نگرانی درباره انحصار یوتیوب: آیا بلاکچین راه‌حل آن است؟

با ظهور فن‌آوری‌های گوناگونی که مبتنی بر ایده‌ بلاکچین کار می‌کنند، بسیاری به سوی استفاده از این سیستم جذب شده‌اند و قصد دارند پای آن را به صنایع مختلف باز کنند. حوزه‌ پخش آنلاین ویدئو هم یکی از این صنایع است که برخی فکر می‌کنند با بلاکچین می‌توان آن را از انحصار یوتیوب خارج کرد. ولی آیا بلاکچین می‌تواند در همه‌ی زمینه‌ها کارساز باشد؟

0 106

پیش از هر چیز بگذارید اشاره‌ای کنیم به حرف ‌موسس اتریوم، ویتالیک باترین، که گفته بود بلاکچین لزوماً برای هر صنعتی مناسب نیست و حتی می‌تواند برای آن مضر باشد.

او گفته بود: «موضوع بعضی وقت‌ها هیجان بازاریابی است. بعضی وقت‌ها صرفاً افرادی وجود دارند که به بلاکچین علاقه دارند و خواستار چیزی هستند که شخصاً نسبت به آن اشتیاق دارند. این کاملاً منطقی است و به ذات بشر بر می‌گردد.»

حالا بر اساس همین ذات انسانی، می‌خواهیم به یوتیوب و سایر شرکت‌های بزرگ اینترنتی اشاره کنیم که شکل زندگی دیجیتالی ما را به انحصار درآورده‌اند. بلاکچین چطور می‌تواند این کنترل و انحصار را از بین ببرد؟

به نظر می‌رسد که مشکل اصلی یوتیوب از الگوریتم ویدیوهای پیشنهادی این سرویس نشأت گرفته باشد. چون با این الگوریتم نه کاربران می‌توانند ویدیوهای متفاوتی ببینند و نه تولیدکنندگان ویدیو می‌توانند محتوای خود را آن طور که باید به دست مخاطبان جدید برسانند.

الگوریتم یوتیوب بالا و پایین‌های زیادی دارد و اگر دقیق‌تر این مشکل را بررسی کنیم متوجه می‌شویم که تولیدکنندگان ویدیو تنها کسانی نیستند که از این سیستم رنج می‌برند. در حال حاضر موجی از خشم و عصبانیت در میان کاربران در حال شکل‌گیری است و آن‌ها به دنبال روشی بهتر، منصفانه‌تر و با مرکزیت کمتر برای پخش ویدیوها هستند.

این روزها هر جا که اسم مرکزیت و متمرکز بودن به گوش می‌رسد، همه بلافاصله یاد بلاکچین می‌افتند. به همین خاطر در ابتدای مقاله از نقل قول آقای باترین استفاده کردیم. چون همه‌ی صنایع، بخش‌ها و اکوسیستم‌ها لزوماً برای حل مشکلات خود نیازمند بلاکچین نیستند، ولی این فن‌آوری می‌تواند تا حدی به آن‌ها کمک کند.

مشکلات عموم مردم

یوتیوب برای اکثر کاربران مکان خوبی برای صرف وقت است، چون حجم عظیمی از اطلاعات در آن وجود دارد و شکل طراحی این سرویس به گونه‌ای است که انگار با جریان نامحدودی از محتوا روبرو هستیم. هدف اصلی یوتیوب این است که شما را در سایت نگه دارد، پس به محض تمام شدن یک ویدیو، به شما توصیه می‌شود که ویدیوهای بعدی را تماشا کنید.

این سیستم مجهز به الگوریتمی است که با توجه به علایق و سلیقه‌ی ما کار می‌کند، از این رو به خوبی تشخیص می‌دهد که چگونه ما را به سمت ویدیوهای جذاب بعدی هدایت کند. ولی این الگوریتم آن‌قدرها هم که فکر می‌کنید باهوش نیست.

