چه زمانی سرمایه گذاری‌‌ تبدیل به قمار شد؟

برای هر فردی که بازار کریپتوکارنسی را در سال‌‌های اخیر دنبال کرده است، این حقیقت انکار ناپذیر است که افرادی که در این فضا، از سرمایه گذاری‌‌ سخن می‌‌گویند، معمولا منظورشان قمار است. این تلفیق سرمایه گذاری‌‌ با قمار، تا حدی وابسته به وضعیت اقتصادی گسترده‌‌تری است که بخش وسیعی از جامعه را به خارج از سرمایه گذاری‌‌ سنتی و به داخل حوزه‌‌های پرمخاطره‌‌تر رانده است. این امر، توسط فناوری و گرایشات جدید، شامل تلفن‌‌های همراه و بازی‌‌‌‌سازی تشدید شده است که همگی آن‌ها، برای مجذوب نگاه داشتن کاربران در نظر گرفته شده‌‌اند. علاوه بر این، این سرمایه گذاری‌‌‌‌ها عمدتا منجر به بازاریابی نیز شده‌اند و از طریق رسانه‌‌های جمعی، حمایت مالی و اعلام پشتیبانی افراد مشهور به پیش رانده شدند. در این مقاله به بررسی دلایل این شرایط به وجود آمده در جهان غرب و تبدیل سرمایه گذاری به قمار و شرط بندی و یک ابزار پر زرق و برق و فریبنده در اقتصاد امروز می‌پردازیم.

2 109

برای وضعیت کنونی در حوزه سرمایه گذاری، دو عامل مهم مؤثر برای جهان غرب وجود دارد که هر دو، از بحران مالی نشات می‌‌گیرند. اولین عامل، به پایین بودن رشد دستمزد واقعی در اکثر کشورهای توسعه‌‌یافته مرتبط شده است. دومین عامل، نتیجه‌‌ تسهیل کمی و دوره‌‌ی رونق دارایی طولانی دهه است که شاهد منفعت ثروتمندترین فرد و حذف فرد معمولی بوده است. ما نشان خواهیم داد که هر دو عامل می‌‌توانند به جای بازده‌‌های کند و ثابت گردآوری‌‌شده در طول زمان، با تمایل به پیروزی‌‌های بزرگ طیف قمار، ارتباط داده شوند.

یک بازیابی نامتقارن

اگر از این بخش اول که به عنوان یک پیش‌‌زمینه‌‌ مختصر برای این مسائل عمل می‌‌کند، مطلع هستید، می‌‌توانید از آن صرف نظر کنید.

یکی از مشکلات از زمان بحران مالی جهانی (GFC) تاکنون، این است که از سال 2009، یعنی زمانی که بازیابی از GFC آغاز شد، رشد، ثابت و محدود بوده است. با این که بسیاری از کشورها، مانند بریتانیا، شاهد اشتغال کامل هستند، اما این امر، با افزایش‌‌های دستمزدی‌‌ که طبیعتا موردانتظار خواهند بود، همراه نبوده است. بر این اساس، کارفرمایان، قادر به حفظ کارکنان بدون افزایش حقوق بوده‌‌اند.

از طرف دیگر، به واسطه‌‌ سیاست معیارهای تسهیل کمی یک دهه به درازا کشیده در سراسر جهان، به جز سیاستی که اکثر افراد ‘معمولی’ را در نظر نگرفته است، جشن گرفتن برای سرمایه‌‌گذاران، یک دهه زمان برد. بانک‌‌های مرکزی به رهبری فدرال رزرو (Federal Reserve) و به دنبال بانک انگلستان (Bank of England)، بانک مرکزی اروپا (European Central Bank) و سایر بانک‌‌ها، تریلیون‌‌ها دلار را به شکل خرید اوراق بهادار چاپ نمودند که این امر، نرخ‌‌های بهره‌‌ی اوراق قرضه‌‌ی دولتی را کاهش داد که این اتفاق نیز طبیعتا سرمایه‌‌گذاران را به جستجوی بازده‌‌های ایمن در سرمایه گذاری‌‌‌‌های دیگر هدایت نمود.

به همین دلیل است که دارایی‌‌ها، متعاقبا بسیار افزایش یافته‌‌اند و آشکارترین مثال‌‌ها از این امر، طولانی‌‌ترین بازار پررونق ایالات متحده در تاریخ و افزایش قیمت سریع املاک در شهرهای سراسر جهان هستند.

