چارچوبی جهانی برای درک طرح انگیزشی در سیستم‌‌های رمز ارزی و فیات

تمامی سیستم‌‌های مالی در طول تاریخ به دنبال ایجاد مشوق‌‌هایی نوین بوده‌‌اند تا بتوانند به استفاده انبوه دست یابند. ارز فیات که اکنون توسط بیشتر مردم جهان استفاده می‌‌شود چنین فرآیندی را طی کرده و اکنون نوبت رمز ارز‌‌ها است تا بتوانند جایگاهی مستحکم در سیستم اقتصادی دنیا به دست آورند. مقاله پیش رو پیشینه‌‌ای را در مورد این موضوع فراهم آورده و سعی دارد مفاهیم این حوزه را تا حد امکان روشن سازد.

0 100

 

فصل 1: Moloch

Moloch

شکل 1: چارچوب ناکاموتو

Moloch یا مولوخ چیست؟

“یک کشور را با دو حکم در نظر بگیرید: اول اینکه تمامی مردم باید هشت ساعت به خودشان شک الکتریکی دهند. دوم اینکه اگر یک شخص از قوانین (شامل این یکی) پیروی نکند یا برخلاف آن حرفی بزند یا اینکه آن را اجرا نکند، تمامی شهروندان باید با همدیگر متحد شوند تا وی را بکشند. فرض کنید این قوانین بر اساس سنت‌‌هایی ساخته شده‌‌اند که همه معتقدند باید اجرا شوند.

Moloch

شکل 1: قوانین Moloch

پس هشت ساعت در روز به خودتان شوک الکتریکی می‌‌دهید، چرا که می‌‌دانید اگر این کار را نکنید تمامی افراد دیگر شما را خواهند کشت و اگر آنها نخواهند این کار را بکنند، دیگران آنها را خواهند کشت و بدین صورت ادامه می‌‌یابد. تمامی مردم از سیستم تنفر دارند، اما باز هم به دلیل نبود مکانیزم همکاری مناسب، به کار خود ادامه می‌‌دهند. از دیدگاهی خداگونه، مطمئنا می‌‌توانیم سیستم را به نحوی بهینه سازیم “تا همه به صورت همزمان با انجام دادن این کار مخالفت کنند” و هیچ خطری در نتیجه این تغییر به وجود نیاید.

اگر این مثال را کمی برجسته‌‌تر سازیم، می‌‌توانیم آن را در مورد دوراهی زندانی (Prisoner’s Dilemma) به کار ببریم. اگر می‌‌توانستند هماهنگی مناسب را بیابند، نتیجه‌‌ای بسیار بهتر به دست می‌‌آمد، اما هماهنگی مشکل است. از دیدگاهی خداگونه، می‌‌توانیم توافق کنیم که هماهنگی-هماهنگی نتیجه‌‌ای بسیار بهتر نسبت به خطا-خطا است، اما هیچ کدام از زندانیان داخل سیستم نمی‌‌توانند این کار را انجام دهند.”

Moloch

شکل 2: قوانین Moloch به عنوان ساختار دوراهی زندانی نشان داده شده‌‌اند

بیت کوین به خوبی نشان داده است که مسئله اعتماد به چه صورت از طریق شبکه‌‌های غیرمتمرکز و با استفاده از فناوری به حالت حداقل درمی‌‌آید. اکوسیستمی در حال رشد با شبکه‌‌های تجاری و پیکربندی جدید توسط بیت کوین فراهم آمده است. عده‌‌ای به دنبال این فرضیه هستند که مدیریت مبتنی بر بلاک چین و فناوری قرارداد قادر است راه‌‌حلی هماهنگی-هماهنگی را برای بسیاری از طراحی‌‌های شبکه‌‌های تجاری باز فراهم آورد.

