نبرد تلگرام و فیسبوک برای سلطه بر بازار کریپتو

ماه گذشته فیسبوک با انتشار خبر مربوط به عرضه رمز ارز خود به نام لیبرا (Libra)، بمبی خبری را منفجر کرد که دنیای ارتباطات را در شگفتی فرو برد. حتی تا همین یک سال پیش اینکه یکی از بزرگترین کمپانی‌های جهان ، یک رمز ارز ایجاد کند یا رئیس‌جمهور آمریکا در واکنش به این اتفاق، برای اولین بار درباره بیت کوین و رمز ارزها توییت کند چیزی بیش از خواب و خیال نبود. اما ورود فیسبوک که کارنامه سیاهی در زمینه نقض حریم خصوصی کاربرانش دارد، به دنیای رمز ارزها با انتقادات زیادی رو به رو شده است. این رسانه اجتماعی با پایگاه کاربری عظیمی که دارد می‌تواند صنعت کریپتو را از آن خود کند. در این میان یک کور سوی امید برای مخالفان فیسبوک وجود دارد. یک کمپانی در جهان هست که نیروی لازم برای رویارویی و پیروزی بر غول شبکه اجتماعی را دارد: تلگرام.

0 81

نبرد تلگرام و فیسبوک

بیانیه لیبرا سیاست‌مداران را بهت زده کرد، مانند توفان به رسانه‌های جریان اصلی زد و باعث شد بازیگران اثرگذار در زمینه‌ کریپتو از خود بپرسند آیا واقعا فیسبوک، این غول شبکه های اجتماعی به همین سادگی 90% آلتکوین‌ها را بی‌ارزش کرد؟ آیا پروژه‌های کوچک کریپتو با چند ده برنامه‌نویس می‌توانند در برابر نیروهای هنگفت کمپانی‌ بزرگی مانند فیسبوک بایستند؟ البته فقط فیسبوک نیست؛ غول‌های دیگر دنیای تکنولوژی و پرداخت مانند اوبر (Uber)، لیفت (Lyft)، پی‌پَل (Paypal)، ویزا (Visa) و مَسترکارد (Mastercard) هم هستند.

در این میان یک کور سوی امید برای بازیگران کوچک وجود دارد. یک کمپانی در جهان هست که نیروی لازم برای رویارویی و پیروزی بر غول‌های شبکه اجتماعی را دارد. شرکت تلگرام.

بازگشت امپراتوری فیسبوک با لیبرا یا قهرمانی جدید به نام تلگرام

امروزه در حالی که فیسبوک 1.8 میلیارد کاربر دارد، تلگرام توانسته 1.7 میلیارد دلار سرمایه برای خود گردآورد. فیسبوک پر است از انبوه مردمی که هرگز بیت کوین نداشته‌اند، در حالی که تلگرام همه‌ی جامعه‌ی کریپتو را در کنار خود دارد؛ افرادی که با کریپتو نفس می‌کشند و برای صبحانه آلتکوین می‌خورند.

مارک زاکربرگ (Mark Zuckerberg) بنیان‌گذار فیسبوک، نماد رصد اطلاعات مردم در اینترنت و پول درآوردن از آن است؛ از سوی دیگر پاوِل دورُف (Pavel Durov) بنیان‌گذار تلگرام، پرچمدار ایستادگی در برابر قدرت‌های زیاده‌خواه و پاسداری از حریم خصوصی افراد در دنیای دیجیتال است. اگر فضای دیجیتال را در چارچوب سینمای ابرقهرمانی و تخیلی بگذاریم، زاکربرگ آن کاراکتری است که راه خطا رفته و به یکی از شخصیت‌های بد داستان تبدیل شده و از آن سو، پاول دورف که اصول خود را فدای دستیابی به قدرت بیشتر نکرده، می‌کوشد در قامت یک قهرمان و در حد توان خود کار درست را انجام دهد.

