۶ اصل مهم درمورد رمز ارزها و اقتصاد غیر متمرکز

افت و خیزهای رمز ارزها در سال‌های اخیر و ماهیت غیر متمرکز آن‌ها باعث شده که عده‌ای دیدی منفی نسبت به آن‌ها داشته باشند و عده‌ای دیگر ایده‌ی شکل‌گیری آن‌ها را تحسین کنند. با این حال، در هر کدام از این گروه‌ها که باشید، مواردی هستند که بایستی درباره‌ سیستم مالی غیر متمرکز بدانید. با توجه به نوظهور بودن این تکنولوژی، همچنان سوالات بی‌پاسخ زیادی در این زمینه وجود دارد، سوالاتی که احتمالاً گذشت زمان می‌تواند جواب بهتری برای آن‌ها پیدا کند.

0 109

بسته به اینکه از چه کسی سوال کنید، رمز ارزها یا یک ماموریت احمقانه هستند و یا یک آینده‌ اجتناب‌ناپذیر. بیت کوین، لایت‌کوین، ریپل و اتریوم تنها تعدادی از رمز ارزهای محبوبی هستند که در این فضا وجود دارند. صرفنظر از همه نظرات منفی، تمام این‌ها بیانگر چیزی ارزشمند هستند: غیر متمرکزسازی اقتصاد.

مهم نیست که آن‌ها پدیده ای گذرا هستند یا آغاز اتفاقی عظیم، اصولی از مدل‌های مالی غیر متمرکز وجود دارد که هر کسی باید آنها را بداند. اگر شما به رمز ارزها علاقه دارید، این موارد چیزهایی هستند که باید بدانید.


 اقتصاد غیر متمرکز از P2P قدرت گرفته‌ است، نه بانک‌ها


ما از ابتدایی‌ترین نقطه شروع می‌کنیم. در سیستم مالی کنونی، تمامی تراکنش‌ها از طریق بانک‌ها جریان دارند. این مسئله لایه‌هایی از بروکراسی را به سیستم اضافه کرده و هزینه‌ی تقریباً همه چیز را افزایش می‌دهد. مالکان کسب و کارهای کوچک که به عنوان مثال پرداخت با کارت اعتباری را می‌پذیرند، از بابت تسهیل در تراکنش، مقداری کمرشکن را به عنوان « بازپرداخت » به ویزا (Visa) یا مسترکارت (MasterCard) بدهکار هستند.

این مسئله در رابطه با سیستم مالی غیر متمرکز که از تکنولوژی P2P برای ارتباط مستقیم شرکای اقتصادی و تایید « ارزش اعتباری » آن‌ها استفاده می‌کند، صادق نیست.


 اقتصاد غیر متمرکز ایمن‌تر و شفاف‌تر است


بلاک چین، که به رمز ارزها قدرت می‌بخشد، غالباً به عنوان یک « دفتر کل عمومی و تغییرناپذیر » تعریف شده است که شامل اطلاعاتی درباره‌ی نوع و طبیعت تراکنش‌های صورت گرفته توسط تمام شرکا است.

این موضوع تجارت مبتنی بر رمز ارزها را ایمن‌تر و انجام کلاه‌برداری را دشوارتر می‌کند، زیرا چنین دفتر کلی مگر با تایید تمامی شرکا قابل تغییر نیست. سیستمی شبیه به این می‌تواند به قدری بزرگ شود که هر کشوری روی زمین را از طریق محاسبات غیر متمرکز در بر بگیرد.

علاوه بر این، حتی اگر یک « گره » در این شبکه‌ی غیر متمرکز دچار اختلال شود، آن شبکه (و تمام سوابق تراکنش‌هایش) دست‌نخورده باقی می‌مانند.


