مقایسه کوین‌‌ های لیبرا ، TON و جی‌‌پی‌‌مورگان : قهرمان یا ضدقهرمان؟!

پیوستن شرکت‌های بزرگ و مشهوری مانند فیسبوک و تلگرام به انقلاب بلاک چین و رمز ارزها، واکنش‌های متفاوتی را در بین افراد فعال در این عرصه، دولت‌ها و مردم در پی داشته است. بسیاری نگران پیامدهای حضور این شرکت‌ها، خصوصا شرکتی مانند فیسبوک که رسوایی‌های زیادی در سواستفاده از اطلاعات کاربران خود داشته، در این فضا و منحرف شدن اهداف اصلی جنبش بلاک چین و بیت کوین هستند. برخی دیگر نیز این اتفاقات را نشانه خوبی برای صنعت رمز ارزها و پذیرش آنها توسط عموم مردم میدانند. در این مطلب به بررسی ویژگی‌ها و اهداف سه پروژه جنجالی لیبرا، TON و جی‌‌پی‌‌مورگان پرداخته و نقش احتمالی آنها در سیستم مالی جهان را تحلیل می‌کنیم.

0 105

مقایسه کوین‌‌های لیبرا ، TON و جی‌‌پی‌‌مورگان

از ابتدای سال 2018 اخبار و شایعاتی درباره ورود برخی بازیگران بزرگ به صنعت بلاک چین‌‌، دنیای کریپتو را تحت تاثیر قرار داد. اکنون‌‌ پروژه‌‌های متعلق به جی‌‌پی‌‌مورگان چیس (JPMorgan Chase)، فیسبوک و تلگرام در مرحله تست‌‌نت هستند، ولی این شرکت‌‌ها به تازگی اطلاعات دقیق‌‌تری درباره‌‌ پروژه‌‌های خود منتشر نموده‌‌اند. تفاوت‌های‌‌ زیادی بین این سه پروژه وجود دارد؛ از اهداف و مدل بیزنس آن‌‌ها گرفته تا تکنولوژی‌‌شان و موارد دیگر. البته برخی شباهت‌‌ها نیز میان آن‌‌ها دیده می‌‌شود. در کنار دیدگاه‌‌های متفاوتی که نسبت به این پروژه‌‌ها وجود دارد؛ جامعه کریپتو اکنون بیش از هر چیز نگران چالش‌‌هایی است که آن‌‌ها وارد این صنعت کرده‌اند. این بار صحبت از ارائه یک رمز ارز جدید از سوی استارت‌‌آپ‌‌های ماجراجو یا شخصیت‌‌های برجسته‌‌ تکنولوژی نیست، بلکه صحبت از شرکت‌‌های بزرگ با زیر بخش‌‌های فراوان است. شرکت‌‌هایی که به لحاظ منابع مالی، مشتری و روابط تجاری می‌‌توانند قدرت عظیمی را وارد حوزه‌‌ کریپتو کنند.

 

این مساله به خودی خود قوانین و حد و مرزهای بازی را عوض می‌‌کند و پیچیدگی‌‌هایی به وجود می‌‌آورد که نه تنها می‌‌توانند بر روند رشد کریپتوها اثر بگذارند، بلکه قادرند کل اقتصاد جهانی را تحت تاثیر قرار دهند. آیا این بلاک چین‌‌‌‌های تازه وارد ابرقهرمان‌‌هایی هستند که کریپتو را به جهان هدیه می‌‌دهند یا اینکه برعکس، بلاک چین‌‌‌‌هایی پلید خواهند بود؟

 

مقایسه کوین‌‌های لیبرا ، TON و جی‌‌پی‌‌مورگان : قهرمان یا ضدقهرمان؟!

جی‌‌پی‌‌مورگان: هیولایی با رفتار دوستانه

اگر در این میان به دنبال «آدم بده» داستان باشیم، گزینه‌‌ای بهتر از جی‌‌پی‌‌مورگان پیدا نمی‌‌کنیم. بانکداران نمونه‌‌ مجسم آن چیزی هستند که جوامع کریپتو از آن بیزار بودند. جای شگفتی نیست که پس از بحران مالی سال‌‌های 2008 – 2007 کریپتو به عنوان یک ابزار جایگزین برای جابه‌‌جایی ارزش، بیرون از چارچوب دولت‌‌ها و بانک‌‌ها پدیدار گردیده است.

بانک «جان پیرپانت مورگان» (John Pierpont Morgan) که در 1871 ایجاد شده، سمبلی از سرمایه‌‌داری امریکایی است چرا که به مدت یک و نیم قرن درگیر همه‌‌ی بیزنس‌‌های نوآورانه، جنگ‌‌های جهانی، بحران‌‌های مالی، برنامه بهبود و بسیاری از رسوایی‌‌های رخ داده در امریکا و جهان بوده است. این سابقه برای خوراک دادن به لشکری از منتقدان سخت‌‌گیر کافی است و البته برای گروهی از هواداران باورمند نیز بسنده می‌‌کند.

از سوی دیگر، حتی هواخواهان میانه‌‌رو کریپتو، مدیر عامل بانک جی‌‌پی‌‌مورگان چیس یعنی «جِیمی دایمون» (Jamie Dimon) را در شمار دشمنان خود می‌‌دانند. دلیل این دشمنی بیانیه‌‌های جیمی دایمون است که در آن گسترش بیت کوین (BTC) را با تب لاله‌‌ هلندی در دهه‌‌ی 1630 همسان دانست و با زدن برچسب‌‌های «کلاهبرداری» و «شیادی» به رمز ارزها، آن را بیشتر برای مواد فروشان مناسب دانست تا سرمایه‌‌گذاران محترم و خردمند. دایمون به تازگی دیدگاه خود را کمی نرم‌‌تر کرده و می‌‌گوید رمز ارزها می‌‌توانند «زمینه‌‌ی رقابت سالم با بیزنس سنتی بانک‌‌ها را فراهم نمایند».

