۵ راه برای اینکه سرمایه‌گذار بهتری شویم

برای آنکه سرمایه گذاری موفقی در بلند‌‌مدت داشته باشیم، نباید از روی احساسات یا براساس گفته‌‌های دیگران تصمیم‌‌گیری کنیم. در این مقاله با ۵ روش برای تبدیل شدن به یک سرمایه‌‌گذار موفق و منطقی آشنا خواهید شد.  

0 134

عملکرد آگاهانه، کلید ثبات سبد سرمایه گذاری در بلندمدت

مهارت در مدیریت سرمایه و ساخت یک سبد سرمایه گذاری، ممکن است برای بعضی‌ها کار دشواری باشد. برخی وقت ندارند تا به این توجه کنند ‌که ثروت‌شان را در کجا سرمایه گذاری ‌می‌‌کنند و پولی را که به زحمت به دست آورده‌اند در کجا به خطر می‌اندازند.

درمورد برخی افراد، این عدم توجه، از عدم جذابیت دنیای سرمایه گذاری، دارایی و مدیریت سرمایه برای آن‌ها نشات می‌‌گیرد. این افراد ممکن است در زمینه‌های دیگر زندگی باهوش، سخت‌کوش و حتی کاردان باشند، اما ترجیح می‌دهند خود را درگیر اعداد و ارقام نکنند. به بیانی دیگر، آن‌ها نمی‌خواهند با گزارش‌های سالانه، فرم‌های عملکرد سالانه، صورت‌های درآمد، برگه‌های تراز مالی، ارقام مختلف یا درخواست وکالت‌نامه سر و کله بزنند.

البته افرادی هم هستند که بخاطر اخلاقیات و واکنش‌های احساسی دست به سرمایه گذاری نمی‌زنند که تعدادشان کم هم نیست. آن‌ها با وجود اینکه نیت خوبی دارند، اما بدون شک، بدترین دشمنان خودشان محسوب می‌شوند. این افراد، سرمایه‌شان را بر اثر تصمیمات و واکنش‌های ناکارآمدی که بیشتر احساسی هستند تا واقع‌‌گرایانه، بر باد می‌دهند.

من معتقدم که با به کارگیری روش‌هایی مشخص می‌توان به این‌ افراد کمک کرد تا بتوانند ماهیت و هدف تخصیص سرمایه را بهتر متوجه شوند. اگرچه ضمانتی برای نتیجه‌‌بخش بودن این نکات نیست، اما امیدوارم با اشاره و بحث در مورد خطاهای رایج و اشتباهات نادر در این زمینه‌ بتوان تشخیص آن‌ها را در دنیای واقعی آسان‌تر کرد.

از سرمایه گذاری در زمینه‌‌هایی که نمی‌شناسید، پرهیز کنید.

این حقیقتی است که بسیاری از افراد، تا زمانی که کسی به آن‌ها نگوید، نادیده می‌گیرند. از این رو، در ادامه به توصیه‌هایی اشاره می‌‌کنیم که “در صورت استفاده” می‌توانند بسیار مفید واقع شوند.

  • مجبور نیستید در جایی که از کسی شنیده‌اید، سرمایه گذاری کنید. به هیچ وجه اجاز ندهید کسی شما را قانع به این کار کند. این پول شماست و قدرت و حق استفاده دلخواه از آن را دارید، حتی اگر نتوانید دلیل آن را توضیح دهید.
  • در طول زندگی شما به فرصت‌‌های زیادی دست پیدا می‌‌کنید. اجازه ندهید ترس شما به اتخاذ تصمیمات احمقانه منجر شود.
  • اگر شما یا کسی که پولتان را مدیریت می‌کند، نمی‌توانید طرح اقتصادی، منبع سرمایه، مقدار جریان نقدی صرف که صرف آن شده و چگونگی سوددهی آن را توجیه کنید، در واقع سرمایه گذاری نمی‌کنید، بلکه قمار می‌کنید. این بازی ممکن است به نفع شما تمام شود، اما بازی خطرناکی است و بهتر است فراموشش کنید، یا حداقل بخش کوچکی از سبد سرمایه گذاری‌تان را به آن اختصاص دهید که مجبور نباشید از کارگزار خود وام بگیرید.

اگر این اصول را رعایت کنید، در واقع جلوی بسیاری از دردسرهای احتمالی را گرفته‌اید. آن‌ها را به این دلیل که شبیه حرف‌های مردم است، نادیده نگیرید.

