4 موردی که باید در سرمایه گذاری به دنبال آن‌‌ها باشید

این مقاله به معرفی 4 ویژگی می‌‌پردازد که برای داشتن یک سرمایه گذاری موفق باید به آن‌‌ها توجه کنید. این ویژگی به عنوان راهنمای شما در مسیر یافتن یک سرمایه گذاری خوب عمل می‌‌کنند، گزینه‌‌های بهتر را به شما نشان می‌‌دهند و شما را از گزینه‌‌هایی آگاه می‌‌کنند که شاید برایتان مناسب نباشند.

2 214

ویژگی‌‌هایی که یک سرمایه گذاری خوب باید دارا باشد

اگر در حال خواندن این مقاله هستید پس احتمالا در آغاز راه سازمان‌‌دهی کردن سبد سرمایه گذاری‌‌تان هستید و می‌‌خواهید استقلال مالی پیدا کنید. این قدم اصلی برای ساخت ثروت است. همه‌‌ی سرمایه‌‌گذارانِ تازه‌‌کار به خرید سهام شرکت‌‌ها علاقه‌‌ دارند اما مطمئن نیستند که دارایی خوبی باشد. این چهار ویژگی به عنوان راهنمای شما در مسیر یافتن یک سرمایه گذاری خوب عمل می‌‌کنند، گزینه‌‌های بهتر را به شما نشان می‌‌دهند و شما را از گزینه‌‌هایی آگاه می‌‌کنند که شاید برایتان مناسب نباشند.

1. بر اساس آنچه برای یک سهم پرداخته‌‌اید، قیمت کل شرکت چقدر است؟

وقتی درباره‌‌ی سهام شرکت پرس‌‌وجو می‌‌کنید، به دنبال چیزی فراتر از قیمت کنونی سهام باشید و آن هم ارزش کل شرکت است. هزیه‌‌ی خرید کل شرکت را “ارزش بازار” یا “Market Cap” می‌‌گویند و اکثر حرفه‌‌ای‌‌های عرصه مالی از آن اسم می‌‌برند (اگر بدهی‌‌ها را نیز به آن اضافه کنید “ارزش شرکت” لقب می‌‌گیرد). در مجموع، ارزش بازار به قیمت همه‌‌ی سهام معمولی شرکت ضرب‌‌ در ارزش روز به ازای هر سهم در زمانی مشخص گفته می‌‌شود.

کسب‌‌وکاری با یک میلیون سهم و قیمت 75 دلار به ازای هر سهم، ارزش بازاری 7 میلیون دلار خواهد داشت (1000000*75 دلار = 75000000 دلار ارزش بازار).

این آزمایش ارزش بازاری باعث می‌‌شود که شما مبلغی بیشتر از ارزش واقعی یک سهم برای آن نپردازید. موارد شرکت‌‌های eBay و جنرال موتورز را در روزهای اوج اینترنت در نظر بگیرید. eBay در جایی در زمان شکوفایی اقتصادی، ارزشی به اندازه‌‌ی کل شرکت جنرال موتورز داشت. اگر دوست دارید به صورت عدد و رقم به شما بگوییم پس ادامه مطلب را بخوانید. شرکت جنرال موتورز در سال مالی 2000، 3.9 میلیارد دلار سود داشته، در حالی که eBay تنها 8.3 میلیون دلار سود برده است. با این حال اگر می‌‌خواستید سهام هر کدام از این شرکت‌‌ها را بخرید باید به یک اندازه پول می‌‌دادید.

باورکردنی نیست که یک سرمایه‌‌گذار عاقل برای سهام این دو شرکت به یک اندازه پول بدهد، اما عموم مردم توسط سود سریع و درآمدزایی آسان وسوسه شده‌‌ بودند. (البته این مثال هم می‌‌تواند مثال خوبی نباشد چون جنرال موتورز یکی از بدترین کسب‌‌وکارها به شما می‌‌رود و دایما دچار مشکل می‌‌شود).

ابزار مفید دیگر برای دانستن هزینه نسبی یک سهم، قیمت نسبی درآمدهای آن است. این نسبت، استاندارد باارزشی را برای مقایسه‌‌ی فرصت‌‌های سرمایه گذاری جایگزین فراهم می‌‌کند.

2. آیا شرکت سهام خود را بازخرید می‌‌کند و با گذر زمان و به طور مرتب شمار سهام خود را کاهش می‌‌دهد؟

یکی از مهم‌‌ترین نکات در سرمایه گذاری این است که رشد کلی شرکت به اندازه‌‌ی رشد به ازای هر سهم اهمیت ندارد. یک شرکت به مدت 5 سال پی‌‌درپی سود، فروش و درآمد یکسانی دارد اما به وسیله‌‌ی کاهش شمار کلی سهام‌‌ در دسترس سهام‌‌داران، سودهای کلانی به دست می‌‌آورد.