از رویکرد محافظه کار و گاه بدبینانه‌‌ جی‌‌پی‌‌مورگان به رمز ارزها که بگذریم، این بانک یکی از نخستین کمپانی‌‌هایی بود که آشکارا و مستقیما وارد صنعت بلاک چین‌‌ شد. در پاییز سال 2016 و در یکی از نشست‌‌های کمیته‌‌ی مدیریت فنی، پروژه‌‌ ایجاد هایپرلجر مطرح شد. این پروژه که یک بلاک چین‌‌ خصوصی است، برمبنای اتریوم ساخته شده و کواروم (Quorum) نام دارد. افزون بر این، سران بانک جی‌‌پی‌‌مورگان در آغاز سال در گروه اعضای بنیان‌‌گذار «اتحادیه بازرگانی اتریوم» (EEA) حضور یافتند. آن‌‌ها در این اتحادیه به غول‌‌های تکنولوژی همچون مایکروسافت، اینتل، اسنچور (Accenture)، غول‌‌های دنیای مالی، آی‌‌تی و شرکت‌‌های پیشرو در زمینه‌‌ بلاک چین‌‌ پیوستند (لیست اعضای کنونی را می‌‌توانید در اینجا ببینید).

در سال‌‌های بعد، جی‌‌پی‌‌مورگان بیانیه‌‌هایی منتشر کرد و در آن‌‌ها بلاک چین‌‌ را یک تکنولوژی ضروری برای دوره‌‌ی گذار دنیای مالی دانست. بانک در این بیانیه‌‌ها به پتانسیل‌‌ها و محدودیت‌‌های به کارگیری گسترده‌‌ی بلاک چین‌‌ در موسسات مالی اشاره داشت. در این میان از پاییز 2018 شرکت جی‌‌پی‌‌مورگان آزمایش یک شبکه‌‌ی اطلاعات بین‌‌ – بانکی را آغاز کرده است. این شبکه در حقیقت یک پلتفرم مبتنی‌‌بر کواروم است که 75 بانک ببین‌‌المللی را به یکدیگر متصل می‌‌کند؛ از جمله بانک‌‌های گلدمن ساچز (Goldman Sachs)، بانکو سانتاندر (Banco Santander)، سوسیاته جنراله (Société Générale) و بانک ملی کانادا (در مارس 2019 شمار اعضای این شبکه به بانک رسید).

در نهایت در فوریه 2019 این کمپانی اصول کلی پروژه‌‌ی ساخت یک سکه‌‌ی دیجیتالی را آشکار کرد. گویا این بانک می‌‌خواهد تا پایان سال 2019 تست کوین JPM را آغاز کند. اطلاعات مربوط به این کوین در وب‌‌سایت کمپانی وجود دارد. همچنین وایت پیپر و کدهای سازنده‌‌ کواروم را می‌‌توان در صفحه گیت‌‌هاب آن یافت.

سکه‌‌ JPM یک استیبل کوین (کوین تثبیت شده) است که با نسبت 1:1 به وسیله‌‌ی دلار امریکا تثبیت شده است. تنها کار JPM این است که به سان ابزاری در دست بانک باشد تا جی‌‌پی‌‌مورگان بتواند با موسسات مشتری خود تسویه‌‌ی ناخالص آنی انجام دهد. تولید این کوین برمبنای حساب‌‌های اندوخته‌‌ی کاربران با پول فیات (دلار) می‌‌باشد و جابه‌‌جایی آن به حساب کلاینت دیگر به وسیله‌‌ی بلاک چین‌‌ کواروم انجام می‌‌شود. پس از اینکه بلاک چین‌‌ کوین را به حساب فرد دیگر فرستاد، این کوین خود به خود تبدیل به پول فیات می‌‌شود و خود JPMها پس از تبدیل از بین می‌‌روند.

مقایسه کوین‌‌های لیبرا ، TON و جی‌‌پی‌‌مورگان : قهرمان یا ضدقهرمان؟!

اندوخته‌‌ پشتوانه که ثبات این سیستم را تضمین می‌‌کند، همان دارایی‌‌هایی است که نخستین گروه بانکی امریکا توانسته به دست آورد و میزان آن 2.6 تریلیون دلار است. کوین JPM برای استفاده‌‌ موسسات مالی سطح بالا ساخته شده است؛ موسساتی که می‌‌خواهند به جای روند معمول که 2 روز کاری زمان می‌‌برد، از یک شیوه فنی جایگزین استفاده نمایند. از این رو بزرگ‌‌ترین دغدغه‌‌ی این پروژه سرعت، امنیت و حریم خصوصی تراکنش‌‌هاست. دغدغه‌‌‌ای متفاوت از مشکلات دیگر بلاک چین‌‌‌‌ها که مدتی است پشت مانع «مقیاس پذیری» گیر افتاده‌‌اند.

بنا به تعریف، بلاک چین‌‌‌‌های مجوزدار خصوصی باید نسبت به بلاک چین‌‌‌‌های بی‌‌مجوز عمومی اجرای سریع‌‌تری داشته باشند، زیرا تنها برای گروه کوچکی از کاربران برگزیده و مورد اعتماد هستند و نیازی به اجرای الگوریتم‌‌های سنگین برای ایجاد اجماع میان گروه بزرگی از گره‌‌های «بی‌‌نام» ندارند. برای نمونه کواروم یک شیوه‌‌ اجماع گسترده (Raft consensus) را پیاده کرده که کار آن ایجاد اجماع میان یک کنسرسیوم کوچک از اعضای مورد اعتماد بدون نیاز به تلورانس خطای بیزانسی است. این سیستم، افزون بر دادن فلگ به گره‌‌ها می‌‌تواند برمبنای یک شیوه‌‌ی سه مرحله‌‌ای به نام «تلورانس خطای بیزانسی استانبولی» یک مکانزیم اجماع دیگر را پیاده کند. شیوه‌‌ای که به عنوان یک جایگزین مناسب برای بیزنس قرار است در اکوسیستم اتریوم جای اثبات کار را بگیرد.

