همکاری ETC (اتریوم کلاسیک) با ETH (اتریوم) در میانه قبیله‌‌گرایی جوامع بلاکچین

اتریوم کلاسیک (Ethereum Classic) و اتریوم (Ethereum )، به لحاظ ایدئولوژیک یا از جهات دیگر، دارای تفاوت‌‌های خاص خود هستند، اما آیا این تفاوت‌‌ها، مانع تعامل بین دو جامعه می‌‌شوند؟ به اعتقاد Dani Putney از ethnews.com، در میانه قبیله‌‌گرایی و بدفهمی‌ها، بهتر است این دو گروه، به جای جبهه مخالف، متحد یکدیگر باشند

0 101

در سال 2016، چندین میلیون اتر (Ether ) از DAO (سازمان غیرمتمرکز مستقل) دزدیده شد که این امر، انشعاب اتریوم به منظور بازگرداندن وجوه کاربران را تسریع نمود. برخی از اعضایی که پس از آن به جامعه‌‌ی اتریوم پیوستند، با استناد به ثبات و این مفهوم که “کد قانون است”، با انشعاب مخالفت کردند. در نهایت، مخالفان متعدد، تغییر را نپذیرفتند و به این ترتیب، اتریوم کلاسیک را ایجاد نمودند (گرچه مهم است که یادآور شویم ETC، عملا چیزی را ایجاد نکرد و درحالیکه اتریوم منشعب شد، ETC به همان صورت باقی ماند).

تا زمان آغاز به کار ETC، اتریوم، یک جامعه‌‌ی هماهنگ بود. گروهی که سابقا یکپارچه بود، به دو گروه متخاصم، سازش‌‌ناپذیر در ایدئولوژی‌‌های خود و بی میل به همکاری، تنزل پیدا کرده بود.

اگرچه در حقیقت، برداشت من از دودستگی، احساساتی است، اما این برداشت، گرایشی را نشان می‌‌دهد که بیان شدن آن را در جاهای دیگر، مخصوصا در میان افرادی از ما که درون جامعه‌‌ی اتریوم قرار دارند، مشاهده نموده‌‌ام. من در فید توئیتر خود، نظرات ضد ETC‌‌ای مشاهده نموده‌‌ام که البته برخی از آنها از ترول‌‌ها نشات می‌‌گرفتند، اما برخی از این نظرات، از طرف اعضای بسیار مورد احترام جامعه‌‌ی اتریوم نیز بودند. بعلاوه، من اتهاماتی از قبیل اینکه ETC توسعه‌‌دهنده ندارد یا یک کلاهبرداری مجلل است را مشاهده کرده‌ام.

با این میزان زیاد از انتقاد، به نظر می‌‌رسید که توسعه‌‌ی ETC، مغایر با پیشرفت اتریوم بود. اگر افراد بسیار زیادی، بخصوص طرفداران اتریوم، ETC را نمی‌‌پسندیدند یا نسبت به آن مردد بودند، در آن صورت می‌‌‌‌پنداشتم که می‌‌بایست حقایقی برای آنچه که آنها در انجمن‌‌های رسانه‌‌های اجتماعی‌‌ای مانند توئیتر و رِدیت ادعا می‌‌کنند، وجود داشته باشد.

سپس در مورد تست‌‌نتِ کوتی (Kotti) شنیدم که مشابه تست‌‌نتِ چند کاربره‌‌ی گورلیِ (Görli) اتریوم است اما در ETC. آنچه یک همکاری بعید بین جوامع ETC و اتریوم به نظر می‌‌رسید، طبیعتا، از بحث‌‌های بین آنتونی لوساردی (Anthony Lusardi) از شرکت (ETC (Cooperative و Afri Schoedon از فناوری‌‌های پریتی (Parity) ناشی شد. مطلب بسیار تعجب‌‌برانگیز برای من پی بردن به این مطلب بود که لوساردی به Schoedon نزدیک شد، نه بالعکس.

