چرا صنایع مالی و مصرفی نقشی در تحول‌‌آفرینی ندارند

در میان تمام کسب و کارها و استارتاپ‌ هایی که دائما درحال نوآورینی و ایجاد تحول در بازار هستند، صنایع مالی و خدمات از این جریان دور مانده‌اند. این مقاله به ارزیابی دلایل نقش کمرنگ این صنایع در زمینه نوآوری و تحول‌آفرینی پرداخته و آینده این صنایع را در مواجهه با استارتاپ‌ ها بررسی می‌کند.

0 109

کارآفرینان همواره به الهامات چشم دارند. آنان همیشه امیدوارند که یک روش، محصول و ایده‌‌ی خلاقانه را به وجود بیاورند که الهام‌‌بخش تغییر باشد. آنان به دنبال نوآوری هستند (محصولات، مدل‌‌های تحول‌‌آفرین کسب‌‌وکار و روش‌‌های بهینه‌‌تر برای انجام‌‌ کارها).

در بازار CircleUp، یک بازار سهام خصوصی آنلاین، ما این شرکت‌‌های پیشرو را پیدا می‌‌کنیم و در جستجو برای یافتن نوآوری‌‌های درخشان، دریافتیم که دو صنعت وجود دارند که پتانسیل تحول‌‌آفرینی را ندارند: محصولات مصرفی و خدمات مالی.

شباهت‌‌های بین این دو بخش بزرگ اقتصادی تکان‌‌دهنده هستند. همانقدر که آنان برای زندگی روزانه‌‌ی ما مهم و بزرگ‌اند، همان‌‌قدر هم در نوآوری عقب هستند. این تنها یک معنی دارد: زمان تحول‌‌آفرینی گذشته است.

اجناس مصرفی (غیر از خرده‌‌فروشی) در ایالات متحده، بازار ۱ تریلیون دلاری یا ۶ درصد از تولیدناخالص داخلی را داراست. بازار مالی و بیمه با دارا بودن ۱.۳ میلیارد دلار از بازار، ۸ درصد از تولید ناخالص داخلی را در اختیار دارند.

هر دو صنعت تحت تملک غول‌‌های برندهای خانگی هستند. بانک‌‌داری را در نظر بگیرید که قانون‌‌گذاران اجازه‌‌ی داشتن سهم بیش از ۱۰ درصد را به بازیگران عرصه بانکداری نمی‌‌دهند: یک سوم همه‌‌ی سپرده‌‌ها در اختیار تنها سه بانک قرار دارند: بانک آمریکا، JPMorgan و ولز فارگو. ۱۰ بانک بزرگ نیمی از همه‌‌ی سپرده‌‌ها را در اختیار دارند.

چرا صنایع مالی و مصرفی نقشی در تحول‌‌آفرینی ندارند
چرا صنایع مالی و مصرفی نقشی در تحول‌‌آفرینی ندارند

بازار اجناس مصرفی بسته‌‌بندی‌‌شده هم به همین شکل تحت تسلط چند نام بزرگ است: پروکتر و گمل، Unilever و L’Oreal. به نظر می‌‌رسد که اندازه و تسلط بر بازار باعث بروز ناکارآمدی و نبود خلاقیت خواهد شد. طبق مطالعه‌‌ی AMR در سال ۲۰۰۸، با عنوان نوآوری در محصولات مصرفی: محصولات جدید از مفهوم تا اجرا، در صنعت اجناس مصرفی، از هر دو ایده محصول تنها یک ایده به سمت اجرایی شدن حرکت می‌‌کند و تنها دوسوم از آنان به سود پیش‌‌بینی‌‌شده دست پیدا می‌‌کنند.

این میزان پایین از نوآوری باعث می‌‌شود صنایع نتوانند تحول‌‌آفرین باشند. ما بارها و بارها دیده‌‌ایم که بازیگران مسلط بر بازار توسط استارت‌‌آپ‌‌ ها کنار زده شده‌‌اند. به همین دلیل است که آمازون حدود ۳۰ درصد از سهم بازار خود را به کتاب اختصاص داده است و بوردرز (Boarders) کنار رفته است؛ نتفلیسکس دائما در حال بالا آمدن است و بلاک‌‌باستر به تاریخ پیوسته است؛ لندینگ‌‌کلاب هر چهار ماه یک بار ۱ میلیارد دلار وام به مصرف‌‌کنندگان و کسب‌‌وکارها وام اعطا می‌‌کند، در حالی که بانک‌‌ها تلاش می‌‌کنند رشد وام را پیش‌‌بینی کنند.

شاید فکر کنید که چند تریلیون دلار فرصت بازاری بتواند سرمایه‌‌گذاران فرشته و سرمایه‌‌داران خطرپذیر را جذب کند. اما باوجود ناکارآمدی‌‌ها و نبود نوآوری در هردوی این صنایع، سرمایه‌‌ی خطرپذیر به این دو صنعت تزریق نمی‌‌شود. این در حالی است که سرمایه‌‌ی خطرپذیر کماکان به کسب‌‌وکارهای نرم‌‌افزاری و اینترنتی تزریق می‌‌شود.

