کاردانو 100 برابر بیت کوین‌‌ غیرمتمرکز است!

چارلز هاسکینسون، مدیرعامل شرکت فناوری سازنده کاردانو (IOHK)، به تازگی گفته است که «کاردانو (Cardano)صد برابر بیت کوین‌‌ غیرمتمرکز خواهد بود». او با گفتن این نکته به این حقیقت اشاره می‌‌کند که سیستم کاردانو شامل انگیزه‌‌های مالی برای تنوع بخشیدن به تعداد استخرهای سهام توزیع‌‌شده در سیستم تا 1000 استخر است. هاسکینسون تلویحاً اشاره کرده که 10 استخر برتر استخراج بیت کوین‌‌ کنترل بیشتر از 50 درصد کل نرخ هش شبکه را دارند، یعنی کاردانو 10 برابر بیت کوین‌‌ گره سازنده بلوک در شبکه خواهد داشت. با این حال آیا این شاخص درستی برای تمرکز زدایی است؟ و وقتی بحث کنترل شبکه پیش می‌‌آید کاردانو چطور با بیت کوین‌‌ مقایسه می‌‌شود؟

0 113

کاردانو (Cardano) صد برابر بیت کوین‌‌ غیرمتمرکز خواهد بود

https://cdn-images-1.medium.com/max/1600/1*i209bk2278HNFRCPESwBkQ.jpeg

تمرکز زدایی چیست؟

من معمولاً وقتی به دنبال تعریفی می‌‌گردم اول از یک جستجوی ساده اینترنتی شروع می‌‌کنم. مثلاً تمرکز زدایی در ویکی‌‌پدیا این‌طور تعریف شده:

«تمرکز زدایی فرایندی است که به موجب آن فعالیت‌‌های یک سازمان، به‌‌ویژه آن‌‌هایی که به برنامه‌‌ریزی و تصمیم‌‌گیری ارتباط دارند، خارج از یک گروه مدیریتی یا مرکزی توزیع یا محول می‌‌شوند». ویکی‌‌پدیا

اگرچه این تعریفی سودمند است، اما تعریفی گسترده است و می‌‌تواند مقداری محدودتر و ویژه‌‌تر شود (به‌‌ویژه برای فضای رمز ارزها). تعاریف و توضیحات زیادی برای این مفهوم وجود دارند که آن را طوری طبق تعریف توضیح می‌‌دهند که نمی‌‌توان بر اساس آن به صراحت گفت که آیا چیزی غیرمتمرکز است یا خیر. یکی از توضیحاتی که به نظرم مفید بود توضیح ویتالیک بوترین، بنیان‌‌گذار اتریوم بود. بوترین این مفهوم را به سه جنبه تقسیم می‌‌کند:

  • تمرکز زدایی معماری – تعداد گره‌‌های تأییدکننده که سیستم را تشکیل داده‌‌اند؛ که هاسکینسون هم پیش‌تر به آن اشاره کرده بود.
  • تمرکز زدایی سیاسی – چه نهادهایی نرم‌‌افزاری که این گره‌‌ها روی آن جاری هستند را کنترل می‌‌کنند؛ چیزی که با عنوان «حکومت» نیز شناخته می‌‌شود.
  • تمرکز زدایی منطقی – اگر شما سیستم را به دو نیم تقسیم کنید، آیا هر دو نیمه به عنوان واحدهای مستقل فعالیت خواهند کرد؟ همان‌طور که بوترین در مقاله خود توضیح می‌‌دهد، بلاک چین‌‌ها طبق تعریف از نظر منطقی غیرمتمرکز هستند؛ یک وضعیت توافق‌‌شده ثابت وجود دارد و سیستم مانند یک کامپیوتر واحد فعالیت می‌‌کند.

از آنجایی که بوترین از قبل پاسخ تمرکز زدایی منطقی را داده است، بیایید به مابقی لیست بپردازیم.