 اقتصاد غیر متمرکز نوسان کمتری نسبت به پول « معمول » دارند


ارزهای فیات از جمله دلار، ذاتاً بی‌ثبات بوده و تحت تأثیر تورم قرار می‌گیرند. در همین حال که بانک‌ها پول بیشتر به سیستم اضافه می‌کنند، قیمت تمامی کالاها افزایش یافته و به دنبال آن تورم می‌آید. در گذشته، ارزهای فیات با طلا و نقره گره می‌خوردند تا به این روش « ارزشی ذاتی » به پول داده شود.

ما دیگر این کار را انجام نمی‌دهیم. ما متکی به بانک‌ها و قانون‌گذاران هستیم تا تصمیمات سالمی در رابطه با سیاست مالی برای همه‌ی ما بگیرند و زمانی که یک بانک بدهی زیادی به بار می‌آورد، سقوط کرده و تمام اقتصاد را به لرزه می‌اندازد.

تورم نمی‌تواند به چنین شکلی در یک سیستم غیر متمرکز اتفاق بیفتد. اقتصاد غیر متمرکز اساساً به آن معنا است که هر کسی ابزار صدور پول خودش را دارد. وقتی شما صبح زود به کافی‌شاپ مورد علاقه‌تان می‌رسید و هزینه را با رمز ارز می‌پردازید، شما در حقیقت « پول » مبادله نمی‌کنید. شما در حال رد و بدل کردن اطلاعاتی درباره‌ی ارزش اعتباری خود هستید که به عنوان « توکن » یا « سکه‌ها » بیان می‌شوند.

و آن سکه‌ها ارزش ذاتی دارند زیرا به زحمت (قدرت محاسباتی) زیادی نیاز است تا آن‌ها را ایجاد کرد. ارزهای فیات مانند دلار به نسبت بسیار راحت‌تر ایجاد می‌شوند و سواستفاده از آن‌ها برای بانک‌های بزرگ آسان‌تر است؛ به همین خاطر احتمال بیشتری دارد که این ارزها موجب نوسان در بازار شوند.


اقتصاد غیر متمرکز ارزان‌تر است


در سیستم مالی کنونی که از ارزهای فیات قدرت گرفته، تبادل پول نیازمند تایید از طرف یک شخص سوم بی‌طرف است. این موضوع علاوه بر پرداخت‌های کارت‌های اعتباری که در فروشگاه‌هایی با مالکیت محلی انجام می‌شوند، پرداخت‌های برون‌مرزی را هم شامل می‌شود که در آن کالا‌ها و پول‌ها بین کشورها دست به دست می‌شوند. در مثال اخیر، هزینه‌ی اضافی وجه ارسالی برون‌مرزی به طور متوسط، هفت درصد روی هزینه‌ی مبادله‌شده است.

اینکه مشارکت در اقتصاد غیر متمرکز ارزان‌تر تمام می‌شود، به چه معناست؟ معنای آن این است که طبیعت شفاف و تغییرناپذیر بلاک چین، کارگزاران شخص سوم و خدمات پرداختی را منسوخ می‌کند.

با وجود یک سیستم مالی غیر متمرکز، مشارکت در تجارت بین‌الملل یا ارسال راحت‌تر پول بین نواحی مختلف جهان، بسیار آسان‌تر، ارزان‌تر و شفاف‌تر می‌شود.


اقتصاد غیر متمرکز سوالات بی‌پاسخی را درباره‌ وام‌گرفتن مطرح می‌کند


از نظر تئوری، قرض دادن پول در یک سیستم مالی غیر متمرکز می‌تواند عملکرد مشابهی با چگونگی کارکرد آن در سیستم کنونی داشته باشد. آن‌هایی که منابع مالی « اضافی » دارند، می‌توانند تصمیم بگیرند که این منابع را به دیگران قرض بدهند؛ تا زمانی که انجام این کار سود بیشتری نسبت به نگه‌داشتن پول داشته باشد.

