پنج راه برای بهبود سبد سرمایه‌ گذاری خود

اگر جزء آن‌دسته افرادی هستید که قصد انجام سرمایه‌ گذاری دارید، خواندن این مقاله برای شما بسیار مفید خواهد بود؛ چرا که در آن مطالبی بیان شده است که درباره مدیریت پول، کنترل احساست، اتخاذ تصمیمات درست و عوامل دیگر است که در راه رسیدن به یک سرمایه‌ گذاری موفق تاثیرگذار خواهند بود.

0 151

چیزهایی که هر سرمایه‌‌‌ گذار باید هنگام مدیریت پول در یاد داشته باشد

از زمانی که سیستم‌‌‌های بازنشستگی در ایالات متحده و بسیاری از مناطق دیگر دنیا توجه خود را از حقوق بازنشستگی به سمت حساب‌‌‌های بازنشستگی شخصی مانند 401(کی) (401(k))، حساب‌‌‌های پس‌‌‌انداز بازنشستگی فردی سنتی (Traditional IRA)، و همچنین حساب‌‌‌های پس‌‌‌انداز بازنشستگی فردی راث (Roth IRA) معطوف کردند، این امر برای صدها میلیون مرد و زن ضروری شده است که وظیفه مدیریت سبد سرمایه‌ گذاری (Investment Portfolio) را بر عهده بگیرند؛ این وظیفه‌ای است که هیچگاه پیش‌‌‌بینی نمی‌‌‌کردند و هیچگاه برای آن آموزش ندیده‌اند. از طراحی یک سبد سرمایه‌ گذاری کلی که تخصیص سرمایه را بر اساس اهدافی منحصربه فرد در نظر می‌‌‌گیرد تا انتخاب سرمایه‌‌‌ گذاری‌‌‌های فردی در هر کدام از دسته‌‌‌بندی‌‌‌های دارائی؛ عواقب هر کدام از آنها می‌‌‌تواند مسئله‌‌‌ی مرگ و زندگی باشد.

این کار می‌‌‌تواند به معنای تفاوت میان یک زندگی راحت و فراهم کردن میراثی برای بازماندگان جهت خرید خانه و هزینه‌‌‌ی دانشگاه و یا گذراندن اوضاع با پول دریافتی از چک‌‌‌های حقوق باشد، حالتی که امیدواریم سودهای دریافتی از تامین اجتماعی بتوانند با نرخ تورم رقابت کنند. متاسفانه افراد علی‌‌‌رغم نیت خوب خود، معمولا در این کار شکست می‌‌‌خورند.

اگرچه فراهم آوردن حتی بخشی از توضیحات لازم که می‌تواند شما را در این زمینه تبدیل به یک متخصص کند، برای این مقاله امکان‌‌‌ناپذیر است؛ اما بعضی چیزها در این مقاله وجود دارند که می‌‌‌توانید آن‌ها را در ابتدای راهتان برای استقلال مالی انجام دهید و این مطالب می‌‌‌توانند به شما کمک کنند کمی راحت‌‌‌تر به دنبال رویاهایتان باشید. درس‌‌‌هایی در مورد اینکه مدیریت سرمایه‌‌‌ و سبد سرمایه را‌‌‌ به صورتی محتاطانه و منطقی انجام دهید و به صورت احساسی عمل نکنید. در این مطلب به طور ویژه بر روی پنج نکته اصلی تمرکز شده تا به شما کمک شود سبد سرمایه‌‌‌ی خود را بهبود ببخشید.

بدانید که شما و احساسات‌‌‌تان بزرگترین خطر برای سبد خود هستید، پس راهی برای کم کردن این خطر بیابید.

اگر از شما سوال شود که بزرگترین مانع یک سرمایه‌‌‌ گذار در راه اندوختن ثروت چیست، چه پاسخی می‌دهید؟

با گذر زمان احتمالا جواب شما تغییر می‌‌‌یابد که این مساله ممکن است به خاطر آن محیط مالی بازاریابی باشد که در آن رشد یافته‌اید و یا به این دلیل باشد که اولین بار بوده که به بازارهای سهام دقت کرده‌‌‌اید. این روزها، احتمالا حدس خواهید زد که بزرگترین مانع حق‌‌‌الزحمه‌‌‌ها یا هزینه‌‌‌های مختلف باشد. ممکن است اشتباه کرده باشید؛ زیرا در یک یا دو دهه‌‌‌ی گذشته، احتمالا می‌‌‌گفتید که بزرگترین مشکل، مسئله‌‌‌ی انتخاب امنیت داخلی در برابر بین‌‌‌المللی است.

