چرا باید یک توکن را کشت؟

این مقاله به بررسی اقتصاد توکنی پرداخته است. در این مقاله اقتصاد توکنی و شیوه‌های تامین مالی به وسیله توکن، مورد بررسی قرار گرفته و از لحاط علم اقتصاد بررسی شده‌اند. این مقاله همچنین در مورد متحول شدن سیستم‌های فعلی به سیستم‌های بدون توکن، توضیحاتی ارائه می‌کند و آینده این نوع سیستم ها را مورد بررسی قرار می‌دهد.

0 82

۱. تنها راه رشد

کسب و کارها رشد را به دو طریق تامین مالی می‌کنند: (۱) فروش حقوق صاحبان سهام و (۲) اخذ وام. تلاش‌ها در راستای توسعه می‌تواند با (۳) مشارکت‌های متن باز، انواع نوع‌دوستی، کمک‌ها یا کمک‌هزینه‌ها ابعاد تازه‌ای به خود بگیرند.

سرزمین رمز ارز ها جوان است و مکان ظهور سازمان‌هایی شده است که مدل‌های سنتی کسب و کار را به چالش می‌کشند. برای این سازمان‌ها عدم قطعیت در مورد روش جذب ارزشی که تولید کرده‌اند امری رایج است. بنابراین، سردرگمی زیادی بین ۳ روش تامین مالی رشد بالا وجود داشت.

توکن‌ها معمولا با حقوق صاحبان سهام اشتباه گرفته می‌شوند. در ماهیت حقوقی، آن‌ها مانند رسید کمک هستند. در عمل، رفتار بازاری آن‌ها مانند وام‌های شکننده است.

در ادامه، استدلال این است که صنعت در مورد روش‌های سرمایه‌سازی (روش‌هایی که تیم‌ها خود را تامین مالی می‌کنند)، بهره‌وری بلندمدت را در ازای نفوذ کوتاه‌مدت معامله کرده است. شبکه‌های رمز ارزی که توسط توکن‌های متکی به سرمایه‌گذاری خطرپذیر تامین سرمایه شده‌اند در عدم تعادل بی‌پایان انگیزه محو شده‌اند. زیرساخت رمز ارزی و دارایی‌های رمز ارزی باید به طور جداگانه مورد بحث قرار گیرند و حتی بدون هرگونه بیمه دارایی، برای کسانی که تمایل دارند در آن‌ها سرمایه‌گذاری کنند یا آن‌ها را بسازند گزینه‌های بسیاری وجود دارد.

۲. معمای توکن

صدور یک توکن باید به عنوان راهی برای راه‌اندازی یک شبکه عمل کند.

مثال ساتوشی را در نظر بگیرید: بیت‌کوین طوری طراحی شده است که بدون پاداش‌های بلاکی به بقای خود ادامه دهد (عرضه محدود). صدور راهی برای قرارداد واحدها جدید دارای بومی در گردش، و افزودن به درآمد مشارکت‌کنندگانی است که بتوان انتقال این دارایی‌ها را برای شبکه فراهم می‌آورند. زمانی که همه BTCها تولید شوند، شبکه راه‌اندازی شده است و باید بدون تورم عمل کند.

chart

یکی از فرض‌هایی که شبکه‌های توکنی‌شده بر اساس آن فعالیت می‌کنند این است که ممکن است راه‌های موثرتری (در رسیدن به اهداف) برای توزیع حقوق صاحبان سهام در جهت راه‌اندازی مناسب وجود داشته باشد.

ساتوشی یک توزیع اثبات کار بدون استخراج قبلی و دو کانال را برگزید تا با استفاده از آن‌ها نرم‌افزار اولیه بیت‌کوین را گسترش دهد. اتریوم تصمیم به پیش‌استخراج میزانی گرفت که امروز ۸٪ عرضه آن را میان حدود ۱۰۰ مشارکت‌کننده آن تشکیل می‌دهد، و همچنین پنچ برابر آن میزان را به حدود ۱۰٬۰۰۰ دارنده بیت‌کوین در گوشه و کنار جهان فروخت. Livepeer، MerkleMine را ابداع کرده است، یک «ایردراپ آرام آرام» با یک مانع ورود بلند که البته رو به تقلیل می‌رود.

