چگونه سقوط قیمت سهام می‌‌تواند ثروتمندتان کند

این مقاله سرمایه‌‌گذاران را در راستای مقابله با سقوط سهام و اقدامات منطقی و درستی که باید انجام دهند، راهنمایی می‌‌کند. در این مطلب، تصویری کلی از روش کار سرمایه‌‌گذاران حرفه‌‌ای و شیوه تفکر آنان در مورد بازار و انتخاب سهام ارائه شده است.

0 130

وقتی سهام کسب‌‌وکارهای موفق را می‌‌خرید، سقوط بازار به نفعتان است

یکی از محبوب‌‌ترین موضوعات در بین سرمایه‌‌گذاران، چگونگی مقابله با سقوط قیمت سهام است. همه در زمان آرامش به راحتی در مورد همه چیز صحبت می‌‌کنند اما وقتی ارزش بازار رو به سراشیبی می‌‌گذارد، ترس وجود همه را فرا می‌‌گیرد. در دوره‌‌هایی که ارزش سهام بالا می‌‌رود، مردم و انجمن‌‌های سرمایه گذاری، حتی محافظه‌‌کاران، سخن از احتیاط در اختصاص ۱۰۰ درصدی دارایی به میان می‌‌آورند و ناگهان یادشان می‌‌افتد که سرمایه گذاری در اوراق قرضه یا نگه‌‌داری از پس‌‌اندازهای قابل‌‌توجه نقدی اصلا با گروه خونی‌‌شان سازگار نیست. یک سقوط ۳۳ درصدی (که چیز نه چندان رایجی نیست) باعث می‌‌شود که همه فرار کنند و از سهام معمولی تا صندوق سرمایه گذاری، همه را رها کنند.

اگر یک طول عمر معمول داشته باشید، در طول زندگی‌‌تان، حداقل یکبار یا بیشتر، شاهد سقوط ۵۰ درصدی یا بیش از ۵۰ درصدی ارزش سهام خود خواهید بود. این بخش‌‌ها حتی بیشتر از خود سبد سهام نوسان پیدا خواهند کرد. این ذاتِ این نوع از دارایی‌‌ست. نمی‌‌توان از چنین چیزی دوری کرد و اگر کسی چیزی غیر از این گفت، چه یک مشاور مالی باشد چه یک دوست، یا دروغ می‌‌گوید یا در این کار وارد نیست.

وقتی بحث از داده‌‌های آکادمیک به میان می‌‌آید، دیگر جای ابهام نیست. اگر سرمایه گذاری در بورس اذیتتان می‌‌کند پس سرمایه گذاری نکنید؛ بپذیرید که شایستگی سودهایی که می‌‌دهد را ندارید و سعی کنید بی‌‌خیال آن شوید.

سه راه برای کسب سود از تملک یک کسب‌‌وکار و سرمایه گذاری در بورس

به طور کلی سه راه برای کسب سود از تملک یک کسب‌‌وکار وجود دارد:

  1. تقسیم پول و باز خرید سهام . این مورد بخشی از سود اصلی است که مدیریت تصمیم گرفته به مالکان برگرداند.
  2. رشد عملیات کسب‌‌وکار که اغلب توسط سرمایه گذاری مجدد سودها یا وارد کردن سرمایه انجام می‌‌شود.
  3. ارزش‌‌گذاری مجدد که منجر به تغییرات متعدد می‌‌شود. وال استریت مایل است برای هر ۱ دلار سود پول پرداخت کند.

اگر مالک یک کسب‌‌وکار هستید، می‌‌توانید از شیوه‌‌ای دیگر، یعنی حقوق دادن به خودتان سود کسب کنید، اما در این مورد در جای دیگری صحبت خواهیم کرد.

مثالی برای روشن کردن این نکات

شاید پیچیده به نظر برسد اما واقعا اینطور نیست. لحظه‌‌ای تصور کنید که شما مدیر ارشد و سهام‌‌دار اصلی یک بانک خیالی به نام گروه مالی فانتوم (PFG) هستید. شما در سال ۵ میلیون دلار سود به دست می‌‌آورید و این کسب‌‌وکار شما به ۱.۲۵ میلیون سهم تقسیم شده و در اختیار دیگران قرار دارد و ارزش هر سهم ۴ دلار از آن سود است (۵ میلیون دلار سود تقسیم بر ۱.۲۵ میلیون سهم =  ۴ دلار بر هر سهم).

