تعامل پذیری در بلاک چین : اشتراک گذاری اطلاعات

در اینجا قصد داریم کارکردی به نام تعامل پذیری بلاک چین (blockchain interoperability) را معرفی کنیم. پس از آشنایی مختصر با این مفهوم، به نقش و اهمیت آن پرداخته و سپس راه‌های رسیدن به آن را بررسی می‌کنیم. در پایان نیز به وضعیت کنونی تعامل میان بلاک چین ها در صنعت کریپتو می‌پردازیم.

0 96

تعامل پذیری بلاک چین به معنی توانایی اشتراک گذاری اطلاعات در بین شبکه‌های بلاک چین ، بدون هیچگونه محدودیتی است.

از زمانی که نخستین بلاک چین اجرایی شد 10 سال می‌گذرد. در این مدت تکنولوژی بلاک چین پیشرفت قابل توجهی داشته است. تاکنون شمار زیادی از شرکت‌ها و سازمان‌های دولتی، برنامه‌هایی را برای ایجاد امکان برخورداری از مزایای بلاک چین در بافت سازمانی خود مد نظر قرار داده‌اند. تکنولوژی نوپای بلاک چین از این لحاظ بسیار گسترده است و می‌تواند به زمینه‌های گوناگون از جمله کشاورزی، املاک، بهداشت و درمان و رای‌گیری وارد شود.

هر سال ده‌ها پروژه در ارتباط با بلاک چین شکل می‌گیرد و در رقابتی برای ساخت «بهترین بلاک چین» شرکت می‌کنند. اغلب این پروژه‌ها اصرار دارند که در بازار آمادگی لازم برای محصولشان وجود دارد و آنچه ارائه می‌دهند امن، مقیاس پذیر و به طور کلی برتر از نمونه‌های دیگر است. اینکه ادعاهای این استارت‌آپ‌ها تا چه اندازه درست است بحث دیگری است، ولی نکته جالب توجه درباره این پروژه‌ها که در میان همه آن‌ها مشترک است، داشتن بلاک چین جدا و دیسکانکت است. به بیان دیگر هر پروژه برای خود یک اکوسیستم خاص، الگوریتم‌ هشینگ، مدل‌ اجماع و جامعه جداگانه دارد. این رویه باعث شده فضای بلاک چین به طور فزاینده‌ای افرازبندی شود، یعنی از بخش‌های گوناگونی تشکیل شود که جدا از یکدیگر هستند. روندی که فلسفه اصلی بلاک چین یعنی تمرکز زدایی را نقض می‌کند.

در حال حاضر یک بلاک چین به هیچ وجه از اطلاعات موجود در بلاک چین دیگر آگاهی ندارد. برای نمونه بلاک چین بیت کوین کاملا جدا از بلاک چین اتریوم است و به همین خاطر از هیچ اطلاعات ذخیره‌ شده‌‌ای در اتریوم آگاه نیست و برعکس. پروژه‌هایی که مبنای آن‌ها بلاک چین است، با اینکه در یک صنعت هستند و از جنس یک تکنولوژی ساخته شده‌اند ولی از یکدیگر ایزوله هستند.

شرکت ساخت و گسترش ConsenSys که مبنای کار آن اتریوم است، این پدیده را «بالکان‌سازی» (balkanization) صنعت کریپتو می‌نامد (یعنی تقسیم شدن به بخش‌های کوچک‌تر، مانند کشورهای بالکان) زیرا باعث به وجود آمدن «تعدادی سیستم‌ می‌شود که در کنار هم و در شرایط مشابه (به لحاظ رقابت و فشار تجاری) کار می‌کنند ولی جدا از هم هستند و اتصالی با یکدیگر ندارند». تعامل پذیری بلاک چین یا Blockchain interoperability به امکان به اشتراک گذاری دیتا میان چند بلاک چین گفته می‌شود، به گونه‌ای که انگار هیچ مرزی میان آن‌ها وجود ندارد.

اهمیت تعامل پذیری بلاک چین در چیست؟

فراهم کردن شرایط برای فراگیر شدن بلاک چین و رشد هرچه بیشتر صنعت کریپتو.

