پروتکل‌‌‌های Fat و ناشناخته‌‌‌های سیستم‌‌‌های کریپتو – اقتصادی

هنوز درباره‌‌‌ این مساله که ارزش واقعا در کجای سیستم اقتصادی مبتنی بر توکن کریپتو قرار گرفته، بحث و جدل‌‌‌های زیادی وجود دارد. اطلاعات عمومی کریپتو که در پست وبلاگی پروتکل‌‌‌های Fat (Fat Protocols) جوئل مانگرو (Joel Monegro) منتشر شد، همان گلوله‌‌‌ برفی کوچکی بود که به بهمن عظیم ICO تبدیل شد. این موضوع روی اندیشه‌‌‌ افراد زیادی هم اثر گذاشت، افرادی که می‌‌‌کوشند چگونگی ارزشمند بودن دارایی‌‌‌های کریپتو را بفهمند و مهم‌‌‌تر از آن دریابند ارزش‌‌‌های این دارایی‌‌‌ها در کجا انباشته می‌‌‌شود.

0 83

تب توکن قراردادی با شدت آغاز شد.

اکنون که 2 سال از آغاز این مسیر گذشته و بسیاری از مشکلات کریپتو حل شده به خوبی روشن است که نظریه‌‌‌ پروتکل‌‌‌های Fat اکنون بیش از همیشه آماج حمله قرار گرفته است.

نخستین موج در نوامبر سال گذشته با دو پستی شروع شد که نویسندگان آن‌‌‌ها تیمو پایوینن (Teemu Paivinen) و اوان ون نس (Evan van Ness) بودند. اکنون به نظر می‌‌‌رسد بحث در این زمینه شدت گرفته است.

کایل سامانی (Kyle Samani) به تازگی پستی عالی ارسال کرده که «تئوری انباشت، پروتکل‌‌‌های Thin و بازگشت به تمرکزگرایی: نسخه پیشگو» نام دارد. او در این پست به تفصیل از این دیدگاه که پروتکل‌‌‌ها واقعا دفاع‌‌‌پذیر هستند انتقاد می‌‌‌کند. استدلال او این است که دسته‌‌‌کم به لحاظ تئوریک جایی که ارزش در آن‌‌‌ انباشته می‌‌‌شود و بیش از همه دفاع‌‌‌پذیر است، DApp یا لایه‌‌‌ اپلیکیشن نامتمرکز است. استدلال لیلاند لی (Leland Lee) در مطلبی با نام «فتح بزرگ DApp» این واقعیت را ملموس‌‌‌تر می‌‌‌سازد. او با استفاده از نمونه‌‌‌ کریپتوکیتیز (Crypto Kitties) ساخت شرکت Axiom Zen به تفصیل نشان می‌‌‌دهد چگونه می‌‌‌توان یک اپ مبتنی بر بلاکچین‌‌ را که نامتمرکز بوده و در کنترل هیچکس نیست ارزش‌‌‌زدایی، نابود یا کاملا کپی کرد. لی می‌‌‌گوید:

از آنجا که منطق بازی از جنس درون – زنجیره‌‌‌ای (on-chain) است؛ رابط کاربری مانند یک درگاه اطلاعاتی است که هرکسی می‌‌‌توان یک نسخه از آن برای خود بسازد یا حتی با به کارگیری JSON RPC از طریق خط دستور مستقیما با قراردادهای هوشمند تعامل نماید. به این ترتیب می‌‌‌توان به راحتی پیش‌‌‌بینی کرد که گروهی پیدا می‌‌‌شود و یک رابط کاربری بهتر از آنچه Axiom Zen ساخته خواهد ساخت و با این کار نسبت به سازندگان UI اصلی کاربران بیشتری جذب می‌‌‌کند. کسی می‌‌‌تواند همه‌‌‌ی ارزش را تصاحب کند که توجه کاربران را به خود معطوف نگه دارد.