یکی از کارمندان سابق یوتیوب به نام گیلامه چَسلات (Guillaume Chaslot) که از سال ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۱ در بخش مهندسی نرم‌افزار هوش مصنوعی این سرویس کار می‌کرد، می‌گوید خودش دیده که این الگوریتم کاربران را به سمت ویدیوهای فریب دهنده و سایر ویدیوهایی هدایت کرده که از منابع اطلاعاتی بی‌کیفیت به شمار می‌آیند.

اینترنت ابزاری قدرتمند و منبع عظیمی از اطلاعات است، بنابراین وقتی سرویسی مثل یوتیوب افراد را به سمت اطلاعات نادرست یا علوم موهومی سوق می‌دهد، بدیهی است که باید صحت آن را زیر سوال برد.

دیوید کارول، استادیار طراحی رسانه در دانشکده‌ The New School و منتقد پلتفرم‌های آنلاین، می‌گوید: «از زمان رنساس تاکنون برای اطمینان یافتن از صحت اطلاعات و دانشی که در کتاب‌خانه‌ها وجود دارد، از ساختار مشخصی استفاده می‌شود، ولی یوتیوب با ادعای دسترسی بی‌تکلف به محتوا همه‌ این سازوکارها را نادیده می‌گیرد و از الگوریتمی استفاده می‌کند که با افزایش زمان مشاهده‌ ویدیوها بتواند تبلیغ بیشتری بفروشد.»

کارول با لحن خاص خود اصل موضوع را به خوبی بیان می‌کند. هدف اصلی یوتیوب – که همان تشویق کاربر به تماشای بیشتر ویدیوهاست – فقط این است که مردم تبلیغات را ببینند و این شرکت درآمدزایی کند. بنابراین، ویدیویی که دارای عنوانی عجیب و توطئه‌آمیز است، تنها به این منظور به کاربر نشان داده می‌شود که کنجکاوی او را برانگیزاند. این ویدیوها می‌توانند ترافیک زیادی جذب کنند، به همین خاطر الگوریتم مذکور مردم را به تماشای آن‌ها ترغیب می‌کند تا یوتیوب بتواند با افزایش تبلیغات پول بیشتری در بیاورد.

مشکلات تولیدکنندگان ویدیو

پر واضح است که این روش برای کسانی که سعی می‌کنند با تولید محتوای عالی و آگاهی‌بخش زندگی خود را بچرخانند، اصلاً مفید نیست.

همه می‌دانند که ورود به دنیای تولید محتوای ویدیویی، خصوصاً از طریق یوتیوب، اصلاً کار راحتی نیست. حجم محتوا در این حوزه بسیار زیاد است، پس اگر می‌خواهید دیده شوید باید زحمت زیادی بکشید. ابزارهایی مثل همان الگوریتم پیشنهاد ویدیو وجود دارد که سعی می‌کند این فرآیند را آسان‌تر نماید، ولی همان‌طور که گفتیم، کاربران به سمت تماشای ویدیوهای مشابه‌ای هدایت می‌شوند که از قبل به آن‌ها ابراز علاقه کرده‌اند.

علاوه بر این، یوتیوب اخیراً در الگوریتم خود مشغول آزمایش روشی جدید است که می‌تواند به کلی بخشی از فعالیت تولیدکنندگان ویدیو را از بین ببرد.

یوتیوبر معروف، گری سی، توضیح می‌دهد که این روش جدید – که فعلا برای عده‌ی کمی از کاربران فعال شده – چگونه باعث تغییر اولویت نمایش ویدیوها در فید کاربران می‌شود. در این روش به جای نمایش جدیدترین ویدیوها در بالای صفحه، ابتدا ویدیوهایی نشان داده می‌شود که به تشخیص یوتیوب «کاربر مایل است آن‌ها را تماشا کند».