ساختار دوراهی زندانی معمولا برای مدل‌‌سازی ساختارهای تجاری اقتصادی و طرح مشوق‌‌های تعهدی در چارچوب‌‌های تئوری بازی به کار گرفته می‌‌شود. دو راه‌‌حل پیشین برای فراهم آوردن اعتماد جهت فعالسازی مبادله میان غریبه‌‌ها به این صورت می‌‌باشند: الف) شهرت و ب) قانون اختیار شخص ثالث. هر کدام از آنها به دلیل محدودیت‌‌های موجود در روابط هندسی هزینه هماهنگی ساخته شده‌‌اند. ارائه سومین دسته از راه‌‌حل‌‌ها به این معنی می‌‌باشد که معادله عرضه و تقاضا برای تولید و عملکرد شبکه‌‌های تجاری جهانی و سیستم‌‌های پولی به میزان بسیار زیادی تغییر یافته است.

Moloch

شکل 3: راه‌‌حل‌‌های مختلف برای فعالسازی مبادله میان غریبه‌‌ها

چرا Moloch برنده می‌‌شود

Moloch

شکل 4: مسیرهای روانی متفاوت که به برنده شدن Moloch بال و پر می‌‌دهند

این نکته نیز از توجه ما دور نمانده که طراحی سیستم مدل‌‌های برتر شبکه ملی به استفاده از چارچوب کاستدی (Custody) اعتبار بانکی بستگی دارد که به صورت جهانی هماهنگ شده و تک‌‌قطبی است. این چارچوب به عنوان پول و به صورت سپرده‌‌های بانکی و اسکناس‌‌های بانکی به کاربران شبکه معرفی می‌‌شود. قراردادهای شبکه تجاری شامل ابزارهای مالی به معادله عرضه و تقاضا برای این اعتبارهای بانکی بستگی دارند تا الف) حدود واحدهای ارزشی اندازه‌‌گیری شود و ب) سیگنال‌‌های قیمتی مناسبی برای کالا و خدمات به وجود آید. از سویی دیگر، این چارچوب را می‌‌توان به عنوان یک Moloch بسیار پیچیده و مشترک با نام ارز فیات نشان و مورد مطالعه قرار داد. ارز فیات باعث می‌‌شود که کاربران شبکه در طول زمان از یک نقطه کانونی (Schelling Point) استفاده کنند که با این زبان‌‌های شناختی هماهنگ است:

  • ژئومتری قانون اجرائی شخص ثالث
  • توافقات اقتصادی و اجتماعی صفر-مجموع (Zero-sum)

طراحی مشوق فیات باعث خودتداومی سیستم می‌‌شود، حتی اگر طراحی مورد نظر برای کاربران مناسب نباشد. این امر بدین خاطر است که هزینه هماهنگی مورد نیاز برای عملی ساختن تغییر بسیار بالا است. بنابراین، انتقال به دسته‌‌ای جدید از راه‌‌حل‌‌ها مشکلی اجتماعی را از بابت مقیاس‌‌های هماهنگی و غلبه بر طراحی مشوق Moloch فعلی به وجود می‌‌آورد.

هزینه‌‌های هماهنگی بدین صورت آن دسته از انگیزه‌‌های اقتصادی و منطقی را دربر می‌‌گیرند که مسئله هستی‌‌شناسی ساختار دوراهی زندانی را تقویت می‌‌کنند. طراحی مشوق بر اساس تنظیم کردن هزینه‌‌های هماهنگی با دستیابی به هدف تعریف می‌‌شود. راه‌‌حل بیت کوین توانسته هزینه‌‌های هماهنگی را از طریق سفارشات عظیم کاهش دهد. در نتیجه، هزینه‌‌های غیرمتمرکزسازی (یا وضعیت‌‌های اجماع منبع‌‌باز هماهنگی-هماهنگی) اکنون می‌‌توانند بسیار کمتر از هزینه‌‌های متمرکز (یا وضعیت‌‌های قانون اجرایی شخص ثالث خطا-خطا) باشند.

Moloch

شکل 5: هزینه‌‌های هماهنگی

طراحی مشوق انجام‌‌گرفته توسط کاربران قادر است گزینه‌‌های را به وجود آورد که برای داد و ستد از لحاظ اجتماعی مقیاس پذیر هستند و قادرند با هزینه‌‌هایی بسیار کمتر در محیط‌‌های رقابتی به کار گرفته شوند. همچنین ضرورت چندانی برای دل بستن به ژئومتری قانون اجرائی شخص ثالث برای معاملات موفق وجود ندارد. همچنین بر خلاف سیستم‌‌های Moloch، زبان مربوط به احترام مشترک و چارچوب‌‌های منبع‌‌ باز / معماری باز با ژئومتری توافقات اقتصادی و اجتماعی غیر صفر-مجموع (Non-Zero-Sum) ارتباط مناسبی دارد.

