کاربردهای بلاک چین در دنیای واقعی (مقدمه)

اگر از علاقمندان تکنولوژی‌های جدید هستید، حتما نام بلاک چین (blockchain) یا زنجیره بلوکی را به عنوان یک فناوری پیشرو و چالش برانگیز، به دفعات شنیده‌اید. احتمالاً هرگاه و در میان هر جمعی صحبت از بلاک چین به میان آمده، بلافاصله از بیت کوین به عنوان اولین و بهترین مورد استفاده‌ی این فناوری یاد شده است. در این مقاله (و سلسله مقالاتی که در آینده تحت عنوان کاربردهای بلاک چین منتشر خواهیم کرد)، قصد داریم قدری از تعاریف منحصر به بیت کوین فاصله گرفته و بلاک چین را از دیدی کلی‌تر، به عنوان ابزاری برای یکپارچه سازی و هماهنگی شبکه‌های توزیع شده و همتا به همتا مورد بررسی قرار دهیم.

0 120

در این مجموعه می‌خواهیم به بررسی کاربردهای فناوری بلاک چین در دنیای واقعی بپردازیم. ابتدا نگاهی به کارکرد این فناوری خواهیم داشت و پیش از آنکه به مفاهیمی مانند توزیع شدگی (Distributed) و همتا به همتا (P2P) بپردازیم، روند تاریخی ثبت داده‌ها را با هم مرور می‌کنیم تا ضرورت وجود بلاک چین را بهتر درک کنیم.

انسان‎ها از بدو پیدایش جوامع، به ابزاری برای ثبت اطلاعات و داده‌های روزمره خود احتیاج داشتند که امروزه به آن دفتر کل یا لجر (Ledger) می‌گوییم. این اطلاعات گاهی جنبه مالی و گاهی جنبه حسابداری اموال داشت. با گسترش جوامع و پیشرفت علم و تکنولوژی، نیاز به ثبت دقیق اطلاعات، بیش از پیش احساس می‌شد. برای تامین امنیت این دفترکل‌ها، و همچنین به منظور حل چالش بی اعتمادی میان طرفین معامله، ثبت و مدیریت اطلاعات به اشخاص یا سازمان‎های واسطه قابل اطمینانی مثل بانک‌ها، بیمه‌ها و … سپرده شد. همچنین طی دو دهه اخیر، با رشد چشمگیر اینترنت، بسیاری از داده‌های اینترنتی تحت اختیار پلتفرم‎های متمرکز همچون گوگل و فیسبوک درآمدند. با گذشت زمان این سازمان‎های متمرکز قدرت بسیار زیادی یافتند و رفته رفته چالش‌هایی همچون عدم کارآمدی، عدم شفافیت، کاهش اعتماد عمومی، دشواری مدیریت و نظارت بر واسطه‌ها، سانسور و دستکاری و سوء استفاده از اطلاعات افراد، و همچنین تأمین امنیت و حفاظت از داده‌ها در برابر سرقت، حملات سایبری و هرگونه آسیب پذیری ناشی از ذخیره متمرکز داده‌ها به وجود آمد.

با ظهور تکنولوژی بلاک چین پاسخی درخور توجه برای این چالش‌ها ارائه شد. بلاک چین با بهره گیری از فناوری دفتر کل توزیع شده (Distributed Ledger Technology or DLT)، رمز نگاری و تکنولوژی های امنیتی مردم را قادر می‎ساخت تا اطلاعات را به صورت توزیع شده و ایمن در اختیار خود نگهداری کنند؛ به گونه‌ای که دیگر نیازی به یک سازمان متمرکز وجود نداشته باشد. به بیان دقیقتر، این تکنولوژی با یکپارچه سازی سیستم های توزیع شده در سراسر جهان و در دسترس اشخاص گوناگون، مشکل سانسور و دستکاری اطلاعات را از بین می‎برد و مردم را قادر می‎ساخت تا بدون نیاز به شناختن و اعتماد به یکدیگر، با هم در تعامل باشند. تکنولوژی بلاک چین علاوه بر توزیع شدگی، این امکان را فراهم می‎سازد تا افراد بدون نیاز به هیچ واسطه‌ای با یکدیگر به مبادله پول، کالا، و اطلاعات بپردازند که این ویژگی اصطلاحاً قابلیت ارتباط همتا به همتا یا P2P نامیده می‎شود.

بیت کوین اولین کاربرد عملی تکنولوژی بلاک چین در امور مالیست. ارزی که با بهره گیری از فرآیندهای قابل اطمینان رمزنگاری، مستقیماً میان افراد مبادله می‎شود، عرضه آن محدود است (چرا که کنترل عرضه آن بر مبنای الگوریتم‌های از پیش تعیین شده است و به دولت‎ها و بانک‌های مرکزی وابسته نیست)، و تا حد زیادی مشکل اعتماد و شفافیت در معاملات را حل می‎کند.

اما جذابیت این تکنولوژی محدود به کاربردهای مالی نیست؛ با پیشرفت فناوری بلاک چین و پدید آمدن سایر رمز ارزها برپایه الگوریتم‎های پیشرفته تر، قابلیت‎هایی همچون قراردادهای هوشمند پدید آمدند که امروزه می‎توان در بسیاری از کسب و کارها از آن بهره گرفت.

به طور کلی بلاک چین به عنوان مجموعه ای از تکنولوژی ها، ترکیبی از ساختار داده بلاک چینی، الگوریتم بلاک چینی، رمزنگاری و امنیت است که می‌تواند در بسیاری از حوزه‌ها همچون ذخیره سازی ابری، زیرساخت انرژی، احراز هویت دیجیتال، زنجیره تأمین، حفظ مالکیت معنوی آثار، تأمین مالی جمعی، بهداشت و درمان، صنایع غذایی، پیامرسان‎ها و شبکه‎های اجتماعی، امنیت سایبری، بیمه، گردشگری، بورس، اینترنت اشیاء، صنعت تبلیغات، نظام بانکی، حسابداری، حمل و نقل و حتی در حوزه‎های سیاسی مورد استفاده قرار گیرد.

در سری مقالات بعدی تحت عنوان «کاربردهای بلاک چین»، هر یک از این کاربردهای این فناوری را به تفصیل شرح خواهیم داد. با ما همراه باشید!

شاید از این مطالب هم خوشتان بیاید.

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.