وقتی به ستون بورس روزنامه‌‌ی محلی‌‌تان سر می‌‌زنید، متوجه می‌‌شوید که قیمت کنونی سهام PFG 60 دلار شده است. نسبت این قیمت ۱۵ برابر شده است، یعنی سرمایه‌‌گذاران به ازای هر ۱ دلار، ۱۵ دلار پرداخت خواهند کرد. سود به ازای سهام ۶.۶۷ درصد خواهد بود. به زبان فنی، یعنی اگر PFG را به عنوان “اوراق قرضه سهام” ببینید، پیش از پرداخت مالیات بر هر سودی که دریافت کرده‌‌اید، ۶.۶۷ درصد سود دریافت می‌‌کنید.

آیا این اتفاق جذاب است؟ خب به نرخ سود اوراق قرضه خزانه‌‌داری ایالات متحده بستگی دارد که نرخ‌‌های “خالی از ریسک” هستند، چون کنگره همیشه می‌‌تواند بر مردم مالیات اعمال کند یا برای برداشتن آن قوانین پول چاپ کند (هر کدام مشکلات خود را دارند اما این تئوری در اینجا درست است). خزانه‌‌داری برای یک سرمایه گذاری ۳۰ ساله ۶ درصد سود می‌‌دهد، پس چرا باید در مقابل اوراق قرضه‌‌ای که بسیار کم‌‌ریسک‌‌تر هستند، ۰.۶۷ سودِ بیشتر را برای سهام پرخطر بپذیرید؟ اینجاست که ماجرا جالب می‌‌شود.

از سوی دیگر، اگر درآمدها راکد باشد، پرداخت سودِ ۱۵ برابری، با نرخ سود کنونی کاری نابخردانه است.. آن ۵ میلیون دلاری که شرکت‌‌تان سالانه به طور خالص به دست می‌‌آورد را به یاد دارید؟ می‌‌توان مقداری از آن را برای توسعه‌‌ی فعالیت‌‌ها توسط ایجاد شعب جدید، خریدن بانک‌‌های رقیب، استخدام کارمندان بیشتر برای افزایش خدمات به مشتریان یا تبلیغات تلویزیونی هزینه کرد.

در این مورد فرض می‌‌کنیم که درباره‌‌ی سودتان به شرح زیر تصمیم‌‌گیری می‌‌کنید:

۲ میلیون دلار را برای توسعه کسب‌‌وکار سرمایه گذاری می‌‌کنید: در این مورد فرض می‌‌کنیم که بانک شما، ۲۰ درصد سود به ازای سهام دریافت می‌‌کند که البته رقم خیلی بالایی‌‌‌‌ست اما اشکال ندارد. این ۲ میلیون دلار که سرمایه گذاری شده است، باید تا سال بعد، ۴۰۰ هزار دلار سود داشته باشد، یعنی سود سالانه‌‌تان به ۵.۴ میلیون دلار برسد. این رقم برابر با نرخ رشد ۸ درصدی برای کل شرکت است.

۱.۵ میلیون دلار به عنوان سود نقدی پرداخت‌‌ شده‌‌ است که ۱.۵ دلار به ازای هر سهم می‌‌شود. بنابراین اگر مثلا ۱۰۰ سهم داشته باشید، به ازای هرکدام ۱۵۰ دلار دریافت می‌‌کنید.

۱.۵ میلیون برای بازخرید سهام خرج شده است. یادتان باشد که ۱.۲۵ میلیون سهم در دست مردم دارید. مدیر به یک شرکت تخصصی کارگزاری می‌‌رود و ۲۵ هزار سهم از سهام خود را با قیمت ۶۰ دلار برای هر سهم و با مبلغ کل ۱.۵ میلیون دلار خریداری می‌‌کند و از بین می‌‌برد. این سهام دیگر وجود ندارند. نتیجه این می‌‌شود که تعداد سهام عمومی ۱.۲۲۵ میلیون دلار خواهد شد. به عبارت دیگر، اکنون این سهام، ۲ درصد تملک بیشتری از کسب‌‌وکار را نسبت به گذشته دارا هستند.

بنابراین سال آینده که سودتان ۵.۴ میلیون دلار است، تنها میان ۱.۲۲۵ میلیون سهم سود تقسیم می‌‌کنید و به هر کدام ۴.۴۱ دلار، یعنی افزایش ۱۰.۲۵ درصدی به ازای هر سهم، سود می‌‌رسد. به عبارت دیگر، سود واقعی برای دارندگان سهام بر اساس سهم، سریع‌‌تر از سود خود شرکت رشد می‌‌کند، چراکه این سود در میان سرمایه‌‌گذاران کم‌‌تری تقسیم می‌‌شود.

