ارزیابی موفقیت یک سرمایه گذاری بر اساس درآمد غیرفعال

معیارهای اقتصادی بسیار زیادی برای سنجش میزان موفقیت مالی سرمایه‌‌گذاران وجود دارند که در میان آنها می‌‌توان به درآمد غیرفعال (Passive Income) اشاره کرد. این نوع درآمد از طریق سرمایه گذاری‌‌هایی مانند اوراق بهادار و سود سهام به دست می‌‌آید و در واقع خود پول است که درآمدزایی می‌‌کند. اما باید به این نکته نیز توجه داشت که انتخاب موارد مناسب برای سرمایه گذاری غیرفعال به دقت و حوصله زیادی نیاز دارد و نمی‌‌توان به صورت خودسرانه دست به سرمایه گذاری زد.

0 102

برای بعضی از مردم داشتن حقوق ثابت نسبت به رشد اقتصادی بسیار مطلوب‌‌تر است. در طی سالیان اخیر، بحث‌‌های زیادی در مورد درآمد غیرفعال (Passive Income) صورت گرفته است. درآمد غیرفعال به پولی اشاره دارد که از منابعی مانند سود سهام، اوراق بهادار و اجاره به دست می‌‌آورید. این همان درآمدی است که خود پول‌‌تان برای شما تولید می‌کند و در حساب‌‌ بانکی‌‌تان پس‌‌انداز می‌‌شود، بدون نیاز به اینکه هر روز صبح زود برای رفتن به سر کار از خواب بیدار شوید. هدف نهایی بیشتر سرمایه‌‌گذاران ایجاد درآمد غیرفعال به اندازه‌‌ای است که بتوانند به محض بازنشستگی و نبود حقوق‌‌ ماهیانه زندگی راحتی داشته باشند.

در هنگام ایجاد سبد سرمایه گذاری، ترفندی که می‌‌توانید از آن برای ادامه مسیر استفاده کرده و ثروتمند شوید این است که موفقیت خود بر اساس میزان درآمد غیرفعال در هر سال را ارزیابی کنید. دنبال کردن این فلسفه فکری بسیار ساده است، چرا که می‌‌توانید شواهد ملموسی از پیشرفت خود را بر اساس چک‌‌های دریافتی در ایمیل یا سود واریزشده به حساب بانکی مشاهده کنید.

یک مثال از بکارگیری درآمد غیرفعال به عنوان معیار موفقیت

تصور کنید که 10,000 دلار در پس‌‌انداز خود دارید و می‌‌خواهید آن را به صورت بلند مدت سرمایه گذاری کنید. تصمیم‌‌ می‌‌گیرید 833 سهم General Electric را با قیمت 12 دلار به ازای هر سهم خریداری کنید. فرض می‌کنیم که سود سهام فعلی به ازای هر سهم برابر با 12 سنت در هر سه ماه است. این یعنی شما در هر 90 روز یک چک به مبلغ 100 دلار دریافت خواهید کرد. اگر این پول را مستقیما پس‌‌انداز کنید، در انتهای سال چیزی حدود 400 دلار خواهید داشت.

سال آینده باز هم 10,000 دلار پس‌‌انداز می‌‌کنید. 400 دلار به دست آمده از شرکت General Electric را نیز اضافه کرده و اکنون دارای 10,400 دلار هستید. این دفعه، می‌‌خواهید دارایی‌‌های خود را توزیع کنید و به همین دلیل 74 سهم Johnson & Johnson را با قیمت 140 دلار به ازای هر سهم خریداری می‌‌کنید. فرض می‌کنیم که سود سهام آنها برابر با 3.60 دلار به ازای هر سهم است.

در انتهای سال دوم، 400 دلار از سود سهام General Electric و 266 دلار از سود سهام Johnson & Johnson درآمد داشته و اکنون درآمد غیرفعال شما به 666 دلار می‌‌رسد. به صورت کلی نوسانات بازار سهام را نادیده می‌‌گیرید و تنها بر یک چیز تمرکز می‌‌کنید: اینکه آیا می‌‌توانید سرعت رشد این درآمد غیرفعال را نسبت به تورم بیشتر کنید. بدین صورت مانند یک سرمایه‌‌گذار بلند مدت فکر می‌‌کنید، نه یک سفته‌‌باز.

یک سبد سرمایه گذاری مبتنی بر درآمد غیرفعال ، متناسب با گذر زمان رشد می‌‌کند

یکی از خصوصیات اصلی سبدهای سرمایه گذاری مبتنی بر درآمد غیرفعال ، منابع درآمدی آن است. این منابع می‌توانند سهام، املاک، اوراق قرضه در کسب و کارهای خصوصی، مالکیت معنوی، مواد معدنی یا هر چیز دیگری باشند که به فکرتان خطور می‌‌کند. آنها هر سال رشد می‌‌کنند و بدین ترتیب پول بیشتری را نسبت به سال قبل فراهم می‌‌آورند. مهم است که نرخ رشد از نرخ تورم بیشتر باشد، تا درآمد حاصله همیشه گسترش یابد و سرمایه بیشتری را برای سرمایه گذاری مجدد، پس‌‌انداز یا خرج کردن در اختیار داشته باشید.