برای ابزاری که ساخته شده تا در صنعت بانکداری به کار گرفته شود، المان مهم دیگر مساله‌‌ حریم خصوصی است. کواروم طوری طراحی شده تا هم از تراکنش‌‌های عمومی مانند اتریوم و هم از تراکنش‌‌های خصوصی پشتیبانی کند. بلاک چین‌‌ این تراکنش‌‌ها را به صورت هش ثبت می‌‌کند. تنها گره‌‌های برگزیده برای اعتبارسنجی می‌‌توانند این هش‌‌ها را رمزگشایی کنند و به اطلاعاتی همچون تایم‌‌استمپ، اکانت‌‌های درگیر در تراکنش و مبلغ آن دست پیدا کنند. کدسازان کمپانی جی‌‌پی‌‌مورگان در همکاری با یک تیم دیگر از بلاک چین‌‌ عمومی زی‌‌کش (Zcash)، در تلاش برای حل برخی مشکلات موجود در زمینه‌‌ تراکنش خصوصی هستند.

کواروم همچنین نخستین پلتفرمی است که می‌‌توان آن را به وسیله‌‌ پلتفرم Baas (بلاک چین‌‌ به صورت سرویس) مایکروسافت مدیریت کرد. پلتفرمی که سرویس بلاک چین‌‌ آژور از آن در ماه می منتشر گردیده است. همکاری جی‌‌پی‌‌مورگان با مایکروسافت فراتر از این است و موضوعاتی همچون معماری حریم خصوصی و پیاده‌‌سازی گره استریم‌‌لاین را دربر می‌‌گیرد. کمپانی جی‌‌پی‌‌مورگان نشان داده که در انتخاب شیوه‌‌های فنی و کمپانی برای همکاری، بسیار حساس و دقیق است. این بانک از ابتدای ورود به صنعت کریپتو تلاش کرده نسخه‌‌ ویژه‌‌ خود از اکوسیستم اتریوم را بسازد و با بهره‌‌گیری از پلتفرم‌‌های موجود چیزی طراحی کند که تنها برای تراکنش‌‌های مالی بین – بانکی کاربرد داشته باشد. از جمله‌‌ی این پلتفرم‌‌ها می‌‌توان از ریپل (Ripple) و R3 متعلق به کوردا (Corda) نام برد که براساس یک قرارداد همکاری میان EEA و هایپرلجر فبریک (Hyperledger Fabric) انجام می‌‌شود.

دیگر دیدگاه‌‌های موجود خبر از آن می‌‌دهند که کوین JPM قرار نیست مستقیما با رمز ارزهای موجود رقابت کند، زیرا این طور که به نظر می‌‌رسد این سکه دیجیتالی جدید تنها یک ابزار درونی و برای استفاده‌‌ی شخصی خواهد بود. موضع رسمی بانک درباره‌‌ی کریپتوکارنسی‌‌ها بسیار محتاطانه است:

ما همواره به پتانسیل تکنولوژی بلاک چین‌‌ باور داشته‌‌ایم و تا جایی که کریپتوکارنسی‌‌ها به درستی کنترل شوند و مطابق قانون کار کنند، ما از آن‌‌ها پشتیبانی می‌‌کنیم. به عنوان بانکی با گستره‌‌ی جهانی باور داریم که از یک فرصت منحصر به فرد برخورداریم تا این توانمندی را به شیوه‌‌ای مسئولانه و زیر نظر قانون‌‌گذاران پرورش دهیم. در نهایت دیدگاه ما این است که کوین JPM می‌‌تواند مزایای چشمگیری برای موارد کاربردی بلاک چین‌‌ داشته باشد چرا که ریسک طرف مقابل و تسویه را کاهش داده، وابستگی به سرمایه را کم کرده و امکان جابه‌‌جایی ارزش به صورت آنی را فراهم می‌‌آورد

در این میان برگزیدن بلاک چین‌‌ به جای هرگونه روش دیتابیسی دیگر در کنار بیانیه‌‌های سرپرست پروژه‌‌ بلاک چین‌‌ جی‌‌پی‌‌مورگان این فرض را تایید می‌‌کند که بانک به دنبال کاربردهای تکنولوژی دفتر ثبت توزیع شده و به‌‌ کارگیری آن‌‌ها در آینده است. دایمون خود اذعان می‌‌کند که کوین JPM «می‌‌تواند روزی کاربردی شود».

لیبرا (Libra): قدرت مردم

فیسبوک را می‌‌توان موفق‌ترین پروژه در دوران پسا – دات کام و فراگیر شدن اینترنت دانست. پروژه‌‌ای که بنیان‌‌گذار آن مارک زاکربرگ بخاطرش دانشگاه هاروارد را نیمه کاره رها کرد تا تمام وقت خود را برای آن بگذارد. فیسبوک در سال 2004 ایجاد شد و پس از گذشت 15 سال هیچ شباهتی به آغاز کار خود به عنوان یک استارت‌‌آپ جسورانه ندارد. فیسبوک در کنار گوگل به خاطر مدل بیزنس خود به شکلی گسترده و جدی مورد انتقاد قرار گرفته که چرا از داده‌‌های خصوصی مردم بهره‌‌برداری اقتصادی می‌‌کند و با ایجاد مدل‌‌های گوناگون مدیریت دیتای شخصی و شبکه‌‌های اجتماعی مبتنی‌‌بر بلاک چین‌‌ از داشتن اطلاعات افراد سود می‌‌برد.

کمپانی صاحب فیسبوک، واتس‌‌اپ و اینستاگرام مدت زیادی نیست که به بلاک چین‌‌ علاقمند شده است. البته باید توجه داشت که این دوره با یکی از بدترین دوران‌‌های تاریخ این کمپانی و رسوایی کمبریج آنالیتیکا (Cambridge Analytica) همزمان شده است. ترکش‌‌های حاصل از این فاجعه کمپانی فیسبوک را به سمت جستجوی راه‌‌کارهای تازه برای جان دادن دوباره به کسب و کار خود برد و ممکن است بلاک چین‌‌ به عنوان یکی از گزینه‌‌های احتمالی برای این هدف مورد بررسی قرار گرفته باشد.

در ماه می 2018، فیسبوک خبر از ایجاد یک گروه بلاک چین‌‌ جدید به رهبری دیوید مارکوس (David Marcus) داد. مارکوس یکی از معاونین اجرایی فیسبوک است که برای مدت کوتاهی عضو هیئت کوین بیس بود. بالاخره یک شرکت به نام لیبرا نتورکز (Libra Networks) در روز دوم می در ژنو سوییس ثبت گردید که سهامدار آن «هلدینگ جهانی فیسبوک» است. در 18 ژوئن مارک زاکربرگ تاسیس بنیاد لیبرا (Libra Foundation) را اعلام کرد و این خبر با واکنش‌‌های متفاوتی همراه شد. وب‌‌سایت گسترده و جالب لیبرا پر است از اطلاعات گوناگونی که هم برای افراد عادی مناسب است و هم برای خوانندگان آشنا به تکنولوژی. افزون بر این یک منبع گیت‌‌هاب چندی پیش مین‌‌کد این بلاک چین‌‌ جدید را منتشر نمود.