بین یک لازمه حداکثرگرای «بدون پیش‌استخراج» و مفهوم نادقیق «یک راه‌اندازی عادلانه»، گستره‌ای از رویکردها وجود دارد که می‌توان آن‌ها را آزمود.

۲٫۱. در مورد بنیان‌های اقتصادی مهندسی توکن

شاید مفهوم «عدالت» به تنهایی برای کسانی که به اتریش تمایل دارند هیجان‌انگیز باشد. جالب است به خاطر بیاوریم که در قرن ۱۹، بسیاری از اقتصاد‌دانان در اروپا هم اختیارگرا و هم تساوی‌گرا بودند، و بالابردن ارزش بازارهای در کنار بدبین بودن به ملک خصوصی مازاد رایج بود. همانطور که ویتالیک می‌گوید: «برای اختیارگرایان ضد مکتب، آزادی یک فضای طراحی چند بعدی است».

تقریبا پذیرفته شده است که مالکیت بیش از حد منجر به کمبود کارایی بازاری در برخی دارایی‌ها می‌شود («اقتصاد انسداد» را ببینید)، و تحقیقات طرح سازوکاری را نشان می‌دهد که «کارایی تخصیص» را شبیه‌سازی می‌کنند که می‌تواند ارزش یک دارایی مشخص را حتی در غیاب یک عامل متمرکز اجبار کننده، بین ۵ تا ۱۰ درصد افزایش دهند (پازنر و ویل (Posner & Weyl)، ۲۰۱۷، صفحه ۸۷).

اما این تنها یکی از محورهای فضای طراحی اقتصاد است، بهینه‌سازی برای «کارایی تخصیص»؛ حدودا یعنی حصول اطمینان از این که دارایی‌ها به طور کافی توزیع شده‌اند و می‌توانند به دست کسانی برسند که به جای احتکار انحصاری آن‌ بیش‌ترین ارزش را با آن تولید کرده‌اند. یکی دیگر از ابعاد مهم «کارایی سرمایه‌گذاری» است: حصول اطمینان از این که دارایی برای آن‌هایی که آن را حفظ می‌کنند سودآور است، تا همچنان آن را حفظ کنند.

تعادل دقیق «کارایی تخصیصی» به طور گسترده مورد بحث قرار دارد. این را نمی‌توان در مورد ظرافت‌های «کارایی سرمایه‌گذاری» گفت.

chart

تصویر «کارایی سرمایه‌گذاری» در برابر «کارایی تخصیصی» با مثال‌هایی از انواع رده‌بالایی از دارایی‌ها.

«کارایی سرمایه گذاری»، در برنامه ساتوشی، بیشتر به یک سیاست تورم‌زدا ترجمه می‌شد؛ اگر ارز را باور دارید، فقط بخرید و نگه دارید، منتظر «نرخ بازگشت ارزش زمانی» آن بمانید. واضح است که سرمایه گذاری در بیت‌کوین در روزهای اولیه یک سرمایه‌گذاری بسیار خطرناک بود، و ساتوشی خود تحت این ریسک بود که چند سال از زندگی خود را برای هیچ صرف کرد. برای سایر سکه‌ها، خطرات انتقال می‌تواند شامل جمع‌آوری سرمایه برای توسعه شود که باعث افزایش پیچیدگی در بُعد «کارایی سرمایه‌گذاری» می‌گردد.

chart

آیا چیزی به عنوان استراتژی توزیع دارایی «بهینه» وجود دارد؟

در طراحی شبکه‌های اقتصاد رمز ارزی، ترکیب سرمایه‌گذاران اولیه با ماینرها منجر به ظهور گروه‌های سهام‌داران نامتجانس می‌شود. کارایی سرمایه‌گذاری برای هریک از آن‌ها معانی متفاوتی خواهد داشت، چرا که «بهره‌وری» دارایی ساخته شده توسط آن‌ها، نه تنها بر اساس عامل‌های بازاری یا زمانی، بلکه براساس تصمیمات بی‌پایه یک شخص (مثلا تخفیف‌)، مختلف است. نتیجه انگیزه‌های قطعه قطعه شده است.