مشکل هماهنگی

غیر صفر-مجموع بودن

به منظور بررسی روش‌‌دار، به یاد داشتن این نکته لازم است:

“غیر صفر-مجموع رابطه‌‌ای نیست که در آن هماهنگی ضرورتا اتفاق می‌‌افتد، بلکه رابطه‌‌ای است که اگر هماهنگی در آن اتفاق بیافتد، به هر دو طرف سود می‌‌رساند.”

باز هم مسئله دوراهی زندانی را در نظر می‌‌گیریم که در آن دو بازیگر مورد بازجویی قرار می‌‌گیرند.

Moloch

شکل 6: ساختار دوراهی زندانی

شرایط هماهنگی-هماهنگی راه‌‌حلی ایده‌‌آل است که به بازده غیر صفر-مجموع منتهی می‌‌شود. این وضعیت بهترین شرایط را برای هر کدام از بازیگران فراهم می‌‌آورد تا به دیگری خیانت نکند. با این حال، دو مانع وجود دارند که مانع از انجام چنین کاری توسط آنها می‌‌شود و در نتیجه شرایط خطا-خطا به دست می‌‌آید. دو دلیل منطقی پایین را می‌‌توان به عنوان مشکل هماهنگی معرفی کرد.

  1. نبود ارتباط
  2. نبود اعتماد

Moloch

شکل هفت: غیر صفر-مجموع بودن

اگر دیواری جداکننده در میان کاربران وجود داشته باشد و مانع از ارتباط آنان شود، بازیگران نخواهند توانست در مورد یک استراتژی مشترک توافق کنند. همچنین اگر این مانع اولیه (دیوار بزرگ) شکسته شود، باز هم این ترس وجود دارد که همدست شما ممکن است در نهایت به شما خیانت کند و به همین دلیل است که ترجیح می‌‌دهید خودتان به وی خیانت کنید. در نتیجه، ترس مورد خیانت قرار گرفتن را نیز باید همراه با نبود ارتباط مورد بررسی قرار داد.

مولوخ پول کنونی

موانع موجود در سطح کاربران شبکه باعث ترغیب کاربران می‌‌شوند تا از نقطه کانونی استفاده کنند که با ژئومتری قانون اجرایی شخص ثالث همخوانی دارد. چنین چیزی باعث شکل‌‌گیری لایه‌‌های مدیریت متمرکز می‌‌شود تا راه‌‌حل‌‌هایی جدید برای ایجاد اعتماد به وجود آیند که به کرات از آن سوءاستفاده و توسط منافع دیگران دستکاری می‌‌شود.

نبود کانال‌‌های ارتباطی مناسب برای رد وبدل اطلاعات و ایجاد اعتماد در میان غریبه‌‌ها باعث تداوم قانون اجرایی شخص ثالث (TPE) یا لِوایِتِن (کتاب Leviathan متعلق به تامس هابز) در تمامی سطوح شبکه ملی می‌‌شود. زبان شناختی TPE به لایه‌‌های مدیریتی اجازه می‌‌دهد تا بروزرسانی‌‌های اجباری شبکه (FNU) را در سطوح شناخت، رفتار و قراردادهای کاربران اعمال کنند.

Moloch

شکل 8: راه‌‌حل‌‌های موجود برای ساختارهای متفاوت دوراهی زندانی

برای مثال، مدیریت TPE فعلی یک شبکه FNU ملی و جهانی را با نام فیات به وجود آورده که یک طراحی مشوق مبتنی بر بدهی (DBID) را در خود جای داده‌‌ است و راه‌‌حل‌‌های موجود برای کاربران شبکه معمولا از نوع خطا-خطا می‌‌باشند.

