از صفر تا صد مکانیزم اجماع بلاک چین

مکانیزم اجماع بلاک چین از مهم‌ترین ویژگی‌های این فناوری انقلابی است که باعث می‌شود این سیستم علی‌رغم غیرمتمرکز بودن بتواند تراکنش‌ها را ثبت کرده و روی تاریخچه مشخصی به توافق برسد. در این مطلب می‌خواهیم ببینیم اجماع چیست، چند مدل اجماع داریم، چه تصورات اشتباهی درباره‌ این مکانیزم وجود دارد و هر کس بر حسب نیازهای خود باید از کدام سازوکار اجماع استفاده کند.

0 141

اجماع بلاک چین یکی از پرطرفدارترین مباحث حوزه بلاک چین‌ها در طول سال ۲۰۱۷ و ۲۰۱۸ بوده است. در این مدت شرکت‌های زیادی پدید آمدند که سعی کردند با ایجاد پلتفرم‌های جدید قراردادهای هوشمند با اتریوم رقابت کنند. نقطه تمایز اصلی این پلتفرم‌ها با اتریوم در مکانیزم اجماع بلاک چین آن‌ها بود. تلاش برای فهم درست این الگوریتم‌ها و مقایسه‌ نقادانه میان سازوکارهای مختلف آن برای بسیاری از سرمایه‌گذاری خودش یک شغل تمام وقت به حساب می‌آمد. تاکنون تلاش‌های زیادی برای رفع ابهام درباره الگوریتم‌های اجماع صورت گرفته، اما درک این الگوریتم‌ها برای مردم عادی هنوز بیش از حد دشوار است. مفاهیمی مثل انطباق، اثبات ایمنی/میزان فعال بودن شبکه (Liveness) و نتایج امکان‌ناپذیر از جمله مباحثی هستند که برای درک کامل این موضوع باید فرا گرفته شوند، ولی به نظر من اکثر مردم برای درک این سازوکار نیاز خاصی به درک این مفاهیم ندارند. در این مطلب می‌خواهیم تماما روی الگوریتم‌های اجماع تمرکز کنیم و خودمان را بیخود درگیر بحث بسیار پیچیده‌ سیستم‌های غیرمتمرکز نکنیم.

انتظار می‌رود که در انتهای این مقاله بتوانید تفاوت میان اثبات کار و اثبات سهام را بفهمید، بدانید BFT چیست، و از همه مهم‌تر، بدانید که در هنگام انتخاب بلاک چینی که می‌خواهید اپلیکیشن خود را روی آن بسازید، باید چه مزایا و معایبی را در نظر بگیرید.

اجماع چیست و چه اهمیتی دارد؟

بلاک چین به زبان ساده پایگاه داده‌ای عمومی است که کاربران در آن روی یک موضوع صحیح توافق می‌کنند. بیت کوین یک پایگاه داده‌ی عمومی از تمام تراکنش‌های تاریخ این شبکه است که تمامیت این سیستم پولی را حفظ می‌کند. برای درک نحوه‌ی عملکرد این مکانیزم ابتدا باید به دو سوال مهم پاسخ دهیم:

۱. روی چه چیزی توافق می‌کنیم؟

۲. چگونه به توافق می‌رسیم؟

در ابتدا لازم یک نفر پیشنهادی را ارائه کند، سپس باید راهکاری همگانی داشته باشیم تا کاربران با اظهار نظر درباره‌ی آن در نهایت به نوعی از توافق دست یابند. ما در بلاک چین به کسی نیاز داریم که بلاکی را پیشنهاد کرده و بقیه آن را تایید کنند.

مثال ساده‌ی این وضعیت چیزی شبیه شکل زیر است:

از صفر تا صد مکانیزم اجماع بلاک چین

۴ نفر می‌خواهند زمانی مشترک را برای ملاقات با یکدیگر انتخاب کنند

۴ نفر می‌خواهند زمانی مشترک را برای ملاقات با یکدیگر انتخاب کنند. هر نفر زمان آزاد خودش را از طریق خانه‌های سفید و خالی اعلام می‌کند. همان طور که می‌بینید دو زمان به صورت مشترک میان هر ۴ نفر آزاد است: ۲ و ۶ عصر. اما این ۴ نفر چطور باید به توافق برسند؟ آن‌ها می‌توانند قبل از پیشنهاد زمان آزاد خود یک قاعده‌ی مشخص را بپذیرند: همه باید زودترین زمان مشترک آزاد را انتخاب کنند. پس در این مثال، این ۴ نفر به جای ساعت ۶ در ساعت ۲ عصر با یکدیگر دیدار می‌کنند.