سرمایه‌گذاران تمایل دارند تا قیمت توکن بالا باشد، «ماینرها» یک نقطه تعادل می‌خواهند که تقاضا و سودآوری را به حداکثر می‌رساند؛ کاربران قیمت‌های پایین و خدمات ارزان‌تر شبکه را می‌خواهند. این واگرایی معمای توکن نام‌گذاری شده است.

بیشتر توکن‌های موجود از معمای توکن رنج می‌برند. آن‌ها در نهایت به جای هم‌راستاسازی منافع، تنش و تداخل منافع عامل‌های حاضر را افزایش می‌دهند.

هیچ توکنی که توسط سرمایه‌گذاری خطرپذیر پشتیبانی شده تا کنون برای بیش از چند سال مداوم در فهرست ۱۰ توکن برتر (بر اساس بیشتر شاخص‌ها) باقی‌ نمانده است.

هدف توکن‌ها عموما جمع‌آوری سرمایه (یا بدتر از آن، توجیه یک جمع‌آوری سرمایه) هستند. «جمع‌آوری سرمایه» به راحتی با چیزی اشتباه گرفته می‌شود که در ابتدا «راه‌اندازی» نامیده می‌شد و این منجر به تسهیل بیشتر شدن گنگی آن می‌شود.

نباید ایجاد یک برنامه توزیع دارایی عادلانه‌تر (یا به سادگی متفاوت، اما عادلانه و عملی) به جز آن‌چیزی که ساتوشی به کار گرفت غیر ممکن باشد. بدبینان از این احتمال صحبت می‌کنند که دلیل به بسیاری از جوانب، اولین اعمال موفقیت‌آمیز ارز رمزنگاری شده شاید موفق‌ترین آن نباشد. اما هنوز هیچ نمونه تجربی وجود ندارد که آن را بررسی کنیم.

۲٫۲ در مورد توکن‌های موجود

پنهان نیست که اکثریت توکن‌های موجود وسیله‌هایی بی‌معنی برای پرداخت هستند، چه به دلیل تنبلی، چه موانع فنی. ETH در نهایت خود یک توکن پرداخت است (از لحاظ فنی ETH برای تامین سرمایه تراکنش‌ها مورد نیاز نیست). نمی‌توان به سادگی موفقیت بازاری آن را به مشخصات اقتصادی ذاتی ارتباط داد. رشد اتر بیشتر یک پدیده اجتماعی است، که فقط شاید ۱۰٬۰۰۰ نفر (سرمایه‌گذاران ICO) و دو صندوق آن را پیش‌بینی می‌کردند.

«وقت خود را به انگیزه‌های خراب تلف نکنید! ما هنوز در حال ساخت زیر ساخت هستیم.» یاستک دولاک (Jacek Dylag ) در Unsplash.

خودتان چرخی در لیست ۱۰ توکن برتر در CoinMarketCap بزنید و تلاش کنید تا توکنی را بیابید که ارزش آن ناشی از مشخصات اقتصادی آن باشد، یا با افزایش استفاده از آن قیمتش افزایش می‌یابد. موردی را نخواهید یافت، دلیل آن که تحلیل NVT دقیقی برای سکه‌های غیر بیت‌کوین وجود ندارد، نبود تلاش نیست، بلکه تنها نبود الگوهای هماهنگ تا اینجا است.

اشتباه برداشت نکنید: پیشرفت‌های قابل توجهی به طور روزانه در حوزه شبکه‌های همتا به همتا، انتقال کد توزیع شده، ذخیره‌سازی تاب‌آور خطا، رایانش حافظ حریم خصوصی و سایر حوزه‌های واقعا مهم روی می‌دهند. اما ما باید بتوانیم بین ارزش این گونه‌های زیرساخت و ارزش دارایی‌های حول آن‌ها تفاوت قائل شویم. بیت‌کوین دارایی است و زیرساخت به شدت درهم‌تنیده است. این ایده‌آل است. اما پیش‌فرض نیست. این موارد بسیار نادر هستند.

PoS پروژه تحقیق و توسعه در جریان است. رو‌ش‌های ارزش‌گذاری توکن عملیات‌هایی آزمایشی هستند. سرمایه‌گذاری در توکن‌ها مبتنی بر فرضیات هستند و نه رساله‌ها.

