چگونه توکن‌‌های بهادار‌‌ می‌‌توانند از بحران مالی جلوگیری کنند؟

اکنون زمان اتخاذ رویکردهای جدید برای به حداقل رساندن مشکلات مربوط به نقدینگی است. با بررسی ضعف‌‌های سیستماتیک که منجر به بحران مالی می‌‌شوند، به ابزار مالی جدیدی می‌‌رسیم که تازه به بازار وارد شده است؛ یعنی توکن‌‌های بهادار (Security Tokens)‌‌. مزایای مربوط به نقدینگی این ابزارها که از توان بلاک چین و فناوری دفترکل توزیع شده (DLT) گرفته شده‌‌اند، نشان می‌‌دهد که رویکرد جدیدی برای پیشگیری از تکرار بحران سال 2008 در حال شکل گرفتن است.

0 80

بسیاری از اقتصاددانان بر این باورند که دلیل بحران مالی سال 2008 هنوز به طور کامل مورد پوشش قرار نگرفته است یا تمهیدات اتخاذ شده که توسط مدیر صندوق بین‌‌المللی پول مطرح شده است، کارساز نبوده‌‌اند.

برخی عنوان می‌‌کنند که تلاش‌‌ها برای پوشش دلایل بحران، سیستم مالی را بیشتر مستعد یک سقوط مالی کرده است. پس از معکوس شدن اخیر منحنی بازدهی، یافتن راهکارهای جدید که دلایل بحران سال 2008 را بیابد، بیش از پیش اهمیت پیدا کرده است. چرخش منحنی بازدهی که شاخص 18 ماهه چالش‌‌های نقدینگی است، با بحران‌‌های مالی دهه 1970 تا سال 2008 همراه بوده است.

اکنون زمان اتخاذ رویکردهای جدید برای به حداقل رساندن مشکلات مربوط به نقدینگی است. با بررسی ضعف‌‌های سیستماتیک که منجر به بحران مالی می‌‌شوند، به ابزار مالی جدیدی می‌‌رسیم که تازه به بازار وارد شده است؛ یعنی توکن‌‌های بهادار (Security Tokens)‌‌. مزایای مربوط به نقدینگی این ابزارها که از توان بلاک چین و فناوری دفترکل توزیع شده (DLT) گرفته شده‌‌اند، نشان می‌‌دهد که رویکرد جدیدی برای پیشگیری از تکرار بحران سال 2008 در حال شکل گرفتن است.

برخی با اشاره به نیروهای تولیدکننده ابزارهای سمی، ادعا می‌‌کنند که مقررات‌‌زدایی باعث ایجاد سبدهای اوراق بهادار دارای پشتیبانی وام مسکن (RMBS) شد، در حالی که دیگران به گسترش بیش از حد سیاست‌‌های دولتی اشاره دارند که باعث شد بانک‌‌ها و وام‌‌دهندگان وام‌‌های درجه دو مسکن پرداخت کنند.

با وجود این اختلاف نظرها، همه طرفین موافق‌‌اند که مشکل اصلی در این بحران، مسئله‌‌ شفافیت در عملکرد سبدهای RMBS و فقدان نقدینگی سود در این پرداخت‌‌های کلان بود.

راهکارهای سیاسی و مقرراتی نیز به شکل‌‌های مختلفی پیشنهاد و آزمایش شدند، اما زمان رویکرد جدیدی فرا رسیده است، رویکردی که پیشرفت‌‌های توانمند فناوری دفترکل توزیع شده برای کمک به حل مسئله شفافیت و نقدینگی را به خوبی می‌‌شناسد. این همان فناوری است که هردو هدف (شفافیت و نقدینگی) را به ارمغان می‌‌آورد؛ بله، توکن‌‌های بهادار‌‌.

