بزرگترین مانع برای پذیرش جهانی بلاک چین : قدرت طلبی جوامع بشری!

بسیاری از شرکت‌ها و قدرت‌های مرکزی و به طور کلی می‌توان گفت جوامع بشری، ترجیح می‌دهند به سیستم‌های تثبیت شده کنونی تکیه کنند و از تغییر و نوآوری هراس دارند. این قدرت‌های انحصارطلب همیشه به دنبال منافع خود و در حال رقابت برای سلطه داشتن بر بازار جهانی هستند. تحلیل‌های بسیاری درمورد علت عدم گسترش جهانی فناوری بلاک چین و رمز ارزها از زمان ظهورشان مطرح شده است، اما می‌توان گفت بزرگترین مانع در این راه، همین ویژگی منفعت طلبی و انحصار طلبی انسان‌هاست. این پدیده حتی در میان استارتاپ‌ها و شرکت‌های بلاک چینی و کریپتو نیز دیده می‌شود. برای آنکه از پتانسیل بلاک چین برای ایجاد تحول در سیستم مالی آشفته کنونی بهره ببریم، باید از ایجاد تغییر در ذهنیت خودمان به عنوان جامعه جهانی آغاز کنیم.

0 83

بزرگترین مانع برای پذیرش جهانی بلاک چین

همزمان با نفوذ تکنولوژی به زندگی ما، توسط دو نیروی مرتبط باهم درگیری اساسی در جامعه بوجود آمده است. نخست، رقابت بی پایان ما برای برای بهره وری و رسیدن به توافقی جامع در زمینه رمز ارزها بوده که با جستجوی انسان برای مفهوم و معنا تداخل دارد، جستجویی که یافته‌هایش کاربرد فناوری را در عمل بی اعتبار می‌کند.

در این زمینه مفهوم گسترده ای از “بلاک چین” موضوع بحث است. از اولین آشنایی من با بلاک چین در سال 2011 و در طول دوره تجربه من به عنوان یک سرمایه گذار، کارآفرین و مدیر اجرایی در این حوزه، به این واقعیت پی بردم که: بلاک چین یک تکنولوژی نیست. برخلاف آنچه که تعداد زیادی از مقالات و نشریات با هیجان آنرا تبلیغ می‌کنند، بلاک چین بعنوان یک مدل به تنهایی قادر به حل همه مشکلات ما نیست. فناوری بلاک چین تنها زمانی بعنوان یک مفهوم بسیار قدرتمند مطرح خواهد بود که ما به عنوان یک جامعه حاضر به تغییر جهت و هدف خود باشیم.

ویژگی‌های اصلی فناوری بلاک چین، که ظاهرا هدفش ثبت غیرقابل تغییر تاریخ بعنوان حقیقتی مشترک است، به ما فرصت جدیدی برای بازبینی دوباره رفتار خود، سازماندهی تصمیم گیری و رسیدن به هسته وجودیمان می‌دهد. این ویژگی موجب شفاف سازی می‌شود، در حالی که ناکارآمدی‌های انسانی را برجسته کرده و گرایش ما به فریب دادن به برای دستیابی به قدرت را نشان می‌دهد. بعلاوه مشخص می‌کند که مانع اصلی در راه ساختن جوامع، شرکت‌ها و جهان ایده آل، این ما انسان‌ها هستیم.

به طور خلاصه، اصولی که بلاک چین را به راه حلی برای مشکلات فناوری تبدیل می‌کند، جستجو برای معنی را بر ما تحمیل می‌کنند. اگر این ویژگی تحقق یابد، ما نیز می‌بایست از درون دچار تغییر شویم.

مانع واقعی، جامعه ای قدرت طلب است

می‌توان استنباط کرد که کسانی که قدرت سازماندهی جوامع مدرن را دارند، آن را با نوعی مفهوم ملال آور آلوده کرده اند. کارهایی را انجام می‌دهیم که چیزی جز کاغذ بازی یا جابجایی خط اقتصادی از مکانی به مکان دیگر نیست، که اغلب هیچ نتیجه مثبت و بهره وری بهمراه ندارد.