اگر از سهم ۱.۵۰ دلاری خود در زمان تقسیم سود برای خرید سهام بیشتر استفاده می‌‌کردید و در صورتی که از طریق برنامه سرمایه گذاری مجدد یا کارگزاری‌‌ که فاقد هزینه خدمات بود این کار را انجام می‌‌دادید، می‌‌توانستید میزان تملک خود از شرکت را به میزان ۲ درصد بالا ببرید. این مقدار به همراه افزایش ۱۰.۲۵ درصدی در سود سهام، منجر به ۱۲.۲۵ درصد سود سالانه بر آن سرمایه گذاری اصلی می‌‌شد. خب وقتی این را با سود ۶ درصدی خزانه‌‌داری مقایسه می‌‌کنید قطعا جذاب به نظر می‌‌رسد، پس باید سریع این فرصت را در مشت بگیرید.

حالا چه اتفاقی می‌‌افتد اگر سرمایه‌‌گذاران بترسند یا زیادی خوش‌‌بین شوند؟ در اینجا مورد سوم وارد میدان می‌‌شود (ارزش‌‌گذاری مجدد که منجر به تغییرات متعدد و تمایل وال‌‌استریت به پرداخت سود ۱ دلاری می‌‌شود). اگر سرمایه‌‌گذاران همه با این تفکر که قرار است نرخ رشد خیلی بالا برود به سمت PFG هجوم بیاورند، شاید نسبت‌‌ها تا ۲۰ برابر بالا برود و منجر به افزایش قیمت هر سهم تا ۸۰ دلار شود. با ۱.۵ میلیون دلاری که برای تقسیم سود و ۱.۵ میلیون دلارِ دیگری که برای باز خرید سهام خرج شده، قادر به خریدِ این میزان سهام نبودند، بنابراین سرمایه‌‌گذار تصمیم می‌‌گیرد تملک کمتری از شرکت داشته باشد چون سهامش با نرخ بالاتری معامله می‌‌شود.

آن‌‌ها با سرمایه‌‌ای که به دست می‌‌آورند، این موضوع را جبران می‌‌کنند. آن‌‌ها سهام را در ۶۰ دلار خریده‌‌اند و حالا ۸۰ دلار قیمت دارد و این یعنی به ۲۰ درصد سود رسیده‌‌اند.

اگر برعکس این حالت اتفاق بیافتد چه می‌‌شود؟ اگر سرمایه‌‌گذاران بترسند و ۴۰۱ هزار سرمایه مشترک را به فروش برسانند، پول خود را از بازار بیرون بکشند و ارزش بانک‌‌تان به شدت سقوط کند چه؟ در این صورت با سهام ۴۰ دلاری روبرو هستید. حالا جالب اینجاست که اگرچه سرمایه‌‌گذاران ضرر زیادی کرده‌‌اند (سهام ۶۰ دلاری‌‌‌‌شان حالا ۴۰ دلار می‌‌ارزد و ۳۳ درصد از ارزش خود را از دست داده‌‌‌‌اند)، به دو دلیل وضعیت‌‌شان بهتر خواهد شد:

  1. با سودهایی که دوباره سرمایه گذاری شده‌‌اند، سهام بیشتری می‌‌توانند خریداری کنند و درصد تملک‌‌شان از شرکت را بالا ببرند. همچنین پولِ باز خرید سهام نیز قادر به خرید سهام بیشتری خواهد بود که این مسئله باعث کاهش سهام در دست مردم خواهد شد. به عبارت دیگر، هرچه قیمت سهام پایین‌‌تر بیاید، سرمایه‌‌گذار می‌‌تواند از طریق سرمایه گذاری مجددِ سود خود و باز خرید سهام ، تملک بیشتری بر شرکت داشته باشد.
  2. آ‌‌ن‌‌ها می‌‌توانند از دارایی‌‌های اضافی که از کسب‌‌وکار، شغل، حقوق، دستمزد یا دیگر درآمدهایی که به دست می‌‌آورند، برای خرید سهام بیشتر استفاده کنند. اگر واقعا به نتیجه‌‌گیری در بلندمدت چشم داشته باشند، این زیان‌‌های کوتاه‌‌مدت برایشان اهمیتی ندارد و درصورتی که سطوح تنوع آن به نحوی بالا باشد که اگر شرکت در پی رسوایی یا هر اتفاق دیگری از هم فرو پاشید، آنان نیز سقوط نکنند، همین‌‌طور به خرید ادامه می‌‌دهند.