از آنجایی که فضای کریپتو به شدت رقابتی شده است، برخی پروژه‌ها به جای کوشش در راستای بهبود زیرساخت‌های کلی خود، برای پیشی گرفتن از رقبا تلاش می‌کنند. یکی از مسیرهای رایج این رقابت مسابقه مقیاس پذیری میان سیستم‌ها است. این دیدگاه که از ایده افزایش ظرفیت اجرایی محدود بیت کوین سرچشمه می‌گیرد (بیت کوین در بهترین حالت در هر ثانیه تنها هفت تراکنش انجام می‌دهد)، پروژه‌های بلاک چینی را بر آن داشته تا خود را تا سطوحی مانند 40,000 TPS (تراکنش در ثانیه) بالا ببرند.

این در حالی است که برای نمونه شبکه ویزا (Visa) با داشتن ظرفیت 24,000 TPS با وجود درخواست هر روزه‌ی کاربران به طور میانگین در هر ثانیه تنها 1,700 تراکنش انجام می‌دهد. هر بلاک چینی، حتی بلاک چین بیت کوین ، هنوز به لحاظ متقاضی فاصله بسیار زیادی با ویزا دارد، بنابراین رسیدن به نرخ‌هایی مانند 40,000 TPS به نظر زیاده‌روی می‌آید.

اگر زیرساخت‌های کلی یک سیستم، تعامل‌پذیر و امن نباشد، هرقدر هم که بلاک چین آن مقیاس‌پذیر باشد هیچ شرکتی حاضر نخواهد شد پرداخت‌هایش را با آن انجام دهد. شاید خروجی چنین سیستم‌هایی حتی بهتر از ویزا باشد ولی ایزوله بودن آن، میزان استفاده از آن را بسیار محدود می‌کند. در این میان کارت‌هایی که به وسیله شرکت‌های بزرگ مانند ویزا، مسترکارد (MasterCard)، امریکن اکسپرس (American Express) و غیره تولید می‌شوند، کاملا تعامل پذیر هستند و می‌توانند با بازرگانان و ATMهای سراسر جهان کار کنند.

اینترنت امکان دسترسی و اصلاح دیتاست‌های گوناگون را به کمک رابط ویژه کاربری (API) فراهم آورده است. اگر اینترنت تعامل‌پذیر نبود، نمی‌توانست به آنچه که امروز هست، یعنی یک شبکه جهانی با کاربرد آسان تبدیل شود. در مورد بلاک چین هم همین‌طور است. اگر قرار است بلاک چین‌ها فراگیر شوند، باید نشان دهند که می‌توانند با هم همکاری کنند.

آیا نمونه موردی مهمی برای ضرورت تعامل پذیری بلاک چینی وجود دارد؟

بایگانی‌های بهداشت و درمان و پزشکی.

فرض کنیم بلاک چین در دنیا فراگیر شده و بسیاری از مردم آن را به کار می‌گیرند. در این صورت هر شرکت یا سازمان برای نگهداری از دیتای خود از یک بلاک چین استفاده می‌کند. در این شرایط سناریوهایی مانند این رخ می‌دهند: یک نفر نیاز پیدا می‌کند در بیمارستان بستری شود. هنگامی که او را با آمبولانس به بیمارستان می‌برند، بیمارستان از کلینیکی که شخص اطلاعات خود را در آن ثبت کرده درخواست می‌کند سوابق درمانی او را بگیرد تا بتواند بهتر به وی رسیدگی کند. ولی کلینیک از یک بلاک چین دیگر استفاده می‌کند که با دفتر ثبت بیمارستان سازگار نیست. در نتیجه بیمارستان نمی‌تواند به فایل‌های بایگانی بیمار دسترسی پیدا کند. از سوی دیگر زمان در حال سپری شدن است و ممکن است برای اقدام به موقع برای بیمار دیر شود.

خوشبختانه این اتفاق نخواهد افتاد زیرا هیچ بیمارستانی حاضر نیست به بلاک چین ایزوله تکیه کند. این امر در زمینه‌های دیگر مانند املاک، حسابرسی، لجستیک و غیره نیز وجود دارد. به کارگیری گسترده بلاک چین ممکن نیست مگر اینکه این فناوری تعامل پذیر شود.