تلگرام چندی پیش یک برنامه‌ جذب سرمایه برگزار کرد که پیشگامان جامعه کریپتو چندان آن را نپسندیدند. شرکت تلگرام در این برنامه برخلاف قوانین وضع شده برای عرضه اولیه کوین، همه‌ سرمایه‌ لازم را نه از عموم بلکه از سرمایه‌گذاران دست‌چین شده و سرشناس جمع کرد. این برنامه با وجود دوری از رویکرد مردمی (که یکی از ویژگی‌های تلگرام است) کاملا موفق بود. شاید شما جزو افرادی هستید که فقط وایت پیپر تلگرام را خوانده‌اید که شبیه یک بازاریابی زیرکانه است تا شرح مفصل جزییات یک پلتفرم.

اگر اینطور است پس بیایید نگاهی عمیق‌تر به این موضوع داشته باشیم.

مقایسه TON و لیبرا

مزایا

شبکه باز تلگرام:

  • 1.7 میلیارد دلار سرمایه گردآوری کرد
  • تیم سازنده‌ی آن تیمی است که امتحان خود را پس داده است
  • شبکه‌ای ساخته که بسیار مقیاس‌پذیر است و با وجود تلاش‌های فراوان برای از کار انداختنش، کاملا در برابر سانسور مقاوم می‌باشد
  • بنیان‌گذار تلگرام خود را متعهد به آزادی بیان و حفظ حریم خصوصی می‌داند
  • تیم سازنده‌ی تلگرام بیش از هر چیز از جنس جنبش سایبرپانک است که بیت کوین و دیگر رمز ارزهای باز را به وجود آورده است (البته این گرایش باید تثبیت گردد)
  • یک وایت پیپر فنی و بلندپروازانه که می‌توان آن را انقلابی دانست

لیبرا

  • پایگاه عظیم کاربران فیسبوک به روند گسترش استفاده از کریپتو سرعت می‌بخشد
  • لیبرا از پشتیبانی شماری از بزرگ‌ترین شرکت‌های دنیا برخوردار است؛ شرکت‌هایی چون ویزا و مسترکارت
  • این پلتفرم به صورت سر به سر طراحی شده که امکان کار با چندین اپلیکیشن، سودآوری جاری و گسترش پیشرفته را فراهم می‌سازد
  • با داشتن پول زیاد می‌تواند موانع قانونی را از سر راه بردارد
  • راه و روش ساختن یک رابط کاربری زیبا را می‌داند؛ چیزی که در حوزه‌‌ کریپتو جای خالی آن حس می‌شود

معایب

شبکه باز تلگرام

  • وایت پیپر آن پر است از راهکارهای ثابت نشده
  • داشتن پایگاه کاربری بسیار کوچک‌تر از فیسبوک
  • می‌توان گفت وایت پیپر آن بیش از اندازه بلندپروازانه است، زیرا برای همه مشکلات موجود در زمینه کریپتو راه حلی پیشنهاد کرده
  • تلگرام هم‌اکنون با چالش‌های حقوقی بزرگی دست به گریبان است و پس از راه‌اندازی شبکه این چالش‌ها بیشتر هم خواهند شد

لیبرا

  • قانون‌گذاران امریکایی تمام قد در برابر آن ایستاده‌اند (پس از انتشار بیانیه فیسبوک این مساله کاملا آشکار شد)
  • فیسبوک به سرمایه گذاران هشدار داده است که شاید مشکلات شدید حقوقی منجر شود که رمز ارز این شرکت هرگز اجازه راه‌اندازی پیدا نکند
  • فیسبوک سابقه نقض حریم خصوصی کاربران را دارد و این بخشی از مدل بیزنس آن بوده است
  • احتمالا در کیف پول آن از کلید اسکرو (escrow) استفاده خواهد شد تا امکان تغییر پسورد وجود داشته باشد. به این ترتیب نسبت به بانکداری رایج و سیستم پرداخت کنونی هیچ مزیتی در زمینه‌ حریم خصوصی نخواهد داشت
  • این پلتفرم به احتمال فراوان با سرکشی به اطلاعات کاربران، کابوسی برای حریم خصوصی آنان خواهد بود

شوالیه تاریکی برمی‌خیزد

هر چه بیشتر بنگرید بیشتر درمی‌یابید که افتادن لیبرا به دست یک بازیگر بزرگ، برای بسیاری از افراد جذاب است. رویدادی که البته برای سایرپانک‌ها یک کابوس است.