توکن‌‌های بهادار‌‌ (Security Tokens)

توکن‌‌های بهادار‌‌ نمود دیجیتال یک دارایی مالی قابل معامله از جمله سهام یک شرکت، سود اموال، قراردادهای آتی درآمد، مالکیت معنوی، تملک مسکن و دارایی‌‌های فیزیکی دیگر و مشتقات آنان هستند. توکن‌‌های بهادار‌‌ می‌‌توانند ذیل مقررات قرار گرفته و به شکل موثر مدیریت شوند و همین امر باعث تشکیل آسان سرمایه و آراستن صحنه برای ورود یک زیرساخت خدمات مالی اصلاح‌‌شده می‌‌شود. پس از عرضه‌‌های اولیه سکه (ICO) و توکن‌‌های ابزاری، پیش‌‌فروش‌‌های توکن ابزاری (STO)، پیشنهادات عرضه خصوصی و نحوه معامله آنان در صرافی‌‌ها نیز شکل قانونی به خود گرفته و با مقررات کنونی قانون‌‌گذاران هر حوزه قانونی مطابقت پیدا خواهند کرد (از جمله مقررات ایالات متحده از دهه 1930).

با قرار گرفتن انحراف منحنی بازدهی در کنار اصلاحات و سقوط‌‌های اخیر در بازار بورس، ترس از بروز بحران شدت گرفته است. بسیاری از اقتصاددانان در هر 7 تا 10 سال یک سقوط اقتصادی را پیش‌‌بینی می‌‌کنند. با شناخت گسست زنجیره تامین جهانی در میانه جنگ‌‌های تجاری، باید بتوانیم مشکلات اساسی که ما را به سمت فاجعه اقتصادی می‌‌برند و تاثیر توکن‌‌های بهادار‌‌ در دفع بحران‌‌های مالی آینده را تجزیه و تحلیل کنیم.

آغاز یک پایان

تا سپتامبر سال 2008، بازار 2 تریلیون دلاری RMBS سقوط کرد و در ترازنامه‌‌های بیشتر موسسات مالی بزرگ ایالات متحده و کشورهای دیگر نیز موج شدیدی ایجاد کرد. این اتفاق باعث بحران جهانی شد. ورشکستگی شرکت لمن برادرز (Lehman Brothers) که به شکل سرسام‌‌آوری وام‌‌های درجه دو مسکن پرداخت کرده بودند، در مرکز این توفان قرار داشت. با افزایش نرخ بازپرداخت وام، سبدهای RMBS تحت فشار بیشتری قرار گرفتند. این باعث شد دولت ایالات متحده برنامه آزادسازی دارایی‌‌های مشکل‌‌دار (TRAP) (بودجه 700 میلیارد دلاری برای خرید دارایی‌‌های تحت فشار که نتایج محدودی در پی داشت) را ارائه و دولت بریتانیا نیز بسته نجات بانکی 850 میلیارد دلاری را تصویب کند.

در حالی که عوامل محرک شیوع وام‌‌های بد هنوز جای بحث دارند، اما بسیاری بر این باورند که ناکارآمدی‌‌های بالقوه باعث تبدیل یک اصلاح بازار ساده به یک بحران کامل شدند. یکی از این دلایل فقدان مدل‌‌های موثر درجه‌‌بندی ریسک پس از صدور و نبود عینیت در برقراری این رده‌‌بندی‌‌ها توسط نهادهای رده‌‌بندی اعتباری بود. سرمایه‌‌گذاران بر این رده‌‌بندی‌‌های گمراه‌‌کننده اتکا کرده و برخلاف پایمال شدن اصول‌‌شان، به پمپاژ پول در سبدهای سهام ادامه دادند. نبود شفافیت و بازارهای ثانویه ناکارآمد، قیمت‌‌گذاری و فرش این دارایی‌‌ها در بازار را دشوار کرد. در نتیجه این دارایی‌‌ها روی دست موسسات باقی مانده بودند و در نهایت به دلیل بار سنگینی که به دوش می‌‌کشیدند سقوط کردند.