تعامل پذیری بلاک چین چگونه ممکن می‌شود؟

برای این کار روش‌های گوناگونی وجود دارد. کراس‌چین‌ها (CrossChain)، سایدچین‌ها (SideChain)، پروکسی توکن‌‌ها، سواپ‌ها (Swap) و غیره.

ایجاد تعامل میان بلاک چین‌های موجود کار آسانی نیست. پژوهش ConsenSys در این زمینه نشان می‌دهد که «تجاری‌سازی به بهبود رقابت و نوآوری می‌انجامد و برای توسعه‌ دهندگان و کارآفرینان انگیزه ایجاد می‌کند تا بهترین سیستم‌های ممکن را برای مشتریان خود بسازند». از این رو تعامل پذیری منبع باز نادیده گرفته می‌شود و بیشتر بلاک چین‌ها فاقد قابلیت های درون سیستمی در این زمینه هستند.

با این وجود چند پروژه بلاک چین وجود دارد که با به کارگیری روش‌های مختلف در راستای برقراری تعامل اقدام کرده‌اند. در اینجا به چند نمونه از این پروژه‌ها اشاره می‌کنیم.

Polkadot

Polkadot یک تکنولوژی چند زنجیره‎ای (multichain) یا بین زنجیره‌ای (cross-chain) است. این تکنولوژی به بلاک چین‌ها امکان می‌دهد به یک اکوسیستم استاندارد بزرگ‌تر متصل شوند. این پروژه به دست گَوین وود (Gavin Wood) از بنیان‌گذاران اتریوم ایجاد شده است. به لحاظ فنی Polkadot از چند پاراچین (parachains  : بلاک چین‌های موازی که تراکنش‌ها را پردازش می‌کنند و آن‌ها را به بلاک چین اصلی می‌فرستند)، یک زنجیره رله (بخش اصلی که پاراچین‌ها را به هم متصل می‌کند و امنیت آن‌ها را تضمین می‌نماید) و چندین بریج ساخته شده که پل‌های بین Polkadot و بلاک چین‌های بیرونی هستند.

Cosmos

Cosmos برمبنای اصول کراس‌چین ساخته شده است. Cosmos با استفاده از یک پروتکل ارتباط میان – بلاک چینی (IBC) میان بلاک چین‌ها تعامل ایجاد می‌کند. در حقیقت Cosmos برای بلاک چین‌ها مانند یک پروتکل پیام‌رسان TCP/IP است. بلاک چین‌های شناخته شده در ساختار خود امکان پشتیبانی از IBC ندارند به همین خاطر Cosmos برای متصل کردن آن‌ها به Cosmos Hub از چیزی به نام «نواحی اتصال» (peg zones) استفاده می‌کند. از این رو پروژه Cosmos را یک بلاک چین «فرمانده» (flagship) می‌نامند که همه‌ی نواحی را به هم پیوند می‌دهد و به کمک زبان‌های استاندارد روابط میان آن‌ها را مدیریت می‌کند.

در این میان، Cosmos هاب بخشی از یک اکوسیستم اینترچین بزرگ‌تر است که به دست پروژه Cosmos ساخته شده و می‌تواند بخش‌های دیگری را در خود جای دهد. برای نمونه در این اکوسیستم «آیریس هاب» (Iris Hub) وجود دارد که وظیفه آن انجام دادن کارهای شرکت‌های کلاینت است.

چین‌لینک

چین‌لینک (Chainlink) یک سرویس غیر متمرکز اوراکل است. کار آن این است که دیتا را از APIهای واقع در بیرون از زنجیره بگیرد و آن را روی بلاک چین ببرد. به بیان دیگر چین‌لینک نقش یک پل را دارد که بین بلاک چین و همه زیرساخت‌های بیرونی قرار گرفته است. گره‌های اوراکل دیتای رایج در دنیا را گرفته و پس از پردازش آن را وارد شبکه می‌کنند و به بلاک چین می‌رسانند. نکته جالب توجه درباره چین‌لینک این است که این شرکت با سوییفت همکاری دارد. سوییفت (SWIFT) سیستم پرداخت و جابه‌جایی دیتا بین‌ بانک‌های سراسر جهان است.