ابتدا با پاول دورف شروع می‌کنیم.

پاول دورف مردی است که تا به اینجا توانسته دو کمپانی موفق بسازد. یکی وی‌کنتاکت (VKontakte) معروف به VK که یک شبکه اجتماعی شبیه فیسبوک است (از فیسبوک قدیمی‌تر است) و بیشتر در روسیه محبوبیت دارد. کمپانی دیگر هم چیزی نیست جز تلگرام خودمان که دورف آن را چند سال پس از VK به وجود آورد. این بدان معناست که پاول دورف و همکاران او می‌دانند چگونه پلتفرم کریپتویی بسازند که کار کند و مقیاس‌پذیر باشد. این درحالی است که بیشتر پروژه‌های کریپتو حتی نمی‌توانند تست‌نت خود را راه بیندازند. شخصیت پاول دورف یک روی دیگر هم دارد. یک روی ضدقهرمان و بت‌شکن که فلسفه‌‌ آن فردگرایی رادیکال و خود – سالاری است. این جنبه‌ شخصیتی دورف کاملا با اصول سایبرپانک همخوانی دارد؛ جنبشی که ابتدا بیت کوین و سپس یک هزار کشتی کریپتوی دیگر را روانه‌ اقیانوس مالی جهان کرد.

پاول دورف این باورهای شخصیتی را تنها به زبان نمی‌آورد بلکه در راستای آن‌ها تلاش می‌کند.

در حال حاضر فیسبوک از سوی کمیسیون بازرگانی فدرال با یک جریمه 5 میلیارد دلاری روبه‌رو است، زیرا رفتارش در حفاظت از دیتای کاربران مانند رفتار یک گروه مافیایی حاکم بر یک محله نسبت به کسب و کارهای کوچک آن محله بوده است. از آن سو هنگامی که دیوان عالی روسیه از پاول دورف خواست که برای تلگرام یک در پشتی ایجاد کند و کلید آن را به حکومت روسیه بدهد او نپذیرفت. این درحالی است که حتی شرکت‌های امریکایی مانند اپل که همیشه موضع تندی درباره‌ حریم شخصی دارند هم پشت تلگرام را خالی کردند و آن را از اپ‌ استور بیرون کشیدند. در حالی که زاکربرگ کمپانی خود و مدل درآمدزایی آن را بر مبنای سرکشی به اطلاعات کاربران طراحی کرده، دورف شرکت‌ خود را بر پایه‌ حفظ حریم خصوصی کاربر ساخته و پای آن ‌هم ایستاده است.

اگر نگاهی به وایت پیپر مختصر TON بیندازید، درمی‌یابید که دورف در این راه تنها نیست. دورف از پشتیبانی گروهی از برنامه‌نویسان نابغه برخوردار است که کدنویسی را از وقتی در پوشک بودند شروع کردند و هنگامی که ما پای تلویزیون سرگرم تماشای کارتون بودیم، آن‌ها برنده مدال طلای المپیاد جهانی ریاضی شدند. یکی از این افراد برادر پاول دورف است. نیکلای دورف (Nikolai Durov) که سرپرست بخش تکنولوژی تلگرام است و به بیان دیگر اپلیکیشن تلگرام کار دست اوست. نیکلای هنگامی که تنها 8 سال داشت معادلات مکعبی حل می‌کرد. این نابغه روس در سن 9 سالگی نوشتن کد را آغاز کرد و در 13 سالگی نخستین سیستم عامل خود را (به زبان اسمبلی) نوشت.