حالا می‌توانیم همین سازوکار را برای بلاک چین بیت کوین بسط دهیم:

۱. روی چه چیزی توافق می‌کنیم؟

ما روی بلاک‌های اطلاعاتی توافق می‌کنیم که شامل تراکنش‌های معتبر بیت کوین است. در بیت کوین هر کسی می‌تواند پس از حل یک معمای کامپیوتری مشکل (اثبات کار) بلاک مدنظر خود را پیشنهاد کند.

۲. چگونه به توافق می‌رسیم؟

ما بلاکی را می‌پذیریم که بزرگ‌ترین زنجیره را گسترش می‌دهد. برای مثال، اگر زنجیره‌ای به نام الف با طول ۱۰۰ و زنجیره‌ای به نام ب با طول ۲۰۰ داشته باشیم، و شما بلاک ۱۰۱ را بر روی زنجیره‌ الف و بلاک ۲۰۱ را بر روی زنجیره‌ی ب دریافت کنید، باید بلاک ۲۰۱ را بپذیرید. بعضی‌ها ممکن است به دلیل ناآگاهی از وجود زنجیره‌های بزرگ‌تر بلاک‌های خود را روی زنجیره‌های کوچک‌تر ارائه کنند، اما قانون بزرگ‌ترین زنجیره باعث می‌شود همه نهایتا پس از انتشار بلاک‌ها در شبکه روی پیشنهاد یکسانی به توافق برسند.

این چارچوب شالوده‌ی اصلی تمام الگوریتم‌های اجماع است. با این حال بعضی از الگوریتم‌ها ممکن است از روش متفاوتی برای پیشنهاد بلاک‌ها یا تایید آن‌ها استفاده کنند.

پیشنهاد بلاک

بزرگ‌ترین سوالی که در رابطه با پیشنهاد بلاک‌ها باید در نظر داشته باشیم این است که چه کسی می‌تواند بلاک‌ها را پیشنهاد کند. اگر هر کسی بتواند در هر لحظه بلاک پیشنهاد کند، امکان رسیدن به توافق دشوار می‌شود، چون مدام پیشنهادهای جدید مطرح می‌گردد. پس باید روشی برای انتخاب افراد پیشنهاددهنده وجود داشته باشد تا بقیه در هر لحظه فقط به پیشنهادات یک نفر توجه کنند. ساده‌ترین راه برای انجام این کار این است که پروتکل به طور خودکار برای هر بلاک جدید یک نفر را انتخاب کند. با این حال، افراد در اینترنت می‌توانند با اجرای مکرر یک برنامه خودشان را به جای صدها نفر جا بزنند. پس باید شکلی از کمیابی («مقاومت سیبیل (Sybil)») ایجاد کنیم تا یک نفر به تنهایی نتواند نقش هزاران نفر را ایفا کرده و کنترل شبکه را در دست بگیرد. این دقیقا همان چیزی است که از طریق اثبات کار و اثبات سهام به دست می‌آید.

سازوکار سیستم اثبات کار بدین شرح است: برای به دست آوردن حق پیشنهاد بلاک ابتدا باید یک کار محاسباتی سنگین انجام دهید. یک مثال ساده‌ی این کار می‌تواند این باشد که از کامپیوتر بخواهید آن قدر سکه بیندازد که در نتیجه ۱۰۰ بار شیر و یا خط ظاهر شود. این کار از نظر پردازشی دشوار است و هیچ راهی وجود ندارد که افراد بتوانند آن را دور زده و خودشان را به جای صدها نفر جا بزنند، چون هر فرد عملا به اندازه‌ی توان پردازشی کامپیوترش محدود می‌شود.