پروژه لیبرا خود را نه یک سرمایه گذاری تجاری بلکه یک ابتکار اجتماعی معرفی می‌‌کند. برای نمونه در گیت‌‌هاب آمده که هدف از این پروژه «ایجاد یک ارز جهانی ساده و یک زیرساخت مالی که میلیاردها نفر را در جهان توانمند می‌‌سازد». وب‌‌سایت لیبرا نیز اهداف آن را اینگونه خلاصه می‌‌کند: «بازتعریف پول و دگرگون ساختن اقتصاد جهان تا همه‌‌ی مردم بتوانند بهتر زندگی کنند».

وایت پیپر به تفصیل توضیح می‌‌دهد که هدف اصلی این پروژه سهیم کردن آن دسته از جمعیت بدون بانک (افراد بالغی که بیرون از سیستم مالی هستند و به بانک‌‌های سنتی دسترسی ندارند) است که به تلفن همراه و اینترنت دسترسی دارند (تخمین زده می‌‌شود که شمار آن‌‌ها در جهان نیم میلیارد نفر است). لیبرا در پی ایجاد ارتباط با مردم بدون بانک ولی متصل (به اینترنت) در کشورهایی مانند هند است که در آن‌‌ها فیسبوک برترین شبکه‌‌ی اجتماعی و نخستین پلتفرم پیام‌‌رسان است.

به این ترتیب لیبرا می‌‌خواهد با ایجاد یک رمز ارز و زیرساخت جهانی، امکان تراکنش‌‌های مالی بین‌‌الملی را فراهم آورد و به این منظور از یک میانجی مناسب برای کاربر و بلاک چین‌‌ استفاده می‌‌کند. معماری این بلاک چین‌‌ به گونه‌‌ای است که امنیت، سرعت و مقیاس پذیری و در آینده «تمرکز زدایی» محض را محقق کند. همه‌‌ی کارکردهای اصلی این سیستم برمبنای یک زبان تازه به نام «موو» (Move) است که برای مدیریت دارایی‌‌های دیجیتال طراحی شده است.

بلاک چین‌‌ لیبرا در حقیقت به صورت بلوکی نیست، بلکه تراکنش‌‌ها را در یک توالی به شکل درخت مرکل ذخیره می‌‌کند. تایید هش ریشه‌‌ این درخت به روش رایج بلاک چین‌‌ انجام می‌‌شود. به این ترتیب لیبرا دارای یک دیتابیس با ورژن‌‌های توزیع شده است که پس از هر تراکنش، دفتر ثبت آن بروز این تغییر را اعلام می‌‌کند (توضیحات کامل در اینجا). مدل اجماع لیبرا گونه‌‌ای از پروتکل هات‌‌استاف (HotStuff protocol) است که LibraBFT  (تلورانس خطای بیزانسی) نام گرفته و در آن یک رهبر برگزیده شده کار تایید یک دسته تراکنش‌‌ را به همه‌‌ی گره‌‌ها می‌‌سپارد و آن‌‌ها با ارزیابی حالت موجود دفتر ثبت «رای» موافق یا مخالف می‌‌دهند. اگر میزان رای‌‌دهی به دسته‌‌ی پیشنهادی رهبر به حد نصاب رسید، هش آپدیت شده‌‌ دیتابیس به زنجیره افزوده می‌‌شود و یک حالت جدید از دیتابیس شکل می‌‌گیرد. لازمه‌‌ این تغییر حالت، تایید به وسیله‌‌ دو بلوک دیگر و تعداد کافی اعضاء در هنگام ارائه‌‌ی دسته‌‌های پیشنهادی است. پروتکل هات‌‌استاف پس از انتخاب شدن برای کار در شبکه بهبود داده شد. این شبکه دسته‌‌کم 100 اعتبارسنج دارد و شمار گره‌‌های آن بین 500 تا 10,000 است.

به این ترتیب لیبرا به صورت یک شبکه‌‌ مجوزدار طراحی شده و متکی بر گروه کوچکی از اعتبارسنج‌‌هاست که به دقت گزینش می‌‌شوند. با این وجود در اسناد رسمی آمده است که لیبرا خود را به «کنترل بدون تمرکز» و «پیشبرد امکان مشارکت آزاد در شبکه» متعهد می‌‌داند و می‌‌کوشد در یک بازه‌‌ زمانی پنج ساله تا راه‌‌اندازی عمومی، معماری بدون نیاز به ‌‌مجوز (عمومی) برای تراکنش‌‌ها را مورد پژوهش و پیاده‌‌سازی قرار دهد. البته می‌‌توان گفت که تمرکزگرایی از ویژگی‌‌های این پروژه است و بیش از همه مورد انتقاد قرار گرفته است.

پلتفرم لیبرا برمبنای یک استیبل کوین است که با سبدی حاوی ارزهای فیات کم – نوسان پیوند خورده است. پشتیبانی این کوین با یک اندوخته‌‌‌‌ گرویی کلان برای آن پشتوانه ایجاد کرده و در گذر زمان باعث پایداری ارزش آن می‌‌شود. هر یک کوین در مقابل مقدار برابر از پول فیات تولید می‌‌شود. این پول در هنگام تولید کوین به اندوخته افزوده می‌‌شود و اگر کوین به پول‌‌های فیات تبدیل شد، پول معادل آن از بین می‌‌رود. این کار هم از طریق خرید کوین از سوی کاربران به وسیله‌‌ کیف پول و همینطور در هنگام پخش کردن کوین میان اعضای بنیان‌‌گذار انجمن لیبرا انجام می‌‌شود. کوینی که این افراد دریافت می‌‌کنند، در ازای دارایی‌‌هایی است که در سپرده قرار داده‌‌اند. هدف این است که توکن‌‌ها آزادانه دست به دست شوند تا امکان فراگیر شدن آن‌‌ها سریع‌‌تر فراهم شود. اندوخته‌‌ی موجود را در دارایی‌‌های کم ریسک سرمایه‌‌گذاری می‌‌کنند و همواره گروهی از افراد بر آن نظارت دارند تا ثبات ارزش آن تضمین گردد. سود حاصل از این روند می‌‌بایست برای رشد پلتفرم هزینه شود و سود سرمایه‌‌گذاران را تامین نماید.