پیش‌‌‌تر توضیح دادیم که چگونه لایه‌‌‌ CX برای مدتی در دنیای پروتکل‌‌‌های نامتمرکز از آن‌‌‌چه هست مهم‌‌‌تر خواهد شد، ولی استدلال لیلاند لی این است که ارائه دهنده‌‌‌ رابط کاربری برتر (کسی را تصور کنید که در زمینه‌‌‌ی تجربه کاربر به اندازه‌‌‌ شرکت اپل مهارت دارد) آن‌‌‌قدر قدرت بازار را تصاحب خواهد کرد (از نگاه مشتری) که می‌‌‌تواند تمامی پروتکل را فتح نماید. چنین رویه‌‌‌ای باعث می‌‌‌شود توازن میان سازندگان DApp و سازندگان پروتکل برهم بخورد.

نمونه‌‌‌ زیر را در نظر بگیرید:

فرض کنید سازندگان Fortnite بتوانند تنها به خاطر دوست نداشتن قوانینی که اپل وضع کرده، مردم را متقاعد کنند که از یک سیستم‌‌‌ عامل موبایل جدید استفاده کنند. این کار در دنیایی که پروتکل‌‌‌ها و سیستم‌‌‌ عامل‌‌‌های بسته بر آن حکومت می‌‌‌کنند، بسیار دشوار است. ولی در دنیایی که سیستم اقتصادی باز در آن حکم فرماست چندان سخت نیست.

بحث سیستم‌‌‌های اقتصادی باز که در آن‌‌‌ها هرکس می‌‌‌تواند مشارکت کند و ارزش به وجود آمده به رسمیت شناخته می‌‌‌شود و سود در پی دارد در مقاله‌‌‌ا‌‌‌‌‌‌ی به نام «طراحی توکن‌‌‌های عینی به صورت اکوسیستم‌‌‌های باز» نوشته‌‌‌ی برایان فلین (Brian Flynn) به خوبی مطرح شده است. فلین در این مقاله سناریویی را توضیح می‌‌‌دهد که در آن یک نفر می‌‌‌تواند یک دارایی منحصربه‌‌‌فرد ایجاد کند (برای نمونه یک اموجی تازه) و سپس هربار که کسی از آن استفاده می‌‌‌کند وفاداری کسب نماید.

همه‌‌‌ این‌‌‌ها به معنای آن است که ما هم اکنون در زمینه‌‌‌ کریپتو در مرحله‌‌‌ی «ناشناخته‌‌‌های شناسایی شده» قرار داریم. بیست سال پیش، سیستم‌‌‌‌های اقتصادی مبتنی بر «ناشناخته‌‌‌های شناسایی نشده» بودند. ما نمی‌‌‌دانستیم که وجود دارند و حتی نمی‌‌‌دانستیم که از وجود آن‌‌‌ها بی‌‌‌خبر هستیم. همان گونه که برایان فلین می‌‌‌نویسد، امروز آگاه هستیم که سیستم‌‌‌های اقتصادی مبتنی بر کریپتو وجود دارند. «هدف اصلی یک اقتصاد دیجیتالی، دادن پاداش به اقدامات مشارکتی ارجاعی و انگیزشی است که در کنار آن باید نیاز به نگه داشتن توجه در یک اکوسیستم باز متعادل گردد».

آنچه هنوز برای ما ناشناخته مانده این است که در این سیستم‌‌‌های جدید، ارزش دقیقا چگونه به وجود می‌‌‌آید، ذخیره می‌‌‌شود، جابه‌‌‌جا می‌‌‌گردد و اندازه گرفته می‌‌‌شود. جوئل مانگرو می‌‌‌کوشد به بهترین نحو پاسخ این پرسش را با آنچه تا امروز می‌‌‌دانیم توضیح دهد. تیمو و اوان تا حدی ما را به هدف نزدیک‌‌‌تر کردند. اکنون کایل سامانی، لیلاند لی و برایان فلین می‌‌‌کوشند ما را بیش از پیش با این ناشناخته‌‌‌ها آشنا کنند. اینکه آینده به چه شکل خواهد بود را باید منتظر بمانیم و ببینیم، ولی این حقیقت که این فناوری‌‌‌ها، سیستم‌‌‌ها و ابزارها از راه رسیده‌‌‌اند و در میان ما هستند قابل انکار نیست.

شاید از این مطالب هم خوشتان بیاید.

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.