آیا بیت کوین‌‌ از نظر معماری غیرمتمرکز است؟

شبکه بیت کوین‌‌ در زمان نوشتن این مقاله شامل نرخ هش 56,029 PH/s است که نسبت به اتریوم که در رده دوم جدول قرار دارد بسیار بالاتر است (138 تراهش بر ثانیه). در حال حاضر اجرای یک حمله 51 درصد در بیت کوین‌‌ هر ساعت 520 هزار دلار هزینه دارد. اگرچه این هزینه زیادی است اما تا زمانی که سود بر هزینه چربش داشته باشد ارزش انجامش را دارد. همان‌طور که پیداست این کار تنها برای عامل واحدی در موارد بسیار نادر سودآور است که در آن بتواند ارزش تراکنشی به ارزش نیم میلیون دلار را دو بار خرج کند.

همان‌طور که هاسکینوسن در بالا گفت، در حال حاضر تنها چند استخر استخراج کنترل اکثریت نرخ هش شبکه بیت کوین‌‌ را در اختیار دارند. اگر بخواهیم دقیق‌‌تر بگوییم، در حال حاضر 4 استخر برتر استخراج بیت کوین‌‌ کنترل 51.3 درصد نرخ شبکه را دارند (شکل پایین). از آنجایی که گردانندگان این استخرها نیازی به متحمل شدن هزینه تجهیزات استخراج و برق ندارد اما می‌‌توانند تصمیم بگیرند با بلوک‌‌های تازه ساخته‌‌شده چکار کنند، نسبت هزینه/سود برایشان مطلوب‌‌تر است. اگر گردانندگان این استخرها با هم جمع شوند روی کاغذ می‌‌توانند یک حمله موفق 51 درصد در شبکه انجام دهند.

کاردانو 100 برابر بیت کوین‌‌ غیرمتمرکز است!

با این حال چیزهای بیشتری برای انجام این کار مورد نیاز است. همان‌طور که این مقاله نوشته شده توسط StopAndDecrypt توضیح می‌‌دهد، گره‌‌های کامل غیراستخراج‌‌کننده که بلاک چین را تایید می‌‌کنند (مثلا گره Casa یا NODL) نیز در این مورد بدون نقش نیستند. در زمان نوشتن این مقاله 9444 گره تاییدکننده در شبکه بیت کوین‌‌ وجود دارند. این گره‌‌ها شبکه پیچیده‌‌ای را تشکیل می‌‌دهند که مانع قرار گرفتن تراکنش‌‌های نامعتبر در بلاک چین می‌‌شوند. هر حمله 51 درصد موفقی در بیت کوین‌‌ به این معنی خواهد بود که گره‌‌های تاییدکننده نیز باید گول زده شوند، مثلا توسط مهاجمی که خودش هزاران گره تاییدکننده را اداره می‌‌کند.

تاکنون شبکه بیت کوین‌‌ در 10 سال گذشته شاهد هیچ حمله موفق 51 درصدی نبوده است. با افزایش قیمت و به‌‌کارگیری بیت کوین‌‌، استخراج‌‌کنندگان و افراد اداره‌‌کننده گره‌‌های تاییدکننده بیشتری را جذب می‌‌کند که همین امر خود باعث امن‌‌تر شدن شبکه می‌‌شود. بیت کوین‌‌ در این نقطه از نظر معماری غیرمتمرکزترین رمز ارز موجود است.