نیکلای دورف یک وایت پیپر فنی بسیار بلندتر و فراگیرتر نوشته که حجم آن 132 صفحه است! این وایت پیپر یک راهنمای بلندپروازانه، فشرده و پیچیده برای آشنایی با پلتفرم تازه‌ «شبکه باز تلگرام» (Telegram Open Network) یا همان TON است. در این میان برخی آن را تخیلی و فانتزی می‌دانند چرا که با ارائه‌ی راهکار برای یکایک مشکلات صنعت کریپتو دورنمای یک یوتوپیای علمی تخیلی را ترسیم کرده است.

این نخستین باری نیست که تلگرام از جنبه‌ معماری مورد انتقاد قرار گرفته است. پیش‌تر، ویلیام تورتن (William Turton) از سرویس گیزمودو (Gizmodo) در مقاله‌ای با نام «چرا باید از همین حالا تلگرام را کنار بگذاریم» این کار را انجام داده بود. تورتن در این مقاله به تندی تلگرام را محکوم می‌کند که چرا به جای استفاده دیفالت از رمزگذاری سر به سر (end-to-end encryption) از رمزگذاری کلاینت – سرور (client-server encryption) استفاده کرده است. تلگرام از این شیوه‌ی معماری دفاع کرده و می‌گوید با ایجاد امکان چت پنهان برای کاربران را از هر دو جنبه بهره‌مند ساخته است؛ با این وجود انتقادها در این زمینه تا به امروز ادامه دارد.

برخی ردیتورها (کاربران ردیت) با انتقاد همه‌جانبه از این وایت پیپر آن را چیزی جز یک مشت لفاظی و حرف‌های نامفهوم نمی‌دانند.

با این وجود اگر به دقت این رساله را بخوانید درمی‌یابید که اگر تلگرام بتواند حتی یک چهارم آنچه وعده داده را عملی سازد، می‌تواند انقلابی به راه اندازد.

اگر TON به خوبی کار کند، مشکلات پیرامون مقیاس‌دهی، ذخیره‌سازی و هویت نامتمرکز را حل کرده و از پلتفرم خود در برابر حملات پیوسته‌ نیروهای متخاصم محافظت می‌کند. نمی‌توان انکار کرد که وایت پیپر TON یک بسته پر از ایده است که برخی منحصر به فرد و برخی دیگر از منابع گوناگون الهام گرفته شده‌اند. با این حال، ساختن برمبنای ایده‌های دیگران به خودی خود چیز بدی نیست.

این رساله تنها برای کسانی آزار دهنده است که از «سندروم اینجا اختراع نشده» (not-invented-here) رنج می‌برند. سندرومی که باعث می‌شود فرد تصور کند همه پاسخ‌ها پیش اوست و ایده‌های هیچ کس دیگری ارزش آزمودن ندارد.

در وایت پیپر لیبرا بارها از واژه بلاک چین استفاده شده (40 بار در یک رساله 26 صفحه‌ای). گویا هدف از این کار گسترش مفهوم بلاک چین است، به نحوی که بتوان یک «دیتابیس تایید رسمی شده به صورت کریپتوگرافیک» (cryptographically authenticated databas) را یک بلاک چین نامید. این درحالی است که سازندگان TON به خوبی می‌دانند یک بلاک چین با یک ابزار تازه و ناشناخته فرق می‌کند. آن طور که به نظر می‌رسد حاصل کار یک سیستم شاردی و مقیاس‌پذیر است که نه تنها پول بلکه پیام‌های رمزگذاری شده را جابه‌جا می‌کند و دارای یک مجموعه‌ی عالی از اموجی‌های برگرفته از واتس‌اپ است. مجموعه‌ای که می‌توان آن را هنر ASCII نامید. این سیستم می‌خواهد همه‌ی این کارها را انجام دهد و در کنار آن یک فضای اندوخته‌سازی کلان از جنس همتا به همتا ایجاد کند تا اسناد مهم در آن ذخیره شوند. گویا حتی شبکه‌های نامتمرکز خصوصی مجازی نیز در آن نقش خواهند داشت.