المان‌‌هایی که پایداری این پروژه را تضمین می‌‌کند و البته مایه‌‌ی نگرانی منتقدین شده عبارت‌‌اند از: نقش اعضای انجمن در مدیریت اندوخته، کیفیت اعضای بنیان‌‌گذار و خود شبکه. در این پروژه، حتی پس از رسیدن به آستانه‌‌ی سرمایه‌‌گذاری (10 میلیون دلار)، اعضای شورا می‌‌بایست لیست بلندی از نیازها را برآورده سازند؛ از جمله نیازهای فنی، اقتصادی، اخلاقی و محدود شدن دسترسی به بزرگان صنعت و شرکت‌‌های مورد تایید (که گفته شده بایننس یکی از آن‌‌ها است).

مقایسه کوین‌‌های لیبرا ، TON و جی‌‌پی‌‌مورگان : قهرمان یا ضدقهرمان؟!

انجمن لیبرا منابع اقتصادی مورد نیاز را در اختیار این پلتفرم می‌‌گذارد و در کنار آن سیاهه‌‌ی عظیمی از کاربران احتمالی را که بیش از یک دهه تجربه دارند برای آن فراهم می‌‌کند. دادن یک کیف پول کریپتوی مناسب کاربر به نام کالیبرا (Calibra ) احتمالا همراه با کمی کوین رایگان به همه‌‌ی کاربران فیسبوک، واتس‌‌اپ و اینستاگرام در پیوند با سرویس‌‌هایی مانند اسپاتیفای (Spotify)، اوبر (Uber) و ای‌‌بی (eBay) به لیبرا چنان پتانسیلی می‌‌دهد که دسته‌‌کم گرفتنش کار دشواری است. با این وجود تحلیل نتایج ممکن در این پروژه اصلا ساده نیست. برخی جوامع کریپتو می‌‌گویند لیبرا همانند یک اسب تروجان است که می‌‌خواهد توده‌‌های مردم را به استفاده از پول دیجیتال عادت دهد و راه را برای ورود کریپتوکارنسی‌‌های حقیقی هموار کند. سناریویی که آن را در کارتون ساخت فابریس مانزو (Fabrice Manzo) می‌‌بینیم.

از سوی دیگر مخالفان همیشگی، به مشکلات این کار به لحاظ قانونی اشاره می‌‌کنند. مخالفانی مانند حوزه‌‌ی بانکی، بانک‌‌های مرکزی (در کشورهایی مانند استرالیا، فرانسه، سنگاپور و ژاپن) و مقامات سیاسی. کمیته‌‌ی سرویس‌‌های مالی مجلس نمایندگان امریکا ابتدا در هفدهم جولای یک جلسه‌‌ی استماع درباره‌‌ی لیبرا برگزار کرد و سپس درخواست کرد که فیسبوک و شرکای آن با نظارت بر روند تکامل لیبرا موافقت نمایند. برخی تحلیلگران در یک یادداشت به مراتب بدبینانه‌‌تر، لیبرا را ابزاری توصیف کرده‌‌اند که می‌‌خواهد هم بازار کریپتوکارنسی و هم اقتصاد حقیقی را به دست گیرد و بر کریپتوها و قوانین موجود سلطه پیدا کند.

لیبرا اگر در پهنه‌‌ی جهانی فراگیر شود حقیقتا اندوخته‌‌ی هنگفتی از پول فیات را گردهم می‌‌آورد و البته در این راستا گسترده‌‌ترین خزانه‌‌ی اطلاعات شخصی دنیا را در اختیار دارد که می‌‌تواند از آن برای رفع نیازهای خود در زمینه‌‌ی شناخت مشتری (KYC) استفاده کند. پژوهش‌‌هایی که به تازگی انجام شده نشان می‌‌دهد عموم مردم تمایل چندانی به این مساله ندارند. از سوی دیگر، جوزف استیگلیتز برنده‌‌ی نوبل اقتصاد با اشاره به مساله‌‌ی اعتماد، به شدت از پروژه‌‌ی لیبرا انتقاد کرده و می‌‌گوید: «تنها ظرف چند سال فیسبوک به چنان سطحی از بی‌‌اعتمادی در میان مردم رسید که حوزه‌‌ی بانکداری پس از گذشت زمان بسیار درازی به آن رسیده بود». توزیع سودهای حاصل از دارایی‌‌های پشتوانه‌‌ این استیبل کوین نیز مورد انتقاد قرا گرفته است. مارکوس به بخشی از بیانیه‌‌های استیگلیتز پاسخ داد و در یک بیانیه به فعالیت جداگانه لیبرا از فیسبوک اشاره داشت.

TON: شوالیه تاریکی برمی‌‌خیزد

درست در نقطه‌‌ مقابل جایگاه جی‌‌پی‌‌مورگان، نیکلای و پاول دورف (Nikolai & Pavel Durov) قرار دارند. سازندگان سایت شبکه اجتماعی وی‌‌کنتاکت (Vkontakte) یا VK و اپ پیام‌‌رسان آنی تلگرام که بیش از دو رقیب دیگر شانس ایفای نقش قهرمان را دارند؛ حتی اگر این قهرمان یک جنبه‌‌ی «تاریک» هم داشته باشد. نیکلای یک ریاضیدان نامی است و پاول با توانایی‌‌های تجاری و اقتصادی و روحیه‌‌ی آزادی‌‌خواهانه‌‌ی سرکش خود مکملی برای مهارت‌‌ شگرف نیکلای در کدنویسی است. پاول دورف پس از آنکه حاضر نشد اطلاعات شخصی کاربران کودک نوپای خود یعنی همزاد روسی فیسبوک را به مقامات این کشور دهد مجبور شد میهن خود، روسیه را ترک کند. او سپس در سال 2013 دست به آفرینش تلگرام زد و دیری نپایید که با حکومت‌‌های استبدادی مانند رژیم ایران رو در رو شد و در روابطش با برخی دولت‌‌ها تنش به وجود آمد؛ تنشی بر سر عدم امکان سرکشی دولت‌‌ها به محتوای رمزگذاری شده‌‌ی سربه‌‌سر پیام‌‌رسان تلگرام.