توجه کنید که ارزش جاری و ارزش واقعی با هم فرق می‌کنند

فرض کنید با وام مسکن، دفترکاری در مرکز آمریکا خریده‌اید. قیمت خرید شما ۱ میلیون دلار بوده است. ساختمان هم در منطقه‌ی خوش آب و هوایی قرار دارد. مستاجران‌تان از لحاظ مالی تامین هستند و می‌خواهند با شما قرارداد بلندمدت ببندند که سال‌ها برای شما پول نقد به همراه دارد. هر سال هم بعد از پرداخت هزینه‌های مالیات، نگهداری و دارایی سرمایه‌ای، برای شما ۱۰۰ هزار گردش وجوه نقد آزاد باقی می‌ماند.

فردای خرید دفتر شما، نظام بانکداری سقوط می‌کند. سرمایه‌گذارها دیگر نمی‌توانند وام مسکن بگیرند، در نتیجه قیمت ملک‌ها، ارزش سابق خود را از دست می‌‌دهند. در طی چند سال ارزش ملکی که به ۱ میلیون دلار فروخته شده بود، به ۶۰۰ هزار دلار می‌رسد. دلیل این کاهش این است که کسانی که پول نقد دارند، توان خرید ملک را هم دارند.

در این گیر و دار اگر شما هم بخواهید ملک خود را بفروشید، بدیهی است که ارزش جاری ملک شما از قیمت خریدتان بسیار پایین‌تر خواهد بود.

شاید با ارزان فروشی ملک‌تان در بازار آزاد، ۶۰۰ هزار دلار نصیب‌تان شود. همچنین اگر بخواهید ملک خود را با قیمت بالاتری به فروش برسانید،  در صورت توانایی و خواست خود می‌توانید یک قرارداد رهن خانگی ببندید که در آن شما به طور موثری نقش بانک را برای خریدار ایفا می‌کنید. بانک قسمتی از درآمد حاصل از اجاره را پس از فروش ملکی که اکنون حق حبس آن را در اختیار دارید، به‌ عنوان بهره‌ی موجود در قرارداد وام برای خود نگه می‌دارد. با این اوصاف، اگر می‌توانستید ساختمان خود را به قیمتی غیر از قیمت مذکور بفروشید، روی کاغذ بسیار ضرر می‌کردید. کاری هم از دستتان بر نمی‌‌آید.

اما برای سرمایه‌گذاران بلندمدت قضیه فرق می‌کند. به گفته‌ی بنجامین گراهام (Benjamin Graham)، پدر افسانه‌ای علم سرمایه گذاری ارزشی، سرمایه‌‌گذاران واقعی به ندرت مجبور به حراج دارایی‌هاشان می‌شوند. به‌ جای آن، آن‌ها دارایی‌شان را آنقدر با احتیاط سرمایه گذاری می‌کنند که می‌توانند روی سرمایه‌‌ی راکدشان بنشینند و بدانند که هنوز نسبت به سهام مالکیتی که در آن سرمایه گذاری کردند، از بازدهی مناسبی (منظور جریان نقدی است) برخوردار هستند.

در این حالت، چه قیمت ملک شما به ۶۰۰ هزار دلار یا هر قیمت دیگری برسد، به این اندازه که ۱۰۰ هزار دلار جریان پول نقد در اختیار داشته باشید، برای شما عواقب به همراه نخواهد داشت. این موضوع به معنی چرخیدن موتور اقتصادی و در اختیار داشتن سرچشمه‌ی ارزش حقیقی یا جاری است.

گراهام اشاره می‌کند که باختن در این شرایط مساوی است با این‌که به خودتان اجازه بدهید با اشتباهات دیگران در تصمیم‌‌گیری وا بمانید. این درست نیست که چشم به قیمت بازار بدوزید تا ارزش ملک‌تان را تعیین کند. شما باید ارزش حقیقی (intrinstic value) ملک خود را بدانید و این توانایی را داشته باشید که با یک سری پیش‌بینی‌های محتاطانه و محاسبات ساده، از پس حساب و کتاب آن بر بیایید. اگر اینطور است، به این فکر باشید که چگونه می‌توانید از قیمت دقیق بازار (نه کمتر و نه بیشتر) سود ببرید.