باز هم ممکن است اشتباه کرده باشید، زیرا در دهه 1960، احتمالا حدس می‌‌‌زدید که این مانع می‌‌‌تواند تمایل برای خرید سهام رشد باشد و در نتیجه باز هم احتمالا اشتباه حدس زده‌‌‌اید.

هر بار لیست موجود تغییر می‌‌‌کند اما یک چیز ثابت باقی می‌‌‌ماند. بدون هیچ استثنائی، همه شواهد به “شمایعنی سرمایه‌‌‌ گذار اشاره می‌‌‌کنند، که احتمالا بزرگترین عامل در رقم زدن شکست مالی خود می‌باشید. بر خلاف آنچه که اقتصاددانان کلاسیک ممکن است به شما گفته باشند، علم اقتصاد رفتاری و علم مالیه‌‌‌ رفتاری اکنون چیزی را ارائه می‌‌‌دهند که به اعتقاد من دلیلی واضح بر این حقیقت است که زنان و مردان، علی رغم اینکه بسیار منطقی هستند، اغلب با پول خود کارهایی احمقانه انجام می‌‌‌دهند که باعث می‌‌‌شود در طولانی‌‌‌مدت متحمل ضررهای زیادی شوند.

مردم بسیار باهوشی که قابلیت موفقیت در هر حوزه‌‌‌ای را دارند سرمایه‌‌‌ی زیادی را از دست می‌‌‌دهند؛ چون در مقایسه با زمانی که صرف انتخاب یک یخچال و یا لباسشویی می‌‌‌کنند، وقتی بسیار کمتری را صرف این می‌کنند که بدانند چه سهامی دارند، چرا آن را دارند، چقدر دارند و چه شرایطی برای آن‌ها وجود دارد.

اعداد می‌‌‌توانند حیرت‌‌‌آور باشند. دنبال کردن عملکرد واقعی سرمایه‌‌‌ گذاری‌‌‌های اصلی توسط چند نکته آماری برای سرمایه‌‌‌ گذاران غیرمعمول نیست؛  و این یک هزینه‌‌‌ی فرصت است که می‌‌‌تواند در دوره‌‌‌های بالای 25 سال خارق‌‌‌العاده باشد.

ایجا چند راه‌‌‌حل‌‌‌ احتمالی را می‌‌‌بینیم. یک راه‌‌‌حل این است که خودتان را کاملا وقف این کنید که در امر مدیریت پول‌‌‌تان خبره شوید. اگر از خواندن پژوهش‌‌‌های علمی در مورد تخصیص سرمایه لذت می‌‌‌برید، خواندن فرم‌‌‌های 10-کی (Form 10-K)، فکر کردن در مورد سنجش سبد سرمایه و تفکر در مورد روش‌‌‌شناسی ساختار شاخص‌‌‌های دارائی می‌‌‌تواند راهی مناسب برای شما باشد. اگر این‌‌‌چنین نیستید، به شخصی دیگر نیاز دارید تا این کارها را برای شما انجام دهد.

وانگارد (Vanguard)، که یکی از بزرگترین شرکت‌‌‌های مدیریت دارائی در جهان می‌‌‌باشد، اخیرا در تحقیق خود دریافتند که اگرچه استفاده از خدمات مشاوره‌‌‌ای مالی هزینه‌‌‌های بالاتری دارد، اما نه تنها آرامش فکری به ارمغان می‌‌‌آورد، بلکه می‌‌‌تواند با گذر زمان به میزان 3 درصد ارزش درآمد خالص سبد سرمایه را افزایش دهد (منبع: مقاله وانگارد با عنوان “ارزش افزوده مشاورین مالی”، بر اساس مطالعه‌‌‌ی فرانسیس ام. کینی جونیور. (Francis M. Kinniry Jr.)، کالین ام. جاکونتی (Colleen M. Jaconetti)، مایکل ای. دی‌‌‌جوزف (Michael A. DiJoseph)، و یان زیلبرینگ (Yan Zilbering)، در سال 2014.) آنها همچنین این موضوع را هم روشن ساختند که این عدد دقیقا علمی نیست، با بیان این نکته که “مشاورین ممکن است برای یک شخص ارزش افزوده‌‌‌ی بسیار بیشتری را نسبت به دیگران به ارمغان بیاورند و 3 درصد درآمد بالقوه بعد از مالیات و حق‌‌‌الزحمه‌‌‌ها به دست می‌‌‌آید.”

