چرا EOS همه چیز را نابود خواهد کرد؟

اگر EOS پیش از این به وجود می‌آمد، شاید اپراتورهای آن به لحاظ قانونی مجرم شناخته می‌شدند. هیچ کس واقعا نمی‌دانست آن‌ها که هستند و چه هدفی را دنبال می‌کنند. اما حالا ارز رمز و به عبارتی تولید و گردش آنارشیک پول با محوریت کامپیوتر و اینترنت، یک پدیده‌ی آشنا است و محاکمه و از بین بردن شبکه‌های ارز رمز عملا غیرممکن است و داستان یگانه پول حقیقی دیگر خریدار ندارد.

0 144

آنچه که هم‌اکنون برای «بلاکچین» رخ داده، پیش‌تر برای محاسبات کامپیوتری اتفاق افتاده است. این رویداد مشابه اتفاقی است که در دهه‌ی ۸۰ میلادی بر سر تحقیق و توسعه هوش مصنوعی آمد؛ توسعه‌ی افسار گسیخته‌ی فناوری‌ای که سطح پیچیدگی آن (که مستلزم هزینه‌های سنگین‌تری است) هیچ سنخیتی با شرایط بازار ندارد. پدیده‌ی ارزان‌سازی چیزی است که در تمامی صنایع تجاری اتفاق می‌افتد زیرا این صنایع طی چند دهه رقابت رشد می‌کنند و به بلوغ می‌رسند. اما در بلاکچین، یک دهه را می‌توان در یک یا دو سال جای داد.

بیت‌کوین محصول سایفرپانک‌ها (cypherpunks) یا همان هنجارشکنان سایفر بود. کسانی که پیوسته تصور می‌کنند دولت در حال رصد کردن مردم است و در نهایت کسانی که درمورد حریم خصوصی پارانویا دارند نجات پیدا می‌کنند. طبیعی است که آن‌ها برای حل مشکل دوبار خرج کردن (استفاده مجدد از یک ارز دیجیتال) راه‌حلی ابداع کرده‌اند که بر اساس یک شبکه‌ی باز همتا به همتا از گره‌های ناشناس کار می‌کند. آنان این فناوری را طوری طراحی کردند که نسبت به حمله‌ها‌ی هماهنگ کارتل پول جهانی و دولت‌هایی که کنترل شدیدی روی آن‌ها اعمال می‌کنند، بالاترین میزان انعطاف‌پذیری را داشته باشد.

اگر به خاطر داشته باشید خالق بیت‌کوین خود را پشت نام مستعار ساتوشی ناکاموتو (Satoshi Nakamoto) پنهان کرده بود و هنگامی که ویکی لیکس (Wikileaks) تصمیم گرفت برای کمک‌های بلاعوض خود از بیت‌کوین استفاده کند ناکاموتو به وحشت افتاد و اعلام کرد هنوز برای این کار « خیلی زود » است و نوسان سنگین در به کارگیری شبکه‌ی بیت‌کوین (و همینطور توجه قدرت‌مندان) ممکن است آن را نابود کند و این سیستم مراحل اولیه‌ی توسعه‌ی خود را طی می‌کند. صاحب چنین طرز فکری هرگز تصور نمی‌کرد که حتی پس از موفقیت بیت‌کوین پدیده‌ای مانند EOS برای اجرای یک سیستم پولی آنارشیستی کفایت کند.

پروتکل بیت‌کوین، جدا از هزینه‌های عملیاتی بازدارنده‌ی خود، در اثر نیاز به ایجاد یک دفتر ثبت جهانی میان ده هزار گره ناشناس در سطح مصرف‌کننده به وجود آمد و جواب داد. بیت‌کوین با پهنای باند جهانی ۳ تراکنش در هر ثانیه نه تنها به عنوان یک نمونه‌ی اولیه موفق بود بلکه ثابت کرد پول آنارشیک وجود دارد و ساخت آن امکان‌پذیر است. اما در ادامه‌ی کار تبدیل به یک مکتب جهانی شد، طوری که ارزش شبکه‌ی بیت‌کوین در حالت حداکثری به $۳۴۰,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰ رسید.

مردم آرام آرام از دیدگاه بدبینانه‌ی سایفرپانک (هنجار شکنی سایفری) عقب کشیدند. ملزومات امنیتی بیت‌کوین به حداکثر رسیده است؛ برای نمونه هر تراکنش باید به تک تک گره‌ها مخابره و توسط آن‌ها پردازش شود. این مساله باعث شد چند پروژه با زیر سوال بردن لزوم استفاده از چنین سطح امنیتی بیش از اندازه‌ای شروع به کار کنند. این پروژه‌ها امیدوار بودند بتوانند از چند مسیر حمله صرف نظر کنند و با اینکار صرفه‌جویی قابل توجهی در کارکرد (نسبت به بیت کوین) داشته باشند.

از اوایل سال ۲۰۱۸، آنچه که بیش از همه توجهات را به خود معطوف ساخته، بحث « مقیاس » است. عمده‌ی پروژه‌های بلاکچین برای کسب عنوان بالاترین تراکنش در هر ثانیه رقابت می‌کنند و در کنار آن مزایایی همچون امنیت شناسایی کاربر (NEO) فراهم نموده‌اند. از دید کارشناس برخی از طرح‌های ارائه شده برای مقیاس‌دهی بی‌جهت پیچیده است زیرا این طرح‌ها به دلیل اصرار بر رویکرد سایفرپانک، مستلزم گسترش افسار گسیخته‌ی شبکه‌ی همتا به همتایی از گره‌ها هستند و در بسیاری از موارد همچنان با همان گره‌های معمولی با پهنای باند خانگی طراحی شده‌اند.

پروژه‌هایی همچون EOS و لیسک (Lisk) برگرفته از زاویه‌ی دید متفاوتی هستند. در این پروژه‌ها فرض بر آن است که شمار اندکی گره کامل در شبکه بلاکچین وجود دارد و این گره‌ها «اَبرَ همتا» (super-peer) خواهند بود. EOS به طور مشخص بر این عقیده است که اصلا نیازی به درنگ نیست و اعلام کرده: « ما در آینده ۲۰ شرکت بسیار پایدار، بسیار عمومی (شناخته شده)، با بودجه بسیار بالا در سطح جهان خواهیم داشت که در غالب یک شبکه‌ی پوشش‌دهنده حلقه توکنی (token ring) عمل می‌کنند. این شرکت‌ها با چرخش سریع سه ثانیه‌ای هرکدام رهبری شبکه را به دست می‌گیرند و صدور بلوک‌های جدید در شاخه‌های عظیم شبکه برای ابر همتایان دیگر را به پیش می‌برند. این شبکه از چنان پهنای باندی برخوردار می‌شود که تنها عامل محدودیت آن،  قدرت انجام کار توسط کامپیوترها و شبکه‌ها خواهند بود.

EOS همانند بیت‌کوین کار می‌کند اما بسیار ارزان‌تر است. با این وجود، اگر EOS پروژه‌ی ساتوشی ناکاموتو بود احتمالا تبدیل به یک پدیده‌ی اجتماعی نمی‌شد. داستان پارانویی سایفرپانک در ریشه‌کن کردن سلطه‌ی روانشناختی شبکه‌ی کارتل پول وابسطه به دولت موثر بود چرا که ابتدا بر قدرت عظیم آن صحه گذاشت (این قدرت تجسم پیدا کرد و در ذهن مردم سراسر جهان واقعی، محکم و خلل‌ناپذیر جلوه کرد) و سپس یک سری دلیل (به لحاظ فنی غیر ضروری اما به لحاظ روانی قانع کننده) ارائه کرد که چرا قادر است این انحصار تک قطبی قدرتمند بر تولید و گردش پول در جهان را شکست دهد.

اگر EOS پیش از این به وجود می‌آمد، شاید اپراتورهای سایت آن (تولید کنندگان بلوک) به لحاظ قانونی مجرم شناخته می‌شدند. هیچ کس واقعا نمی‌دانست آن‌ها که هستند و چه هدفی را دنبال می‌کنند. اما حالا چطور؟ حالا رمزنگاری (crypto) و به عبارتی تولید و گردش آنارشیک پول با محوریت کامپیوتر و اینترنت، یک پدیده‌ی آشنا است و محاکمه و از بین بردن شبکه‌های رمزنگاری عملا غیرممکن است؛ حتی اگر زمانی غیرممکن نبوده باشد.