مسئله بنادین دیگری که به این بحران انجامید (و هنوز توسط هم در حال حل شدن توسط اصلاحات مقرراتی مانند کاهش نرخ سود توسط گروه G-20 و توسعه 5 تریلیون دلاری در آوریل 2009 است)، ماهیت «آنقدر بزرگ است که شکست نخورد» پیشنهادها و خود بازیگران است. موانع ورود به بازار تبدیل دارایی به اوراق بهادار باعث افزایش بی‌‌سابقه تمرکز صدور شد و شرکت‌‌کنندگان انگشت‌‌شماری نبض بازار را در دست گرفتند. ترکیب چرخه‌‌های بسته و هزینه‌‌های بالای صدور، سبدهای اوراق بهادار را به میلیاردها رساند و باعث تاثیر دومینویی بر شکست شد. علاوه بر این، نبود نقدینگی در بازارهای خصوصی اوراق، تعادل بخشیدن مجدد یا تقسیم سبدهای سهام توسط فروش موقعیت‌‌های کوچک‌‌تر به خریداران بالقوه بیشتر را دشوار کرد.

آنان با همراه کردن این عوامل با اهرم فشار چشمگیر موسسات مالی، توانایی‌‌شان برای جذب زیان را کاهش و این موج را منتشر کردند. گاهی پیامدهای ناخواسته مقررات، زیانشان بیش از نفعشان است.

متاسفانه مسئله پشت پرده بحران هنوز در صحنه است و نیازمند راهکاری که این ناکارآمدی‌‌های عمیق را پوشش دهد. اگر این مسائل حل‌‌نشده باقی‌‌ بمانند یک بحران مالی دیگر نیز حتما و نه فورا به وقوع خواهد پیوست.

مرحله بعدی

برای مبارزه با مسائلی که باعث بروز بحران مالی جهانی سال 2008 شدند، اتخاذ توکن‌‌های بهادار‌‌ به امری بسیار حیاتی تبدیل شده است. بسیاری از تحلیل‌‌گران پیش‌‌بینی می‌‌کنند که بیشتر محصولات مالی روزی در بلاک چین به شکل توکن بهادار‌‌ و با قراردادهای هوشمند قابل برنامه‌‌ریزی معامله خواهند شد؛ تنها توکن‌‌های بهادار‌‌ می‌‌توانند در بازار شفافیت، نظارت، دسترسی و نقدینگی به وجود بیاورند.

حالا این سوال پیش می‌‌آید که «چرا توکن‌‌های بهادار‌‌ در بازارهای نهادی رواج کمتری دارند؟» کوتاه بگویم، مسئله شک‌‌گرایی ناشی از کج‌‌فهمی و نبود آموزش است. بازار رمز ارز شناخته‌‌شده برای عموم مردم بازاری است که شامل دارایی‌‌های مانند بیت کوین است که با ارزش بازاری خود و نبود ارزش بنیادین محسوس معامله و تبادل می‌‌شوند.

نوسان تاریخی وضعیت جاری بازار رمز ارزها قطعا به این وضعیت کمک نخواهد کرد. سال 2018 تاکنون بدترین سال از نظر سرمایه بازاری برای رمز ارزها بوده است، چون بازار از ژانویه 2018 با سرمایه 800 میلیارد دلاری به 121 میلیون دلار در ماه سپتامبر سقوط کرد.

آنچه وضعیت را پیچیده‌‌تر می‌‌کند اشتباه گرفتن ICOها با توکن‌‌‌‌های بهادار‌‌ واقعی است. پس از اینکه ICOهای زیادی برای سرمایه‌‌گذارانشان چیزی به جز عملکرد ضعیف، نشت اطلاعات و سرقت اموال به جا نگذاشتند، عموم مردم به دارایی‌‌های فروخته شده به خریداران خُرد و معامله‌‌شده توسط سفته‌‌بازان مشکوک شدند. عامل گمراه‌‌کننده دیگر این است که خیلی‌‌ها در فضای رمز ارزها توکن‌‌های بهادار‌‌ را به عنوان ICO تبلیغ می‌‌کنند. بخش‌‌هایی مانند حراست اموال، بیمه، ریسک و به‌‌ویژه حاکمیت نیز به صحنه اصلی تبدیل می‌‌شوند.