بگذارید ساده‌‌تر بگوییم؛ سرمایه گذاری‌‌تان را به عنوان یک پیتزای بزرگ فرض کنید. هر تکه از پیتزا یک سهم را نشان می‌‌دهند. آیا شما پیتزایی را ترجیح می‌‌دهید که به 12 تکه برش داده شده است یا 8 تکه؟ پیتزایی که به هشت تکه برش داده می‌‌شود، تکه‌‌های بزرگ‌‌تری دارد و پنیر و مخلفات بیشتری در هر تکه وجود دارد.

همین اصل در کسب‌‌وکار نیز وجود دارد. یک سهام‌‌دار باید تیم مدیریتی را بپسندد که درصورت عدم جذابیت کاربردهای جایگزین سرمایه، سیاست فعالی برای کاهش شمار سهام داشته باشند و سهم هر سرمایه‌‌گذار در شرکت را بیشتر کنند. وقتی “کیک” شرکت به قطعات کم‌‌تری برش داده شود، هر سهم نشان‌‌دهنده‌‌ی درصد بیشتری از تملک سودها و دارایی‌‌های آن کسب‌‌وکار خواهد بود. متاسفانه بسیاری از تیم‌‌های مدیریتی، به جای افزایش ثروت بر ساختن ثروت سهام‌‌داران متمرکز هستند.

3. دلایل‌‌تان برای سرمایه گذاری در شرکت چیست؟

پیش از اینکه سهام شرکتی را در سبد سرمایه گذاریتان قرار دهید، کار عاقلانه این است که از خودتان بپرسید که چرا به سرمایه گذاری در این کسب‌‌وکار علاقه پیدا کرده‌‌اید. عاشق یک شرکت‌‌ شدن و خرید سهام آن تنها به دلیل اینکه محصولات یا کارکنان‌‌اش را دوست دارید، خطرناک است. با این حال، اگر پول بیش از حدی برای سهام یک شرکت بپردازید، حتی بهترین شرکت‌‌ دنیا هم برایتان به یک سرمایه گذاری به درد نخور تبدیل خواهد شد.

مطمئن شوید که تنها دلیل سرمایه گذاری‌‌تان در این شرکت، اصول بنیادین شرکت (یعنی ارزش کنونی، سودها، مدیریت خوب و غیره) است. این اصول را می‌‌توان در فایل‌‌های گزارش سالانه مانند 10k و 10Q مشاهده کرد. هر دلیل دیگری غیراز این از احساست و هیجانات شما نشات می‌‌گیرد و به جای سرمایه گذاری هوشمندانه بیشتر باعث گمانه زنی می‌‌شود. باید احساسات و هیجانات‌‌تان را از این معادله حذف کنید و سرمایه گذاری‌‌تان را بر اساس داده‌‌های ملموس و درست انتخاب کنید. این مسئله نیازمند صبر و تمایل به دوری جستن از سهامی است که یا به خوبی قیمت‌‌گذاری نشده‌‌اند یا قیمت آنان پایین است.

4. آیا قصد دارید سهام‌‌تان را برای 10، 15، 25 سال یا بیشتر نگه‌‌ دارید؟

اگر مایل به خرید سهام در یک شرکت و نگه داشتن آن در 10 سال آینده نیستید، اصلا نباید به سراغ آن سهام بروید. این حقیقتِ ساده اما دردناک را می‌‌توان هر روز در وال استریت دید. مدیران حرفه‌‌ای مالی تلاش می‌‌کنند تا میانگین صنعتی داوجونز را بشکنند که مجموعه‌‌ای از 30 بورس بزرگ فاقد مدیریت می‌‌باشد، اما سال به سال درصد کمی وجود دارند که موفق به انجام این کار شوند. سبد سهامی که توسط مغزهای برتر در زمینه مالی مدیریت می‌‌شود، غیرممکن است که نتواند سبدی فاقد مدیریت از سهام بلندمدت را بشکند، اما خب این اتفاق پیش می‌‌آید (دلیل آن هم تا حدی ساختار انگیزشی است که توسط خود سرمایه‌‌گذاران ایجاد شده است).

راه تضمینی برای کسب موفقیت، انتخاب شرکت بزرگ، پرداخت حداقل مبلغ ممکن برای یک سهم، شروع یک برنامه‌‌ی میانگین هزینه دلاری، سرمایه گذاری مجدد و دست نزدن به سرمایه گذاری برای بلندمدت است.

شاید از این مطالب هم خوشتان بیاید.

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

2 نظر
  1. عاطفه افشار

    اگه اشکالی نداشته باشه از مطلبتون در وبلاگ خودم استفاده کنم

    1. حسام حسینی پور

      سلام
      لطفا در هنگام استفاده سایت ما رو به عنوان منبع ذکر کنید و حتما لینک https://finmag.ir را در مطلب خود به عنوان منبع قرار دهید.