دو سهمی را که در مورد آنها حرف زدیم به یاد بیاورید. در زمان نوشتن این مقاله، شرکت Johnson & Johnson برای پنجاهمین سال پیاپی سود سهام خود را افزایش داد. همچنین شرکت General Electric در چند سال گذشته چندین بار سود سهام خود را افزایش داده است، اگرچه هنوز هم به سطحی نرسیده است که قبل از رکود بزرگ در آن قرار داشت. یک شرکت خوب به دلیل برتری فعالیت‌‌های بنیادین خود نسبت به سازمان‌‌های معمولی قادر و مایل است که سود سهام پرداخت شده به مالکین را به طور منظم افزایش دهد، تا بدین صورت بتوانند از درآمد بیشتر برخوردار باشند.

شرکتی مانند Kraft Foods را در نظر بگیرید. بیسکویت‌‌های کرم‌‌دار همیشه در میان بهترین شیرینی‌‌ها جای خواهند داشت. به کوکا کولا یا پپسی فکر کنید. مهم نیست چقدر پول در رقبای این شرکت‌‌ها سرمایه گذاری کنید، باز هم پایین کشیدن این ابرشرکت‌‌ها از راس قدرت تقریبا غیرممکن است.

به همین صورت، یک سرمایه گذاری مناسب در املاک می‌‌تواند در صورت بروز تورم باعث افزایش اجاره و درآمد شود. مطمئنا نمی‌‌خواهید سراغ کسب و کارهای دردسرساز و سخت بروید. زندگی برای امتحان چنین چیزهایی بیش از حد کوتاه است. این کار را به عهده شخص دیگری بگذارید. کار شما اطمینان حاصل کردن از این است که هر سال را در شرایطی به پایان برسانید که 1) مالکیت خود در کسب و کارهای بزرگ و باکیفیت را گسترش داده باشید و 2) دارایی‌‌های را به دست آورده باشید که نسبت به دوازده ماه قبلی پول بیشتری نصیب‌‌تان می‌‌کنند. اگر تمامی اینها را در کار خود لحاظ کنیم، درآمدزایی متوقف نخواهد شد.

درآمد غیرفعال از شما در مقابل پرداخت مبالغ اضافی محافظت می‌کند

مزیت اصلی تمرکز بر درآمد فعال سالیانه به عنوان معیاری برای موفقیت این است که چنین کاری می‌‌تواند از پرداخت مبالغ اضافی جلوگیری کند. این مسئله را می‌‌توان بر اساس ریاضیات ابتدایی نیز دریافت. با افزایش قیمت، درآمدهای نقدی کاهش می‌‌یابند. سرمایه گذاری که بر روی افزایش درآمدهای غیرفعال خود تمرکز کرده است، مطمئنا نمی‌‌تواند چنین سرمایه گذاری‌‌های کم‌‌درآمدی را به عنوان گزینه‌‌ای جذاب در نظر بگیرد و همین امر به یک نیروی جبران‌‌کننده در مواقعی تبدیل می‌‌شود که خوش‌‌بینی، بازار سهام یا بازار املاک را دربر گرفته است.

دم به تله ندهید

یکی از بزرگ‌‌ترین ریسک‌‌ها برای افرادی که بر روی سرمایه گذاری درئ درآمدهای غیرفعال تمرکز دارند، سقوط در تله ارزش (Value Trap) یا تله سود سهام (Dividend Trap) است. به صورت کلی، اگر یک دارایی سه، چهار یا چند برابر بیشتر از اوراق قرضه 30 ساله وزارت خزانه‌‌داری ایالات متحده سود داشته باشد، بسیار محتاط باشید. ارزان بودن بیشتر دارایی‌‌های “ارزان” دلیل مشخصی دارد. در جهان امروزی، اگر سود سهام 6%، 8%، 10%، 12% یا بیشتر می‌بینید، احتمالا وارد یکی از این تله‌‌ها شده‌‌اید. چنین شرکتی ممکن است این سود موقتی را از طریق فروش یک دارایی مانند شرکت فرعی یا توافق در یک مرافعه دادگاهی به دست آورده باشد.

این سرمایه گذاری ممکن است یک بازی محض باشد که مانند یک شرکت با سرمایه گذاری محدود به نظر می‌‌رسد و درآمدهای بی سابقه آن به دلیل قیمت های بالا است. قیمت های بالایی که دوام نخواهند داشت. همچنین می‌‌تواند یک چرخه کسب و کار باشد که سرمایه‌‌گذاران ارزش (Value Investors) از آن با عنوان تله اوج یا پیک درآمدها (Peak Earnings Trap) یاد می‌‌کنند.

در هر صورت محتاط باشید. سرمایه گذاری روی درآمد غیرفعال می‌‌تواند برای شما بسیار کارآمد باشد، اما طمعکار نباشید و جو زده نشوید! همانطور که بنجامین گراهام (Benjamin Graham) می‌گوید، پول از دست رفته توسط آن دسته از سرمایه‌‌گذارانی که به دنبال نیم‌‌ درصد درآمد غیرفعال بیشتر بوده‌اند، نسبت به پول های به سرقت رفته بسیار بیشتر است!

منبع

شاید از این مطالب هم خوشتان بیاید.

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.