کارمزد بیت‌کوین و اجبار شرکت‌ها به بهینه‌سازی تعاملات خود با بلاکچین

در حالی که محدودیت فضای بلوک‌های شبکه بیت‌کوین می‌تواند از لحاظ بالا رفتن کارمزدهای شبکه و کند شبکه مشکل آفرین باشد، اما یک مزیت نیز دارد و آن نیز این است که باعث می‌شود شرکت‌هایی که از شبکه بیت‌کوین استفاده می‌کنند، امور و تراکنش‌های خود را به منظور کاهش هزینه‌هایشان بهینه‌سازی کنند و از ایجاد ترافیک بر روی شبکه خودداری کنند.
طی سه سال گذشته ایده‌ها و پیشنهادهای کمی‌ برای افزایش محدودیت اندازه بلوک بیت‌کوین به وسیله هاردفورک (hard fork) وجود داشته است و هیچ یک از آن‌ها نتوانسته‌اند میان گره‌های این شبکه اتفاق نظر ایجاد کنند. مزیت اصلی چنین افزایشی در محدودیت اندازه بلوک این است که افزایش فضای بلوک منجر به کاهش کارمزدهای تراکنش و افزایش توانایی شبکه برای پردازش تراکنش‌های بیشتر در هر ثانیه می‌شود. ترافیک حال حاضر در شبکه بیت‌کوین اثر مثبتی از نظر اجبار شرکت‌ها به بهینه‌سازی تعاملات خود در بلاکچین داشته است.

0 134
زنجیره بلاک
زنجیره بلاک

بدون شک کارمزد بالای تراکنش سبب از دور خارج کردن برخی موارد کاربردی کم ارزش از فضای بلوک بیت‌کوین شده است اما با این حال در بلند مدت، بهینه‌سازی‌های انجام شده توسط دارندگان بیت‌کوین و عرضه‌کنندگان کیف پول باید در حفظ ارزش ذاتی ارائه پول دیجیتالِ غیرمتمرکز و مقاوم در برابر سانسورِ این  شبکه دارایی رمزنگاری شده کمک کند.

پرتاب زباله در بلاکچین

در آغازین روزهای بیت‌کوین، واقعا کسی اهمیت نمی‌داد که چه نوع داده‌ای در بلاکچین وارد می‌شود. با اینکه از نظر فنی در اندازه بلوک محدودیت 1 مگابایتی وجود داشت اما این محدودیت مؤثر در دسترسی به فضای بلوک، جدی گرفته نمی‌شد و علت آن نیز این بود که ایده بلوک‌های پر شده در آن زمان مفهومی‌ دور از ذهن بود.

درباره بی توجهی به فضای بلوک در آن زمان می‌توان به  پلتفرم قماربازی آنلاین ساتوشی دایس (Satoshi Dice) اشاره کرد که تک تک شرط‌بندی‌های کاربران خود را در بلاکچین قرار داد که به یکباره حدود نیمی‌ از تراکنش‌های پردازش شده روزانه استخراج کنندگان بیت‌کوین را تشکیل داد؛ با اینکه برخی افراد اینگونه فعالیت‌ها را هرزنگاری و هرزنامه می‌نامند، برخی دیگر مدعی اند که بهتر است این گونه فعالیت ها را «آلودگی بلاکچین» بنامیم؛ مثال ساتوشی دایس فقط مشتی از خروار شرکت‌هایی است که درباره بهینه‌سازی تراکنش‌های بلاکچینی خود اهمیت نمی‌دهند چرا که فضای بلوک در آن زمان از اینگونه فعالیت‌ها پر بوده است.

خواستن فضای بیشتر برای کنترل این نوع آلودگی بلاکچینی می‌تواند کلید و نیروی محرکه‌ای برای حمایت شرکت‌های مختلف بیت‌کوینی از افزایش‌های محدودیت اندازه بلوک‌ها از طریق هاردفورک‌هایی مانند بیتکوین XT ، بیتکوین کلاسیک (Bitcoin Classic)، بیتکوین نامحدود (Bitcoin Unlimited)، و یا با ارز جایگزین بیت‌کوین کش (Bitcoin Cash) باشد و این نوع افزایش محدودیت هارد فورکی ممکن است حل مسئله مربوط به بهینه‌سازی استفاده از یک منبع کمیاب (فضای بلوک) را به تعویق بیندازد.