هر دو دورف از سال شهروند سنت کیتس و نِویس (St. Kitts and Nevis) شده‌‌اند و در حالی که مقر تلگرام از امریکا به برلین برده شده، گویا این دو نفر در دوبی زندگی می‌‌کنند. درست مانند ابرقهرمان‌‌های شنل‌‌پوش و میلیاردر فیلم‌‌ها، دورف‌‌ها برای آنچه که به باورشان عدالت است مبارزه می‌‌کنند و مانند معمول پنجه در پنجه‌‌ی مقامات رده بالا دارند. استراتژی عجیب و غریب ارتباطی تلگرام را TON می‌‌نامند که مخفف «شبکه آزاد تلگرام» (Telegram Open Network) است. این استراتژی به خوبی سلیقه‌‌ی بنیان‌‌گذار تلگرام را نشان می‌‌دهد.

اخبار درز کرده درباره‌‌ی بلاک چین‌‌ TON نخستین بار در دسامبر 2017 پخش شد. بنیاد تلگرام تا کنون نه این اطلاعات را تایید و نه رد کرده است. همچنین اشاره‌‌ای به بنیاد TON نشده و همچنان ناشناخته باقی مانده است. چندی بعد در ژانویه شایعاتی درباره‌‌ی یک عرضه اولیه کوین (ICO) دهان به دهان چرخید. نبود اطلاعات رسمی در این زمینه، بهره‌‌برداری کلاهبرداران از علاقمندان به سرمایه‌‌گذاری را ناممکن ساخت. نخستین اخبار منتشر شده می‌‌گفت یک ICO خصوصی طی دو دور در ماه‌‌های ژانویه – فوریه و مارس 2018 برگزار شده و 175 سرمایه‌‌گذار بزرگ و برگزیده در آن شرکت کرده‌‌اند. کوین تلگراف ارزش این ICO را 1.7 میلیارد دلار تخمین می‌‌زند. حجم زیاد سرمایه‌‌های جمع شده باعث شد خیلی زود گزینه‌‌ی برگزاری ICO عمومی کنار گذاشته شود.

شایعات درباره‌‌ TON در ماه‌‌های بعد هم ادامه داشت و در اوایل 2019 شدت گرفت تا اینکه در ماه می 2019 منابعی بیرون از تلگرام گزارش دادند که از ماه آوریل تست‌‌هایی در حال انجام بوده و از اواخر ماه می نخستین جزییات فنی TON به بیرون درز کرده است. کوین‌‌ تلگراف گزارشی درباره‌‌ زبان برنامه‌‌نویسی و کلاینت‌‌های این پلتفرم منتشر کرد. بالاخره در 20 می آژانس پژوهشی روسی آتون (Aton) یک تحلیل بیزنس از این پروژه منتشر کرد.

در حال حاضر تنها منبع رسمی اطلاعات وب‌‌سایتی است که از ماه مارس 2019 امکان دانلود وایت پیپر با امضای نیکلای دورف از آن وجود دارد. در این سایت همچنین اسناد و کدهایی از لیت کلاینت شبکه تست بلاک چین‌‌  TON Blockchain Test Network Lite Client) TON) قرار داده شده است. تنها اطلاعات موجود درباره‌‌ی جنبه‌‌ اقتصادی پروژه وایت پیپری است که در ژانویه 2018 به بیرون درز کرده و احتمالا معتبر است ولی به روز نیست. در نهایت می‌‌توان گفت در حال حاضر این پروژه رسما به دنبال هیچ ارتباطی با عموم مردم نیست. کدهایی که به عنوان منبع باز به اشتراک گذاشته شده تنها بخشی از پروژه است و مخزن TON در گیت‌‌هاب نیز متعلق به علاقمندان مستقل از بین کدسازان پروژه است و ارتباطی با تلگرام ندارد.

TON می‌‌خواهد به سنگ بنای یک مدل جدید از اقتصاد نامتمرکز تبدیل شود و در این راستا به دنبال چشم‌‌انداز یک بلاک چین‌‌ کارآمد و کاربر پسند است که برای استفاده‌‌ی همگان مناسب باشد. از این رو هدف پلتفرم دورف‌‌ها دستیابی به سطح بالاتری از سرعت، مقیاس پذیری، رابط های ابتکاری و احتمالا پشتیبانی از آن با پایگاهی از کاربران در هنگام راه‌‌اندازی است.

راه‌‌کار اصلی برای حل «معضل مقیاس پذیری» در مقاله‌‌ی نیکلای دورف آمده و شباهت‌‌هایی با راهکار شاردینگ اتریوم 2.0 دارد و به لحاظ معماری به شبکه‌‌ی Polkadot and the Cosmos Network نزدیک است. TON از معماری منعطف‌‌تری برخوردار است و یک مسترچین و چند بلاک چین‌‌ (تا 4,294,967,296) را به کار خواهد گرفت که می‌‌توانند قوانین گوناگونی داشته باشند، از ارزهای متفاوت پشتیبانی کنند و به «بچه» بلاک چین‌‌‌‌های شارد شده‌‌ (تا 1.152921505×10¹⁸) تقسیم شوند. کل سیستم می‌‌تواند بسته به حجم تراکنشی به چند بخش تقسیم شود و ادغام گردد؛ کاری که براساس «الگوی شاردینگ نامتناهی» (Infinite Sharding Paradigm) انجام می‌‌گیرد. این چند بلاک چین‌‌ مختلف و در حال کار، به وسیله‌‌ی یک مکانیزم روتینگ هوشمند به نام «روتینگ هایپرکیوب آنی» (Instant Hypercube Routing) با هم هماهنگ می‌‌شوند. افزون بر این، یک سیستم پیام‌‌رسانی به ایجاد هماهنگی میان زنجیره‌‌های شاردی کمک می‌‌کند و امکان داد و ستد با سرویس‌‌های بیرون از زنجیره و دیگر بلاک چین‌‌‌‌ها مانند بیت کوین و اتریوم را فراهم می‌‌آورد. قراردادهای هوشمندی که سیستم را مدیریت می‌‌کنند با زبان پنجم برنامه‌‌نویسی نوشته شده‌‌اند.