CHART

PRIME PROPERTY

اگرچه افزایش قیمت از سال 2007 تاکنون، برای تعدادی از شهرها پایین به نظر می‌‌رسد، به یاد داشته باشید که املاک، یکی از ذینفعان (و علل) اصلی در فراهم نمودن زمینه برای GFC بودند، زیرا آن‌ها یک ابزار مالی گشتند که بر آن‌ها معاملات قماری انجام می‌‌شد. بر این اساس، قیمت‌‌ها در سال 2007، از قبل، بالا بودند و بسیاری از بازارها، سریعا و در عرض چند سال، قیمت‌‌ها را دو برابر نمودند و امثال شانگهای، قیمت‌‌ها را تقریبا چهار برابر نمودند.

کشورهای امن، از استرالیا و نیوزلند گرفته تا بریتانیا و ایالات متحده، شاهد سرمایه گذاری‌‌ کلان از جانب چین بودند که ابتدا، قیمت‌‌های شهرهای ردیف 1 (Tier 1) افزایش یافتند و این افزایش قیمت، سریعا توسط شهرهای ردیف‌‌ پایین‌‌تر دنبال شد. و درحالیکه در آغاز، قیمت املاک بسیارعالی، ابتدا رشد یافت، سپس این امر، قطعا توسط افزایش قیمت املاک سطح عالی و پایین نیز دنبال شد. نه تنها این افزایش قیمت بر املاک مسکونی تحمیل شد، بلکه همچنین قیمت تمام انواع املاک، از انبارها گرفته تا فروشگاه‌‌ها، افزایش یافت.

البته، در خصوص هدف اولیه‌‌ ما، این امر، با رشد دستمزد کند یا محدود همراه بود، به این معنا که خانه‌‌ها، به سرعت دور از دسترس بسیاری از افراد گشتند.

House Price-to-income Rato Around World

مجددا، این نمودار، مربوط به سال 2010 است، یعنی هنگامیکه قیمت‌‌ها، در بسیاری از بازارها و به دنبال افزایش‌‌های قیمتی دهه‌‌های گذشته، از قبل، شروع به بازیابی نموده بودند. این بازه‌‌ زمانی را به سال 2000 یا 1990 بسط دهید. در این صورت، این نمودار، بسیار بدتر به نظر خواهد رسید. برای بیش از سه دهه، قدرت خرید در لندن، نسبتا ثابت بود و از دهه‌‌ی 70 تا 90، قیمت‌‌های مسکن، تقریبا دو تا سه برابر درآمد متوسط بودند. تا سال 2010، این رقم، به بیش از 10 برابر افزایش یافت که در مقایسه با رقم بسیاربزرگ غیرقابل‌‌دستیابی حقیقی هنگ‌‌کنگ، اسفناک به نظر می‌‌رسد. در سال 2017، هنگ‌‌کنگ، شاهد این امر می‌‌باشد که درآمد متوسط، تقریبا 19 تا 20 برابر درآمد است.

بنابراین، چه افرادی در حال خرید تمام این خانه‌‌ها بودند؟ خب، این افراد، افرادی که در آن خانه‌‌ها زندگی می‌‌کنند نیستند. از سال 2004 تا 2014، تعداد افراد 25 تا 34 ساله‌‌‌ای که در حال اجاره‌‌ی خانه هستند، از 20% به 46% افزایش یافته است، درحالیکه مالکیت خانه، از تنها زیر 60% به 36% کاهش یافت. به طور کلی، نرخ مالکیت خانه در بریتانیا، از 70.9% در سال 2003 به 62.9% در سال 2015 کاهش یافت که این نرخ، پایین‌‌ترین نرخ در مدت بیش از 30 سال بود.

در عوض، بازده‌‌ها به سرمایه‌‌گذاران نهادی و افراد دارای سرمایه برای سرمایه گذاری‌‌ (اکثر خریداران خارجی‌‌ای که شروع به حمایت از بازارهای مسکن در سراسر جهان نمودند) تعلق گرفتند، زیرا بنگاه‌‌های مدیریت سرمایه گذاری‌‌ املاک، در تلاشی برای تأمین تقاضای صندوق‌‌های حقوق بازنشستگی و بیمه‌‌‌‌ی شدیدا نیازمند به یک نوع دارایی توانمند در ارائه‌‌ی بازده‌‌های دلخواه به آن‌ها، از لحاظ اندازه، رشد کردند.