این مفهوم در مورد انواع مختلف دارایی صادق است. اگر سهام مالکیت کسب‌‌و‌‌کاری جذاب، با بازدهی سرمایه‌ی بالا در اختیار دارید، به عبارتی اگر صاحب مرتبه‌ی شغلی رقابتی و قوی هستید که استعفا در آن موقعیت یا صنعت کار آسانی نیست و هیئت مدیره‌ای دارید که به سهام‌داران خود احترام می‌گذارد، با کاهش ۵۰ درصدی سهام خود یا حتی بیشتر از آن، نباید مضطرب شوید.

این موضوع مخصوصا وقتی صدق می‌کند که شرکت تجربه‌ی بازخرید محتاطانه‌ی سهام خود به نفع شما و دیگر سهام‌داران و یا افزایش سود سهام همراه با تدبیری حساب شده را داشته است و شما هم مبلغ مناسبی را نسبت به عایدی‌های سودرسان (look-through earnings) پرداخته‌اید. برای سرمایه‌گذران حرفه‌ای‌‌تر که با اصطلاحات حسابداری و مالی آشنایی دارند، عایدی‌های مالک، یک تعدیل‌‌کننده‌ی جریان وجوه نقدی است که در زمان تعیین ارزیابی شرکت‌های در حال فعالیت محاسبه می‌شود. اگر می‌خواهید سرمایه‌ی خود را با فروش دارایی‌های با کیفیت و بلند‌‌مدت‌تان، آن‌هم به خاطر یک ترس زودگذر نابود کنید، این مسئله باید در شما نهادینه شود.

یاد بگیرید ارزش خالص فعلی را در نظر بگیرید

یک دلار آمریکا صرفا یک دلار آمریکا نیست. یک فرانک سوئیس هم صرفا یک فرانک سوئیس نیست. این مفهوم سال‌‌هاست که در مقاله‌های مختلفی توضیح داده می‌‌شود که بعضی از آن‌ها به شرح زیر هستند:

  • هر بار ۱ دلار از میلیون‌ها دلارتان را خرج می‌کنید: درسی در مورد ارزش زمانی پول
  • فرمول ارزش زمانی پول: چگونه ارزش حال و آینده‌ی یک مبلغ معین را محاسبه کنیم
  • مقابله با تورم: به جای خود پول، روی قدرت پول تمرکز کنید. کاری که با پول می‌کنید، مهم است.

دیدگاه شما به‌عنوان یک سرمایه‌گذار باید معطوف به قدرت خرید ناشی از ارزش خالص فعلی باشد. به دام ارزهای اسمی نیفتید. این ارزها از ریسک بالایی برخوردارند. همین ارز اسمی بود که اقتصاددان آمریکایی ایروینگ فیشر (Irving Fisher) را در سال ۱۹۲۸ به شهرت رساند و در کتابش، توهم سرمایه، دراین باره توضیح داده است.

اگر امروز یک صد دلاری در جیب‌تان هست، ارزش این صد دلاری به عوامل مختلفی بستگی دارد. اگر زمان زیادی دارید، می‌توانید بازده مناسبی را رقم بزنید. بهره‌ی مرکب معجزه‌‌آسا خواهد بود و سرمایه‌ی شما به ۱۰ هزار دلار تبدیل خواهد شد. اما اگر دو روز است که غذا نخورده‌اید، سرمایه گذاری آتی، کاربردی برای شما ندارد. در این شرایط، فرصت استفاده از پول در زمان حال است که اهمیت دارد. سرمایه گذاری موفق، در تصمیم‌‌گیری خلاصه می‌شود. افسار هزینه‌ها و تصمیم‌های مربوط به سرمایه گذاری را خود در دست بگیرید. پول صرفا یک ابزار است، همین و بس. این نوع تفکر، به شما کمک می‌کند تا از اشتباهات بسیاری از مردان و زنان و خانواده‌ها که هدف‌های بلندمدت‌شان را فدای خواسته‌های کوتاه‌مدت می‌کنند، عبرت بگیرید.

مالیات، هزینه‌ها و مدت را مد نظر قرار دهید

مسائل کوچک، مخصوصا در طول زمان، از اهمیت زیادی برخورداراند، آن‌هم به دلیل نیروی مرکبی است که درباره‌اش بحث کرده بودیم. استراتژی‌های زیادی وجود دارد که با به کار گرفتن آن‌ها می‌توانید از برون‌رفت مقدار قابل توجهی از سرمایه‌ای که سال‌ها برای آن زحمت کشیده‌اید، جلوگیری کنید. یکی از این روش‌‌ها، تخصیص دارایی است. به‌عنوان سرمایه‌دار می‌توانید با استفاده از یک سری طرح‌ها، صاحب درآمدی ثابت شوید. این طرح‌‌ها شامل اوراق قرضه‌ی شهرداری (معاف از مالیات)، حساب‌های کارگزاری (مشمول مالیات) و اوراق قرضه‌ی شرکت‌‌ها در زمینه‌هایی که شامل مالیات نمی‌شوند، مانند حساب بازنشستگی شخصی IRA می‌‌شود.

