چگونگی محاسبه سرمایه‌‌ در گردش در ترازنامه‌‌ مالی

سرمایه‌‌ در گردش برای شناخت وضعیت مالی و نقدینگی یک کسب‌‌ و‌‌ کار از اهمیت زیادی برخوردار است. به همین جهت، در این مقاله به بررسی این مفهوم، نحوه محاسبه آن در ترازنامه و اهمیت آن و همچنین مفهوم سرمایه‌‌ در گردشِ منفی می‌پردازیم. 

0 1,750

یکی از دلایل عمده‌‌‌‌ای که سرمایه‌‌ گذاران جدی و حرفه‌‌ای می‌‌خواهند ترازنامه‌‌ مالی (Balance Sheet) یک شرکت را مطالعه کنند، این است که انجام چنین کاری این امکان را به آن‌‌ها می‌‌دهد که با سرمایه‌‌ در گردش (Working Capital) یا “موقعیت فعلی” یک شرکت آشنا شوند. سرمایه‌‌ در گردش حقایق زیادی را در مورد وضعیت مالی یک کسب‌‌وکار یا حداقل موقعیت نقدینگی کوتاه‌‌مدت آن بیان می‌‌کند.

سرمایه‌‌ در گردش تقریبا از هر نسبت مالی یا محاسبات ترازنامه‌‌ای دیگر قابل‌‌اعتمادتر است، چرا که به شما می‌‌گوید که اگر یک شرکت همه‌‌ی منابع مالی کوتاه‌‌مدت خود را برای پرداخت همه‌‌ی بدهی‌‌های کوتاه‌‌مدت خود استفاده کند، چه چیزی بعد از آن باقی می‌‌ماند. اگر شرایط دیگر را برابر فرض کنیم، یک شرکت هرچه سرمایه‌‌ در گردش بیشتری داشته باشد، کمتر دچار فشارهای مالی می‌‌شود. اما شرکتی که بیش از حد سرمایه‌‌ در گردش در اختیار دارد، ممکن است باعث کاهش درآمدهای خود شود. اگر هیات مدیره (Board of Directors) تصمیم بگیرد که مبلغی از این سرمایه‌‌ را به شکل سود سهام (Dividend) یا بازخرید سهام (Share Repurchase) توزیع کند، سرمایه‌‌ گذاران ممکن است خشنودتر باشند. این ارزیابی می‌‌تواند بسیار دشوار باشد.

چگونگی محاسبه سرمایه در گردش در ترازنامه‌‌ مالی

محاسبه سرمایه‌‌ درگردش از تمامی محاسبات دیگر ترازنامه‌‌ آسان‌‌تر است. این فرمولی است که به آن نیاز دارید:

دارایی‌‌های جاری (Current Assets) – بدهی‌‌های فعلی (Current Liabilities) = سرمایه در گردش

به همین سادگی.

فرض کنید که یک شرکت مبلغ $500,000 را به صورت پول نقد در دسترس دارد. $250,000 دیگر به صورت وصول‌‌نشده بوده و به صورت حساب‌‌های دریافتی باید به شرکت پرداخت شود. این شرکت همچنین دارای 1 میلیون دلار به صورت موجودی کالا و اموال مشهود است. بنابراین دارایی‌‌های فعلی آن برابر با 1.75 میلیون دلار می‌‌باشد.

اکنون، بیایید به بدهی‌‌های شرکت نگاهی بیاندازیم. این شرکت $400,000 به صورت حساب‌‌های پرداختی، $50,000 به صورت قرض‌‌های کوتاه‌‌مدت و $100,000 به صورت بدهی‌‌ معوق دارد. بنابراین بدهی‌‌های فعلی شرکت برابر با $500,000 است.

اهمیت سرمایه در گردش

به طور کلی، یک شرکت باید به اندازه کافی سرمایه‌‌ در گردش در اختیار داشته باشد تا همه قبض‌‌های خود را برای یک سال پرداخت کند. می‌‌توانید این نکته را دریابید که آیا یک شرکت منابع لازم را جهت گسترش داخلی در اختیار دارد یا اینکه باید به سراغ بانک یا بازارهای مالی بروند تا با مطالعه سطوح سرمایه‌‌ مختلف بتوانند بودجه بیشتر به دست آورند. شرکت به کار رفته در مثال بالا احتمالا می‌‌تواند گسترش داخلی داشته باشد، چراکه منابع مالی لازم برای آن را در اختیار دارد.