گری سی می‌گوید: «وقتی در صفحه‌ی یک کانال یوتیوب روی دکمه‌ی عضویت (Subscribe) کلیک می‌کنم، منظورم این است که از این ویدیوها بیشتر به من نشان بده. پس انتظار ندارم که بالاجبار چیزهایی ببینم که یوتیوب فکر می‌کند باید ببینم. کانال من حدود ۴۷ هزار عضو دارد، ولی کاربران مرتباً از من می‌پرسند که آیا هنوز ویدیو منتشر می‌کنم یا نه.»

مارکز براونلی (Marques Brownlee)، یکی دیگر از تولیدکنندگان محتواهای ویدیویی، که کانالش بیش از ۶ میلیون عضو دارد، می‌گوید اولویت‌بندی ویدیوها به آن نحوی که یوتیوب فکر می‌کند باب میل ماست، یک حرکت تجاری است. در هر کانال دکمه‌ای برای عضویت وجود دارد. کاربران روی این دکمه کلیک می‌کنند تا عضو آن کانال شوند. آن‌ها می‌خواهند ویدیوهای کانال مذکور را ببینند. اگر مایل به تماشای آن نباشند، اشتراک آن کانال را لغو خواهند کرد.

بلاکچین چگونه می‌تواند به حل این مشکل کمک کند؟

علی‌رغم مشکلاتی که در یوتیوب وجود دارد، نمی‌توان منکر محبوبیت و موفقیت این سرویس ویدیویی شد. یوتیوب بزرگ‌ترین سرویس میزبانی ویدیو در دنیاست. به همین دلیل خیلی بعید است که پلتفرم دیگری، به‌خصوص آن‌هایی که با بلاکچین کار می‌کنند، به این زودی‌ها بتواند جای این سرویس را بگیرد.

ولی پلتفرم‌های بلاکچینی با همکاری یوتیوب قادر به انجام کارهای بسیاری هستند. بلاکچین فضایی است که می‌تواند به سرویس‌های مختلف در راه رسیدن به موفقیت کمک کند و به لطف غیرمتمرکز بودن و شفافیتی که دارد، بدون دستکاری‌های غیرمنصفانه یا تصمیمات جهت‌دار بستر رشد کاربران را فراهم سازد.

همین الان هم پلتفرم‌های زیادی بر اساس بلاکچین در حوزه‌ رسانه‌های اجتماعی ساخته شده‌اند که تا حدی به موفقیت هم دست یافته‌اند. بعضی‌ها، با خوش‌بینی مفرط، عقیده دارند که پلتفرم‌های مبتنی بر بلاکچین می‌توانند یوتیوب را از رده خارج کنند. این‌ها همان کسانی هستند که باترین در سخن خود به صورت تلویحی به آن‌ها اشاره کرده بود. عده‌ دیگری هم هستند که باور دارند این سرویس‌ها در کنار هم می‌توانند رشد کنند.

فیلیپ پروتی، مدیرعامل و موسس AQER، پلتفرمی ویدیویی که می‌خواهد برای کمک به تولیدکنندگان ویدیو از بلاکچین و هوش مصنوعی استفاده کند، می‌گوید میان پلتفرم‌های غیرمتمرکز و چیزی شبیه یوتیوب باید همزیستی مسالمت‌آمیز وجود داشته باشد.

پروتی عقیده دارد: «اگر بخواهیم واقع‌گرا باشیم، یوتیوب به این زودی‌ها قافیه را به پروژه‌های بلاکچینی نمی‌بازد. ما تصمیم داریم وارد یک دوره‌ هایبریدی شویم که در آن راهکارهای بلاکچینی با پلتفرم‌های متمرکز همزیستی دارند، دوره‌ای که در آن می‌توان به جای رقابت، با امثال یوتیوب ارتباط داشته باشیم.»

پلتفرم‌های بلاکچینی، برای تولیدکنندگان محتواهای ویدیویی و زندگی‌ها بستری مهیا می‌کند تا دوباره کنترل پروسه‌ مهم پول‌سازی را در دست بگیرند. این بستر مسیری است که اغراق کمتری دارد و شاید به افزایش محبوبیت فعالان این حوزه کمک کند.

