اثر کانتیلون : تزریق پول و تورم

سیستم‌‌های اقتصادی اغلب برای مقابله با تاثیرات ناشی از رشد و انبساط بازار از روش تزریق پول استفاده می‌‌کنند که به نوبه خود به تورم بیشتر در بازار ختم خواهد شد. میلتون فریدمن (Milton Friedman) معتقد بود که پول “خنثی” است. به عبارت دیگر، تغییر دادن میزان ذخیره پول در اقتصاد به منظور کنترل قیمت‌‌های نسبی در واقع هیچ چیز را در طولانی‌‌مدت تغییر نمی‌‌دهد. ریچارد کانتیلون (Richard Cantillon) در نوشته‌‌های خود به این مطلب اشاره کرده که تزریق پول شاید نتواند بازده یک اقتصاد را در طولانی‌‌مدت تغییر دهد، اما فرآیند تجدید تعادل باعث تغییر بخش‌‌های مختلف اقتصادی به روش‌‌های مختلف می‌‌شود. این تحلیل که با عنوان اثر کانتیلون (Cantillon Effect) شناخته می‌‌شود، به عنوان مبنایی برای نظریه‌‌های غیرخنثی بودن پول به کار می‌‌رود.

0 107

تزریق پول و تورم

تورم به عنوان ابزار سیاسی

اگر مطالب زیادی در مورد اقتصاد کلان می‌‌خوانید یا اینکه مشغول تحصیل در رشته اقتصاد هستید، احتمالا با اصطلاح “اثر تکاثری” (Multiplier Effect) پول و محرک‌‌های مالی برخورد داشته‌‌اید. در مواقع نزول اقتصادی، تزریق پول (برای سیاست‌‌های پولی) یا هزینه‌‌های دولتی (سیاست مالی) چرخ‌‌های ماشین پیچیده اقتصادی را به حرکت درمی‌‌آورند، بیکاری را کاهش داده و تولید را بیشتر می‌‌کنند.

میلتون فریدمن (Milton Friedman) در پاسخ به پیشنهادات مطرح شده برای تغییر سطح بیکاری یا تولید و معیارهای “واقعی” اقتصاد اذعان داشت که پول “خنثی” است. به عبارت دیگر، تغییر دادن میزان ذخیره پول در اقتصاد به منظور کنترل قیمت‌‌های نسبی در واقع هیچ چیز را در طولانی‌‌مدت تغییر نمی‌‌دهد. زمانی که مردم می‌‌فهمند پول‌‌شان نسبت به گذشته ارزش کمتری دارد، دیدگاه خود را تغییر داده و دستمزدهای بیشتری را به دلیل قیمت‌‌های بالاتر طلب می‌‌کنند. بعد از عملی شدن این تغییرات، بیکاری و تولید، دوباره همان جایگاه قبلی را خواهند داشت.

اگرچه بحث فریدمن بسیاری از سیاست‌‌های اقتصادی شکست‌‌خورده نیمه دوم قرن بیستم را روشن می‌‌سازد، اما مکانیزم پشت افزایش سطح قیمت (در سیاست‌‌های تورمی) در هنگام گردش پول جدید در بخش‌‌های مختلف اقتصادی را توضیح نمی‌‌دهد.

تجزیه و تحلیل اثر کانتیلون

ریچارد کانتیلون (Richard Cantillon) برای اولین بار در سال 1755 پیشنهاد داد که پول به آن اندازه که فکر می‌‌کنیم خنثی نیست. وی معتقد بود که تزریق پول – چیزی که می‌‌توانیم به عنوان سیاست‌‌های تورمی در نظر بگیریم – ممکن است بازده یک اقتصاد را در درازمدت تغییر ندهد. با این وجود، فرآیند تجدید تعادل باعث تغییر بخش‌‌های مختلف اقتصادی به روش‌‌های مختلف می‌‌شود. این تحلیل که با عنوان اثر کانتیلون (Cantillon Effect) شناخته می‌‌شود، به عنوان مبنایی برای نظریه‌‌های غیرخنثی بودن پول به کار می‌‌رود.

در اقتصاد نوین ما، اثر کانتیلون با یک فرآیند اجتماعی-اقتصادی چندلایه سر و کار دارد و سرمایه‌‌گذاران را به مزدگیران ترجیح می‌‌دهد.