ولی با پیاده‌سازی مکانیزم «مقاومت سیبیل»، کاربران مجبور به راه‌اندازی مزارع گسترده‌ای متشکل از هزاران کامپیوتر شده‌اند تا بتوانند از سایر رقبا پیشی گرفته و حق پیشنهاد بلاک را به دست بیاورند. این مزارع هزینه‌ی بسیار زیادی به لحاظ توان مصرفی می‌طلبد، بنابراین معمولا در کشورها یا مناطقی احداث می‌شود که ارزان‌ترین برق ممکن را دارند. با این حساب، وقتی اکثر ماینرهای بیت کوین به چین منتقل شوند، چه اتفاقی برای غیرمتمرکز بودن سیستم می‌افتد؟ این تمرکز جغرافیایی مشکلی جدی در بحث پایداری سیستم ایجاد می‌کند، چون باعث می‌شود دولت چین به راحتی بتواند این شرکت‌های ماینینگ را کنترل کند.

از صفر تا صد مکانیزم اجماع بلاک چین

مزرعه استخراج بیت کوین

از آن سو اما اثبات سهام از مکانیزم کاملا متفاوتی در بحث «مقاومت سیبیل» استفاده می‌کند. با توجه به این که هزینه‌ی خرید کامپیوترهای استخراج‌کننده‌ی بیت کوین و تزریق برق به آن‌ها بالاست، چرا مستقیما از همین پول به عنوان روشی برای انتخاب پیشنهادکنندگان بلاک استفاده نکنیم و از شر این پروسه‌ی سخت و پیچیده‌ی محاسباتی راحت نشویم؟ اثبات سهام پیشنهادکنندگان را بر اساس میزان پولی که در سیستم دارند – یا سهم کوین‌های تحت تملک آن‌ها – انتخاب می‌کند. در اثبات کار هر چه کامپیوترهای بیشتری داشته باشید، شانس بیشتری دارید تا به عنوان پیشنهادکننده‌ی بلاک بعدی انتخاب شوید. در اثبات سهام، هر چه کوین بیشتری داشته باشید، شانس شما بالاتر می‌رود.

فراموش نکنید که هنوز درباره توافق روی بلاک‌ها حرفی نزده‌ایم. بسیاری به اشتباه فکر می‌کنند که اثبات کار و اثبات سهام الگوریتم‌های اجماع هستند. ولی این طور نیست. این مکانیزم‌ها صرفا با محدودسازی منابع برای انتخاب پیشنهادکنندگان بلاک استفاده می‌شوند.

توافقات بلاک

این مبحث همان جایی است که موضوع جذاب می‌شود و اکثر نوآوری‌های چند سال اخیر در آن رخ داده است. وقتی یک نفر بلاکی را پیشنهاد کرد، چگونه باید روی آن به توافق رسید؟ این همان سوالی است که متخصصان کامپیوتر از دهه‌ی ۱۹۸۰ میلادی با آن سروکار داشتند. آن‌ها در ابتدا سعی کردند خوشه‌هایی از کامپیوترها بسازند که حتی در صورت از کار افتادن شماری از کامپیوترها همچنان بتواند به صورت همگام به کارش ادامه دهد. در دهه‌ی ۱۹۹۰، کارشناسان به فکر حل مشکل دشوارتری افتادند: اگر یک هکر بتواند کنترل بخشی از این کامپیوترها را در دست بگیرد، چه می‌شود؟ آیا آن‌ها می‌توانستند سیستمی آن قدر مستحکم بسازند که کامپیوترهای غیرآلوده‌ی آن همچنان بتوانند به توافق برسند؟ این شاخصه تحت عنوان «تحمل خطای بیزانس (BFT)» معروف شد که بر اساس مسئله‌ای به نام مسئله‌ی ژنرال‌های بیزانسی مطرح شده بود. سیستم‌های BFT در آن زمان موضوع لوکسی به حساب می‌آمد چون اکثر سیستم‌ها به این سطح از استحکام نیازی نداشتند، و معمولا تمام خوشه‌های کامپیوتری متعلق به یک شرکت بود. منتها همه چیز با آمدن بلاک چین‌ها تغییر کرد.

در بلاک چین هر کس می‌تواند گرهی را اجرا کند و برای سایر گره‌ها پیام یا اطلاعات بفرستد. این فضا محیطی شدیداً خصمانه بود، زیرا کاربران بدذات می‌توانستند در آن تظاهر به درستکاری کنند. برای مثال، فرض کنید یک کامپیوتر خرابکار در خوشه‌ای متشکل از ۱۰ کامپیوتر برای سایرین اطلاعات غلط می‌فرستاد. آن وقت چه می‌شد؟

از صفر تا صد مکانیزم اجماع بلاک چین

کامپیوتر خرابکار اطلاعات غلط را برای سایر کامپیوترهای درستکار می‌فرستد

از آن‌جایی که کامپیوترهای درستکار قادر به تشخیص خوب از بد نیستند، حل این مشکل بی‌اندازه سخت می‌شود. برای حل این مشکل دو نوع رویکرد وجود دارد: اجماع ناکاموتو و اجماع کلاسیک.