واقعیت این است که توکن‌‌های بهادار‌‌ مزایایی برای نقدینگی و شفافیت دارند و در عین حال با انطباق قانونی، چالش‌‌های پردازنده‌‌های مبتنی بر بلاک چین خود را حل می‌‌کنند و در همان حال که ناشناس بودن و گزارش‌‌دهی منظم خودکار را ارائه می‌‌کنند، حریم خصوصی را نیز حفظ خواهند کرد. اوراق بهادار توکنی می‌‌توانند بنیانی برای اصلاح زیرساخت خدمات مالی ارائه کنند که همه ضعف‌‌های ساختاری منجر به بحران مالی جهانی می‌‌شود را پوشش می‌‌دهد. در اینجا مزایای اصلی توکن‌‌های بهادار‌‌ و مسائلی که می‌‌توانند به آن‌‌ها کمک کنند را آورده‌‌ایم:

  • شفافیت سبد سهام: برخلاف سبدهای RMBS سال 2008، پیشنهادات توکن‌‌های بهادار‌‌، دسترسی مستقیم و نرم‌‌افزاری واقعی به سبد سهام دارایی‌‌های مالی بنیادین را برای سرمایه‌‌گذاران فراهم می‌‌کنند. سرمایه‌‌گذاران می‌‌توانند با توجه به عملکرد سبد سهام ارزیابی‌‌هایشان را انجام داده و به بازار اجازه دهند همزمان با تغییر وضعیت، کار خود را انجام بدهد. علاوه بر این، این توکن‌‌ها بر بستر بلاک چین قرار دارند و تراکنش‌‌های شفاف و تغییرناپذیر ارائه می‌‌کند. دارندگان توکن می‌‌توانند با دسترسی مستقیم به اطلاعات ثبت شده در بلاک چین که قابل تغییر نیستند، سبد سهام خود را مدیریت کنند. ثبت شفاف تراکنش‌‌ها، سرمایه گذاری‌‌ها، عملکرد سبد سهام و منبع دارایی‌‌ها در هر مرحله از کار امکان‌‌‌‌پذیر هستند (شما می‌‌توانید درون آن امنیت ساختارمند هوشمند را نگاه کنید). شفافیت درباره نحوه جمع شدن ابزارهای پیچیده، شعبه شعبه شدن و رده‌‌بندی آنان به طور مستقیم از سوی سرمایه‌‌گذار و قانون‌‌گذار، که می‌‌توانند چرخه عمر یک دارایی، اوراق بهادار یا ابزار مالی را ردگیری کنند.
  • رده‌‌بندی‌‌های غیرمتمرکز: در نتیجه‌‌ شفافیت توکن‌‌های بهادار‌‌، بسیاری از نهادها با فناوری‌‌های رقیب ظهور پیدا می‌‌کنند تا ارزش و پایداری پیشنهادات در صنعت توکن بهادار‌‌ را رده‌‌بندی و ارزش‌‌گذاری کند. این روند با مسائل عدم اعتماد که ناشی از دستکاری ساده رده‌‌بندی‌‌ها در بخش مالی سنتی است، مقابله می‌کند. این تحلیل غیرمتمرکز نیز بنیانی برای مدل‌‌های نوآورانه جدید به وجود می‌‌آورد تا پیشنهادها را به صورت واقعی رده‌‌بندی کرده و فنون جدیدی مانند یادگیری ماشینی را به خدمت بگیرند.
  • قیمت‌‌گذاری عینی بهینه: با به بلوغ رسیدن بازار پیشنهادهای توکن‌‌های بهادار‌‌ (STO) و توسعه استفاده نهادها از آنان، پیشنهاد‌‌های قوی‌‌تر توکن بهادار‌‌ که توسط سرمایه گذاری رده‌‌بالا پشتیبانی می‌‌شوند، به بازار وارد خواهند شد. پلتفرم‌‌های STO مدل‌‌های قابل استفاده‌‌ای برای دسترسی، تبادل و تبدیل آنان به پول فراهم می‌‌کنند. بازارسازان و ابزارهای دیگر ارائه‌‌شده توسط این پلتفرم‌‌ها فرصت‌‌های خرید و فروش را حتی با کمترین تعداد شرکت‌‌کننده در بازار بهبود خواهند داد. این به نوبه خود قیمت‌‌گذاری بهینه و مبتنی بر بازاری برای همه دارایی‌‌های توکنی‌‌شده ارائه خواهد کرد.
  • حذف طرح‌هایی که آنقدر بزرگند که در صورت شکست منجر به فاجعه خواهند شد: پلتفرم‌‌های توکن بهادار،‌‌ مدل‌‌های تطابق و دسترسی ساده به بازارهای ثانویه ارائه می‌‌کنند. وعده این قابلیت‌‌ها، کاهش چشمگیر هزینه شکل‌‌گیری سرمایه و گامی در جهت رفع موانع ورود همه پیشنهادها و تشویق نوآوری است که خود این امر باعث به وجود آمدن گزینه‌‌ها و فرصت‌‌های بیشتر برای سرمایه‌‌گذاران می‌‌شود.