فرضیه اولیه کانتیلون به طور مختصر مشخص می‌‌سازد که قیمت‌‌های روبه‌‌رشد به چه صورت بخش‌‌های مختلف اقتصای را در زمان‌‌های مختلف تحت تاثیر قرار می‌‌دهند و این نکته را مطرح می‌‌کند که اختلاف زمانی به شیوه‌‌ای موثر به عنوان مکانیزم مالیاتی عمل می‌‌کند. به عبارت دیگر، اولین بخش‌‌هایی که پول جدید را دریافت می‌‌کنند با افزایش پرداخت‌‌های خود از سود بیشتری برخوردار خواهند شد، اما هزینه‌‌های کلی هنوز هم پایین می‌‌باشند. از سوی دیگر، آخرین بخش‌‌هایی که شاهد افزایش قیمت‌‌ها هستند (که شکاف اقتصادی عمیق‌‌تری را نیز تجربه می‌‌کنند) با هزینه‌‌های بیشتری روبرو می‌‌شوند، در حالی که هنوز با قیمت‌‌های کمتر دست به تولید می‌‌زنند. همانطور که فریدمن مشخص ساخته است، از آنجا که متغیرهای اقتصادی واقعی در طولانی‌‌مدت باز هم مانند قبل خواهند بود، قیمت تورم از طریق “مالیات” پرداخت‌‌شده توسط بخش‌‌های دارای بیشترین شکاف به دست می‌‌آید که در نهایت باعث کمک‌‌رسانی به بخش‌‌های سریع‌‌تر می‌‌شود. در اقتصاد نوین ما، اثر کانتیلون با یک فرآیند اجتماعی-اقتصادی چندلایه سر و کار دارد و سرمایه‌‌گذاران را به مزدگیران ترجیح می‌‌دهد.

برای مثال

بگذارید تصور کنیم که فدرال رزرو (بانک مرکزی ایالات متحده) تصمیم‌‌ گرفته است نرخ بهره را (از طریق افزایش ذخیره پول در اقتصاد) کاهش دهد. کمی بعد از اعلام این خبر توسط فدرال رزرو، سرمایه‌‌گذاران انتظار دارند از افزایش سرمایه‌‌گذاری‌‌ها سود بیشتری به دست آورند. در واقع، به محض اینکه عده‌‌ای از قصد فدرال رزرو باخبر ‌‌شوند، سرمایه‌‌گذاران باز هم انتظار دارند قیمت‌‌ها افزایش یابند، خواه به الگوریتم‌‌ها اتکاء کنند یا اینکه شایعات را بپذیرند. سرمایه‌‌گذاران با این امید به سمت بازارهای مالی سرازیر می‌‌شوند که اول از همه دست به کار شوند؛ اگر بتوانند سهام را با قیمت پایین خریداری کنند، قادر خواهند بود به محض افزایش قیمت‌‌ها سود زیادی به جیب بزنند.

با این وجود، افزایش ناگهانی تقاضا برای سهام در بازارهای مالی باعث افزایش قیمت دارایی‌‌ها می‌‌شود و چنین کاری با سرعت هرچه تمام‌‌تر رخ می‌‌دهد. در عرضه چند دقیقه – حتی چند ثانیه – افزایش مورد انتظار در سطح قیمت به بازار مالی تحمیل می‌‌شود. اولین جایی که تورم را می‌‌توان احساس کرد در بازارهای مالی می‌‌باشد.

این یعنی افرادی که بیش از همه در بازار سرمایه‌‌گذاری کرده‌‌اند، اولین اشخاصی خواهند بود که از تورم سودآوری می-کنند. آنها شاهد افزایش قیمت دارایی‌‌های خود خواهند بود، اما قیمت‌‌ها در بخش‌‌های دیگر اقتصاد هنوز هم پایین هستند، چرا که این اتفاقات تنها لحظاتی بعد از اعلام خبر گسترش ذخیره پول توسط فدرال رزرو رخ می‌‌دهند.

اگرچه شرکت‌‌ها به دلیل خریداری سهام از سوی سرمایه‌‌گذاران شاهد افزایش نقدینگی خواهند بود، اما به دلیل نرخ‌‌های بهره پایین‌‌تر برآمده از تورم فرصت‌‌های سرمایه‌‌گذاری جدیدی را نیز پیش روی خود خواهند دید. هردوی این معیارها به افزایش سود کمک می‌‌کنند و آنها راهی برای افزایش داد و ستد خود پیدا خواهند کرد – از طریق افزایش خرید کالاهای واسطه. اولین کسب و کارهایی که سود خود را وارد مرحله تولید می‌‌کنند از قیمت‌‌های پایین‌‌تر سود خواهند برد، اما به محض اینکه شرکت‌‌های دیگر کالاهای واسطه بیشتری را تقاضا کنند، قیمت‌‌ها روندی افزایشی به خود خواهند گرفت. بنابراین، بخش کالاهای واسطه که دارای مواد و فناوری خام مورد نیاز برای سرعت بخشیدن به کسب و کار می‌‌باشد، در مرحله بعدی افزایش قیمت‌‌ها قرار دارد. شرکت‌‌هایی که به طور ویژه چنین کالاهایی را به فروش می‌‌رسانند اکنون سودآوری بیشتری دارند، اما بقیه قیمت‌‌ها در اقتصاد هنوز هم نسبتا پایین هستند.

