واژگان جدید اتریوم و ساختار انقلاب علمی

هر حوزه و فناوری جدیدی که به موفقیت و گستردگی جهانی می‌رسد با خود واژگان و اصطلاحات جدیدی به ارمغان می‌آورد که نیازمند فرهنگ لغاتی مستقل است. این ویژگی در حقیقت یکی از شاخصه‌های انقلاب‌های علمی است که در این مطلب به بررسی آن می‌پردازیم.

0 80

فرهنگ لغات جدید نوآوری را پیشنهاد می‌کند. این سخنانی است که استوارت برند از مجله‌ Whole Earth Catalog و بنیاد The Long Now Foundation امسال در کنفرانس Devcon4 در شهر پراگ جمهوری چک بر زبان آورد.

شرکت‌های بزرگی که سرعت پیشرفت آهسته‌ای دارند، معمولا نگران بقای خود هستند. آن‌ها می‌گویند چه چیزی می‌تواند ما را از رده خارج کند؟ آیا دچار فروپاشی خواهیم شد؟ یا شرکت بزرگ‌تری ما را تصاحب می‌کند؟ آن‌ها به دنبال مشاوره هستند، اما چه مشاوره‌ای می‌توان به آن‌ها داد؟ آن‌ها باید به دنبال حوزه‌ای باشند که واژگان جدیدی در آن در حال متولد شدن است:

«برای مثال، در حوزه‌ی فعالیت هکرها، اصطلاحات هکری بسیاری به وجود آمد. در حقیقت یک فرهنگ لغت هکری وجود داشت که به خوبی از آن نگهداری می‌شد تا کسانی که به تازگی وارد آن دنیا می‌شدند بتوانند با اصطلاحات مربوطه آشنا شوند. برای بلاکچین هم باید یک فرهنگ لغت داشته باشیم (البته اگر تا به حال ساخته نشده باشد)، یا حتی یک فرهنگ لغت اتریومی. حتما کلمات جدید این حوزه مثل dApp را شنیده‌اید، یا حتی کلماتی که از قبل وجود داشتند، ولی حالا در مفهوم دیگری استفاده می‌شوند؛ مثل کیف پول، انشعاب، دیدبانی…نمونه‌های بامزه‌ی آن نظیر HODL هم وجود دارد.»

ابزارهای جدید برای بیان کارکردشان نیازمند واژگان جدیدند. برند می‌گوید: «من این‌جا [در Devcon4] سعی دارم لغات جدید را یاد بگیرم. چون با یادگیری لغات می‌توانم کارکرد سیستم را بفهمم.»

در گذشته ظهور واژگان، ابزار و معانی جدید در حوزه‌ی فلسفه‌ی علم باعث شد مردم به این حوزه علاقه‌مند شوند؛ حوزه‌ای که به بنیان‌ها، روش‌ها و مفاهیم علم می‌پردازد. همان طور که فیلسوف قرن بیستمی، توماس کوهن، در کتاب معروف خود به نام «ساختار انقلاب‌های علمی» می‌گوید، واژگان جدید گاهی اوقات می‌تواند با سوالات و کارکردهای جدیدی تلاقی داشته باشد که منجر به جابجایی پارادایم می‌شود.

او در یکی از کتاب‌های متأخر خود می‌گوید می‌دانسته که شاخصه‌ی مرکزی انقلاب‌های علمی این است که آن‌ها آگاهی از طبیعتی را که در خودِ زبان وجود ماهوی دارد، تغییر می‌دهد و به همین خاطر تقریباً نسبت به هر چیزی که قابل توصیف باشد مقدم‌اند. به بیان کوهن، تغییر و تخطی از یک زبان علمی که پیش از این مشکل‌ساز نبوده، همان معیار تغییرات انقلابی است.

این ویژگی‌ها فراتر از نوآوری و بقای شرکت‌هایی است که برند درباره‌ی آن‌ها صحبت می‌کند. فیلسوفان علم نظیر کوهن، سعی می‌کنند حتی چگونگی توصیف طبیعت را هم دستخوش تغییر قرار دهند. برای مثال، فیزیک‌دان نظری آلمانی، مکس پلانک، که در سال ۱۹۱۸ به خاطر کشف انرژی کوانتوم موفق به کسب جایزه‌ی نوبل شد، اولین کسی بود که زبانی جدید و در نتیجه دانش متفاوتی از دنیای فیزیک را به جهان معرفی کرد. کوهن در این باره می‌گوید:

تنها راه معرفی مباحث جدید تغییر زبانی است که طبیعت با آن توصیف شده است. ولی زبان در برابر ابداعات و معرفی تئوری‌های جدید مقاومت می‌کند. چون ناچار به تغییر مفاهیم هستیم. به عقیده‌ی من، همین باعث شد پلانک اصطلاحات خود را از «عنصر» و «تشدیدگر» به «کوانتوم» و «نوسان‌ساز» تغییر دهد

در جهان دیجیتال هم اتریوم مشغول ساختن ابرکامپیوتر جدیدی است که با اطلاعات و فناوری‌های ارتباطی موجود در ارتباط بوده و آن‌ها را تغییر می‌دهد. خصوصیاتی نظیر تغییرناپذیری (مقاومت در برابر سانسور) و حذف واسطه (حذف واسطه‌های اطلاعاتی و خدماتی از سیستم‌های غیرمتمرکز) به مباحثی دلالت دارد که ذاتاً فرارشته‌ای هستند، از حوزه‌ تخصص علوم کامپیوتر خارج می‌شوند و حوزه‌های حقوق، سیاست، اقتصاد و فرهنگ را تحت تاثیر قرار می‌دهند. تاکنون حمله‌های زیادی به این فناوری صورت گرفته و هیچ کس در این زمینه کوتاهی نکرده است.

آیا زبان، ابزارها، معانی، پرسش‌ها، مسائل و کارکردهای جدیدی که توسط اتریوم مطرح می‌شود پتانسیل به وجود آوردن تحولی انقلابی را دارد؟ کوهن می‌گوید تحول انقلابی در جزئیات با تغییرات عادی متفاوت است. تغییرات عادی موجب رشد، نمو و افزایش جمعیِ چیزهایی می‌شود که قبلا با آن‌ها آشنایی داشتیم. ولی تحولات انقلابی را نمی‌توان با مفاهیمی که پیش از به وجود آمدنشان وجود داشته توصیف کرد.

هرچند شاید تا مدتی مشخص نباشد که اتریوم، همان طور که کوهن توصیف می‌کند، یک تحول انقلابی است یا نه، ولی واژگان و پارادایم‌های جدید این فناوری می‌تواند بیانگر قیاس‌ناپذیری آن باشد، یعنی شاید دیگر نتوانیم تخصص‌های جدید را با تعاریف قبلی توصیف کنیم، خصوصا در این مبحث که داریم درباره‌ی سیستم‌های متمرکز و غیرمتمرکز حرف می‌زنیم.

به عقیده‌ کوهن، قیاس‌ناپذیری زمانی رخ می‌دهد که دو حوزه‌ی تخصص از هم فاصله بگیرند:

این اختلاف باعث می‌شود متخصصان یک حوزه نتوانند با متخصصان حوزه‌ی دیگر ارتباط داشته باشند و احتمال دستیابی به دستاوردی مشترک کاهش پیدا کند، هرچند این احتمال هرگز به کلی از بین نمی‌رود

در این موقعیت، کوهن می‌گوید متخصصان این حوزه‌ها به کار خود ادامه می‌دهند و در نهایت تخصص غالب حکم‌فرما می‌شود:

«این خواص، که هم سازنده و هم ساخته‌ی ابزارهای مفهومی و سودمندِ مورد استفاده‌ی اعضای همان حوزه هستند، همان طور که زمانی دنیای خارجی بدان شکل توصیف می‌شد، مستحکم، واقعی، و در برابر تغییرات قراردادی مقاوم‌اند. اما برخلاف دنیای اصطلاحا خارجی، این حوزه‌ها به‌لحاظ تفکر و فرهنگ مستقل نیستند، و به همدوسی منفردی از یک کلیت که ما و متخصصان سایر حوزه‌ها اعضای آن باشیم منتهی نمی‌شوند.»

واژگان در حال ظهور اتریوم – و قضیه‌ها، احتمالات و مشکلاتی که این فناوری برای جوامع به وجود می‌آورد – هنوز در مرحله‌ی بروز است. آیا این تکنولوژی به پارادایمی جهانی و در نهایت به یک انقلاب فن‌آورانه خواهد رسید؟ یا به دسته‌بندی‌های کوچک‌تر تقسیم می‌شود تا هر یک موارد استفاده‌ خاص خودش را داشته باشد؟

شاید از این مطالب هم خوشتان بیاید.

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.