  • نقدینگی در همه سطوح بازار: پلتفرم‌‌های توکن بهادار‌‌ دسترسی بدون خلل به بازار را فراهم کرده و هزینه‌‌های تطابق قانونی و گزارش‌‌دهی را به شکل محسوسی پایین می‌‌آورند. بر همین اساس، دارایی‌‌ها با هر اندازه‌‌ای که باشند قابلیت ورود به بازار را داشته و در برخی موارد می‌‌توانند به شکلی مقیاس‌‌پذیرتر و جامع‌‌تر در دسترس عموم قرار گیرند. هم سرمایه‌‌گذاران نهادی و هم خُرد به‌‌زودی توانایی تبدیل سود سرمایه گذاری خود به پول، تعدیل مجدد سبدهای سهام و دسترسی به فرصت‌‌هایی که پیشتر تنها در حلقه‌‌های محدودی وجود داشت را دارا خواهند بود. علاوه بر این، نقدینگی فرامرزی بدون خلل از طریق صرافی‌‌های ثانویه‌‌ی متصل جهانی که از پرداخت آنی و معاملات اتمی استفاده می‌‌کنند امکان افزایش بهره‌‌وری عملیاتی و دسترسی به استخرهای نقدینگی بزرگ‌‌تر را فراهم می‌‌کند. پیشتر شاهد فقدان کامل نقدینگی و بازارهای ثانویه ناعادلانه بودیم که ناشی از به حاشیه راندن کامل سرمایه‌‌گذاران خُرد از تملک سهام در فیسبوک، اوبر، پالانتیر و دارایی‌‌های دیگر پیش از IPOها بود. شاید کسی همین حرف را درباره معاملات املاک نیز تکرار کند که در آن توکن‌‌های بهادار‌‌ طبقه‌‌ای از دارایی برای مردم به وجود می‌‌آورند که REIT واحدی خواهد داشت. اوبر با 120 میلیارد دلار ارزش‌‌گذاری، در سال 2018 بیش از دوبرابر شرکت‌‌هایی مانند Nasdaq ارزش‌‌گذاری می‌‌شود. این یعنی ارزش اوبر دوازده برابر می‌‌شود که به طور میانگین 4.8 برابر Nasdaq است. این نمودی از شکست کامل سیستم IPO وال‌‌استریت است. توکن‌‌های بهادار‌‌ می‌‌توانند بهترین پاسخ برای پوشش این موارد و در عین حال انطباق قانونی با قوانین نوشته شده در دهه 1930 باشند.
  • کنترل: سرمایه‌‌گذاران خُرد و نهادی از راه شفافیت، دسترسی مستقیم و توان بیشتر برای کنترل پارامترهای سبد سهام خود، کنترل بیشتری بر مدیریت دارایی‌‌هایشان دارند. این به همراه چارچوب‌‌های انطباق قانونی و بازارهای ثانویه متصل، اجازه بازارسازی موثرتری را فراهم می‌‌کند که نقدینگی فرامرزی در سطوح مختلف را به وجود می‌‌آورد.
  • دسترسی: بسیاری از فرصت‌‌های سرمایه گذاری موجود در انتشار اولیه و در بازارهای ثانویه در هر دو مرحله انتشار، سرمایه گذاری و تبادل، هزینه هر دو انتشار اولیه، موانع ورود به بانک‌‌های سرمایه گذاری، پیشنهادهای فرامرزی و تبادل جهانی آنان از طریق معاملات بازاری ثانویه را کاهش داده و استخرهای نقدینگی بکر از بازارهای خصوصی اوراق بهادار که فرصت‌‌های بسیار جدیدتری را هم برای تنوع بخشیدن و همچنین رفع خطرات مربوط به سبدهای سهام و اجتناب از سرمایه گذاری‌‌های همبسته ارائه می‌‌کند، شناسایی خواهد کرد. هزینه اجرای یک IPO در ایالات متحده بسیار بالاست و الزامات انطابق قانونی نیز برای دنیای شرکت‌‌های کوچک و متوسطی که سیستم کنونی نادیده‌‌شان گرفته است صرفه اقتصادی نخواهد داشت.
  • انطباق قانونی: گزارش‌‌دهی مقرراتی درباره جریانات پولی، امکان شناسایی تناقضات و خطرات پیش‌‌رو را فراهم می‌‌کند تا بانک‌‌های مرکزی، سیاست‌‌گذاران و وضع‌‌کنندگان مقررات برای مقابله با ورود فشار به سیستم مالی از طریق سیاست پولی تمهیداتی اتخاذ کنند. اگرچه این بیشتر یکی از کاربردهای فناوری دفترکل توزیع شده است، اما استفاده بهتر از توکن‌‌های بهادار‌‌ این فرایند را ممکن خواهد کرد. علاوه بر این اگر از دیدگاه قانونی بنگیریم، کدهای حسابرسی‌‌شده بنیادین مستقل توکن‌‌های بهادار‌‌ می‌‌توانند ساختارهای مقرراتی را منعکس کنند و از این حیث هوشمند هستند. آنان برای انطابق با مقررات و قوانین مربوطه به صورت مستقل کدنویسی شده‌‌اند، قابل بازخوانی، ردیابی هستند و همه این‌‌ها همزمان با ایجاد انطباق قانونی در خود توکن بهادار‌‌ رخ می‌‌دهد.
  • دارایی‌‌های جدید: ظهور ابزار مالی جدید مانند سرمایه مشروط به شکل توکن که IOUهایی هستند که از اوراق قرضه تقلید کرده و تا رسیدن به بلوغ، زمان تاخیر مورد نیاز برای جذب شوک‌‌های بازار را جذب کند (وقتی اصل پول برگردانده شده و می‌‌تواند به سهام جبران زیان تبدیل شود) بازده خواهد داشت. چنین مشتقات و اوراق خلاقانه‌‌ای باید در یک نرم‌‌افزاری‌‌شده و به شکل تغییرناپذیر اجرا شوند.