آیا کاردانو از نظر معماری غیرمتمرکز است؟

کاردانو در حال حاضر یک سیستم فدرال است که در آن IOHK، امورگو و بنیاد کاردانو مسئول کنترل اکوسیستم به عنوان یک کل هستند (از جمله همه استخرهای کنونی سهام). وقتی هاسکینسون گفت که «کاردانو صد برابر بیت کوین‌‌ غیرمتمرکز خواهد بود» به تعداد استخرهای سهامی که پس از انتشار نسخه جدید شلی (Shelley) انتظارش را می‌‌کشد اشاره داشت؛ نسخه شلی مرحله‌‌ای از نقشه راه شرکت است که شامل تمرکز زدایی معماری شبکه است. پایگاه کد این نسخه شامل یک ساختار انگیزشی خواهد بود که در آن استخرهای سهام از نظر پولی انگیزه کوچک‌‌تر نشدن و رشد کردن تا هزار استخر سهام را خواهد داشتند. اگر می‌‌خواهید درباره نحوه کار آن بیشتر بخوانید توصیه می‌‌کنم به مقاله‌‌ای با عنوان «کاردانو چقدر امن است» رجوع کنید.

اگر تمرکز زدایی شبکه با تعداد گره‌‌های سازنده بلوک در شبکه تعریف شوند، آنچه هاسکینسون گفت کم‌‌تر میزان واقعی خواهد بود چون در واقع شبکه 250 برابر غیرمتمرکز خواهد شد. با این حال، از آنجایی که یک نهاد می‌‌تواند استخرهای سهام زیادی اداره کند، به نظر من وقتی بحث به سنجش تمزکز زدایی کاردانو می‌‌رسد، توزیع سکه مهم‌‌تر است.

از آنجایی که آدرس‌‌های بلاک چین ناشناس بوده و یک فرد یا نهاد می‌‌تواند آدرس‌‌های زیادی داشته باشد، اثبات اینکه یک واحد کنترل مجموعه مشخصی از آدرس‌‌ها را دارد ممکن نیست. با این وجود، بررسی خروجی‌‌های تراکنش خرج‌‌نشده (UTxOها) در آدرس‌‌های کاردانو در حال حاضر بهترین مقیاسی است که برای بررسی توزیع سکه داریم. شکل زیر توزیع ADA در میان آدرس‌‌های کنونی کاردانو را نشان می‌‌دهد.

کاردانو 100 برابر بیت کوین‌‌ غیرمتمرکز است!

همان‌طور که در تصویر پیداست، 1.28 درصد برتر آدرس‌‌های کاردانو، 71.2 درصد از کل عرضه آدا (31.1 میلیارد سکه) را در اختیار دارند. لازم به ذکر است که این شامل تعدادی از آدرس‌‌های بسیار بزرگ نهادهایی مانند صرافی‌‌ها، IOHK، امورگو و بنیاد کاردانو است؛ در لیست زیر می‌‌توانید 10 آدرس برتر دارنده کاردانو را ببینید.

کاردانو 100 برابر بیت کوین‌‌ غیرمتمرکز است!

بسته به تفسیری که می‌‌توانید از تعریف بوترین در اول مقاله داشته باشید، این می‌‌تواند هم تمرکز زدایی معماری و هم سیاسی باشد. در هر صورت، می‌‌توان گفت که توزیع سکه کنونی کاردانو نیازی به بهبودهایی برای پشتیبانی این استدلال دارد که کاردانو می‌‌تواند پس از انتشار نسخه شلی تمرکز زدایی بهینه‌‌ای داشته باشد.

پس تمرکز زدایی سیاسی چه؟

آیا بیت کوین‌‌ از نظر سیاسی غیرمتمرکز است؟

جیمسون لاپ (Jameson Lopp) پیشتر به طور جامع توضیح داده که چه کسی بیت کوین‌‌ را کنترل می‌‌کند (که عنوان مقاله او نیز بود). من سعی می‌‌کنم آن را به زبان ساده خلاصه کنم.

بیت کوین‌‌ یک نرم‌‌افزار متن باز است یعنی همه می‌‌توانند کدها را دست‌کاری و پیشرفت‌‌هایی در آن ایجاد کنند. اینکه آیا این کد واقعاً در یک نرم‌‌افزار بیت کوین‌‌ پیاده شود به یک فرایند اجتماعی بستگی دارد که در آن اجماع مشخصی برای قانع کردن توسعه‌‌دهندگان اصلی نرم‌‌افزار وجود داشته باشد.

