وندی مک الروی: بلاکچین‌‌ خشونت را به حداقل می‌‌رساند

به نظر بسیاری، قوانین و اقدامات دولتی برای کاهش خشونت کافی نبوده و حتی بسیاری از جنبه‌های سیستم‌های دولتی، که در این مقاله در موردشان بحت می‌شود، خود باعث ایجاد خشونت در جوامع شده‌اند. صنایع قانون و دولت، بازتابی از موارد مالی هستند که ساتوشی ناکاموتو (Satoshi Nakamoto) شدیداً به آن‌ها تاخته است. این مقاله به تحلیل و بررسی تاثیر بکارگیری بلاکچین و آنارشیسم کریپتو در مقابله با نقایص سیستم مرکزی و اعمال خشونت می‌پردازد.

0 76

بدیهی‌‌ترین دلیل مخالفت با اتکا به نهادهای پیشگیری و اصلاح جرم این است که این اقدامات برای بازدارندگی مجرمان کفایت نمی‌‌کنند. اغلب مردم قادر به درک موانع اساسی در مسیر پیشگیری از جرم که توسط منطق انحراف‌‌آمیز اجرای قوانین دولتی، زندان‌های دولتی و اموال دولتی ایجاد شده است، نیستند. گام اول: کار خود را با خیابان‌ها، پیاده‌‌روها و پارک‌‌هایی شروع کنید که همه شهروندان حق ورود به آن‌ها را دارند، مگرآنکه متهم به یک جرم باشند. گام دوم: برای دستگیری، پیگرد و محاکمه مجرمانی که شواهد کافی از جرم علیه آن‌ها وجود دارد به یک سیستم بوروکراسی دولتی ذاتاً ناکارآمد تکیه کنید. گام سوم: چنانچه محکومیت مجرمان ثابت شد، آن‌ها را به زندان‌های عمومی با محیط خطرناک، اصلاح‌‌ناپذیر و گاهی غیرقابل کنترل مسترد کنید تا از سوء رفتار بیشتر آن‌ها جلوگیری شود. گام چهارم: این زندانیان را به طور دوره‌‌ای آزاد و به جامعه بازگردانید و سپس به گام نخست برگردید و دوباره چرخه را تکرار کنید.

– رندی بارنت: ساختار آزادی: عدالت و حاکمیت قانون

دولت، مولد مجرمان است و سپس راهکاری را برای معضل جرم که خود عمدتاً مسئول آن است، پیدا و به انحصار می‌‌آورد. پرورش مجرمان کاذب – یعنی افرادی صلح‌‌جو که فاقد اخلاق یا غیروطن‌‌پرست شمرده می‌‌شوند یا در غیراینصورت زندگی خود را به نحوی غیرقابل قبول می‌‌گذارند – را کنار بگذارید. کارخانه دولت همچنین مولد مجرمان حرفه‌‌ای و حقیقی است، افرادی که برحسب عادت و برای کسب سود اقدام یا تهدید به خشونت می‌‌کنند.

امروزه سیستم منحرف قانون و عدالت به طور آگاهانه دو نوع از مجرمان حقیقی را تولید می‌‌کند. نخستین و بزرگ‌‌ترین گروه شامل افراد مقدس‌‌نمای دولتی است که از نقاب (پوشش) مشروعیت برای تاراج و غارت دارایی و کنترل اقدامات مردم عادی استفاده می‌‌کنند. این گروه متشکل از سیاستمداران، بوروکرات‌‌ها و سایر مأموران دولتی از جمله شرکت‌‌های وابسته است. آن‌ها به عبارتی “عمّال سیستم” هستند. وقتی نقاب مشروعیت برداشته می‌‌شود و مردم از تمکین به آن‌ها خودداری می‌‌کنند، دولت تهدید به اعمال آشکار زور علیه آن‌ها می‌‌نماید. به این ترتیب، خشونت در سراسر جامعه مشروعیت یافته و نهادینه می‌‌شود. دولت طبق یک استاندارد اخلاقی موازی و متفاوت عمل می‌‌کند؛ از جامعه انتظار می‌‌رود تا یک استاندارد دوگانه و متضاد را بپذیرد که به موجب آن مأموران دولتی مجاز به ارتکاب هرگونه خشونت رسمی هستند و اگر این اقدامات توسط مردم عادی مرتکب شود، غیرقابل قبول خواهد بود.

دومین گروه از مجرمان پرورش‌‌یافته توسط سیستم دولتی، اراذل و اوباش خیابانی و فاقد تقدس هستند. این افراد به سبکی مشابه با دولت (اقدام یا تهدید به زور)، سود را جستجو می‌‌کنند، اما برخلاف دولت این کار را بدون نقاب مشروعیت یا ریاکاری انجام می‌‌دهند. وحشی‌‌گری افراد بی‌‌گناه به قصد کسب سود بدون توسل به دروغ است.

دست کم به سه دلیل مختلف، دولت مولد مجرمان خیابانی است.