فیسبوک زیر فشار و جریمه‌ دولت‌ها و سیاست‌مداران خشمگینی است که می‌گویند درباره‌ کیف پول لیبرا نگران هستند. این کیف پول با وجود پیروی از قوانین شناخت مشتری (KYC) و ضد پول‌شویی می‌تواند برای کارهای تروریستی استفاده شود. این در حالی است که تیم تلگرام هوشمندانه خود را از زیر ذره‌بین کنار برده است؛ همان کاری که ساتوشی ناکاموتو با بیت کوین انجام داد. اگر بخواهید با آرامش خاطر یک پلتفرم بسازید بهتر است کار خود را در فضای خصوصی انجام دهید و توجه سیاست‌مداران تشنه محبوبیت که در پی امتیاز گیری در کارزارهای انتخاباتی هستند را جلب نکنید.

دولت‌ها عاشق این هستند که یک ساختار را هدف قرار داده و سر مار را قطع کنند. اگر امکان قطع کردن سر مار را از آن‌ها بگیرید دولت‌ها دیگر نمی‌دانند به کجای ساختار باید حمله کنند.

با وجود همه این مسائل آیا تلگرام آنقدر توان دارد که بتواند یک پلتفرم تجارت الکترونیک حقیقی بسازد و نسل فردای اپلیکیشن‌های نامتمرکز را به وجود آورد؟ آیا تلگرام به اندازه‌ کافی نیرومند هست که بتواند جلوی غول‌های بی‌شاخ و دمی مانند فیسبوک بایستد و با رمز ارزهای متعلق این شرکت‌ها و اربابان دنیای تجارت الکترونیک رقابت کند؟

این پرسش کلیدی چنان گرانبهاست که قیمت ندارد، چراکه آن کسی که پیروز میدان نبرد شود می‌تواند بخش بسیار بزرگی از اقتصاد جهانی را در دست بگیرد و از این راه به چنان نیرویی دست یابد که بتواند آدم‌ها، شرکت‌ها و حکومت‌ها را زمین بزند یا از زمین بلند کند. وجود چنین فرصتی، هر رقابتی را تبدیل به جنگ خواهد کرد.

مرد میدان

برای پیروز شدن باید در حد و اندازه یک قهرمان بود.

صاحبان دیرین قدرت در جهان تقریبا بر همه‌چیز تسلط دارند. دولت‌ها پول چاپ می‌کنند و داشتن توانایی چاپ پول یعنی برخورداری از قدرت خدایی. اگر کسی بخواهد این ساختار را بشکند باید یک پلتفرم بی‌نقص بسازد. پلتفرمی که استفاده از آن آسان باشد، به مقیاس کلان برسد و زمین زدن آن ناممکن باشد. به بیان دیگر، هیولایی با هزاران سر که با زدن هر یک از سرهایش، یک سر دیگر جای آن دربیاید. این سیستم می‌بایست همه ویژگی‌های سیستم مالی سنتی را داشته باشد و به آن چند ویژگی تازه بیفزاید و به چیزی تبدیل شود که کسی نتواند در برابر رفتن به سمت آن مقاومت کند. این پلتفرم می‌بایست به تندی انبوه افراد و بیزنس‌ها را جذب خود نماید زیرا باید روند رشد آن چنان شتابی داشته باشد که امکان شکست خوردنش را به صفر برساند.

امروزه ما انسان‌ها در دوران سرمایه‌داری نظارت‌گر زندگی می‌کنیم. ساختاری که به زندگی انسان‌ها سرک می‌کشد و هر روز هم نیرومندتر می‌شود. این اژدهای بزرگ در حال خوردن جهان ماست. فیسبوک سر این اژدها است. در حال حاضر تنها شانس زدن این اژدها در آسمان و انداختن آن بر زمین، تلگرام است.

در حالی که لیبرا می‌تواند از یک میلیارد و هفتصد میلیون کاربر فیسبوک بهره بگیرد، تلگرام نیز یک پایگاه کاربری 200 میلیونی دارد که هر روز در حال افزایش است. تلگرام با وجود کاربران کمتر، از یک مزیت مهم برخوردار است. بیشتر کاربران فیسبوک نمی‌توانند بیت کوین را از ژتون کازینو تشخیص دهند! ولی کاربران تلگرام به یک جامعه‌ سرزنده و آشنا با تکنولوژی مشهورند. بیشتر کسانی که کاملا درگیر کریپتو هستند، عضو تلگرام‌اند، در آن گروه دارند و بیزنس روزمره‌ خود را در این اپلیکیشن انجام می‌دهند.