اگر اجماع اجتماعی یافت نشود همه می‌‌توانند تصمیم به فورک پایگاه کد بیت کوین‌‌ و ساختن نسخه نرم‌‌افزاری خودشان بگیرند که یا با قوانین کنونی شبکه سازگار خواهد بود (سافت فورک) یا سازگار نخواهد بود (هارد فورک). سپس استخراج‌‌کنندگان تصمیم می‌‌گیرند کدام نسخه از نرم‌‌افزار را اجرا کنند. در مورد هارد فورک، این یعنی رای‌‌گیری می‌‌کنند که کدام نسخه از زنجیره «وضعیت واقعی» است و بنابراین تمرکز زدایی منطقی که پیشتر توضیح داده شد تضمین می‌‌شود.

فورک کردن پایگاه کد بیت کوین‌‌ برای تغییر نسخه حقیقی بیت کوین‌‌ تنها زمانی منطقی است که مطمئن باشید اجماعی اجتماعی بین استخراج‌‌کنندگانی که نسخه نرم‌‌افزارتان پشتیبانی خواهد کرد وجود دارد. به همین دلیل است که بیت کوین‌‌ بیشتر یک نوآوری اجتماعی است تا یک نوآوری کاملاً فناورانه. مقاله هاسو تحت عنوان «باز کردن قرارداد اجتماعی بیت کوین‌‌» نیز همین امر را بیان می‌‌کند.

به دلیل ضرورت اجماع اجتماعی بین توسعه‌‌دهندگان و استخراج‌‌کنندگان برای اجرای هر تغییر معناداری در سیستم، می‌‌توانید بگویید که بیت کوین‌‌ از نظر سیاسی غیرمتمرکز است. با این حال باید اشاره کرد که برای مشارکت معنادار در این مکانیزم مدیریتی، به مهارت فنی یا داشتن توان رایانشی زیاد نیاز است.

علاوه بر این، در نتیجه‌‌ی پیچیدگی این فرایند اجتماعی، سرعت واقعی نوآوری‌‌های فنی در لایه بنیادین بیت کوین‌‌ بسیار کند است. این برای بسیاری از افراد مهم‌‌ترین ویژگی بیت کوین‌‌ است؛ تغییرناپذیری از دیدگاه اجتماعی. آنان می‌‌خواهند لایه بنیادین بیت کوین‌‌ را ساده و امن نگه دارند و امید دارند انطباق شبکه را به چشم ببینند، یعنی لایه بنیادین بدون تغییر باقی خواهد ماند، در حالی که در لایه‌‌های مختلف سیستم نوآوری‌‌هایی رخ خواهد داد (مانند شبکه لایتنینگ).

برای دیگران، این نبود سازگاری دلیلی شده تا حرکت کرده و پروژه‌‌های جدیدی شروع کنند و هدفشان نیز توسعه لایه‌‌های زیرساختی مبتنی بر چشم‌‌اندازهای مختلف است. کاردانو یکی از این پروژه‌‌هاست.

آیا کاردانو از نظر سیاسی غیرمتمرکز است؟

همان‌طور که پیشتر گفته شد کاردانو در حال حاضر تحت مدیریت IOHK، امورگو و بنیاد کاردانو است. IOHK پژوهش‌‌های عملی بنیادین را انجام داده و خود فناوری را توسعه می‌‌دهد، امورگو بر جذب کسب‌‌وکارها به اکوسیستم تمرکز دارد و بنیاد کاردانو بیشتر به ایجاد خانواده یا جامعه کاردانو مشغول است. اگرچه این نسبت به پروژه‌‌ای که تنها یک واحد یا نهاد کنترل‌‌کننده دارد غیرمتمرکزتر است، اما در حال حاضر در مقایسه با روحیه و هدفی که رمز ارزها دارند «از نظر سیاسی غیرمتمرکز به حساب نمی‌‌آید». با این حال IOHK وقتی بحث به تمرکز زدایی سیاسی می‌‌رسد طرح‌‌های بسیار بلندپروازانه‌‌ای برای کاردانو دارد.