اما بازار سهام چطور شد؟ بازار سهام، ماجرای مشابهی دارد. بازده‌‌ها، به سرمایه‌‌گذاران نهادی تعلق گرفته‌‌اند و قسمتی از بزرگسالان، طبق روند کاهشی ثابتی، در سهام سرمایه گذاری‌‌ کرده‌‌اند.

stock market

علاوه بر این، همانطور که به وسیله‌‌ی تفاوت در ارزش‌‌های سبد سرمایه گذاری‌‌ بین 25 و 75 درصد مورد تأکید قرار گرفت، تفاوت بین سرمایه‌‌گذاران بزرگتر و کوچکتر نیر کماکان افزایش می‌‌یابد:

stock investment values

به هر حال، با وجود تمام آن شرکت‌‌های سودبرنده از یک اقتصاد پررونق، آیا کارکنان، مطمئنا شاهد مقداری پاداش از طریق یک سهم رو به افزایش از درآمد شرکت می‌‌باشند؟ دوباره فکر کنید.

workers share of corporate income hasnt recovered

اگرچه این امر، عمدتا به کشورهای غربی متمرکز شده است، اما ژاپن نیز مثال قابل توجهی از یک اقتصاد در حال رکود می‌‌باشد. رشد دستمزد، تاحدودی ثابت است، زیرا از سال 1971 تا کنون، سهم درآمد شرکت، در تقریبا 43% باقی مانده است. اقتصاددانان، برای کارگران ژاپنی، یک افزایش حقوق 1 درصدی در سال 2018 پیشبینی می‌‌کنند. این افزایش حقوق، ناچیز است، اما بیشترین میزان افزایش حقوق از سال 1997 تاکنون خواهد بود.

سقوط شدید نسل هزاره

مطلب بالا، وضعیت رو به وخامت جامعه را به طور کلی بررسی می‌‌کند، اما رکودهای اقتصادی، به طور یکسان بر افراد اثر نمی‌‌گذارند و افراد جوان، بخش عمده‌‌ی سقوط‌‌ را متحمل می‌‌شوند. چند دلیل برای این اتفاق وجود دارد، اما این دلایل، عمدتا به این امر مربوط می‌‌شوند که افراد جوان‌‌تری که تجربه یا مدارج کمتری برای اتکا دارند و همچنین، شانس افزایش دارایی‌‌ها (که همانطور که مشاهده شد، بسیار بهتر عمل نمودند) را نداشته‌‌اند، به احتمال زیادتری به کارهای غیرایمن‌‌تر (کار خرده‌‌فروشی، فصلی یا موقت) مشغول هستند. در نتیجه، نسل‌‌های جوانتر، خود را متحمل صدماتی از تمام جوانب یافتند، زیرا مشاهده نمودند که:

  • درآمد آن‌ها به شدیدترین میزان کاهش می‌‌یابد.
  • قیمت‌‌‌‌های مسکن افزایش می‌‌یابند، یعنی یک پیشرفت که آن‌ها را محروم از این فرصت باقی گذاشت
  • بسیاری از کارفرمایان خبره، از تجارت خارج می‌‌شوند، زیرا خرده‌‌فروشان بزرگ، به وسیله‌‌ی شرایط دادوستد نامساعد و آسیب‌‌پذیری ساختاری خاص بخش به گرایشات متغیر مصرف‌‌کننده مانند تجارت الکترونیک ضربه خوردند.

real median earnings growth

خبرهای بد برای نسل‌‌های جوانتر، تنها به همین موارد ختم نمی‌‌شوند. اکنون، طرح‌‌های حقوق بازنشستگی، عموما کمتر موردپسند هستند و زمانی که به‌‌ مرحله‌‌ی استفاده نمودن از پس‌‌اندازهای خود می‌‌رسند، با کسری بودجه‌‌ی عظیمی مواجه می‌‌شوند و به سال‌‌های بازنشستگی عموما رو به افزایش، ضمیمه شده‌‌اند. و مسائل دیگری نیز وجود دارند. برای مثال، یکی از آن‌ها، هزینه‌‌ی گزاف آموزش در کشورهایی مانند ایالات متحده است.