استفاده از توکن بهادار‌‌ بیش از همیشه اهمیت پیدا کرده است. در هفته‌‌های گذشته، بخشی از منحنی بازدهی خزانه‌‌داری ایالات متحده معکوس شد و نشان داد که یک رکود در راه است. آخرین باری که رکود رخ داد ماه ژوئن سال 2007 بود که به عنوان پیش قراول بحران 2008 خدمت کرد.

خوشبختانه Nasdaq پیش‌‌بینی می‌‌کند که سال 2019 سال توکن‌‌های بهادار‌‌ خواهد بود، چراکه قانون‌‌گذاران بازارهای جهانی در حال آراستن صحنه برای به‌‌کارگیری و حرکت به سوی ساخت محیط‌‌های باثبات قانونی هستند. امید می‌‌رود که این تمهیدات به عنوان گام مثبتی برای آنچه در راه است، عمل کرده و ابزاری حیاتی و مهم ارائه کند، چرا که ایالات متحده و مناطق دیگر سعی در تنظیم مسیر خود به سمت حوزه‌‌های امن‌‌تر مالی در سال 2019 و بعد از آن دارند.

این یک نقطه عطف مهم است و باید از فرصت بازنویسی قوانین سیستم مالی با زیرساخت‌‌های مبتنی بر فناوری دفترکل توزیع شده و سازگار با آن، برای ساخت توکن‌‌های بهادار‌‌ استفاده کرده و این فناوری را از طریق آن منعطف‌‌تر، پایدارتر و امن‌‌تر کنیم و مطمئن شویم که تاریخ دوباره تکرار نخواهد شد.

منبع

شاید از این مطالب هم خوشتان بیاید.

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.