یکی از ابعاد کلیدی کاردانو این است که خزانه‌‌داری خود را دارد که با یک سیستم مدیریتی درون زنجیره ترکیب شده است و امکان تعیین تامین مالی توسعه‌‌های مختلف از این خزانه‌‌داری و اجرای این پیشنهادهای ارتقا در سیستم را برای سهام‌‌داران فراهم خواهد کرد. این مکانیزم مدیریتی درون زنجیره بر دموکراسی سیال مبتنی است.

پایگاه داده کاردانو مانند بیت کوین‌‌ متن باز خواهد بود و همه می‌‌توانند پیشنهادهای بهبود خود را در سیستم ثبت کرده و اجرای این بهبودها در سیستم منوط به اجماع اجتماعی است. بر خلاف بیت کوین‌‌، قدرت تصمیم‌‌گیری در کاردانو در دستان افرادی است که سکه دارند. به دلیل وجود دموکراسی سیال، افراد می‌‌توانند تصمیم بگیرند مستقیماً خودشان رای دهند یا رای خود را به کس دیگری که احساس می‌‌کنند دانش بهتری درباره این موضوع دارد واگذار کنند. این یعنی برای مشارکت معنادار در مکانیزم مدیریتی کاردانو، فرد باید دانش فنی ساخت یک پیشنهاد بهبود سیستم را داشته یا سکه‌‌های زیادی داشته باشد.

بنابراین هردو سیستم مدیریتی بر فرایندهای اجتماعی مبتنی هستند که بیشترین تفاوت‌‌شان در نقش استخراج‌‌کنندگان و سهام‌‌داران است.

مزایا و معایب مدیریت درون زنجیره چیست؟

سیستم مدیریتی مورد نظر و پیش‌‌بینی‌‌شده کاردانو که در آن سهام‌‌داران باید به اجرای پیشنهادهای ارتقا و همچنین تامین مالی از منبع خزانه رای دهند چندین مزیت دارد:

  • سیستم خود تامین مالی می‌‌شود، یعنی انگیزه مالی برای ایجاد پیشنهاد ارتقا با احتمال بالای انتخاب شدن در اجماع اجتماعی.
  • انگیزه‌‌های سهام‌‌داران با منافع بلندمدت خود سیستم همگام است، چون پذیرش پیشنهادهایی که به ارزش سیستم ضربه می‌‌زند به زیان ثروت خالص سهام‌‌داران نیاز خواهد بود.
  • هر کس که سکه داشته باشد می‌‌تواند در تصمیم‌‌گیری مدیریتی شرکت داشته باشد که در مقایسه با آنچه برای دست آوردن تجهیزات تخصصی استخراج در مورد بیت کوین‌‌ و بیشتر سیستم‌‌های اثبات کار مورد نیاز است را کاهش می‌‌دهد.
  • به‌‌کارگیری مدیریت درون زنجیره، یافتن اجماع اجتماعی و پیاده کردن نتایج احتمالا بهینه‌‌تر خواهد بود و منجر به نوآوری سریع‌‌تر و کاهش ریسک تقسیم زنجیره (و نصف شدن جامعه ارز) می‌‌شود.

این بسیار امیدوارکننده به نظر می‌‌رسد، اما رای‌‌گیری مبتنی بر سهام درون زنجیره نیز نکاتی منفی دارد. به نظر من دو نکته منفی وجود دارد که از بقیه اهمیت بیشتری دارند.