مساله این است که ذخیره ارزش، توکن‌های غیرتغییرپذیر و بسیاری دیگر از انواع دارایی‌های رمز ارزی به طور عینی همگرا نیستند. آن‌ها بازارهایی مبنی برای گرایش‌های شرکت‌کنندگان هستند که همواره دارای یک نتیجه عینی نیستند. به عنوان مثال بازار سهام، از دستگاه‌های رای‌گیری و همگرایی به دستگاه‌های صبر از طریق نتایچ سه‌ماهه، معیارهای جریان نقدینگی، اختلاف سهم بازاری و غیره تبدیل شده‌اند.

توکن‌ها (و بیت‌کوین!) متفاوت هستند. افراد به اشتباه می‌پندارند که همه بازارها یک روز رستاخیر دارند که در آن سرمایه‌گذاری‌های به یک نتیجه عینی می‌رسد. این موضوع دیگر قطعی نیست. در «بازارهای حاکمیت» می‌توان با پیش‌بینی چیزی که عموم ‌فکر می‌کند پیش از دیگران، برنده شد. یک معامله‌گر زمانی موقعیت خود را می‌بندد که تصور کند ممکن است گرایش تغییر کند. این‌ها بازارهایی در روانشناسی، همدردی و آگاهی فرهنگی هستند. ابزارهای بالقوه قدرتمند برای حکومت به عامه مردم، اما نه چندان خور برای مجموعه ابزاری سرمایه‌گذار.

۳. نکاتی در مورد «سرزمین پساتوکن»

بازارهای مبتنی بر گرایش به سمتی می‌روند که شرکت‌کنندگان آن‌ها به آن باور دارند. توجه کنید که چند روایت در مورد روایت در سرزمین کریپتو در حال گردش است. این نشان می‌دهد که مردم در مورد باورهای اساسی خود به شک افتاده‌اند.

این دوره‌ها پرثمر است چرا که مسائل اساسی را احیا می‌کند.

چیزی که به آن علاقمندیم این است: آیا برای همه در بلند مدت بهتر نخواهد بود اگر لزوم صدور توکن خود را تضعیف کنیم؟

سال گذشته برای پروتکل‌های رده پایین که می‌توانند صدور یک دارایی زیربنایی را توجیه کنند، شاهد حرکتی کورکورانه بودیم. کدام مجموعه از انگیزه‌های متفاوت منجر می‌شود تا تیم‌های بیشتری بر روی مقیاس‌پذیری بسترهای موجود، به جای راه‌کارهای نوین برای مشکلاتی که هنوز وجود ندارد کار کنند؟ چگونه می‌توانیم به عنوان یک جامعه، بیشتر هماهنگ باشیم، پیشرفت بیشتری حاصل کنیم و همپوشانی کمتری در تلاش‌ها در حوزه محصولات متکی به توکن متمایز نشده داشته باشیم؟

پیشنهادهای بسیاری برای صدور توکن‌ها به راه‌های «عادلانه‌تر» پیشنهاد شده است:  dCOها، ITO‌ها، DAICO‌ها، STO‌ها، FACTS، SAFTE و غیره. همه این‌ها به طور مشترک صدور توکن را به عنوان نقطه شروع می‌دانند. دوباره: راه‌های تضعیف لزوم صدور توکن خود چیست؟

نمودار

اعداد، حدسیات عینی هستند. مساله اینجا است که کدام علامت‌دهی می‌تواند ما را از زرد به سبز منتقل کند، به پروژه‌های خوب یک «سرمایه معمولی» بدهد، افراد بیشتری را به کار بر روی زیرساخت‌ها موجود گمارد و از توکن‌های کمتری استفاده کند ( صعود توکن‌های ارزشمند ادامه پیدا می‌کند)؟

۴. چگونه می‌توان بدون توکن درآمد کسب کرد؟

برای رشد به عنوان یک شخص، تولید عایدات در مقیاس سرمایه‌گذاری خطرپذیر و توجیه به‌کارگیری عظیم سرمایه (از آن نوع که همه ‌چیز را به طور جهانی تغییر می‌دهد)، احتمالا گزینه‌های زیر در صنعت موجود هستند:

  • (۱) صدور یک توکن (در بالا بحث شده است).
  • (۲) ساخت خدماتی مبتنی بر بیت‌کوین، اتریوم یا سایر بسترهای موجود و درو کردن سود (شامل صرافی‌ها، تسهیل‌گران بازرگانی، عملیات استخراج، بسترهای SaaS، رله‌ها، کسب‌وکارهای بدون متولی، و سایر دسته‌‌بندی‌هایی که مردم به اشتباه dApps می‌نامند).
  • (۳) فروش حقوق صاحبان سهام این موضوع می‌تواند بر (۱) که از نظر قانونی مبهم است؛ استتار شود؛ یا متصل شود به (۲) که سنتی است؛ یا می‌توان مانند بیشتر استارتاپ‌های اینترنتی در مراحل اولیه، به سادگی عدم شفافیت حول مدل جذب سرمایه یا درآمد را وانمود کرد و پایداری را به تعویق انداخت.

توکن‌ها (۱) در سال ۲۰۱۶-۲۰۱۷ به یک استاندارد تبدیل شدند. حقوق صاحبان سهام سنتی (۲) نیز همیشه انتخاب محبوبی برای کارآفرینان بوده است. اما فروش حقوق استاندارد صاحبان سهام بدون سود حاضر (۳) مسیری است که تنها اخیرا و در «رمز ارز» شاهد رشد شدید به کارگیری آن بوده‌ام.

اجتناب از یک توکن از ابتدا منجر به قطع رابطه با فناوری زیربنایی می‌گردد و برای آزمایش، فضا (یافتن فناوری مناسب برای مشکل پیش رو) و برای تحت فشار قرار دادن شرکت‌های اصلی (یافتن مزیت رقابتی صحیح)، انرژی باقی‌ می‌گذارد. این موضوع امکان تحقیق و توسعه بی‌طرفانه مورد نیاز برای تعمیم و استفاده از زیرساخت مشترک را در عین حصول اطمینان از این مورد فراهم می‌آورد که یک سازمان بر پایداری بلند‌مدت تمرکز کرده است، حتی اگر هنوز جذب ارزش مشخص نشده باشد.

Dharma و DY/DX نمونه‌هایی از پروتکل‌هایی هستند که این مسیر را انتخاب کرده‌اند. MyCrypto، Textile و Balance کسب و کارهای کیف پول محوری هستند که به نظر می‌رسد همین کار را کرده باشند. Balance همچنین در خصوص تامین کمک‌هزینه برای تلاش‌های خود جهت OS تلاش می‌کرد، تاکتیکی که باید به کار گرفته شود،‌ چرا که پیشرفت نقشه راه یک شخص را تسریع کرده و برای جامعه زیربنای مستحکمی باقی می‌گذارد.

۵. خودویرانگری خودکار سازمانی

بیش از ۱۱۹٬۰۰۰ توکن ERC-20 در مین‌نت قرارداده شده‌اند. بنابر تخمین‌های من، جامعه توسعه اتریوم چیزی بین ۵۰ هزار تا ۱۰۰ هزار توسعه‌دهنده دارد، چیزی بین ۰٫۲۵٪ تا ۰٫۵٪ نیروی کار توسعه‌دهندگان جهانی (۱۴٬۰۰۰ مخازن مرتبط با اتریوم، یا ۰٫۰۲ از تمام ۶۷ میلیون مخازن Github ) با تخفیف برای تازگی این فناوری، هنوز گمان می‌کنم کمی در این تخمین دست و دل‌باز عمل کرده‌ام.

به طور خلاصه، می‌توانیم با اطمینان فرض کنیم که بیش از ۱ توکن لایو به ازای هر توسعه‌دهنده اتریوم وجود دارد.

