چگونه به طور اتفاقی یک رمز ارز را از بین بردم

برای سکه Bitqy روزگاری آینده روشنی تصور می‌شد و طرفداران بسیاری داشت؛ تا این که در سال ۲۰۱۷، جوانی به صورت اتفاقی و با فروش به قیمت بسیار پایین به دلیل حال نامناسب خود و سخت‌افزار معیوبش، آن را به طور کلی از دور خارج کرد.

0 91

این قضیه مربوط به سال ۲۰۱۹ است و چیزی نیست به آن افتخار کنم. تا ده دقیقه پیش تصمیمی برای نوشتن این مقاله نداشتم، تا این که دوشنبه سیاه، سریال جدید HBO پخش شد. کوتاه می‌نویسم. من فقط یک متولد هزاره سوم هستم که اشتباه بزرگی انجام دادم.

معمولا در مورد این حوزه نمی‌نویسم. زندگی عالی است، اما اجازه دهید تا با یک آینده متفاوت شروع کنم که همه ما می‌توانستیم در آن زندگی کنیم. این چیزی نیست که نیل استیفنسون (Neal Stephenson ) نوشته باشد. این اتفاق واقعی بود و در سال ۲۰۱۷ روی داد.

Bitqy

این یک انقلاب بود. و زمانی رخ داد که من در غرب میانه زندگی کردم. خدایا! چقدر دلم برای آن زمان تنگ شده است!

در مورد رمز ارزی به نام Bitqy چیزهایی شنیدم. تنها کمی پیش از آن در مورد بیت کوین شنیده بودم. به نظر من یک انقلاب بود. من از کسی در مورد این رمز ارز شنیدم که در زندگی من بسیار خونسرد بود و هنوز هم هست. اما گمان نمی‌کنم که آن‌ها بخواهند به توجیه من برای تخریبی که به بار آوردم گوش دهند. آهای دوست عزیز! زمانی که شما این را می‌خوانید، منطقی خواهد بود.

Bitqy هنگامی که در مورد آن شنیدم خوب عمل می‌کرد. کاربران و طرفداران آن غوغا به پا کرده بودند. به نظر می‌رسید که این رمز ارز به سکه الکترونیکی آمریکا بدل شود و بسیاری از شرکت‌های کوچک و متوسط به طرفداران پرهیاهوی آن گوش کردند و آن را به عنوان یک ارز پذیرفتند. این یک بکارگیری واقعی بود که تنها در مدت زمان کوتاهی اتفاق می‌افتاد.

البته، Coinbase به من کمک کرد تا معامله رمز ارز را شروع کنم. اما هرگز یک استراتژی نداشتم. فقط یک ذهنیت داشتم. ذهنیت من خرید و صبر بود. آینده بسیار نزدیک بود، چرا که نه؟

در نهایت، شاهد سود بودم. سودی که باعث می‌شد از جایم بپرم و برقصم. اما من هرگز سرمایه‌ام را خارج نکردم. فقط بیشتر و بیشتر خریدم. این زمانی بود که بحث‌های پیشرفته در مورد قابلیت‌های بلاکچین و اتریوم و IOTA انجام می‌شدند. اما چه کسی اهمیت می‌دهد؟ همه این پیشرفت‌ها برای همه قابل دسترس نیستند.

خروج از Coinbase

من هرگز به معامله در Coinbase ادامه ندادم. بیشتر می‌خواستم. بسترهای معامله دیگری وجود داشتند و من شروع به یادگیری آن‌ها کردم. رابط کاربری آن‌ها را آموختم. این چیزی است که واقعا باعث تمام مشکلات شد. البته هج (Hedge) کردن هم نقش داشت.

صرافی‌های اندکی وجود داشتند که Bitqy می‌پذیرفتند. من یک کاربر Bitqy بودم، به آن اعتماد داشتم و مانند بسیاری از مصرف‌کنندگان جدید از آن استفاده می‌کردم. اما این برای پیش‌بینی آینده کافی نیست. من هیچ استراتژی تحلیل مالی نداشتم.

بنابراین شروع به معامله در چند صرافی کردم. قطعا برخی ضربات را متحمل شدم که البته لازم بودند. باید یاد می‌گرفتم. و هنگامی که یاد گرفتم، اجازه دادم که هوس بر من مسلط شود. همه این کارها را با یک کامپیوتر عتیقه می‌کردم.

من جوان هستم. و هنوز اشتباه می‌کنم. مهم‌تر از آن، همه این اشتباهات روی کامپیوتری انجام دادم که مشخصا برای League of Legends ساخته بودم. کیفیت بازی همانند نام آن است. اما حقیقتا، من نمی‌توانم در کلام بگویم که Dell Latitude e6420 من چقدر بد است. من هنوز هم از این لپ‌تاپ استفاده می‌کنم، اما به زودی به مایکروسافت سرفس (Surface) مهاجرت خواهم کرد چرا که بیشتر با سلیقه من همخوانی دارد.

چند هفته بود که وارد معامله رمز ارز شده بودم. گوگل، Feedly و برخی منابع دیگر جمع‌آوری اخبار را برای من آسان کرده بودند. خواندن تیترها باعث شد احساس کنم که می‌دانم چه اتفاقی خواهد افتاد. البته نمی‌دانستم Bitqy سقوط خواهد کرد.