فنا و یأس

تمام این موارد، منجر به ایجاد شرایطی نگران‌‌کننده برای افراد معمولی می‌‌شوند:

  • آن‌ها به تدریج احساس می‌‌کنند که وضعیت آن‌ها وخیم‌‌تر می‌‌شود، زیرا حتی اگر رشد دستمرد واقعی در حال پیشی جستن از تورم باشد، افزایش‌‌های قیمت مسکن را خنثی نمی‌‌کند. دلیلی برای این که چرا دولت‌‌ها تلاش می‌‌کنند که مالکیت خانه را ترویج دهند وجود دارد و دلیل آن، این است که مالکیت خانه، امنیت فراهم می‌‌کند و تضمینی برای افراد در شرف بازنشستگی است.
  • سرمایه گذاری‌‌‌‌ها، در بالاترین قیمت‌‌ خود قرار دارند، اما اکثر افراد، با توجه به این که مالکیت سهام، به طور قابل‌‌توجهی کاهش یافته است، اصلا از این امر بهره‌‌مند نشده‌‌اند.
  • از میان افرادی که سرمایه گذاری‌‌ نموده‌‌اند، اکثر آن‌ها، در خلال حقوق‌‌های بازنشستگی خود و بنابراین، در حال تلاش برای کسب منفعت در زمان حاضر خواهند بود.
  • آن‌ها دیگر در حال مبارزه برای رقابت در حوزه‌‌ محلی خاص خود نیستند، بلکه اکنون، در جستجوی یک مسکن و در حال مبارزه با سرمایه جهانی می‌‌باشند.

از آنجایی که این سرمایه ذخایر آشکار خود را از دست داده، این موضوع باعث ایجاد انفجارهای خاص در بازار شده است.  این انفجارها، نه تنها جهان هنر را که در آن دائما رکوردهای فروش جا به جا می‌شوند، بلکه  کالاهای لوکسی مانند ساعت‌‌ها را نیز در بر می‌گیرد.

همچنین، کریپتوکارنسی، تعمیم دیگری از این امر گشته است.  با وجود آن که تا به امروز، به کمک پارامترهای سختگیرانه‌‌ی سرمایه گذاری‌‌ که باید آن‌ها را رعایت کنند و وضعیت تثبیت‌‌نشده‌‌ی کریپتوکارنسی به عنوان یک نوع دارایی، سرمایه‌‌ی نهادی محدود بوده است، اما چنین محدودیت‌‌هایی، در مورد افراد دارای ثروت خالص (HNWI) و دفاتر خانوادگی وجود ندارند.

تغییر از سرمایه گذاری‌‌ به قمار

همواره سرمایه گذاری‌‌‌‌های پرمخاطره و سهام کم‌‌ارزش که غالبا با عنوان سهام قمار شناخته می‌‌شود، وجود داشته‌‌اند. علاوه بر این، همواره کلاهبرداری‌‌های نیز وجود داشته‌‌اند.

نکته‌‌ای که احتمالا در زمان حاضر متفاوت می‌‌باشد، آن است که:

  • تلفن‌‌های همراه و ارتباطات اینترنتی فراگیر، دسترسی آسانتر و بررسی سرمایه گذاری‌‌‌‌ها در همه حال را تسهیل نموده اند.
  • بازی‌‌گونه‌‌سازی، به طور فزاینده‌‌ای به عنوان ابزاری برای حفظ کاربران و ایجاد علاقه در آن‌ها استفاده می‌‌شود.
  • اینترنت و رسانه‌‌های جمعی، ایجاد ترس از دست دادن (FOMO) جهانی را ساده‌‌تر نموده‌‌اند.
  • اگر من با شما درباره‌‌ی سایتی صحبت می‌‌کردم که در آن می‌‌توانستید در دارایی‌‌ها سرمایه گذاری‌‌ نمایید و وب‌‌سایت، دارایی‌‌های مذکور دارای فلش‌‌های قرمز و سبزی را نشان می‌‌داد که نشانگر سود و زیان روزانه‌‌ی آن‌ها بودند، چه میشد؟ در کدام قسمت می‌‌توانید برای کوتاه یا بلندمدت معامله کنید؟ در کدام قسمت، سود سهام پرداخت می‌‌شود و در کدام قسمت، تجزیه‌‌ سهام صورت می‌‌گیرد؟ مشابه یک بورس سهام حقیقی به نظر می‌‌رسد، درست است؟

اشتباه است.

این سایت، یک بورس سهام نیست، بلکه به بیان دقیق‌‌تر، یک نمایه‌‌ی فوتبال (Football Index) است. این نمایه، بنا بر ادعا یا اعلام خود، “بازار سهام فوتبال” است که امکان خرید سهام برحسب بازیکنان به منظور سرهم‌‌بندی یک سبد سرمایه گذاری‌‌ برای سرمایه گذاری‌‌ و معامله را برای سرمایه‌‌گذاران فراهم می‌‌کند.