این اولین سوال بی‌پاسخ است: در چه نقطه‌ای وام‌دهندگان رمز ارز از قرض‌دادن پولشان به دیگران نسبت به نگه‌داشتن سکه‌های اضافی در صندوق، برگشت سرمایه‌ی بهتری (از طریق سود) دریافت خواهند کرد؟

این سوال بی‌پاسخ دوم درباره‌ی وام رمز ارز است: در جهانی بدون بانک‌های بزرگ، چه کسی وقتی وام‌ها برگردانده می‌شوند، خطرات را در نظر می‌گیرد؟ امروزه، وام‌دهندگان مبتنی به بانک، ریسکی را برای پس‌گرفتن وام‌ها در نظر می‌گیرند اما نه به اندازه‌ای که ممکن است در یک سیستم قدرت‌گرفته از کریپتو لحاظ شود. یک قرارداد با بانک شما جریمه‌هایی را، شامل عمل حقوقی، برای عدم توانایی در برگشت وام در نظر می‌گیرد.

راهکارها در راهند. Bitbond و BTCPOP دو شرکتی هستند که خدمات کارگزاری وام رمز ارز و استخرهای سرمایه‌گذاری را ارائه می‌کنند. Poloniex تلاش کرد تا این مسیر را دنبال کند اما در سال ۲۰۱۸ تصمیم گرفت که محصولات وامی خود را به دلیل نگرانی‌ها درباره‌ی مقررات متوقف کند.

در ایالات متحده آمریکا، کسب و کارهای کوچک ۵۴ درصد از کل فروش انجام‌شده و ۵۵ درصد از نیروی کار را شامل می‌شوند. وام‌های کسب و کارهای کوچک بخشی از محبوب‌ترین محصولات بانکداری حال حاضر هستند. اما قبل از اینکه رمز ارز جایگاهی پیدا کند، ما نیاز داریم که به سوالاتی درباره‌ی اینکه چه کسی چنین وام‌هایی را ارائه می‌کند، الزامات ضمانتی به چه شکل خواهند بود و عبارات، نرخ‌ها و جریمه‌ها چگونه تعیین و اعمال می‌شوند، پاسخ دهیم.


اقتصاد غیر متمرکز ممکن است سیستم تساوی‌گرای بهتری ارائه کند


اندازه‌ای که یک شخص می‌تواند در اقتصاد و مبادله ارزش مشارکت کند، تا حد زیادی، حاصل محل تولد او است. بانک جهانی می‌گوید ۱.۷ میلیون بزرگسال در جهان حساب بانکی نداشته و در نتیجه راهی برای ایجاد اعتبار ندارند. به خصوص شهروندان کشورهای توسعه‌یافته و زنان، بخش بیشتری از این گروه را تشکیل می‌دهند. این مسئله موجب ادامه‌ی رکود هم در توسعه‌ی اقتصادی و هم در کیفیت زندگی شده است.

علاوه بر این، حتی در بخش‌هایی با حضور قوی بانکداری، نهادهای مالی غالب در آنجا کنترل نابرابری روی اینکه چه کسی، در چه زمان و با چه فردی می‌تواند ارزش مبادله کند، دارند.

امریکن اکسپرس، مسترکارت، پی‌پال و ویزا تلاش کردند تا با مسدودسازی کمک‌های مالی کاری کنند که جولیان آسانج (Julian Assange) و ویکی‌لیکس (WikiLeaks) از گشنگی بمیرند. راهکار آن گرایش به سمت اهدای بیت کوین بود. آسانج بعدها پیروزمندانه توئیت کرد که به سبب این اقدام، ارزش کمک‌ها تا ۵۰۰۰۰ درصد افزایش یافته است. محاصره بانک‌های بزرگ یک شکست بزرگ و عمومی بود.

رمز ارزها و دارایی‌های غیر متمرکز نشان داده اند که قدرت برای ماندن و ادامه دادن را دارند و می‌توانند زندگی بسیاری از افراد در سراسر جهان را آسانتر کنند.

منبع

شاید از این مطالب هم خوشتان بیاید.

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.