مادامی که مردم باور داشته باشند دولت در یک خط باریک بین امنیت آن‌ها و خشونت‌‌های تکان‌‌دهنده سیر می‌‌کند، خشونت نسبتاً متمدنانه دولت را خواهند پذیرفت و به آن تکمین خواهند کرد.

دولت همچنین از مصادره اموال و دارایی مجرمان از طریق سازوکارهایی نظیر قانون توقیف دارایی‌‌های مدنی و همچنین نیروی کار در کارخانه‌‌های زندان سود می‌‌برد.

در عین حال دولت می‌‌تواند به نیاز دیگر انسانی یعنی نیاز به امنیت و عدالت، جنبه انحصار و صنعتی‌‌سازی ببخشد. در این راستا صنعت قانونگذاری، بوروکراسی‌‌های نظارتی، صنعت پلیس، سیستم دادگاهی و صنعت زندان شکل گرفته است. این صنایع فوق‌‌العاده سودآور هستند. درآمد سیستم نه فقط به واسطه استثمار افرادی که تحت پردازش دستگاه قرار دارند، بلکه از طریق مالیات‌‌دهندگانی که به خاطر امکانات، حقوق و دستمزد بازنشستگی به عمّال سیستم پول پرداخت می‌‌کنند، حاصل می‌‌شود.

اگر یک ذهن بدطینت از روی عمد سیستمی را برای پرورش مجرمان حرفه‌‌ای از هر دو نوع مذکور (مقدس‌‌نما و فاقد تقدس) طراحی کرده باشد، در این صورت سخت بتوان عملکردی را تصور کرد که تناسب بهتری با وظایف نسبت به نهادهای دولتی قابل اعتماد و ثالث داشته باشد.

صنایع قانون و دولت، بازتابی از موارد مالی هستند که ساتوشی ناکاموتو (Satoshi Nakamoto) شدیداً به آن‌ها تاخته است. به گفته او، سیستم بانکداری مرکزی یک نقاب جعلی از مشروعیت را برتن کرده و مدام اعلام می‌‌کند که “من (برای شما) لازم هستم!” حتی زمانی که دارایی‌‌های خصوصی را مصادره و کنترل می‌‌کند. بانک‌‌ها ادعا می‌‌کنند که در یک خط باریک علیه بربریت، جرم و هرج و مرج اقتصادی حرکت می‌‌کنند اما کریپو این دروغ را فاش می‌‌کند.

قابل تصور نیست که سیستمی بتواند بدتر از این باشد.

تمرکز زدایی قانون و عدالت

هیچ مجموعه‌‌ای از مافیا یا کلاهبرداران بانک‌‌های خصوصی را نمی‌‌توان با وقایع هیروشیما، درسدن و نمونه‌های مشابه آن‌ها در تاریخ بشریت مقایسه کرد. مقایسه ویژگی‌‌های آنارشیسم و استاتیسم (دولت گرایی) از طریق شروع به کار با سیستم کنونی که به صورت ضمنی داده شده و سپس بررسی منتقدانه تنها گزینه آنارشیست امری ناروا است. لذا آنچه ما باید انجام دهیم آغاز کار در نقطه صفر و سپس بررسی منتقدانه هر دو گزینه پیشنهادی است.

– مورای روتبارد، “جامعه بدون دولت”

نقطه صفر هر سیستمی، طبیعت انسانی است

انسان‌ها به طرز باورنکردنی متنوع بوده و تحت اراده آزادانه رفتار می‌‌کنند. هر انتخاب ممکن برای انسان‌ها توسط یک شخص دنبال خواهد شد. اکثر قریب به اتفاق انسآن‌های یک جامعه به طور صلح‌‌آمیز با یکدیگر رفتار کرده و منافع متقابل را تجلی می‌‌دهند. اما خشونت یک گزینه فعال است و تا حد خاصی توسط برخی افراد انتخاب خواهد شد، چه یک دولت وجود داشته باشد و چه نه.

آنارشیسم کریپتو دو هدف را در رابطه با خشونت دنبال می‌‌کند: نخست به حداقل رساندن رخداد (وقوع) آن و دوم تحمیل هزینه‌‌های خشونت به افرادی که این گزینه را انتخاب می‌‌کنند.

حداقل‌‌سازی خشونت از عناصر جدایی‌‌ناپذیر بلاکچین‌‌ است. البته تجسم بلاکچین‌‌ در یک جامعه بدون نفوذ فسادآور یک طرف ثالث قابل اعتماد امکان‌‌پذیر نیست. همچنین معیار شفافیت را باید در نظر داشت.