Football Index

مثال‌‌های بیشماری از این نوع سرمایه گذاری‌‌ ریسک پذیر جدید وجود دارند. این نوع سرمایه گذاری‌‌، تظاهر به یک دارایی جدید پرمخاطره بودن می‌‌کند، اما چیزی بیش از یک قمار مجلل نمی‌‌باشد. با این وجود، کاربران، به گونه‌‌ای به آن می‌‌پردازند که گویی یک سرمایه گذاری‌‌ است:

Football Index

مثال‌‌های دیگر، شامل امثال ورزش‌‌های فانتزی در ایالات متحده می‌‌باشند که این ورزش‌‌ها را برای غلبه بر قوانین دشوار، به یک وسیله‌‌ی قمار تغییر شکل داده است. اکنون، Draft Kings و Fan Duel، از طریق فراهم نمودن امکان قمار روی ورزش‌‌ها برای کاربران، در یک ماه، بیش از 200 میلیون دلار ایجاد می‌‌کنند، اما این امر، توسط ‘متخصصانی’ که هزاران ورودی را ثبت می‌‌کنند و فرد معمولی را با یک فرصت موفقیت زودگذر رها می‌‌کنند، تحت تأثیر قرار گرفته است.

در واقع، می‌‌توان استدلال نمود که اولین تغییر به یکسان فرض نمودن قمار با سرمایه گذاری‌‌، با ظهور شرط‌‌بندی گسترده‌‌ای روی داد که در اواخر دهه‌‌ی 90 و اوایل دهه‌‌ 00، به محبوبیت رسید. شرط‌‌بندی گسترده، امکان شرط‌‌ بستن روی تغییر قیمت یک دارایی بدون الزام به داشتن خود دارایی اصلی را برای سرمایه‌‌گذاران فراهم می‌‌کند. شرط‌‌بندی گسترده، امکان اعمال نفوذ شدید را نیز فراهم می‌‌کند و مشابه قمار، در بریتانیا، معاف از مالیات است (در حاشیه باید بگویم که بریتانیا، یک پیشرو در هر دو بازار قمار و شرط‌‌بندی گسترده می‌‌باشد).

در ادامه، یک تعریف متداول از شرط‌‌بندی گسترده آورده شده است:

شرط‌‌بندی گسترده، برخلاف سرمایه گذاری‌‌ سهام بلندمدت، یک روش سرمایه گذاری‌‌ هیجان‌‌انگیز و کوتاه‌‌مدت می‌‌باشد که در آن، معامله‌‌گران، نتایج را به محض این که رخ می‌‌دهند، مشاهده می‌‌کنند. شرط‌‌بندی گسترده که روی یک ریزمقیاس در دوره‌‌های سرمایه گذاری‌‌ صورت می‌‌گیرد، این امکان را برای معامله‌‌گران فراهم می‌‌کند که در تنها یک روز، ساعت یا حتی دقیقه و بسته به میزان سرعت دلخواه برای معامله‌‌ی خود، ببرند (یا ببازند).

مطمئنا بسیار مشابه قمار به نظر می‌‌رسد. FCA (مرجع نظارت بر عملیات مالی)، در سال 2016 برآورد نمود که 82% از افرادی که شرط‌‌بندی گسترده انجام می‌‌دهند، به‌‌ طور متوسط، به اندازه‌‌ی 2.200 پوند پول از دست می‌‌دهند.

این تغییر، همراه با افزایش شبیه سازی فعالیت‌‌های ملالت‌‌آور دیگر به یک بازی بوده است. اکنون، شرکت‌‌های سرمایه گذاری‌‌ شاهد، به منظور آزمودن مخاطبان جوان‌‌تر و جذابیت داشتن برای آن‌ها، در حال پرداختن به بازی‌‌‌‌سازی هستند و شرکت‌‌های مدیریت ثروتی همانند فیت‌‌بیت (FitBit)، به منظور ترغیب افراد به پس‌‌انداز/سرمایه گذاری‌‌، نشآن‌ها و جوائز را اضافه می‌‌کنند یا شرکت‌‌های مدیریت دارایی‌‌، طراحان بازی ویدئویی را به منظور بهبود تعامل مشتری استخدام می‌‌کنند.