اول اینکه در حالی که سهام‌‌داران برای گرفتن تصمیماتی که در بلندمدت به نفع سیستم خواهند بود انگیزه کافی دارند، خود سهام‌‌داران ضرورتاً دانش کافی برای گرفتن بهترین تصمیم ندارند، یعنی می‌‌توانند برای گرفتن تصمیمات نامشروع نیز متقاعد شوند. فکر می‌‌کنم بتوان نام این را «حمله اجتماعی» گذاشت. حتی اگر چنین حمله‌‌ای بتواند در یک رای در آینده برگردانده شود، انجام آن در سیستمی که نتایج رای‌‌گیری درون زنجیره به صورت خودکار اجرا می‌‌شود پیامدهای مستقیم‌‌تری نسبت به سیستمی مانند بیت کوین‌‌ دارد. در زمان نوشتن این مطلب جزییات اندکی درباره نحوه کار سیستم رای‌‌‌‌گیری درون زنجیره کاردانو وجود دارد، پس تنها کسی که می‌‌تواند میزان درستی این نگرانی را به ما بگوید زمان است.

دومین نکته منفی در این رابطه را می‌‌توان از طراحی اساسی سیستم اثبات سهام یافت. به محض اینکه یک مهاجم (یا گروهی از مهاجمان) بتوانند بیش از 50 درصد سهام سیستم را جمع کنند (که هزینه بسیار زیادی داشته و زمان زیادی نیز می‌‌برد)، هیچ راهی برای اقلیت صادق جهت کنترل سیستم (حداقل به روش مسالمت‌آمیز) باقی نمی‌‌‌‌ماند. علاوه بر این، گرفتن سکه‌‌‌‌های مهاجم توسط ایجاد فورک در سیستم یعنی شما عملاً دارید تغییرناپذیری شبکه را می‌‌شکنید. در سیستم‌‌های اثبات کاری مانند بیت کوین‌‌، امکان گرفتن نرخ هش مهاجم وجود ندارد اما در سیستم‌‌های اثبات سهام که در آن برای ساخت یک سهم جدید به سهم دیگری نیاز داریم، اقلیت صادق می‌‌توانند برای گرفتن اکثریت، نرخ هش جدید بسازند.

آیا توزیع سکه کاردانو یک مشکل به حساب می‌‌آید؟

IOHK، امورگو و بنیاد کاردانو بین سپتامبر 2015 تا ژانویه 2017 یک رویداد فروش ووچر داشت. این رویداد به دلایل مقرراتی در مناطق جغرافیایی خاصی انجام شد. جمعاً 20 درصد (حدود 5.19 میلیون ADA) از کل عرضه (31.12 میلیارد ADA) به IOHK، امورگو و بنیاد کاردانو تخصیص یافت. طبق یک حسابرسی توزیع، 94.45 درصد ADA باقی‌‌مانده به شهروندان ژاپنی، 2.56 درصد به کره‌‌ای‌‌ها، 2.39 درصد به چینی‌‌ها و 0.61 درصد باقی‌‌مانده به شهروندان 5 کشور آسیایی دیگر فروخته شد.

در کنار این پرسش که آیا این توزیع محدود جغرافیایی و توزیع کلی سکه جاری باعث ایجاد مشکل در تمرکز زدایی کاردانو می‌‌شود یا خیر، در نظر گرفتن این نکته که آیا این روش توزیع می‌‌تواند در پذیرش اجتماعی ADA به عنوان شکلی از پول، اثبات محدودیت باشد نیز جالب توجه است.

دلیل این اتفاق آن است که برخی افراد حاضر در این عرصه (به‌‌ویژه هواداران بیت کوین‌‌ و اثبات کار) معتقدند که ساخت سکه و فروش آن‌‌ها به عموم نمی‌‌تواند باعث نوعی از پول را خلق کند که ارزش بنیادین داشته باشد. این باور از اصل «unforgeable costliness» یا «پرهزینه ‌‌بودن غیرقابل جعل» نشات می‌‌گیرد که در سال 2002 توسط نیک زابو در مقاله‌‌ای تحت عنوان «پرداخت پول: پیدایش پول» معرفی شد. زابو در این مقاله توضیح داد که برای ارزش پیدا کردن یک پول می‌‌بایست ساخت آن دشوار باشد و این دشواری نیز باید توسط افراد دیگر قابل تایید باشد. پس برای برخی طرفداران بیت کوین‌‌، این مصرف واقعی انرژی است که ضامن ارزش بیت کوین‌‌ بر اساس این اصل است.

