بانک‌‌های مرکزی، بلاک چین‌‌ و ثبات بخشیدن به نظام مالی جهانی

صحبت‌‌های زیادی درباره تضاد رمز ارزها و بلاک چین‌‌ با اهداف سیاسی و دولت-ملت‌‌ها، به‌‌ویژه با ظهور لیبرا و واکنش به آن از جانب سیاست‌‌گذاران سراسر جهان وجود دارد. با این حال بخش‌‌های زیادی برای همکاری وجود دارد و ماهیت بیت کوین و رمز ارزهای دیگر می‌تواند باعث کاهش نوسان ایجاد‌‌شده توسط نظام مالی کنونی شود.

0 83

یکی از نادیده گرفته‌‌شده‌‌ترین پیامدهای رکود بزرگ سال 2008، نمایش ضعف‌‌ها و قوت‌‌های واضح یک اقتصاد یکپارچه جهانی و نوآوری‌‌های سیاسی برای شکستن سیاست‌های کهنه پولی ملت‌‌ها بود. یکی از مکانیزم‌‌های مستقیم این اتفاق، افزایش مبادلات ارزی بود: خطوط بازی که در آن بانک‌‌های مرکزی توافق می‌‌کنند ارزهای داخلی خود را بین یکدیگر تبادل کنند تا مشکلات مالی در مناطق خارجی که ارزهای جهانی داخلی را تحت تاثیر قرار داده است را رفع و رجوع کنند.این چیزی است که در بنیاد چیانگ می (CMI) و بحران مالی آسیایی آزمایش شده است اما بحران نظام مالی جهانی سال 2008 اولین باری بود که این موقعیت منطقه‌‌ای به یک واقعیت جهانی تبدیل شد و در زمان کنونی است که رمز ارزها و بلاک چین‌‌ توانسته‌اند‌‌ نقشی تجربی در این سیستم ایفا کنند.

در 12 دسامبر سال 2017، بانک مرکزی خطوط معامله دلار آمریکا را با بانک مرکزی اروپا و بانک ملی سوییس توسعه داده و به هر دوی آنان اجازه داد تا تقاضای داخلی برای دلار آمریکا را برطرف کنند. تقاضای اروپا و سوییس برای دلارهای آمریکا بر بازارهای تامین مالی کوتاه‌‌مدت و نرخ سود تاثیر می‌‌گذاشت. مبادلات ارزی به بانک مرکزی اجازه داد آن فشارها را بدون تامین مالی مستقیم بانک‌‌های خارجی برطرف کند. در عوض ECB و SNB وارد میدان شدند.

پس از اینکه برادران لمن (Lehman Brothers) اعلام ورشکستگی کردند، بانک مرکزی فدرال به توسعه خطوط معامله با بانک‌‌های مرکزی G10 و همچنین بانک‌‌های جدید برای پوشش محدودیت‌‌ها در بازار مالی در کشورهای دیگر رای داد.

بانک مرکزی فدرال در این کار تنها نبود. به زودی بانک مرکزی اروپا به سوئد یورو فرستاد و بانک ملی سوییس نیز به ECB فرانک سوییس ارسال کرد. بانک‌‌های سراسر جهان ارز خارجی زیادی قرض گرفته بودند و بانک‌‌های مرکزی می‌‌بایست برای برطرف کردن تقاضا ذخایری از ارزهای خارجی می‌‌داشتند. در واقع یک اقتصاد جهانی و یکپارچه به یک پاسخ پولی هماهنگ نیاز داشت.

یکی از جالب‌‌ترین تصمیمات برای بانک مرکزی وقتی بحث به مبادلات رسید این بود که مبادلات را به چه کسانی توسعه دهند. کدام دولت‌‌ها و بانک‌‌های مرکزی خارج از گروه G10 باید این امتیاز را دریافت کنند؟ در پایان بانک مرکزی تصمیم گرفت خطوط مبادلاتی را به برزیل، مکزیک، سنگاپور و کره جنوبی، که همه‌‌شان خارج از گروه G10 بودند، توسعه دهد. شاخص این‌‌ انتخاب‌‌ها فارغ از این حقیقت که بی‌‌ثباتی در این اقتصادها می‌‌تواند اقتصاد آمریکا را تحت تاثیر قرار دهد به خوبی تعیین نشده بود؛ با این حال نشان داد وقتی که یک بانک مرکزی که بر محور اعتماد حرکت می‌‌کند، وادار می‌‌شود تصمیم بگیرد که به چه بانک‌‌های دیگری اعتماد کند چه اتفاقی می‌‌افتد.