TPE + FNU + DBID معماری مخفی غیر صفر-مجموع بودن می‌‌باشند که در سطح شبکه ملی طراحی مشوق توزیع‌‌شده وجود دارند. Moloch عملا رنگ واقعیت به خود می‌‌گیرد.

Moloch

شکل 9: مدل فیات که به صورت Moloch TPE + FNU + DBID نشان داده شده است

ظهور فناوری اطلاعات و تاکید آن بر آزادی شخصی باعث به وجود آمدن دیدگاه‌‌هایی جدید در مورد صفر-مجموع بودن شده‌‌اند. اگرچه این مسئله باعث برطرف شدن مشکل ارتباط شده است، اما نبود اعتماد باز هم تا زمانی غالب بود که راه‌‌حل بیت کوین گستش بیشتری پیدا کرد. راه‌‌حل‌‌های مبتنی بر رمز ارز‌‌ می‌‌توانند طراحی‌‌های سیستمی و شبکه‌‌های تجاری جدیدی را ارائه دهند که می‌‌توانند نیاز به اعتماد را بسیار کاهش دهند، حتی در محیط‌‌های رقابتی که ارتباطات چندان مطمئن نیستند.

Moloch

شکل 10: ساختارهای تجاری اقتصادی شکل‌‌گرفته از راه‌‌حل‌‌های پیشنهادشده برای دوراهی زندانی

قوانین اجماع منبع-باز (OSCR) + طراحی مشوق مبتنی بر کاربر (UBID) عاری از قابلیت FNU می‌‌توانند به کاربران شبکه اجازه دهند مشکل هماهنگی را برطرف سازند تا وضعیت هماهنگی-هماهنگی را برای بازده غیر صفر-مجموع به دست آورند، علی‌‌رغم اینکه بر اساس مشوق‌‌های فردی هستند.

اما به منظور تغییر در یک سیستم گسترده و غالب، افراد باید اول از هر چیز خود سیستم را بشناسند و از این واقعیت باخبر باشند که برای تغییر باید با ماهیت سیستم مقابله کنند. به منظور برطرف کردن مشکل هماهنگی، افراد باید با این موارد آشنایی داشته باشند: الف) سیستم‌‌های قانون اجرای شخص ثالث به چه صورت اعتماد را به وجود می‌‌آورند ب) راه‌‌حل بیت کوین و سیستم مدیریت غیرمتمرکز آن به چه صورت می‌‌توانند مزایای بیشتری را برای کاربران شبکه نسبت به فیات و در سطح طراحی مشوق فراهم آورند.

چیزی که در بحث‌‌های صورت‌‌گرفته توجه ما را به خود جلب کرد، چارچوبی جهانی بود که قادر است شفافیت و مدیریت مناسبی را وارد مسیر کند تا چنین انتقالی ممکن شود و یک اقتصاد غیرمتمرکز با موفقیت به وجود آید.

این بحث جدید را با بررسی مفهوم پول شروع خواهیم کرد و مسیر تکامل آن در طول تاریخ و از دیدگاه طراحی مشوق را دنبال خواهیم کرد. سپس چارچوب ناکاموتو (Nakamoto Framework) را معرفی خواهیم کرد و از آن برای کشیدن نقشه نقاط تلاقی فیات و سیستم‌‌های کریپتو بهره خواهیم برد.

فصل 2: پول چیست؟

تعاریف عادی از پول مانند ذخیره ارزش، وسیله داد و ستد و واحد حساب، پول را از لحاظ استفاده آن تعریف می‌‌کنند. پول به ندرت بر اساس واقعیت هستی‌‌شناسی خود تعریف می‌‌شود. پولی توافقی بر سر انرژی است. بر طبق دیدگاه سطح سیستم‌‌ها، پول یک گزینه طراحی مشوق است. به شیوه‌‌ای دقیق‌‌تر، پول یک سیستم توزیع‌‌شده است که دارای طراحی مکانیزم مشوق می‌‌باشد.

تکامل پول را می‌‌توان در سه فاز توصیف کرد.