ما همه چیز رو پیچیده می‌کنیم، با نمودارها، مدل‌ها و سخنرانی‌ها سعی در تقویت هوش، غرور و از همه مهمتر قدرتمان داریم. من پس از زندگی و کار در 14 مکان مختلف در سراسر جهان، می‌توانم بگویم ساختار قدرت در تمام دنیا بر ترس مبتنی است. جامعه انسانی نیازمند تغییر است تا ایده‌ها و فناوری‌های جدید بتوانند تاثیر معناداری بر آن داشته باشند.

بدون چنین تغییری، بلاک چین تنها کلمه ای تبلیغاتی خواهد بود.

همه ما از مقاومتی که در ادارات و شرکت‌ها در برابر فناوری وجود دارد آگاه هستیم، اما علاقه داریم که آن را در شرایط بالینی توضیح داده و از این طریق مشکل اصلی را نمی‌بینیم. ما به نگاه موشکافانه تری نیاز داریم.

ما باید ترس‌های نهفته ی خود را که مانعی در برابر تغییرات است بشناسیم. تا زمانی که از طمع دست برنداریم، بلاک چین تنها در موارد تصادفی تاثیر تصادفی خواهد داشت. ما دوباره به دوران کاغذبازی های بیهوده بر می‌گردیم، ولی اینبار به جای کاغذ با حجمی معادل اگزابایت داده کنترل و دستکاری شده توسط افرادی خاص سر و کار خواهیم داشت .

مشکل ما تکنیکی نیست بلکه انسانی است

محدودیت‌های فناوری بلاک چین معمولا توسط محققان کامپیوتر بعنوان “مشکلات مقیاس گذاری” مطرح می‌شود. این مشکلات هزینه زیادی برای جمع آوری حجم عظیمی از قدرت محاسباتی مورد نیاز برای تکرار تمام تراکنش‌های گره‌های مختلف را “در زنجیره” بهمراه دارد. در حقیقت این مشکلی است، که برخی از افراد بسیار هوشمند در حال تلاش برای رفع آن هستند.

من اعتقاد دارم که مانع بزرگتر در راه موفقیت بلاک چین کمبود قدرت تخیل و بی میلی ما در ایجاد مدل‌های غیر مبتنی بر نظام سرمایه داری فعلی است. انتظار می‌رود که موفقیت و یا شکست راه‌کارهای بلاک چین در یک بازه 3 ماهه مشخص شود، بازه ای که از دیدگاه سهامداران و پیروی کورکورانه از نظام فعلی تعریف شده است.

همه این موارد مانعی بر سر راه نوآوری بلاک چین هستند.

بعنوان مثال، زمانی که من در شرکت جنرال الکتریک (GE) کار می‌کردم، ما برای دستیابی به راه‌کارهایی برای استفاده بهتر از مقادیر برق تولیدی تلاش می‌کردیم که در تحقیقات بخش حمل و نقل هوایی تولید می‌شد. حجم زیادی از این برق ذخیره شده هرگز استفاده نمی‌شود. در نتیجه ما پیشنهاد دادیم تا برای کمک اقتصادی به بخش هوانوردی، از این انرژی مازاد برق برای استخراج رمز ارز استفاده کنیم. مدیر عامل بخش هوانوردی این پیشنهاد را رد کرد، آنها از تغییر خوششان نمی‌آید.

این مقاومت فقط در این بخش دیده نمی‌شود. پس از خروج از شرکت GE، من وارد دنیای استارت‌آپی رمز ارزها شدم و در آنجا بود که فهمیدم که موانع مشابهی برای همکاری‌های باز و همتا به همتا با اعضای دیگر جامعه توسعه دهندگان رمز ارزها وجود دارد.

