به هیچ عنوان نمی‌توانند بر مبنای دستکاری چین در ارز این کشور از تصمیم دولت ترامپ حمایت کنند. در نتیجه اگر ایالات متحده به صورت یک‌جانبه به دنبال تحریم چین باشد، این کشور در معرض تحریم‌های بسیار خطرناکی از سوی جامعه جهانی قرار می‌گیرد.

اثر ریپل

مشکل موجود این است که شرایط اقتصادی سیاسی جهان به گونه‌ای است که از اطمینان به اقدامات منطقی سیاست‌مداران خبر نمی‌دهد. در دوره‌ای که کشورهای بزرگ غربی در حال عقب‌نشینی از نُرم‌های نئولیبرال دهه ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰ میلادی هستند، حقایق و دیدگاه‌های سازمان‌های چندطرفه اهمیت و ارزش کمتری پیدا کرده است. بنابراین نباید متعجب شویم اگر ببینیم در آینده نزدیک بازارهای بیشتری بر اثر ریسک نبردهای ارزی دچار آشفتگی و بحران شوند.

چنین اتفاقاتی در بازار درهم‌تنیده‌ی جهانی بر یکدیگر اثر متقابل دارند. کاهش ارزش یوآن چین باعث می‌شود تمام کشورهایی که با آن‌ها مراوده دارند تحت تاثیر قرار بگیرند. در نتیجه آن‌ها هم احساس می‌کنند که باید ارزش ارز خود را کاهش دهند، و این اتفاق به صورت زنجیره‌وار ادامه پیدا می‌کند.

ولی کشورهایی که اسماً ارزی با جریان آزاد دارند، این کار را با دخالت مستقیم یا تقلیل ارزش تحکمی انجام نمی‌دهند؛ در عوض به کاهش نرخ بهره روی می‌آورند که مستلزم ارز خود آن‌هاست و به همین خاطر اثر مشابهی دارد. البته بانک‌های مرکزی لازم نیست به سمت چنین اقداماتی حرکت کنند، چون همین خطر نبرد تجاری جهانی باعث تضعیف چشم‌انداز اقتصادی کشورها می‌شود.

در همین چند روز اخیر نیوزلند، هند و تایلند به دنبال کاهش ارزش یوآن دست به کاهش نرخ بهره زده‌اند. بازارهای اوراق قرضه هم شرایط نامطلوبی را برای سرمایه‌گذاران خود پدید آورده‌اند: نرخ بازدهی اوراق قرضه ۱۰ ساله‌ی خزانه‌داری ایالات متحده اکنون تقریباً به زیر اوراق خزانه‌داری سه‌ماهه رسیده و می‌تواند نشانگر «معکوس شدن منحنی بازدهی» باشد؛ این یعنی احتمالا شاهد بحرانی قریب‌الوقوع و اتخاذ سیاست‌های پولی ناکارآمدتر از سوی بانک فدرال آمریکا خواهیم بود.

کاهش نرخ بهره شرایط را برای بانک‌ها هم دشوارتر می‌کند. به همین دلیل است که بانک سوئیسی UBS شروع به دریافت مبالغ سنگین سنگینی از سپرده‌گذاران کرده تا بتواند پول آن‌ها را نزد خود نگه دارد.

در این‌جا هراس‌انگیزترین شرایط ممکن نه از طریق سرمایه‌گذاران ثروتمند یا حتی تکرار بحران اقتصادی ۱۹۹۷-۱۹۹۸ در آسیا یا، بدتر از آن، بحران اقتصادی سال ۲۰۰۸-۲۰۰۹، بلکه جنگی ارزی خواهد بود که در آن آمریکا نقش متخاصم را بازی کرده و شرایطی مشابه دهه ۱۹۳۰ میلادی را به وجود بیاورد.

در دهه‌ ۱۹۳۰ ترکیبی از استاندارد طلا و قانون تعرفه‌ی اسموت-هاولی موجب زنجیره‌ای از آشفتگی‌های اقتصادی و کاهش ارزش پول‌ها شد و در نهایت به رکود بزرگ بدل گشت. و زبانه‌های آتش این بحران به آن‌جا رسید که پس از چند سال شاهد وقوع جنگ جهانی دوم بودیم.

ولی ما می‌دانیم که ارتباطات داخلی، حداقل در قالب وب ۲.۰، شدیداً برای سازوکارهای سیاسی موجود زیان‌بار بوده است؛ سازوکارهایی که از آن‌ها برای تفوق در بحث جهانی‌سازی و تجارت آزاد استفاده می‌شود.

الگوریتم‌های متمرکز استخراج داده‌ی گوگل و فیسبوک فضایی اعتیادآور را برای اندیشمندان به وجود آورده‌ که در کنار ربات‌های انتشار اطلاعات غلط و سیستم‌های پخش اخبار نادرست، باعث تضعیف رسانه‌های جریان اصلی شده‌اند که زمانی تمام این سازوکارها پیرامون آن شکل می‌گرفت.