فاز I

Moloch

شکل 11: سیستم بارتر (Barter) به عنوان شبکه مش نشان داده شده است

هر کاربر می‌‌تواند کالای خود را از طریق زوج‌‌های معاملاتی متعددی به هر کاربر دیگری در شبکه بفروشد. اما ناکارآمدی‌‌های این سیستم (تضاد خواسته‌‌ها، مشکل انتقال ارزش، نبود مقیاس پذیری اجتماعی) به زودی رنگ واقعی به خود گرفتند و به همین دلیل دست به دامان سازمان‌‌های مختلف شدیم تا طراحی سیستم را بهبود ببخشند.

فاز II

به عبارت دیگر، منحنی‌‌های کلی عرضه و فروش برای زوج‌‌های معاملاتی مختلف در شبکه داد و ستد به دنبال گزینه‌‌های معاملاتی کارآمدتر افتادند.

شبکه زوج‌‌های معاملاتی دیگر به جای شبکه مش از یک مرکز جدید استفاده کردند. فشار انتخاب و محدودیت‌‌های مقیاس پذیری اجتماعی به پیدایش سوپرندهای چندمرکزی (Multi-centric Supernodes) در شبکه می‌‌انجامند. این سوپرندها زوج‌‌های معاملاتی زیادی را ارائه دادند که کاربران اغلب برای مبادله کالاهای دیگر از آنها استفاده می‌‌کردند. این مسئله را می‌‌توان به عنوان یک شبکه چندمرکزی توزیع‌‌شده تصور کرد، همانطور که در پایین نشان داده شده است.

Moloch

شکل 12: سیستم پولی به عنوان یک شبکه توزیع‌‌شده چندمرکزی نشان داده شده است

سوپرنودهایی که بیشترین زوج‌‌های معاملاتی را پوشش داده‌‌اند به قبول کردن هرچه بیشتر فناوری‌‌های اطلاعاتی خاص مانند فلزات، سنگ‌‌ها، غلات، صدف و مهره به عوان مشوق برای مبادله کالاهای دیگر علاقه‌‌مند شدند (شاید به دلایل فلسفی یا شاید به دلیل اینکه مکان‌‌هایی که این سوپرندها کالاهای خود را از آنجا وارد می‌‌کردند تنها مهره، صدف یا طلا را به عنوان زوج معاملاتی مطلوب می‌‌پذیرفتند، یا شاید به این خاطر که قوانین الکترواستاتیک باعث شدند که فلزهایی مانند طلا بسیار سریع‌‌تر تایید شوند). با بیشتر شدن فشار انتخاب، فناوری‌‌های مانند جواهرات و اشیاء هنری، فلزها و مهره‌‌ها، صدف و بنشن همگی رقابت کردند تا گزینه‌‌های طراحی مشوق بیشتری را برای زوج‌‌های معاملاتی مختلف به وجود آورند. به این صورت فناوری پول ساخته شد.

فاز III

بر اساس روایت‌‌های رسمی، فناوری پول به دنبال برطرف کردن ناکارآمدی‌‌هایی بود که در زوج‌‌های معاملاتی وجود داشتند.

اما معامله، انتقال و ذخیره پول (خواه جواهرات یا اشیاء هنری، فلزات یا مهره‌‌ها و صدف یا بنشن باشد) با رشد هرچه بیشتر شبکه‌‌های تجاری جهانی چالش‌‌های بیشتری را به وجود می‌‌آورد. این مشکل مقیاس پذیری توسط به وجود آمدن ارز برطرف شد. ارز اساسا رسیدی بود که مالکیت یک شخص در مورد پول استفاده‌‌شده در یک شبکه را تایید می‌‌کرد. از مثال‌‌های مناسب می‌‌توان به عصر استاندارد طلا اشاره کرد. در طی عصر استاندارد طلا، هر اسکناسی که توسط دولت ایالات متحده منتشر می‌‌شد حاوی این کلمات بود:

این اسکناس تایید می‌‌کند که مقدار X دلار در خزانه ایالات متحده آمریکا به صورت سکه‌‌های طلا ذخیره شده و در صورت نیاز پرداخت می‌‌شود.

