دروس سرمایه گذاری : خرید سهام با قیمت کمتر از ارزش واقعی در زمان بحران بازار

مطمئنا یکی از سودآورترین کارهای ممکن در بازار سهام، سرمایه گذاری‌‌ در شرکت‌‌هایی است که با قیمتی کمتر از ارزش واقعی خود معامله می‌‌شوند. این شرایط ممکن است به دلیل شرایط نامناسب بازار، مدیریت ناکارآمد یا طیفی از دلایل دیگر رخ دهد. در ادامه بررسی خواهیم کرد که یک سرمایه گذار چه زمانی باید برای خرید چنین سهامی اقدام کند و چه نکاتی را باید مد نظر داشته باشد.

0 104

حتی بهترین شرکت‌‌ها، صنایع و بخش‌‌ها نیز گاهی اوقات با شرایط نامناسب دست و پنجه نرم می‌‌کنند. یک سرمایه‌‌گذار هوشیار با جیبی پر از پول و درک مناسب از این وضعیت قادر است با آرامش هرچه تمام‌‌تر وارد یک بازار متلاطم شود و سهام این شرکت‌‌ها را با بخشی از ارزش واقعی آنها تصاحب کند. چگونه می‌‌توانید بفهمید که کدام شرکت‌‌ها در یک سراشیبی دائمی قرار داشته و کدام‌‌ها قیمتی کم‌‌تر از ارزش واقعی دارند؟ پاسخ دادن به سوالات پیش رو به شما کمک خواهند کرد که در مورد استراتژی سرمایه گذاری‌‌ خود و خرید سهام با قیمت کمتر از ارزش واقعی تصمیم‌‌گیری کنید.

1. آیا مشکل به وجود آمده موقتی است یا اینکه به صورت طولانی‌‌مدت ادامه خواهد داشت؟

باید مواظب باشید که صرفا به این خاطر در یک شرکت سرمایه گذاری‌‌ نکنید که همه از آن فرار می‌‌کنند؛ گاهی اوقات دلیل خوبی برای فرار کردن وجود دارد. شرکت‌‌های زیادی وجود دارند که به هیچ قیمتی ارزش خرید ندارند. آشغال در هر صورت آشغال است، مهم نیست چقدر برای آن پول خرج کنید.

در بعضی از موارد، مشکلات به دلیل اشتباهات موقتی از سوی مدیریت بروز می‌‌کنند. برای مثال، در طی دوران بحران وام و پس‌‌انداز (Savings and Loan Crisis)، سهام بانکی به سطحی باورنکردنی سقوط کردند. سرمایه گذاری‌‌ که سهام این موسسات را در آن زمان خریداری کرد، مورد تمسخر قرار گرفت و حتی از جانب دوستان نزدیک دیوانه خطاب شد. اما در همان زمان، شرکت‌‌های قدرتمندی مانند Wells Fargo (که دارای ترازنامه عالی، شهرت زیاد، مدیریت حرفه‌‌ای و پایگاه مشتری دائمی بودند) درست به اندازه بانک‌‌های سطح پایینتر با مشکل مواجه شدند.

سال‌‌ها بعد، آنهایی که شجاعت به خرج داده و برای خریداری سهام چنین بانک‌‌هایی به قضاوت فنی خود اعتماد کردند، نظاره گرِ پربارتر شدن سبد سرمایه گذاری‌‌ خود بودند. خردمندی می‌گوید،

تنها به این دلیل که اکثریت با شما هم نظر هستند به این معنا نیست که حق با شما است؛ تنها در صورتی حق با شماست که تحلیل‌‌های‌‌تان چنین بگویند.

2. آیا کسب و کار مورد نظر، یک شرکت باکیفیت با ارزش بازاری مناسب است؟

مثل همیشه، باید به کسب و کارهای قدرتمندی علاقه نشان دهید که درآمدهای زیادی از سود سهام دارند، بدهی کم یا ناچیزی دارند و بدون ساختارهای هزینه‌‌ای ثابت در صنایع غیر کالا فعالیت می‌‌کنند. همچنین اگر به دنبال سهامی هستید که ارزش آنها کمتر از ارزش واقعی است، باید به دنبال سهام شرکت های بزرگتر بروید. برای مثال، در صورت بهبود صنعت خرده‌‌فروشی پس از سپری کردن یک بحران، احتمال اینکه شرکت Wal-Mart زودتر به شرایط پیش از خرابی بازار برگردد، بسیار بیشتر از احتمال بهبود و بازگشت شرکت‌‌های کوچک‌‌تر مانند Tuesday Morning است. مالک کسب و کارهای کوچک‌‌تر باید مدت زمان بسیار طولانی‌‌تری را منتظر بمانند تا سهام شرکت‌‌شان به قیمت واقعی خود در بازار برسند.