در شرایطی که محدودیت اندازه بلوک در هارد فورک‌های موفقیت آمیز افزایش یافته است، مشخص نیست پیش از بهینه‌سازی استفاده شرکت‌ها از بلاکچین چه مقدار می‌توان حل این مسئله را به تعویق انداخت؛ چون در عمل هیچ انگیزه‌ای برای اجرای بهینه‌سازی‌های مورد نظر به خاطر هزینه‌های زیاد آن وجود ندارد.

شرکت‌های بیت‌کوین به محافظان بلاکچین تبدیل می‌شوند

حالا که میانگین کارمزد تراکنش درون زنجیره‌ای (on-chain) بیت‌کوین حدود 15 دلار است، دارندگان بیت‌کوین و عرضه‌کنندگان کیف پول ناگهان بسیار مشتاق شده‌اند تا بهره‌برداری خود از بلاکچین را بهینه کنند. ماجرا از تخمین کارمزد تراکنش شروع شد. تقریبا هیچ یک از کیف‌های پول بیت‌کوین برای مدیریت کارمزد بازاری بلوک‌های کامل آماده نبودند که این موضوع به معنی آن است که کاربران با تراکنش‌هایی روبه رو شدند که به محض شلوغ‌تر شدن شبکه در اوایل سال 2016، عملا هیچ گاه تأیید نخواهند شد. کارمزدهای تراکنش در آن زمان کمتر قابل پیش‌بینی بودند و بیشتر کیف پول‌ها جز تغییر کارمزد تراکنش‌های مبتنی بر عرضه و تقاضای کنونی فضای بلوک چاره‌ای نداشتند.

وجود بازاری مناسب در تخمین هزینه‌ها برای موفقیت بیت‌کوین در بلندمدت بسیار مهم و حیاتی است چون کارمزدهای تراکنش همان چیزی هستند که با از بین رفتن آهسته و آرام پاداش استخراج بلوک، سبب انگیزش استخراج‌کنندگان در امنیت بخشی به شبکه می‌شود.

تخمین کارمزد در کیف پول‌ها، به خاطر ضرورت آن، از ابتدای سال 2016 مشخصا بهتر شده است اما هنوز جای کار بیشتری دارد.

تغییر دیگری که قیمت‌های بالا ایجاد می‌کنند عمدتا به اجتناب از خطای کاربری مربوط می‌شود. اگر قیمت‌ها بالا باشند، شرکت‌ها دیگر نمی‌خواهند که کاربرانشان تراکنش‌های درون زنجیره بیشتری نسبت به آنچه واقعا ضروری و لازم است انجام دهند.

اخیرا بیت پی (BitPay) پروتکل پرداختی را اجرایی کرده که می‌خواهد تعداد تراکنش‌های اضافی و هزینه بر درون زنجیره را که به سبب اشتباه کاربران پیش می‌آید کاهش دهد. بیت پی اخیرا در بلاگ خود به صورت شفاف به کارمزدهای بالای تراکنشی به عنوان منطق پشت سر یکپارچه سازی پروتکل پرداختی‌اش اشاره کرده است.

دسته‌بندی تراکنش‌ها و شاهد مجزا (Segregated Witness) دو تغییر دیگری هستند که اجرای آن‌ها برای دارندگان ارزهای دیجیتال و دیگر انواع بیت‌کوین مهم شده است و دارندگان ارزهای دیجیتال می‌توانند با دسته‌بندی، تعداد زیادی از پرداخت‌ها را در یک تراکنش درون زنجیره‌ای به نفع کاربران خود، با یکدیگر ترکیب کنند. محقق و نویسنده حوزه بیت‌کوین، دیوید هاردینگ، تخمین زده است که با دسته‌بندی می‌توان تا 80 درصد کارمزدهای تراکنش را کم کرد.

با استفاده از SegWit، کاربران بیت‌کوین می‌توانند به فضای بلوک بیشتری (که از طریق سافت فورک فعال شده) دسترسی داشته باشند که به افزایش مؤثر در ظرفیت تراکنش‌ها منجر خواهد شد. بر پایه گفته بیتگو (BitGo)، به لطف SegWit کاربرانش می‌توانند از کاهش 50 درصدی در کارمزدهای تراکنش بهره‌مند شوند و باید این نکته را یادآور شد که منافع SegWit از نظر کارمزدهای تراکنش، در یک کیف پول چندامضایی (multisig-focused) مانند بیتگو بیشتر خواهد بود.