قدرت شبکه کارتل پول جهانی؛دلار، یورو و غیره،ارزهای متفاوتی که در واقع نه تنها متفاوت نیستند بلکه شاخه‌های یک ارز جهانی وام – محور می‌باشند که به دست تعدادی موسسه بانکی کنترل می‌شود، قدرتی روانشناسانه است. مانند یک مذهب، این قدرت تا زمانی زنده است که مردم عقیده دارند سلطه‌ی آن خلل ناپذیر است. پیش از بیت‌کوین، کسی فکرش را هم نمی‌کرد که بتوان « پول به وجود آورد». چنین کاری مانند کشیدن یک مخدر گیاهی مجرمانه به نظر می‌رسید؛ اما پس از ظهور بیت‌کوین، این قدرت از کار افتاده است.

حالا مردم سراسر جهان می‌دانند این باور که تنها « یک پول » می تواند وجود داشته باشد مسخره و مضحک است. نشان داده شد که مذهب بزرگ موجود همه‌گیر نیست زیرا حالا مذاهب زیادی وجود دارد که مردم می‌توانند هرکدام را که بخواهند برگزینند. در حقیقت مردم آزادند توکن برگزیده‌ی خود را بپرستند و دولت هم به هیچ وجه نباید دخالتی داشته باشد و البته حق ندارد با خشونت توکن خود را تحمیل کند و کسانی را که با آن موافقت نمی‌کنند محاکمه و شکنجه کند.

داستان یگانه پول حقیقی دیگر خریدار ندارد. تلاش برای محاکمه‌ی دست اندرکاران شبکه‌های پول به جایی نمی‌رسد. در سراسر جهان هیچ یک از دولت‌ها نمی‌توانند چنین اقدامی انجام دهند؛ اقدامی که پدیده‌ای همچون EOS را نابود خواهد کرد. مردم می‌توانند و باید پول‌های مختلف ایجاد کنند. در سال ۲۰۱۸ در تنوع پولی در سراسر جهان به اندازه‌ی کافی پیشرفت داشته‌ایم. این همان تغییری است که بین سال‌های ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۸ رخ داد. این همان دستاوردی است که بیت‌کوین محقق نموده است.

دستاوردهای سریع و جهشی و در پی آن هزینه‌های رو به انفجار فاز «دوران طلایی» یک صنعت همگی برخاسته از فرآیند توسعه روایت اجتماعی است؛ فرآیندی که در ماهیت هر صنعتی نهفته است. نخستین گام‌های گرایش اجتماعی برداشته شده و سپس شرایط برای گرایشات بهینه مهیا شده است. برخی از ماشین‌های امریکایی ساخت دهه‌ی ۵۰ زیبا و محکم بودند اما کمربند ایمنی نداشتند. دستاوردی که در عصر طلایی فیلم و بازی‌های ویدئویی (عمق) ظهور کرده جای خود را به دستاوردهایی از نوع دیگر (کامیابی آنی) داده است.

با این تفاسیر، هنگامی که می‌بینیم آیین وام‌دهی و پلیدی ناشی از آن همگی ابداعی هستند، در می‌یابیم که این مساله هیچ قدرتی روی ما ندارد. قدرتی که اسطوره‌ها روی جوامع دارند به این بستگی دارد که جامعه باور کند آن‌ها دسته‌کم تا حدی واقعی هستند. همه‌ی ما فیلم‌های جاسوسی دیده‌ایم. پس اگر خواستار یک پول دیجیتالی جدید هستیم می‌توانیم صرفا به تکثیر اجتماعی در سراسر جهان دست بزنیم و این کار را برای شمار قابل توجهی از کشورهای مختلف انجام دهیم (و بهتر است صرفا برای روز مبادا از نسخه‌های پشتیبانی هم تهیه کنیم) و کاری کنیم که هر رونوشت تبدیل به یک کسب و کار شود. به این ترتیب، کار بهینه‌سازی در تراز معماری یک شبکه‌ی کامپیوتری به نام « اینترنت » قرار خواهد گرفت؛ شبکه‌ای که برای تمایز کلاینت – سرور و تولید کننده – مصرف کننده بهینه سازی شده و توانسته به یک معماری حقیقی از جامعه‌ی بشری تبدیل شود که در آن کسب و کارها تعدادی کارشناس را به منظور نگهداری از سرویس‌ها برای کاربران به کار می‌گیرند و کاربران اصلا نمی‌دانند این ساز و کار چگونه عمل می‌کند.