اگر این مسئله را درست تلقی کنید می‌‌توانید این‌طور استدلال کنید که ووچرهایی که در ابتدا فروخته شدند دارای این ویژگی نبودند، اما ارزش خود را از کارکرد مورد انتظار آینده اکوسیستم کاردانو به دست آوردند. اینکه آیا ساختن این ووچرها توسط این موسسات، نگه داشتن 20 درصد ووچرها و فروش مابقی آن به مبلغ 63 میلیون دلار برای تامین مالی جمعی توسعه آینده کاردانو منصفانه و درست است یا خیر هنوز پاسخی ندارد (من هم آن را بی‌‌پاسخ می‌‌گذارم).

با این حال بر اساس بیش از 40 درصد مقالات علمی (که 20 مقاله بررسی شده و بیشتر آنان در دسترس عموم هستند) که تاکنون تولید شده‌‌اند و به کل این فضا و ساخت رمز ارزهای جدید ارزش می‌‌دهند، به نظرم می‌‌توانید این‌گونه استدلال کنید که تلاش قابل تایید زیادی در ساخت این سکه‌‌ها خرج شده است. علاوه بر این، به محض اینکه نسخه شلی کامل و سکه‌‌های جدید تنها پس از مشارکت در پروتکل اجماع تولید شوند، به نظرم نگرانی مربوط به دشواری تولید باقی بمانند. بنابراین من شخصاً خودم نیز احتمال تبدیل شدن ADA به یک پول پذیرفته‌‌شده اجتماعی بر اساس این اصل را رد نمی‌‌کنم.

نتایج

سیستم‌‌های اثبات کاری مانند کاردانو در مقایسه با سیستم‌‌های اثبات کاری مانند بیت کوین‌‌ مزایایی مانند مصرف انرژی و الزامات سخت‌‌افزاری کمتری دارند اما معایبی نیز دارند، از جمله عدم توانایی برگرداندن کنترل بدون فورک پس از بروز حمله 51 درصد.

سیستم‌‌های اثبات سهامی مانند کاردانو در مقایسه با سیستم‌‌های اثبات کاری مثل بیت کوین‌‌ همیشه بر مجموعه مختلفی از مزایای و معایب متکی هستند. به نظر من گفتن «کاردانو از بیت کوین‌‌ بهتر است» یا برعکس، هردو بی‌‌معنی هستند. آنان اساسا موجوداتی متفاوت با ویژگی‌‌های ژنتیکی متفاوت هستند.

مثلا این امکان وجود دارد که ویژگی‌‌های لایه بنیادین بیت کوین‌‌ و تأثیرات شبکه‌‌ای ساخته‌‌شده، متضمن کارکرد آن به عنوان یک انباره جهانی ارزش و واحد حساب باشند، در حالی که راهکارهای لایه دوم فناوری‌‌هایی هستند که اکثریت کاربری روزانه را ازآنِ خود می‌‌کنند. از این چشم‌‌انداز، بسیار محتمل و ممکن است که شبکه لایتنینگ رقیب واقعی کاردانو باشد.

وقتی هم بحث به تکامل این فضا به‌طور کلی و تعیین فناوری‌‌های لایه زیرساختی مورد استفاده ما در دهه‌‌های آینده و حتی بعد از آن می‌‌رسد، به نظرم سخن گفتن در این باره بسیار زود است. زمان خواهد گفت که کدام لایه یا لایه‌‌ها برای کدام اهداف استفاده خواهند شد و سیستم‌‌های اثبات کار و اثبات سهام تا چه حدی با هم وجود خواهند داشت و/یا یکدیگر را تکمیل خواهند کرد.

منبع

شاید از این مطالب هم خوشتان بیاید.

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.