blockchain.info و کوین بیس (coinbase) که دو تن از بزرگ‌ترین ایجادکنندگان تراکنش‌های درون زنجیره‌ای بیت‌کوین هستند در حال حاضر SegWit را اجرا می‌کنند. بلاکچین به خاطر اینکه یک کیف پول بدون مالک است نمی‌تواند دسته‌بندی انجام دهد اما کوین‌بیس دارد بر روی بهینه‌سازی دسته‌بندی کار می‌کند و پلتفرم‌های دیگر مانند بیت استمپ (Bitstamp) هم اکنون دسته بندی و SegWit را به کار بسته اند. اما باز روشن نیست اگر قیمتها اجازه افزایش پیدا نکنند، چه زمانی این شرکت‌ها برای بهینه‌سازی تراکنش‌های خود در بلاکچین اقدام خواهند کرد.

این گونه بهینه‌سازی‌ها بیت‌کوین را قادر می‌سازد تا ارزش ذاتی دسترسی بدون مجوز را حفظ کند چرا که در صورت به کارگیری کارآمدتر بلاکچین، می‌توان هزینه‌های اجرای یک گره کامل را نسبتا پایین نگه داشت.

در دیگر شبکه‌های دارایی رمزنگاری شده مانند بی‌کش (Bcash)، هزینه‌های پایین ممکن است به آلودگی بیشتر بلاکچین بینجامد و الگویی ارائه کند که استفاده کارآمدتر از بلاکچین را نمی‌انگیزاند. این موضوع ممکن است به مرور زمان به تمرکزبخشی بیشتر و آسیب به گزاره کلیدی ارزش بلاکچین (یعنی تمرکز زدایی) شود.

بهبودهای بیشتری ممکن است

البته گزینه‌های دیگری در دسترس دارندگان بیت‌کوین و عرضه‌کنندگان کیف پول برای استفاده کارآمدتر از بلاکچین وجود دارد و یا خواهد داشت.

روشن است دارندگان بیت‌کوین برای اعلام عمومی ‌تک تک تراکنش‌ها میان کاربران در بلاکچین انگیزه کافی و لازم را ندارند. در عوض دارندگان بیت‌کوین می‌توانند تراکنش‌های بین کاربران خودشان را در خارج از زنجیره رهگیری کرده و سپس آن‌ها را روزی یک بار درون زنجیره انجام دهند.

مون بیم (Moonbeam) و لیکوئید (Liquid) دو پروژه‌ای هستند که به دارندگان بیتکوین این اجازه را می‌دهند تا با یکدیگر به روش اطمینان پایین (low-trust) و بدون داشتن تماس مرتب با بلاکچین تراکنش انجام دهند؛ البته شبکه لایتنینگ نیز (Lightning Network) یک جور نسخه غیرمتمرکز از مون بیم است و باید امکان انجام این نوع فعالیت را میان دارندگان بیت‌کوین ایجاد کند.

اگر دوباره به موضوع انگیزشی کامزدهای تراکنش برای بهینه‌سازی تراکنش‌های بلاکچین برگردیم، شریک قدیمی ‌هسته بیتکوین (Bitcoin Core) یعنی مَت کورالو (Matt Corallo) به عنوان شیوه‌ای برای طبقه‌بندی بیت‌کوین، طرحی از یک مدل هاب و اسپوک ( hub-and-spoke) (همان فناوری استفاده شده در شبکه لایتنینگ) برای کانال‌های پرداختی ارائه کرده و آن را در اوایل سال 2014 برای بلاکچین ارسال کرده است. طبق گفته کورالو، این طرح نادیده گرفته شد.

کورالو در سایت ردیت (Reddit) می‌گوید: «در نهایت فهمیدم که در چنین فضایی شرکت‌های بیت‌کوینی همیشه در حال جدال برای نجات فناوری هستند. زمانی که آنها با مسأله طبقه بندی در آن زمان مواجه نیستند گفتن اینکه  «آهای، این هم فناوری شگفت‌انگیزی است که دوست دارم با شماها بر روی آن کار کنم تا اجرای (طبقه بندی) آن را تمام کنیم، چون به نظرم این فناوری می‌تواند طبقه‌بندی بیت‌کوین را انجام دهد» نمی‌تواند استدلال جالب و مجاب‌کننده‌ای باشد.»

حالا که این شرکت‌های بیت‌کوینی با مشکلاتی درباره ترافیک شبکه و هزینه‌های بالای تراکنش روبه رو هستند، انگیزه‌های بهینه سازی بیشتر بَک اِندهایشان (backend) وجود دارد.

شاید از این مطالب هم خوشتان بیاید.

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.