یکی از ویژگی‌‌های برجسته TON توانایی «خود بهبودی» است که موجب معتبر ماندن بلوک‌‌ها حتی در صورت ارورهای نامرتبط در بلوک می‌‌شود. این خود یکی از ابزارهای دیگر برای دستیابی به سرعت و صرفه‌‌جویی در منابع است (هر بلوک در بلاک چین‌‌ به مانند یک «بلاک چین‌‌ افقی» کار می‌‌کند. بنابراین می‌‌تواند حاوی اطلاعات لازم برای برطرف کردن ارورهای به وجود آمده در بلوک‌‌های انبار شده به صورت عمودی باشند).

TON یک شبکه عمومی بدون نیاز به مجوز است که برمبنای اثبات سهام محول شده کار می‌‌کند و در آن «چند صد اعتبارسنج» با مقدار زیادی توکن وجود دارد. یک گروه از اعتبارسنج‌‌ها که حتی از این هم کوچک‌‌تر است، به صورت رندوم هر 1,024 بلوک یکبار برگزیده می‌‌شوند تا مسئولیت زنجیره‌‌های شارد شده را برعهده بگیرند. تایید اعتبار بلوک‌‌ها براساس پروتکل تلورانس خطای بیزانسی انجام می‌‌شود که بسیار شبیه «تلورانس خطای بیزانسی کاربردی» (pBFT) و تلورانس خطای بیزانسی هانی بجر (Honey Badger BFT) می‌‌باشد. در کنار «معرفان» (nominators) که توکن‌‌های خود را به گره‌‌های اعتبارسنج می‌‌سپارند، در سیستم گروهی به نام «ماهیگیر» (fishermen) وجود دارد که با پیدا کردن اشتباهات پاداش می‌‌گیرند و گروهی به نام «گردآوران» (collators) که بلوک‌‌های زنجیره‌‌ شارد جدید به اعتبارسنج‌‌ها پیشنهاد می‌‌کنند.

معماری این بلاک چین‌‌ یک شبکه‌‌ی همتا به همتا ایجاد می‌‌کند که بر روی آن طیف گسترده‌‌ای از سرویس‌‌ها در دسترس خواهد بود. در این پروژه ویژگی‌‌های دیگری نیز وجود دارد؛ از جمله تکنولوژی ذخیره فایل توزیع شده، لایه‌‌ی پروکسی / ناشناس‌‌ساز شبکه، یک پلتفرم برای راه‌‌اندازی کانال‌‌های پرداخت و دیگر خدمات دلخواه. توکن اصلی اکوسیستم «گرام» (Gram) نام دارد و به صورت GRM نوشته می‌‌شود. این توکن برای دادن کارمزد تراکنش‌‌ها (همانند بنزین اتریوم) و پاداش دادن به اعتبارسنج‌‌های بلوک استفاده می‌‌شود که سکه‌‌‌‌های تازه ضرب شده دریافت می‌‌کنند. سقف کلی عرضه‌‌ی این توکن 9 میلیارد گرام است و انتظار می‌‌رود هر سال نزدیک به 2 درصد انبساط داشته باشد. آن بخش از سهم‌‌ها که به عنوان جریمه از اعتبارسنج‌‌های بدکار گرفته می‌‌شود سوزانده شده و این موجب کاهش عرضه‌‌ی GRM می‌‌گردد. همه‌‌ی گرام‌‌ها به وسیله‌‌ی بنیاد TON و با یک قیمت افزایشی فروخته می‌‌شوند (این قیمت از 0.10 دلار آغاز شده و با هر فروش به صورت نمایی بالا می‌‌رود). بنیاد TON بزرگ‌‌ترین سهم را در اختیار خواهد داشت که 52% است و از آن برای مانورهای تثبیت کننده استفاده می‌‌کند تا نوسانات گرام کاهش یابد.

پیام‌‌رسان تلگرام انبوهی از کاربران را در اختیار پروژه قرار می‌‌دهد تا TON بتواند نخستین گام‌‌های خود را بردارد و از «شبکه آزاد تلگرام» به «شبکه آزاد» تبدیل شود. وایت پیپری که در ابتدای سال به بیرون درز کرده می‌‌گوید:

کیف پول TON به واسطه‌‌ی داشتن پیوند با کارکردهای تلگرام به رایج‌‌ترین کیف پول کریپتوکارنسی در جهان تبدیل خواهد شد. تلگرام از اکوسیستم موجود خود شامل جوامع، کدسازها، ناشران، ارائه دهندگان پرداخت و بازرگانان بهره می‌‌گیرد تا برای کریپتوکارنسی TON تقاضا و ارزش ایجاد کند

حتی با وجود شمار کمتر کاربران (200 یا 300 هزار، هنوز آمار رسمی وجود ندارد) نسبت به فیسبوک / واتس‌‌اپ / اینستاگرام، پروژه‌‌ی تلگرام می‌‌تواند از گروه سرسخت «تست کننده‌‌های» کارآزموده و متعهد خود به عنوان برگ برنده استفاده کند و این منبع گرانبها را در طول فاز راه‌‌اندازی به کار بگیرد.

از این رو عجیب است که TON برای نخستین جامعه‌‌ درگیر در اکوسیستم خود تنها به گروه کوچکی از افراد چشم دارد. تصمیم به برگزاری ICO برای شمار اندکی از سرمایه‌‌گذاران برگزیده در کنار نبود اطلاعات رسمی می‌‌تواند شایعات زیان‌‌بار و موارد کلاهبرداری را در پی داشته باشد.

مقایسه کوین‌‌های لیبرا ، TON و جی‌‌پی‌‌مورگان : قهرمان یا ضدقهرمان؟!