 

Moloch

شکل 13: دلار آمریکا نشان‌‌دهنده میزان متناسبی از طلا است

این یعنی پول در جایی امن و توسط نهادهای مالی، سازمان‌‌های دولتی یا بعضی از TPE های دیگر ذخیره می‌‌شد و ارز به عنوان سندی برای دریافت آن پول مورد استفاده قرار می‌‌گرفت.

این مسئله نوعی راه‌‌حل کاستدی بود، جایی که دولت‌‌ها و بانک‌‌ها مسئول نگه داشتن توکن‌‌های شبکه (پول) بودند و برای آنها سند (ارز) منتشر می‌‌کردند تا کاربران بتوانند از آنها برای معامله با کالا یا خدمات مورد نیاز خود استفاده کنند.

بیشتر فعالیت‌‌های حسابداری و ترازنامه در سطح ارز یا توکن انجام می‌‌گرفتند و گاها تسویه‌‌حساب‌‌هایی در سطح کلی شبکه صورت می‌‌گرفتند.

Moloch

شکل 14: درجه‌‌بندی بیت کوین، طلا و فیات

فصل 3: بروزرسانی‌‌های اجباری شبکه

اغلب از “دوره استاندارد پسا-طلا”ی به عنوان تفاهم اجماع “نوآورانه” یاد می‌‌شود که در طول دهه 1960-1970 ظهور پیدا کرد و به اقتصاد مدرن جهانی اجازه داد بعد از جنگ جهانی دوم و به منظور اجتناب از یک دوره رکود بزرگ دیگر خود را مقیاس پذیر کند.

در واقع، بروزرسانی اجباری شبکه به سیستم اقتصاد جهانی تحمیل شد، به صورت گزینه‌‌ای از طراحی مشوق با نام ارز فیات که به دنبال از میان برداشتن تفاوت میان پول و ارز بود.

“پیش از جنگ جهانی اول، سیستم بانکداری بر اساس طلا بود و اگرچه دولت‌‌ها گاها در این امر مداخله می‌‌کردند، بانکداری بیشتر به شیوه‌‌ای آزاد پیش می‌‌رفت. در نتیجه گسترش سریع اعتبار، بانک‌‌ها تا میزان طلاهای خود محدود شدند، نرخ بهره به شدت افزایش یافت، اعتبار جدید جدا شد و اقتصاد وارد یک دوره رکود شدید اما کوتاه شد. به دلیل ذخیره محدود طلا بود که گسترش ناتراز فعالیت‌‌های تجاری متوقف شد. دوره‌‌های بازیابی کوتاه بودند و اقتصاد توانست به سرعت بستری مطمئن را برای ادامه گسترش پیدا کند.

اما فرآیند درمان به اشتباه به عنوان بیماری شناسایی شد: اغلب بحث می‌‌شد که اگر بانک‌‌ها قادر باشند به صورتی نامحدود به وام‌‌دهی پول ادامه دهند، کمبود ذخیره‌‌های بانکی باعث ایجاد مشکل نخواهد شد. به همین صورت، سیستم فدرال رزرو (Federal Reserve) در سال 1913 به وجود آمد. این سیستم از دوازده بانک محلی فدرال رزرو تشکیل می‌‌شد که ظاهرا در اختیار بانکداران خصوصی بودند، اما در واقع توسط دولت پشتیبانی و کنترل می‌‌شدند. اعتبار گسترش‌‌یافته توسط این بانک‌‌ها توسط قدرت مالیاتی دولت فدرال تامین می‌‌شد. از لحاظ فنی، باز هم در دوره استاندارد طلا حضور داشتیم؛ افراد باز هم آزاد بودند مالک طلا باشند و طلا باز هم به عنوان ذخیره بانکی به کار می‌‌رفت. اما اکنون، علاوه بر طلا، اعتبار گسترش‌‌یافته توسط بانک‌‌های فدرال رزرو می‌‌تواند به عنوان پول قانونی برای پرداخت به ودیعه‌‌گذاران مورد استفاده قرار گیرد.” آلان گرینسپن