این طرح بازنشستگی می‌داند چگونه و چه مقدار از سرمایه‌ی شما را اهرم کند و آن را افزایش دهد. برای نمونه، ضبط پول‌های معاف از مالیات شما، وقتی کارفرمای‌تان در جهت برنامه‌ی بازنشستگی ۴۰۱k و ۴۰۳b اقدام می‌کند. این کار قطعا ارزش وقت و تلاش را دارد. تنها با ترفندهایی ساده، به خصوص در اوایل برنامه‌ی بهره‌ی مرکب، می‌توانید سود زیادی کسب کنید. برخی چیزها در زندگی هستند که به شدت ارزش وقت گذاشتن دارند.

مطمئن شوید که جوانب چیزی را که در مقابل هزینه‌ها عایدتان می‌شود، سنجیده باشید. من شاهد بسیاری از سرمایه‌گذران بی‌تجربه بودم که به قیمت نادیده گرفتن جوانب دیگر، تمام تمرکزشان را روی چیزهایی مانند نسبت مخارج و هزینه‌های مدیریت هدر کردند. در نهایت آن‌ها قربانی اشتباهات مالی ناگوار و ریسک‌های دردناکی شدند که باعث خالی شدن حساب‌هایشان شد.

مثالی که می‌‌توان به آن اشاره کرد، صندوق‌های تولید (یا حساب‌های امانی) است. برای مثال شرکت مدیریت سرمایه‌ی ونگارد (Vanguard) را در نظر داشته باشید. در زمان نوشته شدن این مقاله، دپارتمان امانی شرکت ونگارد، صندوق‌های تولیت ساده‌ای را به مبلغ ۵۰۰ هزار دلار راه اندازی می‌کرد.

در این صندوق، اوراق بهادار فردی به شما تعلق نمی‌گیرد، اما به‌جای آن از صندوق‌های سرمایه گذاری مشترکی بهره‌‌مند می‌شوید که همه از آن استفاده می‌کنند. تا زمانی که مخارجی مانند کارمزد امانت‌داری و کارمزدهای مبنای مدیریت محاسبه نشوند، برنامه‌ریزی مشخصی برای کارمزدهای سودرسان تماما موثر که بین ۱.۵ تا  ۱.۶ درصد در سال هستند، وجود ندارد.

این در مقابل چیزی که بدست می‌آورید، معامله‌ی خوبی است. افراد بسیاری هستند که سرمایه‌ای ۶ یا ۷ رقمی را در چشم برهم زدنی بر باد داده‌‌اند. اگر این افراد پول‌شان را در صندوق امانت می‌گذاشتند و واگذارنده‌شان (grantor) نیز راغب به پرداخت کارمزد بود، از این اتفاق جلوگیری می‌‌شد.

به بیان دیگر، واگذارنده به چیزی چشم می‌دوزد که ارزش ندارد، برای مثال برخی ترجیح می‌دهند به‌جای آن‌که پول‌شان را با پرداخت کارمزد ۱.۵ تا ۱.۶ درصدی به دیگران واگذار کنند، خودشان آن پول را با کارمزد ۰.۰۵ درصدی، سرمایه گذاری کنند. این مسئله را با یک عامل بسیار مهم‌‌تر، ثبات احساسی و توانایی مالی ذینفعان، مقایسه کنید. این مسائل از اهمیت برخوردارند. سبدسرمایه گذاری شما در کتاب‌ها نوشته نشده است. دنیای واقعی و مردمانش بسیار پیچیده‌اند.

هرگز فکر نکنید این کار بدون ریسک هم انجام می‌شود

این‌که سرمایه‌گذاران در مورد فراوانی بازدهی خود صحبت می‌کنند، اما نمی‌گویند این بازدهی از کجا آمده است، نشانه‌ی خطرناکی است. ریسکی را که شما سرمایه‌ی خود را در معرض آن قرار می‌دهید، به‌وسیله‌ی نوسان موجود در شاخص بورس ارزیابی نمی‌‌شود، بلکه به‌وسیله‌ی هزینه‌ی پرداختی نسبت به ارزش حقیقی که با توجه به احتمال سقوط اصلاح شده است، سنجیده می‌شود. این کار، راز سرمایه‌سازی در بلند‌‌مدت است.