بانک فدرال در سال 2013 تصمیم گرفت خطوط مبادلات خود که در طول دوره بحران باز بودند را حفظ کند و آنچه یک را‌‌هکار موقت بود را به یک ستون دائمی برای نظام مالی جهانی تبدیل کرده و اطمینان حاصل کند که بانک‌‌هایی که ارز خارجی استقراض می‌‌کنند، می‌‌توانند برخی از ریسک‌‌های بازپرداخت آن بدهی‌‌‌‌ها را تسویه کنند.

مبادلات ارزی تصمیمات سیاسی هستند و بانک‌‌های مرکزی به نگه داشتن وثیقه برای بانک‌‌های مرکزی، شریکی که اعتماد کاملی به آنان نداشتند، متوسل شدند. توسعه مبادلات ارزی باعث ایجاد خطری اخلاقی از سوی صادرکننده می‌‌شود: بانک‌‌های اروپایی شاید به این دلیل خواهان دلار آمریکایی بوده باشند که ظرفیت‌‌های استقراض خود در این رابطه را بیش از حد به کار گرفته باشند. مبادله ارزی با بانک فدرال تضمین می‌‌کند که آنان هیچ‌‌گاه به طور واقعی با عواقب مالی استفاده بیش از حد از این گزینه روبرو نخواهند شد.

اولین اجرای آزمایشی مبادله دوطرفه ارزی بین سازمان پولی سنگاپور و بانک کانادا از طریق تکنولوژی دفتر کل توزیع شده (Distributed Ledger) انجام می‌‌شود. سوپنندو موهانتی (Sopnendu Mohanty)، مدیر ارشد فناوری سازمان پولی سنگاپور در گفتگویی در کنفرانس کسب‌‌وکار بلاک چین‌‌ MIT، به صراحت از این طرح آزمایشی نام برد و گفت: «موج بعدی پروژه‌‌های بلاک چین‌‌ بانک‌‌ مرکزی می‌‌تواند با گرد هم آوردن فناوری و پرسش‌‌های سیاسی درباره آینده پرداخت‌‌های فرامرزی، پیشرفت آینده را بسازد».

او روی صحنه کنفرانس درباره دفاتر کل توزیع شده به عنوان راهکاری بالقوه درباره نحوه مواجهه بانک‌‌های مرکزی که در سیستم مالی جهانی مانند بانک‌‌های مرکزی گروه G10 جایگاه محکمی ندارند، صحبت کرد و صراحتا از طرح‌‌های آزمایشی در حال توسعه در مبادلات ارزی فرامرزی نام برد که توسط دفاتر کل توزیع‌‌شده انجام می‌‌شوند.

در سخنرانی سیاست کانادا درباره نظارت بر آزمایش دفترکل توزیع‌‌شده داخلی (پروژه جاسپر)، قرار بود بانک کانادا دست به کار شود و دست به تبادل اموال بزند؛ در اینجا از مبادلات خارجی ارز به صراحت نام برده شد و بانک کانادا ادعا کرد که «طبق یکی از برآوردهای ما، اگر DLT در پرداخت‌‌های برون‌‌مرزی، تبادل اوراق بهادار و تطابق قانونی به کار گرفته شود، می‌‌تواند سالانه برای بانک‌‌ها 20 میلیارد دلار صرفه اقتصادی داشته باشد» و این گفته نشانگر میزان پولی است که هر ساله به بخش فناوری مالی وارد می‌‌شود.

روشن است که DLT می‌‌تواند به تحکیم شکل‌‌گیری مبادلات ارزی، حتی در میان بانک‌‌های مرکزی شریک که شاید دلایلی برای شک به یکدیگر داشته باشند، کمک کند. DLT و بلاک چین‌‌‌‌ها به بانک‌‌های مرکزی اجازه می‌‌دهند تا پرداخت‌‌های برون‌‌مرزی را به سرعت انجام داده و امکان گردش سریع اموال در زمان بحران را فراهم می‌‌کنند.

باید پذیرفت که برخی اصول بیت کوین و رمز ارزها، نقاط کلیدی ضعف و قوت در تکامل نظام مالی جهانی را پوشش داده‌‌اند. با توجه به این واقعیت که سیاست پولی داخلی توسط بازارهای پولی خارجی کنار رفته است، مبادلات ارزی یک سیاست واقعی و عمل گرا (realpolitik ) هستند. توانایی انجام تراکنش و معامله بدون نیاز به اعتماد و نیاز به انجام سریع آن، یادآور اصل اساسی رمز ارزهاست.

اگرچه چیزهای زیادی درباره تنش بین رمز ارزها و بانک‌‌های مرکزی نوشته شده است، اما واقعیت این است که در آینده، گفتمان مشترکی با نظام مالی جهانی به عنوان تز، و رمز ارزها به عنوان یک آنتی‌‌تز و ترکیب این دو (سنتز) خواهیم داشت.

منبع

 

شاید از این مطالب هم خوشتان بیاید.

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.