ریسک‌‌هایی هستند که می‌‌تواند مشکل‌‌ساز باشند:

  • امکان دارد درصورت پایین آمدن بیش از حد ارزش شرکت، یک خریدار گاهی با قیمتی پایین‌‌تر از قیمت قیمت واقعی سهام، همه‌‌ی آن را خریداری کند و بر آن مسلط شود. به عبارت دیگر، شما توسط یک سرمایه‌‌گذار بزرگ از صحنه محو می‌‌شوید.
  • اگر ترازنامه‌‌ی شخصی شما امنیت ندارد، شاید به پول نیاز داشته باشید و مجبور شوید سهامتان را زیر قیمت و با ضرر بفروشید، چون پول دیگری ندارید. به همین دلیل، نباید پولی را که شاید تا چند سال آینده به آن نیاز دارید، در بازار سرمایه گذاری کنید.
  • مردم در مهارت‌‌ها، توانایی‌‌ها و خلق‌‌وخوی خود اغراق می‌‌کنند. امکان دارد شرکت خوبی را انتخاب نکنید چون دانش و مهارت حسابداری لازم را برای شناخت شرکت‌‌ها و گردش مالی آن‌‌ها در آینده ندارید. شاید فکر کنید که توانایی تحمل زیان در زمان خرید سهام را دارید، اما واقعیت این است که افراد معدودی هستند که می‌‌توانند این مشکلات را تحمل کنند. برای برخی افراد فرقی نمی‌‌کند اگر یک روز سهام‌‌شان سقوط کنند. این مسئله آن‌‌ها را اذیت نمی‌‌کند چون کاری که آن‌‌ها می‌‌کنند این است که مجموعه‌‌ای از ریسک‌‌های طولانی‌‌مدت و پول‌‌ساز در شرکت‌‌هایی‌‌ می‌‌سازند که می‌‌خواهند برای بلندمدت آن‌‌ها را نگه دارند. آن‌‌ها دائما در حال خرید سهام هستند و سودهایشان را پشت سر هم دوباره سرمایه گذاری می‌‌کنند. بسیاری از شرکت‌‌های آن‌‌ها نه تنها برای آینده سرمایه گذاری مجدد می‌‌کنند، بلکه سهام خود را نیز دوباره خریداری می‌‌کنند.
  • جزییاتِ خیلی خیلی زیادی وجود دارند که در این مقاله گفته نشده‌‌اند و می‌‌توانند عامل مهمی در انتخاب سهام برای سرمایه گذاری باشند. این مقاله تنها برای ارائه‌‌ی تصویری کلی از روش کار سرمایه‌‌گذاران حرفه‌‌ای و شیوه تفکر آنان در مورد بازار و انتخاب سهام در آن نوشته شده است.

سخن پایانی

برای فردی که در صندوق سرمایه گذاری مشترک، صندوق‌های پوششی یا سبد سهام با سرمایه‌‌ی محدود سرمایه گذاری کرده است، سقوط شدید در بازار می‌‌تواند هم برای سرمایه‌‌شان و هم برای امنیت شغلی‌‌شان ویران‌‌کننده باشد. برای تاجرانی که خرید سهام را به عنوان تملک بخشی از یک شرکت می‌‌بینند، این کار می‌‌تواند فرصت مناسبی برای رشد ثروت خالص باشد.

همانطور که وارن بافت (Warren Buffett) می‌‌گوید، او نمی‌‌داند که بازار بالا می‌‌رود یا پایین می‌‌آید یا برای چند ماه یا چند سال ثابت باقی می‌‌ماند. اما او می‌‌داند که کارهای هوشمندانه‌‌ای را می‌‌توان در این برهه‌‌های زمانی انجام داد. هیچ چیز سیاه و سفید نیست. کاهش ارزش دلار براش شرکت‌‌های چندملیتی مثل کوکاکولا، جنرال الکتریک، پروکتر و گمل، تیفانی و کمپانی و غیره، فرصت بی‌‌نظیری بوده است که بتوانند پول را به صورت اسکناس‌‌های ارزان‌‌تر از بازارهای خارجی دوباره وارد کنند. یادتان باشد، در هر معاماله‌‌ی مالی، یک خریدار و یک فروشنده وجود دارد.

یکی از این دو طرف همیشه اشتباه می‌‌کند. زمان به شما می‌‌گوید که کدام یک معامله‌‌ی بهتری انجام داده‌‌اند.

شاید از این مطالب هم خوشتان بیاید.

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.