محصولات مصرفی تنها ۲.۲ میلیارد دلار، یعنی کمتر از ۴ درصد از سرمایه‌‌ خطرپذیر سال ۲۰۱۴ را در اختیار داشتند. خدمات مالی نیز با ۱.۱ میلیارد دلار، تنها ۲ درصد از این میزان را در اختیار خود دارند. در واقع بیش از ۴۳۰۰ معامله در سال ۲۰۱۴ انجام شده است که تنها ۲۲۰ معامله در بخش محصولات مصرفی و خدمات و ۶۲ معامله در بخش خدمات مالی انجام صورت گرفته است.

گروه‌‌های شرکت‌‌های خطرپذیر در نقش ناجی؟

توجه زیادی به سرمایه‌‌گذاری خطرپذیر شرکت‌‌های بزرگ از جمله بازوی سرمایه‌‌ای شرکت‌‌های بزرگ خدمات مالی معطوف شده است، اما داده‌‌ها نشان می‌‌دهند که این شرکت‌‌های بزرگ تمایل کمی به معاملات محصولات مصرفی یا خدمات مالی دارند.

بخش نرم‌‌افزار در سال ۲۰۱۴ با سرمایه‌‌گذاری ۲.۵ میلیارد دلاری در ۳۳۹ معامله، بیشترین سطح سرمایه‌‌گذاری‌‌ها را دریافت کرد. در حالی که گروه‌‌های سرمایه‌‌گذاری در سال ۲۰۱۴ بیش از هر سال دیگری سرمایه‌‌گذاری کردند، تنها دو درصد از این سرمایه‌‌ها به بخش محصولات مصرفی و خدمات جاری شد و در همین حال کمتر از یک درصد سرمایه به خدمات مالی اختصاص یافت.

خب همه این حرف‌‌ها به چه معناست؟

تحول‌‌آفرینی هردوی این صنایع در حال شروع شدن است. شرکت‌‌های جدید محصولات مصرفی در حال حرکت به سوی نیازها و اولویت‌‌های مصرف‌‌کنندگان برای محصولات غذایی سالم‌‌تر، بسته‌‌بندی آسان‌‌تر یا ارسال مستقیم محصولاتی مثل تیغ یا قهوه هستند. طبق گزارش شرکت سرمایه‌‌گذاری بانکی جفریز (Jefferies) با عنوان “محصولات غذایی: طلسم برندهای بزرگ”، در پنج سال گذشته، برندهای بزرگ در بیش از ۷۵ درصد از گروه‌‌های غذایی سهم خود از بازار را از دست دادند.

شرکت‌‌های بزرگ محصولات مصرفی نیز در حال باختن سهم خود از بازار به استارت‌‌آپ‌‌ های کوچک و متوسط هستند. گروه مشاوره‌‌ای بوستون برآورد می‌‌کند که بین سال‌‌های ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۳، شرکت‌‌های محصولات مصرفی حدود ۲.۳ دهم از سهم خود از بازار را که معادل ۱۴ میلیارد دلار فروش است از دست داده‌‌اند.

موسس یک شرکت آنلاین ارتباط بین سرمایه‌‌گذاران با شرکت‌‌های خصوصی در حوضه فروش می‌‌گوید “من شاهد ظهور و رشد سریع نسل جدیدی از شرکت‌‌های محصولات مصرفی هستم.”

نمونه‌‌های آن بی‌‌شمارند. اگر به اطرافتان نگاه کنید شرکت‌‌هایی را می‌‌بینید که پنل‌‌های انرژی خورشیدی قابل‌‌حمل، هدفون‌‌های بیسیم، نوآوری‌‌های روشنایی، نوشیدنی‌‌های سبک توسعه داده شده توسط دانشمندان علوم اعصاب و نمونه‌‌های متعدد دیگر، همه و همه کسب‌‌وکارهایی هستند که محصولات و ایده‌‌های پیشین را گرفته و آنان را بهبود بخشیده‌‌اند.

البته همه‌‌ی سرمایه‌‌گذاری‌‌ها در قدم اول با ریسک و عدم نقدشوندگی مواجه هستند و تنها برای برخی از سرمایه‌‌گذاران مناسب‌‌اند. سرمایه‌‌گذاران باید هر فرصتی را به دقت مورد موشکافی قرار دهند. با این حال امروزه فرصت زیادی برای کارآفرینان و سرمایه‌‌گذاران باهوش وجود دارد تا گرد هم بیایند و آینده‌‌ی جدیدی را هم برای کالاهای مصرفی و هم برای خدمات مالی بیافرینند.

شاید از این مطالب هم خوشتان بیاید.

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.