پروتی در ادامه‌ی صحبت‌های خود اضافه می‌کند: «پلتفرم‌های بلاکچینی به تولیدکنندگان ویدیو کمک می‌کند تا به طرق مختلف از محتواهای خود درآمدزایی کنند و به آرامی کنترل پروسه‌های پول‌سازی را پس بگیرند. به علاوه، فرصت خوبی برای افراد کمتر شناخته‌شده، اما کاربلد، به وجود می‌آید تا به شهرت برسند.»

«حوزه‌ تولید محتوای ویدیویی با مشکلات متعددی روبروست. مثلاً، هیچ شاخصی رایجی برای ارزیابی میزان تاثیر تولیدکنندگان وجود ندارد، و شاخصی که در حال حاضر استفاده می‌شود به راحتی قابل دستکاری است. علاوه بر این، قیمت‌ها منصفانه و شفاف نیست. این عامل ممکن است باعث شود تولیدکنندگانِ تاثیرگذار کمتر از آن‌چه استحقاقش را دارند پول بگیرند در حالی که بقیه در ازای محتوای کم‌تاثیر خود درآمد بیشتری کسب کنند.»

«مهم‌تر از همه، میانجی‌گری آژانس‌های بازاریابی و خود یوتیوب به تصاحب ۶۰ درصد از درآمد کاربران منجر می‌شود. این انحصار به آن‌ها اجازه می‌دهد تولیدکنندگان محتوا را به طرق گوناگون نظیر تاخیر در پرداخت‌ها یا سانسور محتوا و اعمال فشار، کنترل کنند.»

در قلمرو باشکوه یوتیوب، امکان استفاده از یک پلتفرم بلاکچینی به عنوان محلی برای آزمایش اغواکننده است، و همان‌طور که پروتی می‌گوید، این پلتفرم می‌تواند در کنار یوتیوب به کار خود ادامه دهد و به تولیدکنندگان کمک کند تا به دور از محدودیت‌های همیشگی یوتیوب، پیش از انتشار محتوا در بخش جریان اصلی، آن را در همین پلتفرم‌ها بهبود ببخشند.

این که بگوییم تولیدکنندگان محتوای ویدیویی برای موفق شدن باید تمام زمان خود را صرف تولید ویدیو کنند، ولی به لطف کنترل‌های سختگیرانه‌ یوتیوب صرفاً بعد از گذشت چند سال تلاش مداوم ممکن است به موفقیت برسند، مثل این است که از همان ابتدا شکست را قبول کرده باشیم. اما اگر در فضای بلاکچین به تولید محتوای ویدیویی بپردازیم، می‌توانیم از پلتفرمی بدون محدودیت و شفاف بهره‌مند شویم که کسب درآمد در آن مناسب‌تر است.

مضاف بر این، هرچه تعداد تولیدکنندگان محتوای ویدیویی در پلتفرم‌های جایگزین میزبانی ویدیو بیشتر شود، وضعیت بازار نیز بهتر می‌شود، چون یوتیوب نیز رقیب خواهد داشت.

سخت نگیرید

ضرورت ظهور پلتفرم‌های ویدیویی بلاکچین، یا سایر سرویس‌هایی که توان شکستن انحصار غول‌هایی نظیر گوگل، فیسبوک و آمازون را داشته باشند، اتفاق خوبی است، اما همان طور که باترین گفت، این لزوماً بدان معنا نیست که نتیجتاً موفقیت بزرگی به دست می‌آید و این پلتفرم‌ها از رده خارج می‌شوند، بلکه با این کار گزینه‌های دیگری در دسترس کاربران قرار می‌گیرد و این همیشه برای بازارهای آزاد مفید است.

شاید از این مطالب هم خوشتان بیاید.

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.