با این وجود، این امر، در هر زمینه‌‌ی مجزا قابل درک است. مدیر سرمایه گذاری‌‌ A، خواهان مشتریان نسل هزاره است. نسل‌‌های هزاره‌‌ای همانند سیستم‌‌های بازی‌‌نمایی‌‌شده! درک دلیل اصلی ساده است. به هر حال، این امر، احتمالا علاوه بر کم‌‌رنگ نمودن مرز بین قمار و سرمایه گذاری‌‌، این اثر را خواهد داشت که مشاهده می‌‌کنیم فعالیت‌‌های قمار و سرمایه گذاری‌‌ معین به موقعیتی بینابین می‌‌رسند. شرکت‌‌های قمار، این رویه را دهه‌‌ها قبل متوجه شدند که به منظور نگاه داشتن مردم در امر قمار، باید برای ترغیب آن‌ها، محرک‌‌هایی ارائه کنید و موجب شوید که حتی زمانیکه در حال برد نیستند نیز به گونه ای احساس کنند که گویی در حال برد هستند.

ظهور سرمایه گذاری‌‌ بازاریابی‌‌محور

پیش از آن که چگونگی ارتباط این امر با کریپتوکارنسی را مورد بررسی قرار دهیم، بیایید به طور خلاصه بررسی کنیم که چگونه بازاریابی، این سرمایه گذاری‌‌‌‌های/ قمار پرمخاطره را به پیش می‌‌راند.

اولا، رسانه‌‌های سنتی، در گزارش دادن درباره‌‌ حوزه‌‌های جدید مانند کریپتوکارنسی، کند بوده‌‌اند و بنابراین، متأسفانه فاقد توانایی برای انجام این امر به شیوه‌‌ای بسیاردقیق بوده‌‌اند. این امر، مخالف مسائل متوجه روزنامه‌‌نگاران تمام زمینه‌‌ها است که مدل‌‌های کسب و کار بی‌‌ثبات و اینترنت، در زمره‌‌ی این مسائل هستند. رسانه‌‌ها، مسئولیت خود در مقابل گزارش درباره‌‌ی حوزه‌‌هایی مانند کریپتوکارنسی را سلب نموده‌‌اند و فضای خالی‌‌ای برای تسلط جهان بی‌‌قانون رسانه‌‌های جمعی باقی گذاشته‌‌اند.

رسانه‌‌های جمعی، این امکان را برای افراد دارای منافع شخصی فراهم نموده‌‌اند که پیام‌‌های بازرگانی همیشگی برای شرکت‌‌های خود داشته باشند. برای مثال، معاونان (VCs) هرگز بیشتر از یک پیشنهاد آشکار برای خدمات خاص خود، درباره‌‌ی باور خود به کریپتوکارنسی با حرارت صحبت نمی‌‌کنند. افراد بانفوذ توئیتر، هر چه که برای بازاریابی آن پول دریافت نمودند را بازاریابی می‌‌کنند. این امر، منحصر به توئیتر نیست؛ شما با تحلیلگران فوتبال‌‌ایندکس (FootballIndex) دارای مقادیر رو به افزایش دنباله‌‌رو نیز مواجه خواهید شد.

تمام این رسانه‌‌ها، خوب هستند، زیرا هیچ قوانین حاکمی بر آن‌ها وجود ندارد (یا به هر حال، پیش از سخت‌‌گیری‌‌های اخیر وجود نداشت). این رسانه‌‌ها را با صنعت سرمایه گذاری‌‌ واقعی بسیارقانونی مقایسه نمایید. دلیلی برای این که چرا مدیران سرمایه گذاری‌‌، زیاد درباره‌‌ی فرصت‌‌های در مقابل تمام افراد اطلاع نمی‌‌دهند وجود دارد و آن دلیل، این است که صنعت سرمایه گذاری‌‌ واقعی، در رابطه با بسیار دشوار نمودن آن، بسیار قانونی است.

همچنین، رسانه‌‌های جمعی، امکان بحث و تعامل را فراهم می‌‌کنند که این امر، فضا را غنی می‌‌نماید، اما اغلب اوقات، این امر، به حاشیه رانده می‌‌شود. با این وجود، پیوند خدماتی مانند StockTwits با بازی‌‌گونه‌‌سازی سابقا مورد بحث قرارگرفته، به همان صورت که توئیتر موجب انتشار ایده‌‌های سرمایه گذاری‌‌ می‌‌شود، امکان به آسانی ارتباط برقرار نمودن را برای سرمایه‌‌گذاران فراهم می‌‌کند. مجددا، این امر، برای سرمایه گذاری‌‌‌‌های ‘واقعی’، کمرنگ می‌‌شود و برای مثال، تقاطع قابل‌‌توجهی بین امثال توئیتر تسلا (Tesla) و توئیتر کریپتو (Crypto) وجود دارد.