بحث بر سر خرید بیت کوین

دیدگاه لیبرال‌گونه ملت-دولت (Nation-State) در معرض تهدید قرار دارد و چه طرفدار این ایده باشید چه نه، این اتفاق به هرج و مرج منتهی می‌شود. از یک سو اینترنت به گروه‌های فراملی جدید اجازه داده تا منافع کشورهای خود را ارجح بدانند. از سوی دیگر، این تغییر و جابجایی باعث ایجاد واکنشی شدید از سوی مدافعان نظمِ پیشا-لیبرال در قبال قدرت‌های دولتی شده است.

در همین هفته گذشته، سرکوب شدید معترضان هنگ کنگی توسط دولت چین نمونه‌ مناسبی است که اعتراض مردم نسبت به سیستم‌های نظارتی هراس‌انگیز پکن را نشان می‌دهد. از آن سو دیدگاه‌های نظامی ترامپ را می‌توانیم به عنوان مثال دیگر این قضیه مطرح کنیم.

ولی ابزاری که ۸۰ سال پیش وجود نداشت، رمز ارز است. در دهه‌ی ۱۹۳۰، افرادی که از فروپاشی اقتصادی و جنگ بیمناک بودند، به ناچار سرمایه‌های خود را به طلا تبدیل کردند. طلا همواره به عنوان یکی از ابزارهای ذخیره‌سازی ارزش شناخته شده که خصوصیات آن، از جمله موجودی محدودش، باعث شده از گزند آشفتگی‌های سیاسی در امان بماند.

ولی حالا اگر کسی به دنبال جایگزینی دیجیتالی برای این فلز گران‌بها باشد، می‌تواند به سمت فناوری جدیدی روی بیاورد که علیه سیستم‌های کنترلی متمرکز به پا خواسته و مستقل از دولت‌ها و حکومت‌ها عمل می‌کند.

این جایگزین بیت کوین است که معادل دیجیتالی فلزات گران‌بهایی همچون طلا به حساب می‌آید: استخراج بیت کوین دشوار و عرضه‌ آن محدود، اما به خوبی قابل اثبات و انتقال است. البته همان طور که طرفداران بیت کوین می‌گویند، نصف شدن عرضه بیت کوین باعث می‌شود نسبت موجودی-به-نقدینگی این ارز بالاتر از طلا باشد.

چرا به جای بیت کوین به سراغ یک آلت‌کوین جدیدتر نمی‌رویم که از نظر فنی هم برتر باشد؟ چون درست مثل برتری طلا نسبت به نقره، بیت کوین با داشتن بزرگ‌ترین جامعه‌ کاربری، در برابر حملات سیاسی مصون مانده است. همین اعتقاد مشترک است که باعث افزایش قدرت بیت کوین می‌شود، ولی خیلی‌ها قادر به درک صحیح این مسئله نیستند و به اشتباه فکر می‌کنند که انشعاب‌های نرم‌افزاری باعث می‌شود بیت کوین در معرض تهدید قرار بگیرد.

این‌جاست که بحث «خرید بیت کوین» به وجود می‌آید. صرف‌نظر از اعتقادات شما، تعداد نسبتا زیادی از مردم اکنون به این باور رسیده‌اند که بیت کوین بهترین روش برای در امان ماندن از آشفتگی‌های اقتصادی-سیاسیِ سیستم‌های مالی جهانی است.

حتی شاید بتوانیم بگوییم که این عقیده باعث شده قیمت بیت کوین به دنبال انتشار اخباری که از دوشنبه هفته پیش اعلام شد افزایش پیدا کند. با این حال، ایجاد ارتباط میان نوسانات روزانه قیمت بیت کوین و اتفاقات جهان واقعی امری همواره سخت و دشوار است.

نکته‌ی مهم‌تر این است که علی‌رغم سایر دارایی‌های جهان واقعی که در این چند وقت تحت فشار بوده‌اند، آمار فروش بیت کوین پایین بوده است. احتمالا خروج تازه‌واردانی که همزمان با هیاهوی بازار رمز ارزها در سال ۲۰۱۷ وارد این حوزه شده بودند باعث شده اکنون اکثریت بیت کوین در اختیار سرمایه‌گذاران جان سختی باشد که اعتقاد زیادی به این فناوری دارند و فکر فروش آن را در سر نمی‌پرورانند.

با این حال، ساده‌لوحانه است اگر فکر کنیم که مسیر پیش روی بیت کوین هموار خواهد بود. یکی از خطرهایی که همچنان این فضا را تهدید می‌کند، اعمال قوانین سخت‌گیرانه و محدودکننده است.

یکی از سناریوهای احتمالی این است که اگر دولت ببیند سرمایه‌ها در حال خروج از بازار جهانی و ورود به بازار بیت کوین هستند، استفاده از این فناوری را ممنوع کرده یا محدودیت‌های سخت‌گیرانه‌ای علیه آن وضع کند تا کاربران تمایلی برای استفاده از بیت کوین نداشته باشند.

البته سخت‌گیری‌های قانونی نمی‌تواند این فناوری ضدسانسور را به طور کامل از بین ببرد، بلکه حتی ممکن است به ارزهایی نظیر بیت کوین کمک کند تا کاربرد بیشتری برای سرمایه‌گذاری‌های بلندمدت داشته باشند.

ولی در حال حاضر بهترین پیش‌بینی ما این است که نوسانات بازار همچنان ادامه خواهد داشت.

منبع

شاید از این مطالب هم خوشتان بیاید.

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.