صرافی Coingather

نوستالژی بسیار زیادی را احساس می‌کنم. احساس می‌کردم که هر کس که در این صرافی Bitqy معامله کند پیروز شده است. این صرافی خیلی خوب بود. چیزی که از این صرافی به دست می‌آوردم باعث می‌شد تا صرافی‌های دیگر هیچ به نظر برسند. اما این صرافی دیگر وجود ندارد. احتمالا کیف پول‌های دیگری در آن دارم که اکنون در دست شخص دیگری است. اما مهم نیست. آن‌ها باعث و بانی آن اتفاق نبودند. آن اتفاق تنها بر روی بستر آن‌ها رخ داد.

باید شب‌هنگام بوده باشد. صادقانه بگویم، زمان آن را به یاد نمی‌آورم. فقط به یاد می‌آورم که امیالم را Amazon Go می‌خواندم چرا که به راحتی از آمازون خرید می‌کردم. اکنون همه چیز را مبهم به خاطر می‌آورم.

یک روز در حال معامله بودم. من به صفحه نمایش زل زده بودم. حرکت تراکنش در Coingather بسیار کندتر بود، اما اگر شما در سایر صرافی‌ها متحمل خسارت شده بودید، آن را به این صرافی می‌آوردید تا پول خود را برگردانید. اما من خیلی پولدار نشدم. شما برای پولدار شدن به پول نیاز دارید. بسیار بی‌دقت بودم. واقعا بی‌دقت بودم، چرا که با امیال Amazon Go در این صرافی بودم.

من به طور تصادفی Bitqy را به قیمت‌های بسیار پایین فروختم. اگر شما معامله کرده باشید، می‌دانید که زمانی که معامله آماده پردازش است خودکارسازی بسیاری را می‌بینید. قیمت‌ها آنقدر پایین بودند که نوتیفیکیشنی دریافت کردم که می‌گفت قیمت‌های من ممکن نیستند و بلافاصله ورودی‌ها خود را به کمترین قیمت ممکن تصحیح کردم. به خاطر ندارم که صرافی چگونه کار می‌کرد. و آن صرافی دیگر وجود ندارد. فقط بیشتر و بیشتر این کار را تکرار کردم. همه این اتفاقات مربوط به یک روز بود. و سپس، آن اتفاق رخ داد. همه خرید Bitqy را متوقف کردند. واقعا فکر کردم که برنده شدم. من هنوز می‌توانم دی جی خالد را بشنوم که چند روز پس از اینکه متوجه قضیه شدم، می‌گفت «سر خودم کلاه گذاشتم».

همه خرید Bitqy را متوقف کردند.

به یاد بیاورید، این جامعه کوچک بود. جامعه‌ای کوچک که در آن برخی افراد ثروتمند و عادی به نتایج چشمگیری رسیده بودند. خودم آن را به شخصه دیدم. کسب‌وکارها تمایل داشتند تا این سکه را به کار گیرند. فکر می‌کردند که برای آنها خوب است. و البته خوب بود. تا زمانی که من وارد شدم.

Bitqy چند بار پس از آن اتفاق صعود کرد، اما هر کسی که در مورد Bitqy می‌دانست، Coingather را می‌شناخت. باید می‌شناخت چون کارش خیلی خوب بود. در نهایت احساسی که در Bitqy ایجاد کردم بر سایر صرافی‌ها تاثیر گذاشت. مردم در نهایت آن را تنها گذاشتند. این بدترین نوع اثر رهگذر است که می‌توانید انتظار داشته باشید.

چگونه این اتفاق افتاد؟

صادقانه بگویم، تا امروز نمی‌دانم. صفحه کلید من در آن زمان کار نمی‌کرد و یک موس داشتم. موس من عموما دوبار کلیک می‌کرد. می‌توانید با دابل کلیک ماوس خطاهای زیادی داشته باشید. قطعا اعداد ورودی را درست وارد کرده بودم، ولی صفرها اشتباه بودند. من می‌دانستم که کلیدهایی داشتم که فشرده نمی‌شدند یا بیش از حد فشرده می‌شدند. اما آن صرافی اکنون از بین رفته است. من نمی‌توانم چیزی را تغییر دهم و یا کیف پول‌های از دست رفته خود را پس بگیرم.

لپ تاپ من طلسم نشده بود. من هنوز از آن استفاده می‌کنم. بسیار خوب کار می‌کند چرا که آن را به روز کرده‌ام و اکنون می‌تواند چندین کار را همزمان انجام دهد. اما نمی‌توانم تئوری توطئه ارائه کنم و بگویم «Coingather این کار را با من کرد! آن‌ها صفر اضافه کردند و قیمت فروش مرا پایین بردند!». هرچه باشد به دنبال سود بودم. اما باید بپذیرم که اکنون کیف‌پول‌های من در آینده‌ای قرار دارند که پیش از این وجود نداشتند. اما که می‌داند؟ شاید بهتر شد. هر اتفاقی دلیلی دارد. هنوز زنده هستم. خوشبختانه زنده هستم.

بنیان‌گذاران Bitqy، اگر این مقاله را می‌خوانید متاسفم. من فقط کمی مست بودم و یک ماوس خراب و کلیدهای خرابی روی صفحه کلید داشتم و اجازه بدهید که به وضعیت سخت‌افزار نپردازم.

بله، قطعا گوشی و کامپیوتر و دستگاه‌های خود را هر ساله ارتقا دهید. ممکن است شما نیز به طور تصادفی مانند من آینده خود را نابود کنید.

شاید از این مطالب هم خوشتان بیاید.

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.