در روز 11 ژوئن 2019، جامعه کریپتو از شنیدن خبر عرضه سهام اولیه (IEO) به وسیله‌‌ صرافی ژاپنی لیکویید (Liquid) و شرکت گرام آسیا (Gram Asia) به هیجان آمد. رئیس شرکت گرام آسیا فردی به نام کیم دونگ بیوم (Kim Dong-beom) است که گفته شده بیشترین GRM را در قاره آسیا دارد. این اقدام از سوی نهادهایی برگزار می‌‌شد که هیچ رابطه‌‌ی مستقیمی با بنیان TON ندارند و به نظر می‌‌رسید برخلاف بندهای قرارداد امضاء شده از سوی سرمایه‌‌گذاران است که آن‌‌ها را از فروش هرگونه GRM پیش از راه‌‌اندازی رسمی بلاک چین‌‌ منع می‌‌کند. گروهی این شبهه را مطرح کردند که قیمت عرضه‌‌ در این مراسم بسیار بالاتر از سطح پیشنهادی در ICO بوده است.

با وجود این نگرانی‌‌ها، وب‌‌سایت لیکویید تنها منبع نیمه رسمی اطلاعات درباره‌‌ی این پروژه است. این درحالی است که تلگرام و بنیاد TON هیچ تایید و حتی اظهار نظری درباره‌‌ IEO نکرده‌‌اند. رئیس لیکویید، مایک کایاموری (Mike Kayamori) چندی پیش در یک مصاحبه به سرمایه‌‌گذاران بالقوه اطمینان داد که این اقدام بخشی از نقشه راه TON است و گرایش به مبهم ماندن اوضاع، بخشی از سبک کاری برادران دورف است. او گفت: «متاسفانه تلگرام اینگونه است و آن‌‌ها از ابتدا به این شیوه کار کرده‌‌اند».

خصوصی‌‌سازی پول

تمامی این پروژه‌‌ها در کنار تفاوت‌‌هایشان در راستای پذیرش کامل کریپتو و بلاک چین‌‌ می‌‌کوشند و قصد دارند از مزایای قابل توجه زمینه‌‌ی کاری ویژه‌‌ی خود به بهترین نحو استفاده نمایند. نکته‌‌ی مهم دیگر اینکه اگر صنعت بلاک چین‌‌ بخواهد به بلوغ برسد، باید از همان قوانینی پیروی کند که تمامی صنایع دیگر می‌‌کنند. غول‌‌های اقتصاد چندملیتی اگر از کریپتو به عنوان سلاح استفاده کنند، قطعا دولت‌‌های کشورها و حامیان آزادی کریپتو را به وحشت خواهند انداخت. البته نگرانی گروه دوم از این سناریو به اندازه‌‌ گروه اول نیست.

فردریک آگوست ون هایک (Friedrich August von Hayek) اقتصاددان برنده‌‌ی جایز نوبل، آینده‌‌ای را پیش‌‌بینی کرده که در آن ارزهای متعلق به شرکت‌‌های تجاری در جهان حاکم خواهد بود. او در مقاله‌‌ی کوتاهی که در 1976 پس از کنار گذاشته شدن استاندارد مبادله طلا منتشر شد، ابراز امیدواری کرد که زمانی می‌رسد که پول‌‌های خصوصی متولد شوند، با یکدیگر رقابت کنند و رفته رفته جایگزین ارزهای فیات ملی و استثماری شوند. در جهانی که مد نظر هایک است، شرکت‌‌ها برای خود ارزهایی با ویژگی‌‌های مختلف تولید و پس از رفع نیاز مشتریان خود، به مانند بانک‌‌های مرکزی این ارزها را مدیریت می‌‌کنند.

پایداری و ثبات، کلید موفقیت است: اگر ارزش خصوصی به وسیله‌‌ی پول فیات و با کمترین نرخ ثابت مبادله پشتیبانی شود، فراگیر کردن آن آسان خواهد شد. افزون بر این پول خصوصی باید یک خزانه‌‌ی ارزش حقیقی داشته باشد در حالی که در مورد فیات این گونه نیست. وجود این پشتوانه تضمین می‌‌کند که بتوان با مقدار برابر از سکه‌‌های خصوصی یک معیار مشخص از سبد کالا خریداری کرد. شرکت‌‌های تولید کننده‌‌ی پول برای اطمینان از این پایداری مبتنی بر «پیوند با کالا» می‌‌بایست عرضه‌‌ی پول و خزانه‌‌ی گروداری آن (برحسب فیات) را مدیریت نمایند. با این وجود پول رایگان به یک جایگزین جذاب برای پول صادر شده توسط دولت تبدیل می‌‌شود؛ پولی که ارزش آن به زور تحمیل شده و مدام به خاطر تورم فرسایش می‌‌یابد. در اقتصاد حقیقی بازار آزاد، هر مشتری در نهایت به سمت ارز مطمئن‌‌تر و مناسب‌‌تر می‌‌رود و پاداش ثبات و قدرت خرید آن را می‌‌دهد؛ به این ترتیب چاره‌‌ساز بودن پشتیبانی قانونی بر فیات بی‌‌معنی است. در دوره‌‌ پیش از اینترنت و کریپتو، زمانی که هایک دیدگاه‌‌های خود را مطرح کرد، امکان طراحی پول‌‌هایی با ویژگی‌‌های مختلف بسیار اندک بود.

در سه پروژه‌‌ی بلندپروازانه‌‌ای که به آن‌‌ها اشاره شد (و همچنین در تئوری هایک) ایده‌‌ی یک فرآیند رواج وجود دارد که دلیل عملی شدن آن وجود یک نهاد اداره‌‌کننده‌‌‌‌ی میانجی در بین این موسسات است و البته در کنار آن وجود یک استراتژی تجاری با مزایای احتمالی و ریسک‌‌های متناسب با آن. تمامی این‌‌ها بر نیاز به وجود ثبات و پایداری به عنوان لازمه‌‌ی اساسی رواج یک ارز تاکید دارند و حتی اگر این ثبات به وسیله‌‌ پشتیبانی با فیات تامین شود، باز هم باید وجود داشته باشد. تا به اینجای کار سخت بتوان قهرمان و ضدقهرمان را از هم تشخیص دارد. بستگی به این دارد که این شرکت‌‌ها برای رسیدن به اهداف خود چه راهی را در پیش خواهند گرفت.

منبع

شاید از این مطالب هم خوشتان بیاید.

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.