اجماع ناکاموتو

اجماع ناکاموتو همان روشی است که در بیت کوین و اکثر سیستم‌های مبتنی بر اثبات کار استفاده می‌شود. این روش توسط خود ساتوشی ناکاموتو ابداع شد و تنها یک قانون دارد: «وقتی پیشنهاد بلاکی را می‌بینید که بیشترین اثبات کار را دارد، آن را قبول کنید.» معمولا بلاکی که بالاترین شماره‌ی بلاک را دارد، دارای بیشترین میزان اثبات کار است.

این یعنی هرگز نمی‌توانید ۱۰۰ درصد مطمئن شوید که بلاکی که می‌بینید صحیح است. برای مثال، اگر بالاترین بلاکی که دیده‌اید ۹۹ باشد. چنان‌چه بلاک الف با شماره ۱۰۰ را دریافت کنید، باید آن را بپذیرید.

از صفر تا صد مکانیزم اجماع بلاک چین

حالا ناگهان بلاک ب را با شماره ۱۰۳ دریافت می‌کنید که بلاک متفاوتی در شماره‌ی ۱۰۰ دارد. پس بر اساس قانون اجماع ناکاموتو باید بلاک الف را که قبلا قبول کردید برگردانید و این تاریخچه‌ی جدید را بپذیرید.

از صفر تا صد مکانیزم اجماع بلاک چین

در این سیستم، کسی که کنترل بیش از ۵۰ درصد مجموع توان پردازشی شبکه را داشته باشد می‌تواند بزرگ‌ترین زنجیره را بسازد و بلاک‌های مورد نظرش را خلق کند. از طریق این مثال می‌توانیم ببینیم که این قواعد به مردم کمک می‌کند در زمینه‌ی انتخاب زنجیره‌ی اصلی با یکدیگر به توافق برسند.

اجماع کلاسیک

قبل از آن که سیستم اجماع ناکاموتو در سال ۲۰۰۹ به وجود بیاید، متخصصان کامپیوتر از راهکار دیگری برای حل این مشکل استفاده می‌کردند که شاخصه‌های متفاوتی داشت. اولین الگوریتم اجماع که از قابلیت تحمل خطای بیزانس استفاده می‌کرد الگوریتمی به نام «تحمل خطای عملی بیزانس» (PBFT) بود. در این الگوریتم مشارکت‌کنندگان آن قدر به رای‌دهی ادامه می‌دادند تا درصد مشخصی از آن‌ها با هم به توافق برسند.

از صفر تا صد مکانیزم اجماع بلاک چین

یک نفر بر اساس اثبات سهام به عنوان پیشنهاددهنده‌ی بلاک انتخاب می‌شود. او بلاک خود را به سایر اعضای شبکه می‌فرستد. بقیه به آن رای می‌دهند.

از صفر تا صد مکانیزم اجماع بلاک چین

از آن‌جایی که اکثر اعضا به آن بلاک رای موافق می‌دهند، همه بلاک مذکور را به عنوان یک بلاک صحیح قبول می‌کنند. استفاده از این اجماع نیازمند گروه شناخته‌شده‌ای از رای‌دهندگان است، اما به محض این که آن‌ها رای موافق به بلاک بدهند، آن بلاک نهایی می‌شود. از آن‌جا که سازوکاری برای برگرداندن بلاک‌ها نداریم، اگر مخالفتی وجود داشته باشد، سیستم متوقف می‌شود.