این بدان معناست که اگر TON چند سکه در کیف پول پیوست شده به تلگرام قرار دهد، درصد بالایی از کاربران تلگرام بلدند چگونه این پول را خرج، پس‌انداز یا ارسال کنند. در حالی که اگر همین اتفاق در فیسبوک بیفتد، زنگ تلفن‌های پشتیبانی این شرکت تمامی نخواهد داشت و انبوه فیسبوکی‌های پشت خط می‌خواهند بپرسند چگونه می‌توان پسورد کلید خصوصی را عوض کرد.

البته این بدان معنا نیست که تیم تلگرام از هر لحاظ کامل است. این گروه با انتقادهای شدیدی روبه‌رو شده که چرا در وایت پیپر خود یک سری مطالب مبهم آورده و قول‌های زیاده داده بدون اینکه دقیقا بگوید چطور می‌خواهد به آن‌ها عمل کند. افزون بر این، پس از برگزاری ICO بزرگ تلگرام، تیم سازندگانش سکوت پیشه کرده‌اند. یک نسخه‌ی بتای خصوصی وجود دارد ولی فعلا دسترسی عمومی ندارد. در نهایت ممکن است مشخص شود که این پروژه بیش از اندازه بلندپروازانه بوده؛ حتی برای تیم باهوشی که سرمایه‌ی هنگفتی در اختیار دارند.

از سوی دیگر، زمان اجرای پروژه برای شرکت تلگرام رو به پایان است. اگر این تیم بخواهد موفق شود باید با تمام توان کوشش کند. شرایط هرگز تا به این اندازه حساس و مهم نبوده است. بسیاری از مردم بدون لحظه‌ای تردید حریم خصوصی خود را قربانی راحتی می‌کنند. رویای اصلی کریپتو یعنی استقلال در کارها به آرامی در حال تبدیل شدن به یک اپیزود دهشتناک سریال آینه سیاه (Black Mirror) است؛ اپیزودی که در آن بلاک چین‌ها به جای کمک به حریم خصوصی ابزار سرکشی همه‌جانبه را در مقیاسی بی‌سابقه فراهم می‌کنند. ابزارهای آنالیز بلاک چین، ژرفای هر تراکنشی را کاوش می‌کنند و سازمان بورس و اوراق بهادار امریکا به دنبال تیم‌ها و ابزارهایی است که بتواند آن‌ها را در خدمت آنالیز بلاک چین به کارگیرد. فیسبوک با کمال میل این امکان را در اختیار طرف‌های دیگر می‌گذارد و به این ترتیب یک آینه‌ی دو سویه در زندگی انسان به وجود می‌آید.

تلگرام شاید آن قهرمانی که فکرش را می‌کردیم نباشد ولی می‌تواند واپسین امید ما باشد. تنها امید ما برای جلوگیری از آینده‌ای که در آن کوین‌های هولناک بر پادآرمان‌شهر ما حکمرانی می‌کنند.

استارت انقلاب کریپتو با جرقه‌‌ای در ذهن ساتوشی زده شد. در همه‌ انقلاب‌ها مقداری دیوانگی وجود دارد. آدم باید دیوانه باشد تا با چنین قدرت های سرسختی در بیافتد. پادشاهان دنیای ما پول دارند، اسلحه دارند و چکش قانون‌گذاری در دستشان است. آن‌ها آماده‌اند از هرچه دارند استفاده کنند و به هر قیمتی شده اجازه ندهند افسار قدرت از دستشان خارج شود.

ولی بالاخره انقلاب‌ها راه خود را پیدا خواهند کرد ….

منبع

شاید از این مطالب هم خوشتان بیاید.

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.