مسیر نهایی فعالیت‌‌های بازاریابی برای قمار بزک‌‌شده به صورت سرمایه گذاری‌‌، همراه با اعلام پشتیبانی و طرفداری افراد مشهور حاصل می‌‌شود. تشابه قسمت زیر را درک می‌‌کنید؟

کریپتوکارنسی: مفهوم نهایی ‘قمار-سرمایه گذاری‌‌’ بازاریابی محور

کریپتوکارنسی، نمایشگر این روند جدید قمار بزک‌‌شده به صورت سرمایه گذاری‌‌ است. کریپتوکارنسی، یک قمارخانه‌‌ی همیشگی می‌‌باشد که:

  • هزاران دارایی مختلف را ارائه می‌‌کند- یکی از آن‌ها را دوست ندارید؟ دیگری را انتخاب کنید!
  • یک جریان اخبار مداوم دارد که تمام آن‌ها، آشکارا در رسانه‌‌های جمعی یا تالارهای گفتگو انتشار می‌‌یابند.
  • مملو از شرکت‌‌هایی است که از نوسان، پول کسب می‌‌کنند و به شما در محاسبه‌‌ی منافع خود در صورتی که در تاریخ X سرمایه گذاری‌‌ کرده باشید، کمک می‌‌نمایند
  • قیمت‌‌یابی‌‌ها را براساس مبانی در نظر نمی‌‌گیرد، بلکه براساس این که چه کسی می‌‌تواند به بهترین وجه به فروش برساند و اداره نماید، مورد توجه قرار می‌‌دهد

با توجه به وضعیت نوپای این صنعت، هیچ آماری درباره‌‌ی افراد معتادشده به قمار از طریق سرمایه گذاری‌‌ کریپتوکارنسی موجود، وجود ندارد. با این حال، من علاقمند به مشاهده‌‌ی تعداد افرادی هستم که به وسیله‌‌ی دو سال گذشته‌‌ی کریپتوکارنسی، قدرت فکری و میل شدید به ریسک خود را برای تمام عمر، تباه نموده‌‌اند. هنگامیکه به مشاهده‌‌ی افزایش‌‌های روزانه‌‌ی 100 درصدی در کریپتوکارنسی عادت دارید، اهمیت دادن به یک افزایش سالانه‌‌ی 5 درصدی در سبد سرمایه گذاری‌‌ سهام خود بسیار دشوار است. دلیلی برای معتاد شدن افراد به قمار وجود دارد و آن دلیل، این است که قمار، به شیوه‌‌ای مشابه استفاده از ماده‌‌ی مخدر، آزاد شدن دوپامین را تسهیل می‌‌نماید.

برنامه‌‌های کاربردی‌‌ مانند بلاک‌‌فولیو (Blockfolio) و دلتا (Delta)، این امکان را برای کاربران فراهم می‌‌کنند که در صورتی که میل داشته باشند، سبدهای سرمایه گذاری‌‌ خود را در هر دقیقه بررسی نمایند و به وسیله‌‌ هر فلش سبزی که در صفحه چشمک می‌‌زند، یک واحد دوپامین ارائه می‌‌کنند. اعداد، واقعی به نظر نمی‌‌رسند و بسیاری از کاربران، تقریبا به طور کامل، از ارزش واقعی سبد سرمایه گذاری‌‌ خود دور شده‌‌اند.

این امر، جالب است، زیرا صحیح است.

هرگز کمبود چیزی جالب که در حال رخ دادن در بازار باشد، وجود ندارد. همواره توکن دیگری برای بررسی و خرید بخشی از آن وجود دارد. همواره، آن امید که این توکن، بلیط بخت آزمایی شما برای ورود به جامعه‌‌ی ثروتمندان و بیت کوین یا اتریوم شماست، وجود دارد.

حتی گروه‌‌های پامپ و دامپی نیز وجود دارند که تعهد منافع سریع را ارائه می‌‌کنند. اگرچه شرکت‌‌کنندگان می‌‌دانند که آن‌ها، احتمالا به همان صورتی در پامپ خواهند بود که در دامپ هستند.