در عرض بیش از چندین دهه بروزرسانی‌‌های اجباری شبکه از استاندارد طلا تا استاندارد فیات، ارز دیگر به عنوان نشان‌‌دهنده پول ذخیره‌‌شده یا فناوری توکن شبکه عمل نکرد، بلکه به تنهایی به عنوان اعتبار بانکی مورد استفاده قرار گرفت. استاندارد ارز اعتبار بانکی از طریق ژئومتری قانون اجرایی شخص ثالث متمرکز به تمامی کاربران شبکه تحمیل شد، که در اساس مدل‌‌های مدیریتی فیات قرار دارد. ترکیبی از سیاست‌‌ها، سازمانی‌‌سازی و قوانین پول قانونی متمرکز در نهایت توانستند سیستمی را به اوج برسانند که شکل و شمایلی مانند این تصویر دارد.

سیستم فیات به عنوان یک شبکه تک‌‌مرکزی

شکل 15: سیستم فیات به عنوان یک شبکه تک‌‌مرکزی

این طراحی سیستم به شیوه‌‌ای گسترده توسط تمامی کشورهای جهان به کار گرفته شده است و هر شبکه ملی توکن‌‌های اعتباری خود را به کاربران تحمیل می‌‌کند. این توکن‌‌های اعتباری با عنوان اعتبار ملی یا عالی شناخته می‌‌شوند. چارچوب‌‌های قانونی کنونی پروتکل‌‌ها و قوانینی را فراهم می‌‌آورند که حرکت و فعالیت این توکن‌‌های اعتباری را در شبکه تجاری مدیریت می‌‌کنند. برای مثال، توکن اعتباری دلار آمریکا به عنوان توکن شبکه‌‌ای عمل می‌‌کند که فعالیت نوشتن/خواندن را در چارچوب اعتباری شبکه تجاری دلار فعال می‌‌کند.

“هر زمان که یکی از ارزهای فیات را دریافت می‌‌کنید، در حال دادن اعتبار هستید – در واقع در ازای آن اسکناس (یا اعتبار)، محصول یا سرویس خود را به شخص ثالث را تحویل می‌‌دهید. شما در حال نشان دادن باور خود به آن اسکناس هستید. باور کامل شما به اعتبار بر اساس هیچ تفکر منطقی به وجود نیامده است، غیر از اینکه به عبارت “ایمان کامل به اعتبار” اعتقاد دارید.” آندریاس آنتونوپولوس

“زمانی که شما یا من چکی می‌‌نویسیم، باید منابع کافی در حساب خود داشته باشیم تا پاسخگوی میزان نوشته‌‌شده باشد، اما زمانی که فدرال رزرو چکی می‌‌نویسد (یا هر بانکی قصد دارد وام بدهد)، هیچ ذخیره بانکی برای آن وجود ندارد. زمانی که فدرال رزرو چک می‌‌نویسد، در واقع پول را به وجود می‌‌آورد.” بانک بوستون فدرال رزرو

این فرآیند به عنوان الگویی رسمی و جهانی مقبول بود، تا زمانی که بیت کوین در سال 2009 ارائه شد و در عرض چند سال به یک فناوری نرم‌‌افزاری کارآمد تبدیل شد. این اتفاق باعث به وجود آمدن گزینه‌‌های طراحی مشوق جدیدی برای کاربران شده است.

می‌‌توانیم این گزینه‌‌های طراحی مشوق را از طریق بررسی توپولوژی شبکه فیات (FNT) و توپولوژی شبکه کریپتو (CNT) مقایسه کنیم. سعی خواهیم کرد که این مسئله را با استفاده از چارچوب ناکاموتو روشن سازیم.

فصل 4: چارچوب ناکاموتو

می‌‌توان چرخه عمر یک برنامه کامپیوتری را به پنج لایه پایینی تقسیم کرد.