وان‌چین

وان‌چین (Wanchain) برای جابه‌جایی دیتا میان بلاک چین‌هایی که به هم کانکت نیستند، از یک پروتکل متفاوت استفاده می‌کند. این سیستم به جای پیاده‌سازی نواحی اتصال یا نمونه‌های مولتی‌چین روشی به نام توکن «پیچیده» (wrapped) به وجود آورده که می‌توان آن را روی بلاک چین‌های دیگر مبادله کرد. به این صورت که برای بردن ETH 10 به زنجیره BTC ، پلتفرم وان‌چین ابتدا به وسیله‌ی قراردادهای هوشمند این مقدار ETH را روی بلاک چین اتریوم قفل می‌کند، سپس در سیستم خودش ETH 10 پیچیده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ در وان‌چین (یا WETH) می‌سازد. پس از آن، این ده WETH در یک پلتفرم معاملاتی با ده BTC پیچیده در وان‌چین (WBTC) مبادله می‌شوند. در پایان این توکن‌های بیت کوین پیچیده به توکن‌های اصلی در بلاک چین بیت کوین تبدیل می‌شوند.

کوانت

کوانت (Quant) برخلاف نمونه‌های دیگری که به آن‌ها اشاره کردیم، بلاک چین نیست. کوانت از یک پروتکل اورلجر (Overledger) استفاده می‌کند؛ لایه‌ای که روی بلاک چین قرار می‌گیرد. توسعه دهندگان با استفاده از اُورلجر می‌توانند تنها با سه خط کد و بدون نیاز به هیچ زیرساخت دیگری MApp بسازند. MApp به اپلیکیشن‌های غیر متمرکزی (DApps) گفته می‌شود که همزمان از چند بلاک چین استفاده می‌کنند. به این ترتیب در مهندسی بلاک چین آپشن‌های بیشتری در دسترس قرار می‌گیرد. برای نمونه یک MApp می‌تواند برای ذخیره دیتا روی بلاک چین اتریوم تکیه کرده و برای جابه‌جایی ارزش از بیت کوین کش استفاده کند.

این‌ها تنها پروژه‌هایی نیستند که در راستای برقراری تعامل بلاک چینی کار می‌کنند. در این زمینه می‌توان به پروژه‌های زیادی اشاره کرد، از جمله Cardano, Aion, Icon, Ark, Bytum, Dragonchain و Ferrum network.

آیا اکنون بلاک چین ها تعامل پذیر هستند؟

پاسخ کوتاه این است: خیر. دسته‌کم تا به حال این تعامل برقرار نشده است.

در فضای کریپتو، هنوز هم صرافی‌های رمز ارز یک واسطه بزرگ برای تعامل محسوب می‌شوند. اگر کسی بخواهد 10 ETH را با BTC سواپ کند، به احتمال فراوان از یک پلتفرم معاملاتی متمرکز سر درمی‌آورد. در حال حاضر روش رایج و البته آسان، استفاده از این پلتفرم‌هاست. ولی این شیوه کاستی‌های بزرگی دارد. یکی از بارزترین آن‌ها امنیت است. یک مثل معروف وجود دارد که می‌گوید «کوین‌هایی که کلیدهایش دست تو نباشند مال تو نیستند». این مثل کنایه از ریسکی است که نگهداری از دارایی در کیف پول‌های مشهور به همراه دارد.

با اینکه شمار پروژه‌هایی که روی راهکارهای تعامل پذیری بلاک چین کار می‌کنند بیشتر شده، ولی هنوز هم این شبکه‌ها تا حد زیادی ایزوله هستند. باید به خاطر داشت که فناوری بلاک چین هنوز پدیده نو ظهوری است و بیشتر پروژه‌هایی که به آن‌ها اشاره شد هنوز در مراحل آغازین خود قرار دارند.

منبع

شاید از این مطالب هم خوشتان بیاید.

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.