به عبارت دیگر، اگر بخواهیم این مسئله را در مثالی بسیار ساده توضیح دهیم، اگر سبد سرمایه‌‌‌ گذاری شما شامل 100 درصد صندوق سرمایه‌‌‌ در سهام شاخص کم‌‌‌قیمت باشد که بعد از حق‌‌‌الزحمه‌‌‌ها 10 درصد تولید سرمایه دارد، اشتباهی بزرگ خواهد بود اگر فکر کنید با استخدام مشاور درآمد شما 10 درصد منهای هزینه‌‌‌ی مشاوره خواهد بود. در واقع، در صورت نداشتن مشاور نتایج شما می‌‌‌توانند به خاطر مسائل رفتاری بسیار پایین‌‌‌تر باشند (خرید سهام زمانی که نباید اینکار را بکنید، فروش زمانی که نباید بفروشید، حفظ موقعیت‌‌‌هایی که بسیار متمرکز هستند، نادیده گرفتن فرصت برای استفاده از موقعیت‌‌‌های خاص معاملات ارزی مالیاتی از طریق استراتژی‌‌‌هایی مانند جابجائی دارائی، توسعه و محاسبه یک الگوی مصرف در طی دوره ی توزیع سبد سرمایه‌‌‌ گذاری و غیره).

اگر تجربه‌‌‌ی شما مبنی بر انجام دادن همه‌‌‌چیز به تنهایی برای شما درآمدی 5 یا 6 درصدی داشته است، باز هم با وجود پرداخت حق‌‌‌الزحمه های بالاتر، می‌توانستید درآمد بالاتری داشته‌‌‌اید که این مساله به خاطر حمایت و تجربه‌‌‌ی مشاور است. تمرکز بر درآمد ناخالص بالقوه نه تنها نامناسب است، بلکه ممکن است بسیار بیشتر از هزینه‌‌‌هایی که از آن‌ها خودداری می‌‌‌کنید برای شما خرج دربرداشته باشد.

باید یک برنامه‌‌‌ریزی مناسب بر اساس اصول قابل‌‌‌اطمینان از مدیریت سبد سرمایه‌‌‌ گذاری داشته باشید و در شرایط مناسب و سخت همیشه از آن پیروی کنید.

تصمیمات مربوط به سرمایه‌‌‌ گذاری با درآمد ثابت را صرفا بر اساس احساس در مورد محصولات یا خدمات یک شرکت نگیرید، مگر اینکه با ملاحظات معنوی یا اخلاقی روبرو باشید.

بنجامین گراهام (Benjamin Graham) متن بسیار زیبایی را در مورد این مسئله نوشته است، که می‌‌‌توان آن را در ویرایش سال 1940 از کتاب “تجزیه و تحلیل وثیقه‌‌‌ها” پیدا کرد. در این رساله‌‌‌ی افسانه‌‌‌ای، وی بیان می‌‌‌کند “تصادفا همه‌‌‌ی سه سهم ممتاز صنعتی در لیست ما به شرکت‌‌‌های مربوط به کسب‌‌‌وکار انفیه (تنباکوی بی‌‌‌دود) تعلق دارند، این امر به خاطر این است که سرمایه‌‌‌ گذار نمی‌‌‌تواند به شیوه‌‌‌ای مناسب ارزش‌‌‌ها یا مضرات اوراق بهادار کارخانه یا شرکتی را درک کند که کارش به فعالیت‌های شخصی سرمایه‌ گذار مربوط نیست. سابقه خوب یک شرکت، مدارک محکمی که مبنی بر ثبات درونی آن شرکت باشند و همچنین عدم وجود هرگونه دلیل برای انتظار آینده‌‌‌ بد، احتمالا بهترین بنیاد را برای انتخاب یک سرمایه‌‌‌ با ارزش ثابت فراهم می‌‌‌آورند.”