در پشت بسیاری از آن‌ها صرفا آزمایش قرار دارد. پشت بسیاری دیگر سازمان‌ها قرار دارند. چه می‌شود اگر همه آن‌ها مجموعا دریابند که زحمات خود را بر پایه ایرادات اقتصادی بنا کرده‌اند یا با تهدیداتی حقیقی روبرو شوند که هستی آن‌ها را تهدید کند؟

مسیر خودویرانگری مبحثی رو به رشد است. در یک نقشه قضایی که همه را شبکه‌ها به جز حقیقا خودگردان‌ها (که می‌دانیم واقعا تعداد کمی از آن‌ها وجود دارند) تهدید می‌کند، غیرمتمرکزسازی منطقا به عنوان انگاره‌ای اساسی برای قضاوت در مورد ارزهای رمز‌نگاری شده تعریف شده است.

جنبش Aragon برای جدا کردن یک انتفاعی از بنیان خود و غیرمتمرکزسازی کنترل غنایم، به شکل اجتناب‌ناپذیری رایج خواهد شد و کمابیش شکلی رادیکال به خود خواهد گرفت. DigiPulse در اواخر سال جاری خدمات خود را توکن‌زدایی می‌کند. Melon به عنوان راهی برای اجتناب از افزونگی بیش‌ازحد دارایی در اکوسیستم خود، اتحاد توکن‌ها را پیشنهاد می‌کند.

۶. چرا..؟

در سال ۲۰۱۷-۲۰۱۸، پول زیادی از دست کسانی که برای اولین بار سرمایه‌گذاری می‌کردند به پروژه‌های رده بالا انتقال پیدا کرد. ما اکنون پروژه‌هایی را می‌بینیم که تلاش‌های متن بازی هستند که از بهترین تامین سرمایه‌های تاریخ و متقابلا «سرمایه اکوسیستم» بزرگ برخوردارند. بیت‌کوین کمتر برای ICO، بیت‌کوین بیشتری برای کارهای OS با کیفیت.

جوامع می‌پرسند «عوام آن‌ها واقعا چه هستند؟»، و چگونه باید به طور مناسب تامین سرمایه شوند؟ پست‌توکنیسم یکی از افق‌های ممکن است.

سعی بازاری به سطوح بالاتری از سخت‌گیری می‌رسد. frankenstokenهای اقتصادی سربرمی‌آورند و موشکافی می‌شوند. سرمایه‌گذار به شکل یک روش شکل داده می‌شود و «بازی صرف» ماهرانه شاید در یک شیفت که روح سرمایه را در تامین سرمایه سنتی شبکه تضعیف می‌کند، به زودی به تنها منبع حقیقی آلفا تبدیل شود (آیا هنوز متوجه شده‌ایم که ساتوشی بزرگ‌ترین سرمایه‌گذاری را بدون هیچ سرمایه‌ای و میلیاردها دلار سود تحقق نیافته انجام داد؟).

دوره‌های شگفت‌انگیزی وجود دارند که در آن‌ها برخی فعالیت‌ها برای مدت کوتاهی تقریبا بدون هزینه می‌شوند. دست و دل‌بازی انسانی می‌تواند زمانی که نادر بودن از میان می‌رود بر قوانین اقتصاد غلبه کند. متاسفانه، در بیشتر مواقع مولوخ بر ما خدایی می‌کند. این دوره‌ها کوتاه هستند چرا که غریزه انسانی مبنی بر بقا است. چیزی که در بیشتر مواقع اتفاق می‌افتد این است که غریزه تسلط بر منابع تنها منجر می‌شود که جوانب بدون هزینه مورد سوءاستفاده قرار گیرند.

به همین صورت است که خوی عشق آزاد به پورنوگرافی منتهی می‌شود. جنبش ذهن خود را از مواد شیمیایی بزدایید منجر به اعتیاد گسترده می‌شود. آزادی بیان آنلاین منجر به نابودی رسانه عینیت‌گرا می‌شود. FOSS منجر به «نرم‌افزاری می‌شود که دنیا را می‌خورد». سیاست‌های پولی قابل برنامه‌نویسی منتهی به برنامه‌های چاپ پول بی‌رویه می‌شوند.

هوشیاری تنها جایگزین واقعی برای نظارت انبوه است. غیرمتمرکزسازی یک آرمان‌شهر بدون هزینه نیست، یک فداکاری است. وجدان یک دست‌یافته نیست، بلکه یک تلاش مدام برای سوال کردن و یاد نگرفتن است.

شاید از این مطالب هم خوشتان بیاید.

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.