لوساردی به ETHNews گفت:

شاید پنج یا شش ماه پیش بود که در توییتر مشاهده کردم Afri مطلبی در مورد نیاز به تأمین مالی این پروژه (گورلی) پست کرده است.

چرا باید یک گروهِ ظاهرا غیر‌‌مشارکتی از بیشینه‌‌گراهای تغییر‌‌ناپذیر، یک پروژه‌‌ی متن‌‌باز اتریوم، یعنی پروژه‌‌ای که شاید مستقیما به ETC سود نرساند را عمدا تامین مالی کند؟ در حالیکه لوساردی ذکر کرد که به هرحال، ETC نیاز به یک تست‌‌نِت بهتر دارد، آن وجوه می‌‌توانستند برای یک پروژه‌‌ی جداگانه که کاملا توسط سهامداران ETC اداره می‌‌شد، اختصاص داده شوند. تصمیم حمایت از یک “رقیب” که آن را به علت نبود یک لغت بهتر به کار می‌‌بریم، باید از چیزی بیش از منفعت شخصی ناشی شده باشد.

در واقع، لوساردی بر جنبه‌‌ی اجتماع‌‌سازیِ شراکت تاکید نمود. وی گفت ” ETC از کارهای زیادی که افراد در اتریوم انجام می‌‌دهند سود بسیار زیادی می‌‌برد.” “در سمت اتریوم، آنها از کاری که ETC انجام می‌‌دهد سود می‌‌برند، پس این امر، فقط راه دیگر و بویژه بسیار مستقیم‌‌تری برای انجام آن بود.” گورلی و کوتی نمونه‌‌ی این نوع منفعت مشترک هستند.

به علاوه، لوساردی، ETC و اتریوم را تحت پوشش یک ماشین مجازی اتریوم (EVM) قرار می دهد. گرچه بین دو بلاکچین، چند تفاوت عملیاتی کوچک وجود دارد، اما اکثر اختلافات، ایدئولوژیک هستند نه فنی. از بسیاری جهات، پیشرفت‌‌های مربوط به زیرساختی مانند گورلی، از تمام پروژه‌‌های EVM، خواه متمرکز بر ETC یا اتریوم، سود می‌‌برند، زیرا اکثر کد زیربنایی یکسان است. به عنوان مثال، یک پروژه‌‌ی ایجاد‌‌شده در ETC لبز (Labs) که اترنود (Ethernode) نامیده می‌‌شود، شکلی از ETCی گِت (Geth) را اجرا می‌‌کند که شباهت‌‌های بسیاری را با کلاینت گت اتریوم نشان می‌‌دهد.

پس از صحبت با لوساردی، ادراک شخصی من از قبیله‌‌گرایی معلوم شد. من با اکثر گرایشات منفی درباره ETC موافقت کرده بودم ،زیرا از جامعه‌‌ی من، یعنی اتریوم، سرچشمه می‌‌گرفتند. من به خود اجازه داده بودم که به طور ناخودآگاه از منتقدان ضد ETC طرفداری کنم، چرا که به شدت در فرهنگ جامعه‌‌گرا، (عموما) فراگیر و سرزنده‌‌ی اتریوم محصور شده بودم. از نظر من، هر گروهی که به وضوح، برتری اتریوم را درک و با آن موافقت نکرده بود، حتما نقص داشت.

اما سپس تست‌‌نت کوتی، وجوهی که شرکت ETC، عمدا در اختیار Schoedon قرار داد و روابط مثبتی که بین تیم گورلی (شامل اعضای بخش تمرکز‌‌زدایی) و ETC ایجاد شده بودند، فرا رسیدند. من با تغییرناپذیری کامل یا کد به عنوان قانون، موافق نیستم، اما مشارکت گورلی با کوتی، بدون شک، دیدگاه غلط من در مورد جامعه‌‌ی ETC را تغییر داده است.