3. آیا مدیریت شرکت پیشینه خوبی دارد؟

یک مدیریت خوب سعی دارد نتایج مناسبی را برای تمامی افراد شامل سهام‌‌داران، کارمندان، مدیران، عوامل اجرایی و مشتریان رقم بزند. اگر یک شرکت در طی سالیان متمادی با مشکلات زیادی روبرو بوده درحالیکه صنعتی که در آن فعالیت می‌‌کند روندی موفقیت‌‌آمیز داشته، احتمال ناکارآمد بودن مدیریت آن وجود دارد. در چنین مواردی بهتر است که وعده‌‌های توخالی مدیران اجرایی را نادیده بگیرید چراکه تنها به نگه داشتن شغل خود علاقه دارند.

شاید سوال مطرح شده در مورد کیفیت مدیریت یکی از مهم‌‌ترین مسائلی باشد که یک سرمایه‌‌گذار باید در نظر بگیرد. کوکا کولا یک مثال خارق‌‌العاده از شرکت‌‌هایی است که مدیران خوب به چه صورت می‌‌توانند یک شرکت‌‌ را به سطح بالاتری ارتقا دهند. زمانی که روبرتو گویژواتا (Roberto Goizueta) سکان هدایت این شرکت را بر عهده گرفت، آن را به یک قدرت جهانی تبدیل کرد و سود سهام‌‌داران را به قدری افزایش داد که عملا می‌‌توانستند آن را پارو کنند. در بین سال‌‌های 1984 تا 1993، کوکا کولا 570 میلیون سهم خود را از طریق برنامه بازخرید سهام تصاحب کرد و سهام در گردش را از 3.174 میلیارد به 2.604 سهم کاهش داد.

این کاهش 21 درصدی در تعداد سهام ، به درآمدهای بسیار بالاتر برای سهام باقیمانده منتهی شد و نتایج عملیاتی بسیار درخشان‌‌تری را به ارمغان آورد.

با این وجود باید توجه داشت که نتایج خوب گذشته تضمینی برای عملکرد آینده نیستند.

4. آیا از لحاظ مالی ، توانایی گذر از شرایط سخت را دارید؟

بعد از اینکه دریافتید مشکل شرکت مورد نظر موقتی است، مدیریت آن سابقه مناسبی دارد و این کسب و کار می‌‌تواند نتایج خوبی به بار آورد، هنوز هم یک سوال باقی می‌‌ماند که قبل از خریداری سهام باید از خودتان بپرسید. آیا از لحاظ مالی قادر هستید تا زمان تمام شدن مشکلات شرکت منتظر بمانید؟ احتمال اینکه مجبور شوید سهام خود را بفروشید تا به دنبال یک شرکت دیگر باشید چقدر است؟

اگر احتمال فروش اجباری سهام به دلیل نیاز به پول نقد وجود دارد، حتی به فکر خرید آنها نیز نباشید. ممکن است به این فکر کنید که “این فرصت واقعا فوق‌‌العاده است!” بله، این فرصت ممکن است یکی از بهترین سرمایه گذاری‌‌‌‌ها در عمر هر کسی باشد. با این وجود، اگر آنقدر متمول نیستید که منتظر بازتاب ارزش واقعی شرکت در قیمت سهام آن باشید، چنین کاری می‌‌تواند قمار بزرگی باشد. همه ما به عنوان سرمایه‌‌گذار می‌‌دانیم که یک شرکت خوب در نهایت توسط بازار به رسمیت شناخته خواهد شد؛ اما زمان آن را نمی‌‌دانیم.

لحظه‌‌ای که این تفاوت را درک نکنید، به یک سفته‌‌باز تبدیل شده‌‌اید. هر چیزی می‌‌تواند در کوتاه‌‌مدت رخ دهد. هیچ چیز نمی‌‌تواند مانع از سقوط بیشتر سهامی شود که قیمتی کمتر از ارزش واقعی دارد. باید زمان کافی جهت انتظار برای بار نشستن یک سرمایه گذاری‌‌ خردمندانه را داشته باشید و برایتان مهم نباشد که این اتفاق در یک هفته، یک ماه یا حتی پس از چند سال محقق خواهد شد. در نهایت، پاداش تحلیل فنی درست و صبر خود را خواهید گرفت.

منبع

 

شاید از این مطالب هم خوشتان بیاید.

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.