متأسفانه، همانند مواد مخدر که هر چه بیشتر سرمست می‌‌شوید، قدرت تحمل بیشتری نسبت به آن ایجاد می‌‌کنید، در اینجا نیز، همواره، به سرمایه گذاری‌‌‌‌های ریسک ‌‌پذیر ریسک‌‌دار بیشتری برای تکرار چنین سرمستی‌‌هایی نیاز دارید. ساینتیفیک آمریکن (Scientific American)، اشاره نمود که “در پژوهش سال 2003 دانشگاه ییل (Yale University) و پژوهش سال 2012 دانشگاه آمستردام (University of Amsterdam)، قماربازهای بیماری که از آن‌ها آزمون‌‌های سنجش تحریک‌‌پذیری گرفته شد، به طور غیر طبیعی‌‌ای، سطوح پایینی از فعالیت الکتریکی در نواحی مغز پیش‌‌ سری که به افراد در تشخیص ریسک‌‌ها و سرکوب غریزه کمک می‌‌کنند، داشتند.”

در طی بازار پررونق، به کرات، گلایه‌‌هایی مبنی بر این امر وجود داشتند که یک کوین، رؤیاگونه نبود، زیرا در چند روز گذشته، قیمت آن، ‘تنها’ بیش از 50% افزایش یافته بود یا زیرا در چند ماه گذشته، تنها 5 برابر شده بود. سرعت بازار که توسط تعداد افراد فعال در آن که همگی، دائما صحبت می‌‌کنند، هدایت شده است، زمان را تحریف می‌‌کند. یک روز در کریپتوکارنسی، مانند یک ماه در سرمایه گذاری‌‌‌‌های معمولی می‌‌باشد. کریپتوکارنسی، جهان موازی خاص خود گشت که تنها توسط افراد درون آن، قابل درک است. افزایش قیمت، کمتر از 20% است؟ تنها یک آسیب است. افزایش قیمت، بیش از 100% است؟ یک سه‌‌شنبه‌‌ی معمول است. نوسان، از یک نگرانی، تبدیل به تنها یک حقیقت می‌‌شود. اکثر افراد، به سادگی، نسبت به آن، بی‌‌تفاوت می‌‌شوند.

متأسفانه، اعتیاد به قمار، میلیون‌‌ها نفر را تحت تأثیر قرار می‌‌دهد و این عدد، تنها افزایش خواهد یافت، زیرا عمل قمار، ساده‌‌تر و متنوع‌‌تر از همیشه می‌‌باشد. در بسیاری از کشورها، قمار، دیگر بدنام نیست (تعداد پیام‌‌های بازرگانی و حامیانی که در حال مزین نمودن ورزش‌‌های بریتانیایی می‌‌باشند و همچنین، آسان گرفتن قانون در کشورهایی مانند ایالات متحده را مورد توجه قرار دهید) و در کشورهای دیگر، انجام محرمانه‌‌ی آن، در حال آسان‌‌تر شدن است. مجددا، به لطف تلفن‌‌های همراه و اینترنت، این امر بدان معناست که آن روزها که قمار نمودن، به معنای ملاقات یک فرد معتاد و دلالان شرط‌‌بندی افسرده‌‌کننده یا یک دلال شرط‌‌بندی کوچه‌‌پشتی تاریک بود، گذشته‌‌اند.

با در نظر گرفتن نتایج ترکیب‌‌شده براساس کشور و فعالیت قمار مورد بحث، هیچ مدرک آشکاری برای اثبات یک همبستگی بین قمار و شرایط اقتصادی وجود ندارد. با این حال، با توجه به پیشرفت‌‌های فنی‌‌ مانند بازی‌‌‌‌سازی همراه با چالش‌‌های متوجه نسل‌‌های جوان‌‌تر و گران‌‌قیمت به نظر رسیدن بسیاری از انواع دارایی و مقبول شدن بیش از پیش قمار در بسیاری از کشورها، احتمالا کماکان شاهد یک ابهام بین قمار و سرمایه گذاری‌‌ خواهیم بود. احتمالا کریپتوکارنسی، تنها اولین مورد از موارد بسیار دیگر است.

شاید از این مطالب هم خوشتان بیاید.
2 نظر
  1. Kaveh

    عجب مقاله ای. واقعا بررسی مناسبی بود.

  2. turaj

    ممنون از حسن توجه شما

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.