اینجا، گراهام در مورد این حقیقت صحبت می‌‌‌کند که انتخاب اوراق بهادار و وثیقه‌‌‌ها با درآمد ثابت به بطور ذاتی هنر انتخاب منفی است. شما به دنبال دلیلی برای نخریدن یک چیز هستید، در حالی که نگرانی اصلی شما این است که آیا کسب و کار موردنظرتان توانایی بازگرداندن سپرده اصلی به اضافه‌‌‌ی سود پولتان را دارد یا خیر؟ سرمایه‌‌‌ گذاری که از خریدن انفیه خودداری کرد، سهام یا اوراق بهادار را ترجیح داد، چرا که وی خواهان این کسب‌‌‌وکار نبود و به همین دلیل مجبور بود خودش را راضی کند تا ریسکی بالاتر را به همراه درآمدی پایین‌‌‌تر بپذیرد. اگر خودداری از وثیقه‌‌‌های توزیع‌‌‌شده از طرف شرکت‌‌‌های تنباکو برای شما مهم است، این یک واقعیت است که باید با آن روبرو شوید. زندگی پر از دادوستد است و شما با یکی از آنها روبرو شده‌‌‌اید. همیشه نمی‌‌‌توانید شرایط را مثل آب خوردن حل کنید. این امر ممکن است منصفانه نباشد، اما یک حقیقت است.

به این فکر کنید که سبد سرمایه‌‌‌ گذاری‌‌‌تان چگونه به دارائی‌‌‌ها و بدهی‌‌‌های دیگر زندگی‌‌‌تان مربوط است، سپس سعی کنید آن ارتباط را به شیوه‌‌‌ای هوشمندانه تا حد ممکن کاهش دهید.

زمانی که سبد سرمایه‌‌‌ گذاری‌‌‌تان را مدیریت می‌‌‌کنید، فکر کردن در مورد کاهش خطرات به شیوه ای هوشمندانه سودمند خواهد بود. یک ریسک بزرگ این است که بسیاری از دارائی‌‌‌ها و بدهی‌‌‌هایتان به همدیگر مرتبط باشند. برای مثال اگر در شهر هیوستون زندگی می‌‌‌کردید، مشغول کار در صنعت نفت بودید، بخش عمده‌‌‌ی برنامه‌‌‌ی بازنشستگی‌‌‌تان مربوط به سهام کارفرمائی بود، مالک بخشی از یک بانک محلی بودید، و در منطقه‌‌‌ی متروی هیوستون سرمایه‌‌‌ گذاری‌‌‌های مربوط به املاک انجام می‌‌‌دادید، تمامی زندگی مالی شما به چشم‌‌‌انداز انرژی بستگی دارد. اگر بخش نفت دچار فروپاشی می‌‌‌شد، همانطور که در دهه 1980 اتفاق افتاد، نه تنها شغل خود را در خطر می‌‌‌یافتید، بلکه ارزش سهام‌‌‌تان هم سقوط می‌‌‌کرد و در عین حال املاک محلی و سهام بانک‌‌‌تان هم به دلیل مستاجرین و وام‌‌‌گیرندگان متحمل ضرر می‌‌‌شدند.

در هیوستون، به خاطر اتکاء بسیار این ناحیه بر نفت ممکن است این سختی‌‌‌های اقتصادی پیش بیایند. متشابها، اگر در سیلیکون والی (Silicon valley) زندگی و کار کنید، نباید خواهان این باشید که بیشتر دارائی‌‌‌های بازنشستگی‌‌‌تان در بخش تکنولوژی باشد. به جای آن، باید به فکر مالکیت چیزهایی باشید که حتی اگر درآمد حاصل از آن چندان بالا نباشد، ولی چه در شرایط خوب و چه در شرایط نامناسب درآمدزایی کند؛ به عنوان نمونه، مالکیت سهام پررونق شرکت‌‌‌های لوازم فردی که چیزهایی مانند خمیردندان، پاک‌‌‌کننده‌‌‌های لباس، محصولات بهداشتی، آب‌‌‌نبات، الکل و غذاهای بسته‌‌‌بندی‌‌‌شده می‌‌‌سازند.