معاملات مواد مخدر را در نظر بگیرید. در یک جامعه آنارشیست، فروش هر چیزی که بدن یا اموال یک شخص را تحت تأثیر سوء قرار ندهد، مجاز و قانونی است، چه این امر از طرف دیگران اخلاقی تلقی شود و چه خیر. استرلین لوجان (Sterlin Lujan) مشاور Bitcoin.com می‌‌گوید: “این‌ها انتخاب‌‌های فردی هستند که به ذهن و بدن خود یک شخص اثر می‌‌گذارند. هر فردی که تلاش می‌‌کند تا اراده شخص دیگری برای داشتن رابطه جنسی یا استعمال مواد مخدر را تحت کنترل خود درآورد، اساساً یک فرد مستبد است که می‌‌کوشد تا دیگری را مطیع خود سازد. صدمه زدن به شخص دیگر اگر صرفاً برای برآورده کردن رضایت خود فرد باشد برتری اخلاقی محسوب نمی‌‌شود. این به حق حاکمیت (استقلال) فردی اشاره دارد و مهم است.”

اما اقلام گران‌‌قیمت و قابل حمل نظیر مواد مخدر یا طلا خصوصاً مستعد سرقت‌‌های خشونت‌‌بار هستند. یکی از جنبه‌‌های شیطنت‌‌آمیز جامعه کریپتو ارائه راهکاری موقت در این زمینه است. بازارهای دارک‌‌نت (Darknet) با ارائه روشی که طبق آن افراد می‌‌توانند مواد مخدر و سایر اقلام باارزش را با کمترین خطر خشونت خریداری کنند، توانسته‌‌اند از خشونت پیشگیری کنند. در نتیجه دلالان مواد مخدر کالاهای خود را بدون کشتن یکدیگر داد و ستد می‌‌کنند. تحت آنارشیستم، بازارهای دارک‌‌نت از طریق جستجو بر روی مرورگرهای محبوب قابل دسترس خواهند بود و با مواد مخدر مثل هر کالای دیگری برخورد می‌‌شود. اما اینگونه کالاهای باارزش، خصوصاً کالاهایی که شاید افراد “غیراخلاقی” یا دمدمی‌‌مزاج را جذب خود کنند، از فیلتر ضدخشونت برخوردارند،

به علاوه قابلیت محرمانگی بلاکچین‌‌، حس امنیت فردی را توأم با ایجاد ارزش یک معامله شفاف فراهم می‌‌آورد. چه کسی مایل است تا دیگران از ثروت طلا و نقره او خبردار شوند؟ حذف افراد واسطه – طرف ثالث قابل اعتماد – باعث حذف عوامل ریسک و خطر می‌‌شود. فلزات گرانبها را می‌‌توان به صورت نسبتاً گمنام سفارش داد و سپس ذخیره کرد، گویی که آن‌ها وجود نداشته‌‌اند. بلاکچین‌‌ یا به طور کل فناوری باعث تغییر خواسته‌‌های افراد از جهان نمی‌‌شود: لذت مواد مخدر یا امنیت طلا همچنان دنبال خواهد شد، اما فناوری سبب کاهش خطر خشونت توأم با برآورده شدن چنین خواسته‌‌هایی می‌‌شود.

الاین اوو (Elaine Ou) در مقاله‌‌ای تحت عنوان «یکصد سال آنارشی کریپتو» می‌‌نویسد: “وقتی تیم می (Tim May) مانیفست آنارشیستی کریپتو را نوشت، درخواستی برای هر نوع اقدام مطرح نکرد. آن صرفاً یک مشاهده بود. اما حالا ما دارای یک فناوری برای ایجاد و اعمال قوانین مربوطه‌‌مان هستیم و نمی‌‌توان جلوی دانش را گرفت. یا ما می‌‌توانیم خلاف جهت رانندگی کنیم یا اینکه از این ابزار برای ساخت دنیایی که می‌‌خواهیم بهره بگیریم.” پایه اصلی امنیت فردی، ایجاد گمنامی همراه با شفافیت است. اوو می‌‌افزاید: “رمزنگاری کلید عمومی (رمزنگاری نامتقارن) صرفاً برای رمزگذاری بر پیام‌‌های خصوصی نیست. آن در عین حال می‌‌تواند ثابت کند که فرستنده پیام کسی است که ادعا می‌‌کند. وقتی خریداران و فروشندگان معاملاتی را انجام می‌‌دهند، پیام‌‌ها را با کلیدهای خصوصی خود امضا می‌‌کنند. این امضاها تبدیل به شناسه‌‌های دیجیتال می‌‌شوند.”

مثال‌‌های فوق صرفاً به این اشاره دارد که چطور آنارشیستم کریپتو می‌‌تواند سبب تحول و بهبود برخی حوزه‌‌های روابط انسانی باشد که بیش از همه مستعد خشونت هستند. در هر از یک موارد متنوع، خطر به ترتیبی مشابه به حداقل می‌‌رساند: کنترل در دستان مشارکت‌‌کنندگان مستقیم غیرمتمرکز می‌‌شود و خودکنترلی گزاره مخالف تحمل خشونت است. خودکنترلی تقریباً یک تعریف از زندگی کردن در صلح است.

جنبه دیگر نحوه برخورد آنارشیسم کریپتو با خشونت این است که هزینه آن به دوش افرادی بیافتد که این گزینه را انتخاب می‌‌کنند.

شاید از این مطالب هم خوشتان بیاید.

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.