چگونه ایده‌ استارتاپ خود را انتخاب کنید

برای اینکه بتوانیم یک استارتاپ خوب را پایه‌گذاری کنیم، نصیحت‌ها و راهنمایی‌های زیادی وجود دارند، اما این مقاله به بخشی از آن‌ها پرداخته که کمتر در میان کلیشه‌های امروز شنیده می‌شوند. اگر می‌خواهید بنیان‌گذار خوبی باشید، بازارهای کوچک را انتخاب کنید، بر روی رفتارهای عجیب دور و اطراف خود متمرکز شوید، موج‌ها را ایجاد نکنید بلکه بر آن‌ها سوار شوید و بر روی کاری که انجام می‌دهید تمرکز داشته باشید و مسائل دیگر را حذف کنید.

0 84

صدها نفر در مدرسه‌ استارتاپ (Startup School) یکدیگر را ملاقات خواهند کرد، رویداد سالانه‌ی شتاب‌دهنده‌ی YC برای هکرهای مشتاقی که به تأسیس یک شرکت فکر می‌کنند. این یکی از رویدادهای محبوب است و شرکت‌کنندگان امسال از افراد بسیاری از مارک زاکربرگ و پاتریک کولیسون (Patrick Collison) خالق استرایپ (Stripe) گرفته تا دیوید روسنکو (David Rusenko) خالق ویبلی (Weebly) خواهند شنید. بار دیگر تعداد ثبت‌نام‌ها بیش از ظرفیت رویداد بود و به همین خاطر در این مقاله برای کسانی که نتوانستند خودشان را به این رویداد برسانند، فکرهایی برای اینکه چگونه یک ایده برای استارتاپ خود انتخاب کنید، قرار داده‌ایم.

سرمایه‌گذاران همیشه به شما می‌گویند که ایده‌های بزرگ را دنبال کنید، علاقه‌ی خود را بیابید و این روند را به سرعت تکرار کنید. این نصیحت ارزشمندی است، اما ترجیحات مهم دیگری هم وجود دارند که شما اغلب درباره‌ آن‌ها نمی‌شنوید: با یک بازار کوچک درگیر شوید، به دنبال رفتار ناهنجار باشید، موج ایجاد نکنید و نسبت به انجام هر کار دیگری بی‌میل باشید. پاول گراهام (Paul Graham) علاوه بر این چند پیشنهاد سودمند در اینجا دارد:

  1. از عهده‌ یک بازار کوچک بربیایید. بیشتر افراد به شما می‌گویند که یک بازار بزرگ را دنبال کنید، اما چیزی که شما در واقع می‌خواهید یک بازار کوچک در امروز است که یک بازار بزرگ در آینده خواهد بود. اگر بازار در حال حاضر بسیار بزرگ باشد، متصدیان آن خیلی زود وارد عمل شده و شما را خرد می‌کنند، اگر بازار خیلی کوچک باشد، شما هیچ چیزی با ارزش ماندگار نخواهید ساخت. پس امروز یک بازار کوچک را انتخاب کنید که تغییراتی در آن برای تبدیل‌شدن به یک بازار بزرگ در آینده جریان دارد. مشابه گیت‌هاب (GitHub)، که به بازار توسعه‌ نرم‌افزار خدمت‌رسانی می‌کند، اما در موقعیت مناسبی برای گسترده‌شدن به بازارهای بزرگتری مثل استخدام توسعه‌دهنده، پلتفرم به عنوان سرویس (PaaS)، تجزیه و تحلیل اطلاعات، مدیریت محتوا و غیره قرار دارد. مطمئن شوید که تغییر را به طور بسیار واضح در ذهن خود داشته باشید، این تنها چیزی است که شما را در شب‌های تیره و تار، امیدوار نگه می‌دارد.
  2. به دنبال رفتار ناهنجار باشید. شما متوجه خواهید شد که این مشکل قابل تأملی است، چرا که دیگران هم سرسختانه سعی در حل آن دارند. اگر حل مشکل به شدت دشوار باشد، افراد روش‌های میانبر را به کار می‌گیرند و راه‌حل‌ها را در کنار هم می‌گذارند. بسیار پیش‌تر از اینکه به راهکار فوق‌العاده‌ی خود برسید، بین 10 تا 20 مورد ناقص را پشت سر خواهید گذاشت. این یک نشانه‌ی قدرتمند است.