یکی از مزیت‌‌های عمده بررسی موقعیت سرمایه‌‌ در گردشِ یک شرکت این است که می‌‌توان احتمال وقوع مشکلات مالی بسیاری را پیش‌‌بینی کرد. حتی شرکتی که میلیون‌‌ها دلار به صورت دارایی‌‌ ثابت در دسترس دارد، اگر نتواند قبض‌‌های خود را به‌‌موقع پرداخت کند، خیلی زود کارش به دادگاه ورشکستگی خواهد رسید.

در بهترین شرایط، میزان ناکافی سرمایه‌‌ در گردش می‌‌تواند به فشارهای مالی بر شرکت، افزایش قرض‌‌ها و زیاد شدن تعداد پرداخت‌‌های دیرموقع به اعتباردهندگان و فروشندگان منتهی شود. همه این موارد در نهایت می‌‌توانند به نرخ اعتباری پایین‌‌تر برای یک شرکت بیانجامند. نرخ اعتباری پایین‌‌تر یعنی بانک‌‌ها و بازار اوراق بهادار نرخ‌‌های بهره‌‌ی (Interest Rates) بالاتری را خواهند خواست که در طولانی‌‌مدت ممکن است ضرر مالی زیادی به یک شرکت بزند، چراکه قیمت سرمایه افزایش می‌‌یابد و درآمد (Revenue) کمتری کسب خواهد شد.

سرمایه‌‌ در گردش منفی در ترازنامه‌‌ مالی

سرمایه‌‌ در گردش منفی در یک ترازنامه معمولا به این معنی است که یک شرکت برای پرداخت قبض‌‌های خود در 12 ماه آینده یا ادامه‌‌ی رشد به اندازه‌‌ی کافی نقدینگی در اختیار ندارد. اما سرمایه‌‌ در گردش منفی در حقیقت می‌‌تواند برای برخی از کسب‌‌وکارها که گردش بالایی دارند خوب باشد.

شرکت‌‌هایی مانند مغازه‌‌های خرده‌‌فروشی یا فروشگاه‌‌های تخفیفی که گردش موجودی کالای (Inventory Turnover) بالایی دارند و معاملات خود را بر مبنای پول نقد انجام می‌‌دهند، به سرمایه‌‌ در گردش بسیار کمی نیاز دارند. این نوع از کسب‌‌وکارها هر بار که در خود را باز می‌‌کنند، پول در دسترس خود را افزایش می‌‌دهند. سپس دوباره همان پول را برای افزایش فروش در موجودی کالاهای خود سرمایه‌‌ گذاری می‌‌کنند.

از آنجا که پول نقد به سرعت از منابعی مانند تامین مالی فروشندگان (Vendor Financing) (در اینجا فروشندگان به مشتریان وام می‌‌دهند تا محصولات خود آن فروشندگان را بخرند) به دست می‌‌آید، مدیریت به‌‌سادگی می‌‌تواند درآمدهای روزانه خود را برای دوره‌‌ای کوتاه‌‌مدت ذخیره کند. این امر نگه‌‌‌‌داری مبالغ زیاد سرمایه‌‌ در گردش خالص را در هنگام وقوع یک بحران مالی غیرضروری می‌‌کند. شرکت‌‌هایی مانند تولیدکنندگان ماشین‌‌آلات سنگین که به سرمایه‌‌ در دسترس بسیار زیادی نیاز دارند، داستان متفاوتی دارند.

این نوع کسب‌‌وکارها محصولات گران‌‌قیمتی را بر مبنای پرداخت بلندمدت می‌‌فروشند، بنابراین نمی‌‌توانند به همان سرعت پول نقد تولید کنند. موجودی کالای ترازنامه‌‌ آن‌‌ها معمولا از ماه‌‌ها قبل سفارش داده می‌‌شود، پس به‌‌ندرت می‌‌توان آن‌‌ها را با سرعتی زیاد برای به دست آوردن پول نقد در مقابل یک بحران مالی کوتاه‌‌مدت فروخت و ممکن است تا زمان فروش آن‌‌ها بسیار دیر شده باشد. به راحتی می‌‌توان دید که چرا شرکت‌‌هایی مانند این مثال، باید به اندازه کافی سرمایه‌‌ در گردش در اختیار داشته باشند تا از پسِ هر مشکل غیرمنتظره‌‌ای برآیند.

منبع

شاید از این مطالب هم خوشتان بیاید.

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.