قدرت، رقابت و سود از جمله انگیزه‌های ایجاد این موانع هستند که به اتلاف منابع، ایده‌ها و زمان منجر شده است. گرایش به منافع و علایق شخصی منجر به کپی کاری می‌شود. ده‌ها شرکت مختلف در پی رفع مشکلات مشابهی هستند و هر کدام در تلاش برای توسعه “بهترین نسخه بلاک چین” برای این کار می‌باشند. این شرکت‌ها برای سلطه باهم رقابت می‌کنند، درحالی که یک راهکار مشترک برای حل این مشکل بسیار موثرتر خواهد بود.

در این زمینه تکنولوژی مانع نیست. اگر بلاک چین به جایی برسد که بتواند در اقتصاد حال حاضر مورد استفاده قرار گیرد، پس ما نیز نیاز به تغییر ذهنیت و انگیزه‌های جامعه رمز ارزها داریم. استفاده از قدرت بالقوه بلاک چین مشکلی انسانی است.

راه حل: تغییر اساسی در ایدئولوژی

در جامعه میل برای تغییر افزایش پیدا کرده و همه سازمان‌ها، چه کوچک و چه بزرگ، باید به آن پاسخ دهند. مبارزه با سرمایه داری متمرکز نیازمند این است که سازمان‌ها از کنترل متمرکز داده‌ها و دارایی‌ها دست بکشند و قدرت را به کاربران خود منتقل کنند. چنین عملی شرکت‌ها را قادر می‌سازد تا جنبه‌های تمرکز زدایی را در نظر بگیرند. اگرچه این کار فعلا تحقق نیافته ولی شواهد این تغییر در حال حاضر در شبکه‌های اجتماعی مانند توییتر و فیس‌بوک دیده می‌شود که سعی در ترویج کنترل غیر متمرکز بر دارایی، هویت‌ها، حفظ حریم خصوصی و تراکنش همتا به همتا دارند.

حریم خصوصی از حقوق اساسی بشر است. ما سازندگان داده‌هایی هستیم که توسط شرکت‌های بزرگ و دولت مورد استثمار قرار می‌گیرند. در نسل‌های بعدی اینترنت، لازم است قدرت را از این سیستم‌های متمرکز به کاربران منتقل کنیم تا بتوانیم از داده‌هایمان حفاظت کرده و از آنها کسب درآمد کنیم. بلاک چین به تنهایی نقش مهمی را در این مساله ایفا می‌کند، اما تنها هنگامی موفق خواهد شد که ما از غرور ذاتی خود فاصله بگیریم و روی استانداردها و سیستم‌هایی که به نفع همگان است کار کنیم.

ما نیازمند یک جامعه یکدست هستیم تا تغییرات دلخواهمان را تحقق بخشیم. اما سوال اینجاست که چنین جامعه‌ای در عمل به چه شکل خواهد بود؟ ما باید یک ائتلاف‌ همه جانبه ایجاد کنیم تا از سرقت استانداردهای قابل اعتماد و راه حل‌های مقیاس‌پذیر توسط افراد ذی‌ نفع در داخل شرکت‌ها و استارت‌های رمز ارز سلطه جو جلوگیری نماییم.

بدین منظور ما نیازمند تعریف جایگاهی برای دولت و جامعه مدنی، برای ایجاد چارچوبی قانونی هستیم که در آن فناوری بلاک چین به عنوان منافع جمعی توسعه پیدا کند. به عبارت دیگر سیستم‌های آموزشی بتوانند رهبران متفکر و کارفرمایانی تربیت کنند که به استفاده از بلاک چین برای راهکارهای خلاق تمایل نشان دهند. این کار نیازمند انعطعاف پذیری ذهنی و کاری ما است.

ما موظف به جان بخشی به این تغییر ایدئولوژیک هستیم، موظف به از بین بردن الگوهایی هستیم که فقط در راستای نیازهای سیستم سرمایه داری موجود بهینه شده اند، این کاری دشوار اما امکان پذیر است.

منبع

شاید از این مطالب هم خوشتان بیاید.

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.