الگوریتم PBFT برای استفاده در بلاک چین انطباق یافته و به اشکال مختلفی درآمده که یکی از معروف‌ترین آن‌ها Tendermint Core است. تندرمینت اولین الگوریتم اجماع بلاک چین بود که از اجماع ناکاموتو استفاده نمی‌کرد و در عوض بر اساس بیش از ۲۰ سال تحقیق و بررسی در دنیای کامپیوتر ساخته شده بود. محدودیت اصلی الگوریتم‌های BFT این است که آن‌ها معمولا در قید و بند گروه نسبتا کوچکی از رای‌دهندگان هستند، چون تمام آن‌ها باید از قبل شناخته شده باشند. پس بسیار سخت می‌توان کاری کرد که ۱۰۰ هزار نفر دائما در حال ارتباط با یکدیگر باشند تا بر سر موضوعات مختلف به توافق برساند. سیستم Cosmos سازوکاری فراهم کرده که با بیش از ۲۰۰ اعتبارسنج احتمالا بزرگ‌ترین سیستم BFT عمومی تاریخ است.

اجماع ناکاموتو گونه‌های دیگری نظیر GHOST هم دارد که دیگر از زنجیره‌ بزرگ‌تر استفاده نمی‌کنند. علاوه بر این، شکل‌های دیگری از اجماع BFT مثل Casper-BFT و Thunderella هم وجود دارد. این الگوریتم‌های اجماع صرفا از نظر شکل پیشنهاد بلاک‌ها یا میزان ارتباطات لازم میان کاربران برای رسیدن به توافق با یکدیگر فرق می‌کنند. ولی این سیستم‌ها هم مثل سایر الگوریتم‌ها معایب و مزایای خاص خودشان را دارند. گفتنی است، گونه‌های جدیدتری از اجماع نظیر Avalanche هم وجود دارد که در هیچ‌یک از این دسته‌بندی‌ها قرار نمی‌گیرد.

از صفر تا صد مکانیزم اجماع بلاک چین

من به کدام الگوریتم اجماع نیاز دارم؟

بسته به نوع اپلیکیشنی که می‌خواهید بسازید، بهتر است به چند سوال راهگشا پاسخ دهید تا ببینید بهتر است از کدام الگوریتم اجماع استفاده کنید و روی کدام پلتفرم قرارداد هوشمند کار کنید.

۱. قطعیت چقدر برایتان مهم است؟

قطعیت (Finality) برای برخی اپلیکیشن‌ها بیشتر و برای برخی کمتر اهمیت دارد. اگر می‌خواهید سیستم جدیدی برای ریز-پرداخت‌ها بسازید، برگرداندن تراکنش‌ها نباید آن قدرها برایتان مهم باشد. به طور مشابه، اگر یک شبکه‌ی اجتماعی غیرمتمرکز می‌سازید، کسب اطمینان ۱۰۰ درصدی مبنی بر این که آپدیت استاتوس‌ها فوراً ثبت می‌شود نباید ویژگی خیلی مهمی برای شما به حساب بیاید. اما از آن سو، اگر می‌خواهید یک صرافی غیرمتمرکز بسازید، قطعیت امری حیاتی برای تجربه‌ی کاربری سیستم شماست. برگردانده شدن معاملات حتی از عدم امکان ثبت معاملات هم بدتر است. برای مثال، زمان قطعیت بیت کوین تقریبا ۱ ساعت، اتریوم تقریبا ۶ دقیقه و تندرمینت حدود ۱ ثانیه است.

۲. اپلیکیشن شما چقدر باید سریع باشد؟

اگر می‌خواهید بازی بسازید، آیا منطقی است که قبل از هر حرکت ۱۵ ثانیه (یا بیشتر!) صبر کنید؟ بازی‌هایی که روی اتریوم ساخته می‌شوند به خاطر زمان بلاک و توان خروجی این سیستم تجربه‌ی کاربری خوبی ارائه نمی‌کنند. ولی اگر اپلیکیشنی داشته باشید که بخواهد سند مالکیت یک خانه را به شخص دیگری منتقل کند، اتریوم می‌تواند بهترین گزینه باشد. استفاده از Cosmos SDK به توسعه‌دهندگان اجازه می‌دهد از همان ابتدا و به صورت پیش‌فرض از Tendermint Core استفاده کنند. تندرمینت زمان بلاک پایین و توان خروجی بالایی دارد و می‌تواند در هر ثانیه ۱۰ هزار تراکنش انجام دهد.