چارچوب ناکاموتو

شکل 16: چرخه عمر یک برنامه کامپیوتری در دستور جاوا

  1. لایه اولیه برنامه از استفاده کاربران از نرم‌‌افزار سیستم تشکیل شده است.
  2. از اجراپذیر (Executable) برای دسترسی به نرم‌‌افزار سیستم استفاده می‌‌شود.
  3. از کامپایلر (Compiler) برای ایجاد اجراپذیر استفاده می‌‌شود.
  4. از خط دستوری جهت نوشتن دستوراتی مانند ترکیب کردن کدها و بکارگیری اجراپذیر یا وارد کردن هر گونه بروزرسانی جدید به داخل سیستم استفاده می‌‌شود.
  5. لایه زبان شناختی وضعیت روانی شخص نویسنده کد و همچنین توصیفی از آن وضعیت روانی را در محیط توسعه‌‌دهنده و در نرم‌‌افزار سیستم توصیف می‌‌کند.

بنابراین چارچوب ناکاموتو را به عنوان چارچوبی جهانی برای فهمیدن روابط داخل و میان شبکه‌‌های کریپتو و فیات ارائه می‌‌دهیم که از اصول علوم کامپیوتری الهام گرفته است.

چارچوب ناکاموتو

شکل 17: چارچوب ناکاموتو

چارچوب ناکاموتو را نه تنها می‌‌توان برای فهمیدن تفاوت‌‌های اصولی میان FNT و CNT مورد استفاده قرار داد، بلکه می‌‌توان از آن برای مطالعه لایه‌‌های متفاوت یا سیستم‌‌های زیرین هر کدام از CNT و FNT در سطح کدها و طراحی سیستم استفاده کرد تا نقاط کانونی TPE فاش شوند و سپس لایه یا سیستم مورد نظر برای انعطاف‌‌پذیری بیشتر در مقابل وکتورها بهینه شود.

در مورد مسئله پیش رو، استفاده از چارچوب ناکاموتو به ما اجازه می‌‌دهد:

  1. طراحی سیستم‌‌های FNT و CNT را از طریق بازنمایی 1-1 انگیزه‌‌های منطقی مقایسه کنیم.
  2. مزایای یک اقتصاد غیرمتمرکز را به وضوح بفهمیم و اینکه به منظور ایجاد چنین اقتصادی باید کدام جنبه‌‌ها را غیرمتمرکز سازیم.
  3. به شیوه‌‌ای واضح در مورد مشکل مقیاس پذیری تامل کرده و راه‌‌هایی جدید را برای دستیابی به اهداف مقیاس پذیری کاوش کنیم، بدون اینکه به هیچ کدام از مسائل مقیاس پذیری یا انعطاف‌‌پذیری شبکه در مقابل وکتورها لطمه‌‌ای وارد کنیم.
  4. مشکل مقیاس پذیری را در سطح قراردادها حل کنیم و شبکه‌‌های رقابتی و تجاری‌‌تری را به وجود آوریم.
  5. کدهای مربوط به صرافی‌‌های متمرکز (CEX) و صرافی‌‌های غیرمتمرکز (DEX) را بازسازی کنیم تا طراحی مشوق توزیع‌‌شده را نیز دربر گیرند و در عین حال نقاط کانونی TPE مخفی را شناسایی و از میان برداریم.

در بخش دوم این مجموعه، چارچوب ناکاموتو را به شیوه‌‌ای مفصل‌‌تر مورد مطالعه قرار خواهیم داد و از آن برای بازنمایی نقاط تلاقی سیستم‌‌های فیات و کریپتو استفاده خواهیم کرد. سپس از این یافته‌‌ها بهره خواهیم برد تا برخی از نگرانی‌‌های موجود در صنعت مالی را مورد بررسی قرار دهیم. در نهایت، به وضعیت کنونی نگاهی خواهیم انداخت و اینکه طرح انگیزشی سیستم‌‌های کنونی کریپتو به چه صورت می‌‌توانند برای رسیدن به تغییر مورد نظر بهبود یابند. تنها در این صورت است که سیستم‌‌های زیرین این چارچوب‌‌های غیرمتمرکز را بازسازی کنیم تا به مقیاس پذیری دست‌‌ یابیم، بدون اینکه به اهداف غیرمتمرکزسازی یا انعطاف‌‌پذیری شبکه در مقابل وکتورهای حمله‌‌کننده لطمه‌‌ای وارد کنیم.

شاید از این مطالب هم خوشتان بیاید.

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.