مورد دیگر رفتار عجیب و غریب است. درو هیوستون (Drew Houston) از خود پرسید که چرا افراد همیشه فایل‌های بزرگ را برای خودشان ایمیل می‌کنند. پاتریک کولیسون (Patrick Collison) پرسید چرا پذیرفتن یک کارت اعتباری بر روی وب بسیار دشوار است. دانیل گراس (Daniel Gross) پرسید که چرا او باید شش اپلیکیشن مختلف را بررسی کند تا بفهمد که وضعیت کارهای امروزش چه شکلی خواهد بود. به دلایلی مشابه، حواستان به یک معضلی باشد که هیچ کس آن را برعهده نمی‌گیرد. در ظاهر ممکن است این معضل شبیه یک فرصت باشد، اما بیشتر شبیه یک بن‌بست است. همچنین، کسب و کارها را صرفاً برای خدمت‌رسانی به خودتان ایجاد نکنید: بسیاری از دانشجویان تصور می‌کنند که شروع چیزی که برای دانشجویان سودمند است، یک ایده‌ی فوق‌العاده خواهد بود. بعضی اوقات اینگونه است، اما اغلب اینطور نیست.

  1. موج ایجاد نکنید. فرقی نمی‌کند که این، تغییر عمده از ترمینال‌ها به کامپیوترهای شخصی باشد که توسط شرکت‌هایی چون دِل (Dell) و مایکروسافت (Microsoft) تغذیه شد یا بکارگیری گسترده‌ی اینترنت که باعث رشد سیسکو شد و یا اخیراً تغییر ساختاری به سمت مصرف مبتنی بر همکاری (collaborative comsumption) که Airbnb را به پیش می‌برد، در هر صورت، شرکت‌های تحول‌آفرین، موج‌هایی را که بر روی آن سوار می‌شوند، ایجاد نکرده‌اند. مثل موج‌سوارانی که به اوج چشم دارند، پایه‌گذاران هم موج خود را پیدا می‌کنند و اغلب آن را بسیار زودتر از دیگران می‌بینند.

آن‌ها از دوراندیشی کافی برای اینکه اول آینده را ببینند، بینشی که با آن تخته‌ی موج‌سواری مناسب را بسازند، اشتیاقی که به کمک آن تا دوردست‌ها در اقیانوس میان کوسه‌ها (و منفی‌باف‌ها) بروند خیلی پیش‌تر از آنکه به موج بخورند و در نهایت، عزمی پولادین که بر بالای موج‌ها سواری کنند حتی زمانی که آن‌ها تا ارتفاعات وحشتناک بلند می‌شوند، برخوردار هستند و به راه‌هایی قدم می‌گذارند که نمی‌توانستند آن را پیش‌بینی کنند.

  1. نسبت به انجام هر چیز دیگری بی‌اشتیاق باشید. اگر فکر می‌کردید که پیوستن به پی‌پال (PayPal) به عنوان کارمند شماره‌ 9 جذاب بود (و این واقعاً بسیار جذاب بود)، شما در آن زمان آماده نبودید. بنیان‌گذاران بزرگ هیچ کار دیگری انجام نمی‌دهند. آن‌ها حاضرند مهم‌ترین روابط خود را به کار بگیرند، شبانه‌روز کار کنند و ریسک‌هایی را برعهده بگیرند که از دید دیگران احمقانه به نظر می‌رسد. آن‌ها دیوانه‌وار هدایت می‌شوند و نابینایی گزینشی دارند. اگر تمام ریسک‌ها را می‌فهمیدند، بسیاری از آن‌ها به سمت جلو حرکت نمی‌کردند.

من هیچوقت نصیحتی را که در زمان فکرکردن برای هدف‌گرفتن کسب و کار DSL در سال 1997 در SourceComm دریافت کردم، از یاد نخواهم برد. یکی از مشاوران مهم اولیه، جیم گالاهر (Jim Gallagher)، به من گفت که بنیان‌گذاران فوق‌العاده به اندازه‌ای نادان هستند که ریسک‌ها را درک نکنند و به قدری باهوش‌اند که در لحظه‌ مواجهه، بر آن‌ها غلبه کنند.

اینکه شما در حال حاضر آماده نیستید به این معنا نیست که در آینده هم نخواهید بود.

فقط به تعداد کسانی که از پی‌پال (PayPal) بیرون آمدند و به سمت تأسیس شرکت‌های بزرگ رفتند، نگاهی بیاندازید: استیو چن (Steve Chen)، چاد هِرلی (Chad Hurley) و جواد کریم (Jawed Karim) با یوتیوب (YouTube)، ناتان گتینگز (Nathan Gettings) با پالانتیر (Palantir)، رید هافمن (Reid Hoffman) با لینکدین (LinkedIn)، دیوید ساکس (David Sacks) با یامر (Yammer) و جِرِمی استاپلمن (Jeremy Stoppelman) و روس سیمونز (Russ Simmons) با یلپ (Yelp). در جهان استارتاپ‌ها که اغلب بی‌صبری و بی‌قراری پاداش می‌گیرد، زمان‌هایی هست که صبر می‌تواند شما را بنیان‌گذار بهتری کند.

شاید از این مطالب هم خوشتان بیاید.

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.