به منظور برطرف کردن هرگونه تردیدی که هنوز حس می‌‌کردم، همچنین مشاهده نمودم که باب سامرویل (Bob Summerwill)، مردی که در گذشته راجع به همکاری چندبلاکچینی سخن گفته بود، به شرکت ETC پیوسته است. در 4 فوریه، او یک AMA توییتر انجام داد که در آن، صریحا از مشارکت ETC با اتریوم حمایت کرد. در پاسخ به سوال “آیا تامین سرمایه، تنها راه مشارکت است؟” ازطرف فرناندز پائولا ماریا (María Paula Fernández) از گولِم ، سامرویل گفت که او “دوست دارد که مشارکت را در تمام طرق مشهود، ببیند.” سپس او ادامه داد:

اول از همه، این امر می‌‌تواند در کنفرانس‌‌ها، هکاتون‌‌ها (رویدادی است که در آن، برنامه‌نویسان رایانه و افراد دیگری که درگیر توسعه‌‌ی نرم‌افزار هستند، گرد هم می‌آیند) و دورهمی‌‌ها رخ دهد. در این رویدادها حضور یابید. با یکدیگر گفتگو نمایید. تمام وجه اشتراکاتی که با هم داریم را درک نمایید

سامرویل، شروع به بیان این مطلب نمود که او، با دوشاخگی ETC در مقابل اتریوم موافق نیست و به “دشمنان دیرین” بودن دو بلاکچین، اعتقادی ندارد.”

این پاسخ‌‌ها، با نظر من همخوانی داشتند و درک جدید من از نقش هم‌‌افزایی ETC در اکوسیستم بلاکچین بزرگتر را مستحکم نمودند. با وجود افرادی همچون سامرویل که در این امور برجسته هستند، یعنی افرادی که به طور مشتاقانه‌‌ای و در هر زمان ممکن، از ایجاد ارتباط در سراسر پروژ‌‌ه‌‌های ظاهرا رقیب، حمایت می‌‌کنند، حمایت کردن از طرز فکر دشمنی درباره‌‌ی ETC و اتریوم، دیگر برای من ممکن نبود. حتی یک پروژه‌‌ی ETC به نام پل صلح (peaceBridge) وجود دارد که دارای هدف ارتقاء تعامل متقابل ETC با اتریوم به وسیله‌‌ی فراهم کردن امکان وجود داشتن در بلاکچین دیگر برای نمایندگان هر کوین می‌‌باشد.

با وجود تمام آنچه بیان شد، همچنان عاشق اتریوم هستم. به طور قطعی، من عضوی از جامعه‌‌ی اتریوم هستم و احتمالا در آن خواهم ماند. اما چرا نتوانم عضوی از هردو جامعه‌‌ی ETC و اتریوم باشم؟ وقتی که اکوسیستم ارز رمزنگاری شده، بسیار وسیع و چندمنظوره می‌‌باشد، چرا باید خود را با یک گروه تغییرناپذیر متحد نماییم؟

Dean Pappas از ETC لبز، همکاری چندبلاکچینی را به بهترین صورت بیان می‌‌کند:

مبارزه با یکدیگر، برای هیچ فردی درون کل اکوسیستم بلاکچین، سودی ندارد. بلاکچین، هنوز هم یک فناوری خاص می‌‌باشد و جامعه‌‌ی مربوط به این فناوری، بسیار کوچک است. برای اثبات خود، کارهای بسیاری را باید انجام دهیم. ما باید با یکدیگر همکاری نماییم. همکاری نکردن با یکدیگر، کاملا احمقانه است. به جای آنکه هربار فردی، مطلبی در این باره توئیت کند که این پروژه، به علت X، Y و Z، یک پروژه‌‌ی بی‌‌ارزش است، بگذارید دیگران رشد کنند. آنها مزاحمتی برای شما ندارند. روی کارتان متمرکز باشید. زمان بسیار زیادی برای این بحث‌های منفی اتلاف می‌‌شود

شاید از این مطالب هم خوشتان بیاید.

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.