به صورت کلی، عاقلانه خواهد بود اگر سالی یک یا دو بار همه‌‌‌چیز را در ترازنامه‌‌‌های تجاری خود مرور کنید تا ضعف‌‌‌ها و ارتباط جزئیات با هم را بیابید و جاهایی را بیابید که یک نیروی اضافی یا بدشانسی می‌‌‌توانند باعث به وجود آمدن عواقب ناگوار بسیار بزرگی شوند. مواردی عادی که می‌‌‌توانید به دنبال آنها بگردید شامل هزینه‌‌‌ی‌‌‌های ورودی مانند هزینه‌‌‌ی سوخت، نرخ‌‌‌های بهره، سلامت اقتصادی یک ناحیه جغرافیایی خاص، اتکاء بر تنها یک تامین‌‌‌کننده، ارتباط با یک صنعت یا بخش خاص و یا هر چیز دیگری می‌‌‌شوند.

برای بیشتر سرمایه‌‌‌ گذاران، بزرگترین خطری که با آن روبرو می‌‌‌شوند وابستگی بیش از حد به جریان نقدی از طرف یک کارفرما است. این ریسک را می‌‌‌توان با به‌‌‌ دست ‌‌‌آوردن دارائی‌‌‌هایی سودبخش کمتر کرد، این دارایی‌ها جریان نقدی اضافی ایجاد کرده و درنتیجه مسیر را از کارفرما جدا می‌‌‌کنند.

به دقت به ساختار بدهی‌‌‌های خود توجه کنید زیرا می‌‌‌تواند تفاوت میان استقلال مالی و نابودی کامل را رقم بزند.

چه برای سرمایه‌‌‌ گذاری در سهام یا املاک و چه برای سرمایه‌ گذاری در کسب‌‌‌وکارهای خصوصی یا دارایی‌‌‌های ذهنی تمایل داشته باشید، نحوه‌‌‌ی پرداخت شما برای به دست آوردن یک دارایی بیشترین اهمیت را دارد. اگر وام را به منظور افزایش سرمایه‌ گذاری‌های خود دریافت کنید، اینکار به شما اجازه می‌‌‌دهد تا بیش از دارائی خالص خود خرید کنید، اما قانون مهم هنگام مدیریت سبد سرمایه‌‌‌ گذاری این است که برای سرمایه‌‌‌های طولانی‌‌‌مدت خود، وام‌‌‌های کوتاه‌‌‌مدت دریافت نکنید، چرا که منبع اعتبار ممکن است تمام شود و شما را تا سر حد ورشکستگی دچار کمبود نقدینگی کند. در بهترین حالت، شما وام‌‌‌های همراه با جریان نقدی ساده می‌‌‌خواهید که شرایط دریافت سود ثابتی دارند. حتی بهتر از این، شما در صورت امکان وام‌‌‌های بدون حق رجوع (Nonrecourse Debts) می‌‌‌خواهید تا نگذارید وام‌‌‌دهنده طلب تضمین‌‌‌های اضافی کند.

فراموش نکنید که دوره‌‌‌های خوب هم پایانی دارند.

این مسئله به خصوص در مواقع بالا بودن ارزش بازار سهام، بازار املاک و اوراق بهادار بسیار حائز اهمیت است. قیمت دارائی‌‌‌های شما پایین خواهند آمد. همچنین جریان نقدی تولیدشده توسط دارائی‌‌‌های شما با توجه به دارائی مربوطه نزول خواهد کرد. یک سبد سرمایه‌‌‌ گذاری خوب نه تنها قادر به مواجهه با این حالت است، بلکه حتی انتظار آن را نیز دارد. در هنگام سرمایه‌‌‌ گذاری باید از رسیدن به چنین نقطه‌‌‌ای خودداری کرد مگر اینکه جوان باشید و تحمل ریسک بسیار بالا را داشته باشید. امید یک استراتژی سرمایه‌‌‌ گذاری نیست.

زمانی که یک دارائی را به دست می‌‌‌آورید، باید آن را به قیمت و تحت شرایطی انجام دهید، که اگر قرار باشد بدترین چیزها هم اتفاق بیافتند باز هم بتوانید بدون شروع دوباره‌‌‌ی زندگی یا شغل‌‌‌تان از آنها جان سالم به در ببرید. برای بسیاری از سرمایه‌‌‌ گذاران، به محض اینکه ثروت به اندازه کافی اندوخته شد، تاکید بیشتر باید بر روی محافظت از آن ثروت برای طولانی‌‌‌مدت باشد، نه اینکه به شیوه‌‌‌ای بی‌‌‌پروا به دنبال بیشترین درآمدهای ممکن باشیم که احتمال از دست دادن کامل آن‌ها هم وجود دارد.

شاید از این مطالب هم خوشتان بیاید.

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.