طراحی EOS آن گونه که برخی کارشناسان می‌پسندند بیش از این‌ها کار دارد و شامل مواردی همچون قابلیت‌های اداره‌کنندگی، یک ابزار امنیت اجتماعی (بازگرداندن وجوهی که اشتباهی به وسیله‌ی تماس با یک دوست جا به جا شده‌اند) و مکانیزم تورم شفاف می‌شود که جایگزین رویه‌ی غیرقابل استفاده‌ی محاسبه کارمزدهای تراکنش است (در عین حال همچنان برای کارمزدهای ناچیز و نامریی نیازمند یک راهکار ضد اسپم هستیم). با این وجود، مهم‌ترین مساله در زمینه‌ی EOS درک این موضوع است که در زمینه‌ی کاهش هزینه‌ها، افزایش پهنای باند و تاخیر نمی‌توان نسبت به بکارگیری سخت‌افزار تخصصی و شبکه محاسباتی (هم‌خانواده‌ی شبکه « ابری » که مانند آن مبهم نیست) عملکرد بهتری داشت. مشخص نیست که لیسک و پروژه‌های مشابه دیگر با داشتن ۲۰ تا ۱۰۰ تولیدکننده‌ی بلوک می‌خواهند چکار کنند اما  EOS به لحاظ کارکرد، بزرگ‌ترین و عمومی‌ترین تعهد را داراست و در زمینه‌ی رسم و رسوم پارانویی در طراحی ( که در سال ۲۰۰۹ کاربرد داشت اما در ۲۰۱۸ دیگر ندارد) بیشترین فاصله را گرفته است.

به طور خلاصه سه نوع شبکه بلاکچین داریم که عملیاتی یا در حال توسعه هستند:

  • سیستم‌های شبه EOS : حداکثر کارکرد، حداقل هزینه
  • سیستم‌های شبه اتریوم : برای سیستم‌های شبه EOS نقش بیمه اجتماعی را ایفا می‌کنند، برای آن دسته از اپلیکیشن‌های ویژه‌ای که بیش از تاخیر کم و پهنای باند بالا نیازمند امنیت هستند، امنیت اضافه ایجاد می‌کنند
  • سیستم‌های شبه بیت‌کوین: عتیقه‌های موزه

سیستم‌های شبکه اتریوم و شبه EOS به طوری که نگران نابود شدن یکی توسط دیگری باشیم در رقابت نیستند. با این وجود، EOS یا بهتر بگوییم سیستم‌های شبه EOS بقیه را نابود خواهند کرد زیرا بخش عمده‌ی بازار را در اختیار خواهند گرفت. درست همانطور که با آمدن جی میل (Gmail) سرویس‌های کوچک‌‌تر ایمیل از بین رفتند و حالا فرد یا از جی‌میل استفاده می‌کند و یا از سرویس ایمیل ما قبل تاریخی که کارفرما به او تحمیل کرده است. چرا از ابزاری استفاده کنیم که کند و گران است و کار کردن با آن پیچیده است در حالی که می‌توانیم از یک جایگزین سریع، ارزان و ساده استفاده کنیم؛ جایگزینی که در حقیقت ایمنی بیشتری هم برای ما به ارمغان می‌آورد، چرا که نقطه ضعف واقعی در حوزه‌ی امنیت « هکرها و دولت‌های پلید » نیستند بلکه کاربرانی هستند که درست نمی‌دانند چه می‌کنند.

در نهایت باید گفت، از به ثمر رسیدن پروژه‌ی EOS اطمینانی وجود ندارد. EOS را افراد اداره می‌کنند و انسان همواره در معرض خطا و اشتباه است. اما این باور وجود دارد که یک بلاکچین کنسرسیومی (consortium blockchain) به مراتب بهتر از یک بلاکچین « همتا به همتا » خالص کار می‌کند، البته به شرطی که روی عضوگیری این کنسرسیوم مستقیما کنترل دموکراتیک داشته باشیم (یا یک نمونه ی آنارشیستی – کپیتالیستی از آن، با رویکرد رای دهی پول – محور). از سوی دیگر، EOS به لحاظ تامین مالی برترین پروژه‌ی نرم‌افزاری در تاریخ است. صاحبان EOS برای توسعه‌ی محصول خود میلیاردها دلار پول در اختیار دارند.

شاید از این مطالب هم خوشتان بیاید.

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.