۳. می‌خواهید اپلیکیشن شما چقدر غیرمتمرکز باشد؟

بعضی از اپلیکیشن‌ها مثل بازی‌ها به مقاومت خاصی در برابر سانسور، که از ویژگی‌های غیرمتمرکز بودن است نیازی ندارند. آیا واقعا مهم است که اعتبارسنج‌ها بتوانند روی کاغذ کارتل بسازند و تراکنش‌های بازی شما را مسدود کنند یا برگردانند تا خودشان به سود برسند؟ اگر مهم نیست، شاید بلاک چین‌هایی مثل EOS برای شما مناسب باشد، چون تراکنش‌های آن سریع هستند و هزینه‌ای ندارند. اما برخی اپلیکیشن‌ها مثل بانک‌های مستقل هر چه غیرمتمرکزتر باشند استحکام بیشتری دارند. اگرچه اتریوم به عنوان یک پلتفرم غیرمتمرکز شناخته می‌شود، اما عده‌ای معتقدند که وجود استخرهای استخراج در این شبکه باعث متمرکز شدن اتریوم شده و در عمل فقط ۱۱ اعتبارسنج (استخر استخراج) وجود دارد. وقتی به جای استفاده از پلتفرم‌های قرارداد هوشمند خودتان بلاک چین می‌سازید، از این مزیت برخوردار می‌شوید که می‌توانید شکل اعتبارسنجی سیستم را خودتان مشخص کنید. با این حال، ساختن بلاک چین سخت است، این‌جاست که Cosmos SDK به کار می‌آید و اجازه می‌دهد تا به راحتی بلاک چین خودتان را بسازید و سطح غیرمتمرکز بودن آن را بر حسب نیازتان تعیین کنید.

۴. متوقف شدن سیستم به نظرتان مشکلی دارد؟

اگر می‌خواهید اپلیکیشنی مثل سرویس‌های درخواست تاکسی بسازید، طبیعی است که، پیش از هر چیز، سیستم شما باید بتواند ۷/۲۴ فعال باشد، حتی اگر خطاهای گاه و بیگاه در زمینه‌ی حساب‌داری رخ دهد (برای مثال تراکنش‌ها برگرداندن شوند). یکی از ویژگی‌های اصلی Tendermint Core این است که اگر میان اعتبارسنج‌ها اختلافی وجود داشته باشد، شبکه به جای انجام تراکنش‌های نادرست سیستم را متوقف می‌کند. بعضی از اپلیکیشن‌ها مثل صرافی‌های غیرمتمرکز مستلزم این هستند که تراکنش‌هایشان همواره صحیح باشد؛ این یعنی حتی اگر یک مشکل باعث توقف کار سیستم شود، بهتر از این است که تراکنش‌های نادرست ثبت گردد.

جمع‌بندی

هیچ الگوریتمی به عنوان «بهترین» الگوریتم اجماع وجود ندارد؛ هر الگوریتمی مزایا و معایب خاص خودش را دارد. با این حال، با درک پروسه‌ اجماع (پیشنهاد و رسیدن به توافق) و در اختیار داشتن چارچوبی برای این که بتوانید بر اساس آن تصمیم بگیرید کدام الگوریتم برای اپلیکیشن شما بهتر است، راحت‌تر می‌توانید تصمیم‌گیری کنید و بلاک چین موردنظر خود را انتخاب نمایید. البته ملاحظات دیگری مثل ابزارهای توسعه، جامعه‌ کاربری و غیره هم وجود دارد که پرداختن به آن‌ها فراتر از این مقاله است.

اگر بخواهیم نکات کلیدی این مقاله را به صورت اجمالی بیان کنیم، باید بگوییم:

۱. اثبات کار و اثبات سهام نه الگوریتم‌های اجماع بلکه مکانیزم‌هایی برای مقاومت سیبیل هستند که به شما کمک می‌کنند یک پیشنهاددهنده‌ی بلاک انتخاب کنید.

۲. دو خانواده‌ اصلی الگوریتم‌های اجماع شامل اجماع ناکاموتو و اجماع کلاسیک است. از این الگوریتم‌ها برای رسیدن به توافق بر سر بلاک‌های بلاک چین استفاده می‌شود.

۳. هر الگوریتم اجماع مزایا و معایب خاص خودش را دارد. شما باید بر اساس نیاز خودتان یکی از آن‌ها را انتخاب کنید.

۴. مؤلفه‌هایی که باید در نظر بگیرید عبارت است از:

– قطعیت

– سرعت

– غیرمتمرکز بودن

– میزان فعال بودن (Liveness)

منبع

شاید از این مطالب هم خوشتان بیاید.

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.