به گفته‌ی یکی از مشهورترین سرمایه‌گذاران تاریخ، مهم نیست بازدهی چگونه باشد، اگر حتی یک صفر در ضرب‌کردن خود اشتباه کنید، همه چیز را باخته‌اید. این نکته نه تنها در مدیریت سبد سرمایه گذاری شما، بلکه در اداره‌ی عملیاتی حتی کوچک‌ترین شرکت‌ها نیز باید رعایت شود. فروپاشی شرکت AIG، یکی از توانمندترین موسسات مالی و مورد احترام‌ترین شرکت‌‌ها در زمینه‌ی سهام بلو چیپ، درس عبرت و زمینه‌ی معالعه‌ای است که سرمایه‌گذاران مصمم باید آن را در نظر بگیرند.

مطالب گفته شده را می‌‌توان به صورت راهنمای زیر خلاصه کرد:

  • همیشه پول سرمایه گذاری خود را به طور یک‌جا و نقد بپردازید.
  • در سهامی سرمایه گذاری کنید که اگر بازار سهام بسته شد و نتوانستید وضعیت سهام‌تان را چک کنید، تا ۵ سال آینده مایل به نگه‌داری آن باشید.
  • به غیر از برخی موارد نادر، بسیاری از سرمایه‌گذاران ارزشی، به سرمایه گذاری در سهام عادی شرکت‌های هواپیمایی، مگر به‌عنوان عضو کوچکی از سبد سرمایه گذاری‌ بزرگ‌تر و متنوع‌تر‌شان، تمایل نشان نمی‌‌دهند. آن‌ها گمان می‌کنند که بهای کمِ سهام ارزشی، این کار آن‌‌ها را توجیه می‌کند. حتی در این شرایط، بازهم فرصت‌ها را از دست می‌دهند. اما دلیلش چه می‌تواند باشد؟ به طور کلی، شرکت‌های هواپیمایی همیشه و در هرزمان، در معرض خطر ورشکستگی قرار دارند. در واقع شرکت هواپیمایی کسب‌وکاری است که سطوح درآمدی در آن، در زمان جنگ، رخ دادن فجایع و یا بحران‌‌های اقتصادی سقوط می‌‌کنند. ساختارهزینه‌ و قیمت‌گذاری‌های هنگفت کالاها در این کسب‌وکار، باعث شده تا سهام‌داران بلندمدت در این بخش متحمل ضرر شوند.

شما باید نگاه متفاوتی به سبد سرمایه گذاری‌تان داشته باشید. در انتخاب سهام برای سبد سرمایه گذاری‌تان مانند افرادی که تازه به دیدن کازینوهای لاس‌وگاس رفته‌اند، شتاب‌زده و احساسی عمل نکنید. معمولا سرمایه گذاری موفق، مانند نگاه کردن به یک نقاشی است که در حال خشک شدن است. شما یک سهام با ارزش پیدا می‌کنید، پول خوبی هم برای آن می‌دهید، سپس تماشا می‌کنید که چگونه تنها در چند دهه، نظام سرمایه‌داری و بهره‌ی مرکب شما را غرق در پاداش می‌کنند. سهام‌های مختلفی به سبدتان اضافه کنید تا اگر زمانی یک یا چند تا از آن‌ها دچار نقص یا ورشکستگی شدند، زیاد ضرر نکنید. از لحاظ تاریخی، این یک ترکیب رویایی است. اگرچه می‌گویند تاریخ ممکن است تکرار نشود، اما برای کسانی که احتمالات را در نظر می‌‌گیرند، تشخیص این‌که این یکی از معقول‌ترین عملکردهاست، کار سختی نیست.

اطلاعاتی که در این مقاله عنوان شده است، بدون توجه به اهداف سرمایه گذاری، تحمل خطر یا شرایط مالی مخصوص هر سرمایه‌‌گذار ارائه شده و ممکن است برای همه سرمایه‌گذاران مناسب نباشد. عملکرد گذشته لزوما نمی‌تواند نشان‌دهنده‌ی نتایج در آینده باشد. سرمایه گذاری شغلی است که با خطرات زیادی همچون از دست رفتن اصل سرمایه همراه است.

شاید از این مطالب هم خوشتان بیاید.

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.