5 دسته‌‌بندی نسبت های مالی

نسبت های مالی ابزار بسیار کاربردی برای سرمایه‌ گذاران به منظور سنجش قدرت، سودآوری، کارآیی و کیفیت هستند. از این رو، در این مقاله 5 دسته‌بندی نسبت های مالی را معرفی می‌کنیم که به طبقه‌بندی ذهنی شما کمک خواهند کرد.

0 315

نسبت های مالی (Financial ratios) می‌‌توانند ابزارهای بسیار خوبی در جعبه‌‌ابزار تجزیه و تحلیلِ شما به عنوان یک سرمایه‌‌ گذار باشند. آن‌ها می‌‌توانند در اندازه‌‌گیری قدرت، سودآوری، کارآیی و کیفیت یک کسب و کار از زاویه‌‌ای متفاوت به شما کمک کنند. همچنین، این نسبت‌ها در نمایش تغییرات در معیارهای عملیاتی و اساسیِ شرکت در طول زمان کاربرد دارند.

خواه مالک سهام باشید، در اوراق قرضه سرمایه گذاری کرده باشید، یا به گونه‌‌ای منتظر ورود به یک سرمایه گذاری املاک باشید، این نسبت‌های مالی، به صورت تهاجمی یعنی جستجوی فرصت‌‌ها و به صورت تدافعی، یعنی کوشش برای محافظت از خود، به شما کمک خواهند کرد.

شما باید مهم‌ترین نسبت های مالی را به خاطر داشته باشید. این امر، به طبقه‌‌بندی ذهنی شما به 5 دسته‌‌بندی اصلی کمک می‌‌کند.

نسبت های مالی اهرمی

به نسبت های مالی مانند نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام (debt-to-equity ratio)که به شما تصوری از ذات اهرم در کسب و کار ارائه می‌‌دهند، نسبت‌های مالی اهرمی (Leverage Financial ratios) گفته می‌شود. همچنین نسبت‌های اهرمی نسبت هایی هستند که به شما اجازه می‌‌دهند ساختار سرمایه یک شرکت را همراه با سودها و ریسک‌‌های بالقوه‌‌ چنین ساختاری و چگونگی مقایسه آن با رقبای همان بخش یا صنعت مشاهده نمایید. این کار کمک می‌کند که با درک کاملی از متغیرهای دخیل در یک تجزیه و تحلیل درمورد بازده حقوق صاحبان سهام دوپونت (DuPont ROE analysis) در یک شرکت، این نسبت‌ها را در نظر داشته باشید.

نسبت های مالی نقدینگی

نسبت های‌ مالی نقدینگی (Liquidity Financial Ratios)، نسبت هایی هستند که توان پرداخت تعهدات یک شرکت را براساس دارایی‌‌های آن، مانند سرمایه در گردش هر دلار از فروش و نسبت جاری (current ratio)، در مقایسه با بدهی‌‌های آن نمایش می‌دهند. به عبارت دیگر، این نسبت به شما اجازه می‌‌دهد که منابع موجود در یک شرکت را برای استفاده به منظور پرداخت صورتحساب‌‌های خود و پرداخت حقوق کارکنان بشناسید.

اهمیت نقدینگی را دست کم نگیرید، زیرا کمبود آن موجب ورشکستگی کسب‌و‌کارهای بسیار سودده شده است.

نسبت های مالی عملیاتی

نسبت های مالی عملیاتی (Operating Financial Ratios)، کارایی مدیریت و اقدامات یک شرکت را در به کارگیری سرمایه آن برای دستیابی به سود، مخصوصا به وسیله‌‌ چرخه‌‌ تبدیل وجه نقد نشان می‌‌دهد.

در صنعت جزء، این امر شامل معیارهایی مانند گردش موجودی کالا و گردش حساب‌‌های دریافتنی است. شرکت‌‌هایی که همواره Financial ratios عملیاتی بالایی دارند، اغلب دارای یک ویژگی‌‌ هستند که به نام ارزش فرانشیز (franchise value)شناخته می‌شود.

نسبت های مالی سوددهی

نسبت های مالی سوددهی (Profitability Financial Ratios) در یک شرکت، به منظور ارائه تصوری از میزان سودآوری آن نسبت به برخی معیارهای خاص طراحی می‌‌شوند. هنگامی که اقتصاد کساد است، خارج نمودن یک شرکت دارای حاشیه سود ناخالص ، از یک کسب‌و‌کار پایدار یک محصول اصلی و ضروری مانند سفیدکننده، پودر لباس‌‌شویی یا شکلات، بسیار دشوارتر از خارج نمودن یک شرکتِ دارای حاشیه سود بسیار کوچک است.

علاوه بر این، یک شرکت با بازده سرمایه‌‌ بالا، حتی با حاشیه‌‌ کوچکتر، شانس بیشتری برای بقا خواهد داشت، زیرا این شرکت، نسبت به سرمایه گذاری مشارکتی سهامداران بسیار سودده‌‌تر است. در بین نسبت‌های مالی سوددهی، بازده ارزش ویژه (return on equity) و بازده دارایی (return on assets)، دارای اهمیت خاصی هستند.

نسبت های مالی توان پرداخت تعهدات/بدهی‌ها

نسبت مالی توان پرداخت تعهدات (Solvency Financial Ratios)، آخرین دسته‌‌بندی اصلی از نسبت‌های مالی است‌‌ که سرمایه‌‌گذاران جدید باید بدانند. این نسبت‌ها به شما تصوری منطقی ارائه می‌‌دهند، تا حدی که می‌‌توان احتمال ناتوان بودن یک شرکت را در اجرای تعهداتش هنگام تفریق بدهی‌‌ها از دارایی‌‌ها، از طریق صورت‌‌های مالی سابق پیش‌بینی کرد.

حتی فوق‌‌العاده‌‌ترین کسب‌و‌کار هم اگر سرمایه کمی به آن اختصاص داده شود و دچار کمبود دارایی برای تحمل هرگونه چالشی باشد، در معرض شکست قرار می‌گیرد و حتی شاید اقتصاد، وارد دوره رکود یا بحران شود.

نسبت های مالی تنها آغاز راه هستند

نسبت های مالی بسیار کاربردی هستند، اما نمی‌‌توانند تمام اطلاعات مورد نیاز برای یک سرمایه گذاری موفق را در اختیار شما قرار دهند. تصور کنید زمانی که هنری فورد (Henry Ford) اتومبیل مدل T را ارائه داد، شما با توجه به صورت سود و زیان، ترازنامه و نسبت‌های مالی سابق، تصمیم می‌گرفتید در کارخانه‌‌ تولید درشکه اسب سرمایه گذاری کنید و این داده ها درمورد اینکه کسب و کار مورد نظر شما در آستانه یک روند نزولی و سقوط قرار دارد، به شما هیچ هشداری نمی‌دادند.

در موردی دیگر تصور کنید که سابقه امور مالی بسیار وحشتناک مربوط به کامپیوتر اپل را بررسی می‌کردید. مطمئنا هیچ کدام از سوابق و داده های موجود پیش بینی نمی‌کردند که پس از بازگشت استیو جابز از تبعید، او کسب و کاری را که تاسیس کرده بود، متحول کند و آن را در مسیری قرار دهد که در نهایت منجر به داشتن بیشترین ارزش بازار در جهان شود.

منبع

شاید از این مطالب هم خوشتان بیاید.

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.