سپس، کالاهای واسطه دارای قیمت بالاتر باعث افزایش هزینه فعالیت‌‌های تجاری و تولید می‌‌شوند و به همین ترتیب کالاهای نهایی شاهد افزایش قیمت (برای مصرف‌‌کنندگان) خواهند بود. شرکت‌‌هایی که می‌‌توانند با بیشترین سرعت سرمایه‌‌گذاری‌‌های اولیه خود را به کالا تبدیل کنند، از بیشترین سود بهره‌‌مند خواهند شد.

اما مسئله به همینجا ختم نمی‌‌شود. زمانی که قیمت‌‌ها در تمامی اقتصاد بالاتر باشند، کارگران آخرین افرادی خواهند بود که سود می‌‌کنند، یعنی دقیقا همان کسانی که هزینه‌‌های زندگی را بالاتر دیده و همین مسئله را در تقاضای دستمزد خود بازتاب می‌‌دهند. مزدگیران در میان کارگران بدترین شرایط را دارند، چرا که بسیاری از کارمندان حقوق‌‌بگیر تورم را پیش‌‌بینی و آن را در قراردادهای خود لحاظ می‌‌کنند. پس از عملی شدن این مرحله می‌‌توان گفت که سیاست‌‌ تورمی سیستم اقتصادی را کاملا درنوردیده و قیمت‌‌ها افزایش یافته‌‌اند. همانطور که فریدمن نیز خاطرنشان کرده است، سیاست مذکور – در طولانی‌‌مدت – فاکتورهای واقعی را تغییر نمی‌‌دهد.

مالیات نزولی؟

در سیستم مالی نوین، تحقق اثر کانتیلون شباهت زیادی با مالیات نزولی دارد. شرکت‌‌های دارای سرمایه‌‌گذاران زیاد معمولا پیش از همه سود می‌‌کنند، خواه به صورت عمومی تجارت کنند یا اینکه از طریق سهام خصوصی تامین مالی شوند. سودآوری مواد خام از قیمت‌‌های بیشتر در مرحله بعدی قرار دارد و در میان آنها می‌‌توان به صنایعی مانند فولاد و آلومینیم اشاره کرد. فناوری نیز سودمند خواهد شد، چرا که به عنوان کالای واسطه برای بسیاری از شرکت‌‌ها به کار گرفته می‌‌شود. حتی در بخش‌‌های مواد خام و فناوری نیز، شرکت‌‌هایی که سرمایه‌‌گذاری‌‌های خود را با سرعت بیشتر به مرحله تولید می‌‌رسانند – شرکت‌‌های بزرگ مانند آمازون یا مایکروسافت که زیرساخت‌‌های انجام چنین کاری را در اختیار دارند – به شیوه‌‌ای نامتناسب سودآوری خواهند کرد.

افرادی که بیشتر پس‌‌انداز خود را در بازار سهام سرمایه‌‌گذاری کرده‌‌اند، به دلیل افزایش قیمت‌‌ها در بازار سود خواهند کرد. از سوی دیگر، اشخاصی که به صورت دوره‌‌ای حقوق دریافت می‌‌کنند یا حتی آنهایی که پول خود را در بانک پس‌‌انداز کرده‌‌اند به دلیل افزایش قیمت‌‌ها ضرر خواهند کرد.

در هر حال، سیاست‌‌گذاران سعی دارند بدون در نظر گرفتن عواقب تصمیمات خود در اقتصاد حکمفرمائی کنند و این اثرات را نادیده می‌‌گیرند. آنها اکثر اوقات تورم ناگهانی را با گفتن این جمله توجیه می‌‌کنند که “چنین چیزی به فقراء کمک خواهد کرد.” با این وجود، تمامی سیاست‌‌های پولی تورمی از انشعابات اثر کانتیلون متضرر خواهند شد.

در واقع، حتی یک اقتصاد دارای قیمت‌‌های ثابت نیز برای مقابله با تاثیرات رکودی ناشی از رشد به تزریق پول نیاز دارد. این تزریق پول می‌‌تواند قیمت کالاهای واقعی را ثابت نگه دارد، اما قیمت دارایی‌‌ها به افزایش خود ادامه خواهد داد. این امر واقعیت دارد که بیشتر اقتصاددانان درصد کمی از تورم را به عنوان یک ویژگی مثبت – و حتی سالم – قلمداد می‌‌کنند. اما زمانی که سیستم انبساطی کنونی ما، هرچقدر هم که با نیات خوب اداره شود، باز هم با بهانه ثبات و برابرگرایی در نهایت به بی عدالتی‌‌های بیشتر در بازار ختم خواهد می‌شود، باید عواقب واقعی آن را به شیوه‌‌ای جامع‌‌تر بررسی کنیم.

منبع

شاید از این مطالب هم خوشتان بیاید.

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.