نکاتی درمورد سرمایه گذاری جهت بهبود نتایج آن

انجام یک سرمایه گذاری موفق تقریبا رویای هر فردی است. اما رسیدن به موفقیت در زمینه سرمایه گذاری، امری آسان نبوده و نیازمند کسب تجربه و دانش و دانستن نکاتی در این باره می‌باشد. در این مقاله تعدادی از توصیه‌ها و نکات بیان شده و مورد بررسی قرار گرفته‌اند.

0 112

افکار و مشاهداتی برای کمک به رشد و محافظت از سرمایه گذاری‌ شما

به منظور اجتناب سرمایه‌گذاران جدید از برخی اشتباهات رایج یک سری نکات درمورد سرمایه گذاری نوشته شد که حتی افرادی با بیشترین حسن نیت را به اشتباه انداخت؛ این مجموعه شامل نکاتی بود که به منظور ارائه چشم‌اندازی جهت مدیریت پول، همزمان با کاهش انواع خطرات درمورد سرمایه گذاری تهیه شده بود. این مجموعه در اینجا ترکیب شده است و برخی از مطالب آن به‌روز شده تا جهت رسیدن به استقلال مالی بیشتر مفید باشد.

نکته سرمایه گذاری شماره 1: روی هزینه تمرکز کنید، اما برای یک پنی صرفه‌جویی نکرده و ولخرجی هم نکنید

در مقاله‌ای در مورد “ارزش بیشتر زمان نسبت به پول”، متوجه شدید که تفاوت‌های کوچک در میزان ترکیب کردن پول خود، می‌تواند به‌طور چشمگیری بر مقدار نهایی ثروت به‌دست آمده تأثیرگذار باشد.

در نظر بگیرید که 3 درصد سود اضافی سالانه طی 50 سال می‌تواند 3 برابر مقدار یک پول را به ارمغان بیاورد! قدرت سود ترکیبی واقعا شگفت‌انگیز است.

همانطور که در مورد هر گونه کسب‌وکار خوبی صدق می‌کند، امن‌ترین راه برای تلاش و به‌دست آوردن چند درصد سود اضافی، کنترل هزینه‌ها است. اگر در یک برنامه سرمایه گذاری مجدد سود سهام یا DRIP ثبت‌نام کنید که برای هر سرمایه گذاری 2 دلار هزینه دارد و ماهانه 50 دلار پس‌انداز کنید، هزینه‌هایتان بلافاصله 4 درصد از اصل سرمایه‌تان را از بین می‌برد. البته این امر در شرایط خاص ممکن است منطقی به نظر برسد.

مشکل این است که بسیاری از سرمایه‌گذاران نمی‌دانند چه هزینه‌هایی معقول بوده و از پرداخت چه هزینه‌هایی باید اجتناب کنند. علاوه بر این مشکل، اختلاف بسیار زیادی میان طبقه ثروتمند و فقیر ​​و متوسط وجود دارد ​​که باعث می‌شود چیزی که اتلاف پول در یک سطح است، معامله‌ای عالی در سطح دیگر باشد.

به عنوان مثال، درآمد برای کسی که بدون داشتن سبد سرمایه گذاری بزرگ، سالانه 50,000 دلار درآمد به‌دست می‌آورد تا‌حدی منطقی است که به کلی از مشاور سرمایه گذاری صرف نظر کند، مگر اینکه مزایایی وجود داشته باشد که به جای انتخاب تعداد کمی از صندوق‌های سرمایه گذاری مبتنی بر شاخص کم هزینه، منجر به نتایج بهتر شده و یا همانطور که برای بسیاری از مردم صدق می‌کند، صرفا راحتی ارزش آن را داشته باشد. باوجود نقص‌های شدید روش شناختی، این درست است که در دهه‌های اخیر در جاهایی مانند صندوق‌های سرمایه گذاری مبتنی بر شاخص S&P500 به آرامی رواج یافته است. (اغلب سرمایه‌گذاران بی‌تجربه این توهم را دارند که S&P500 به‌صورت منفعلانه مدیریت می‌شود، اما اینگونه نیست. این صندوق توسط کمیته‌ای فعالانه مدیریت می‌شود، این کمیته قوانین را تنها با هدف به حداقل رساندن حجم معامله ترتیب داده‌ است.) این رویکرد غالبا برای کسی که ثروتمند است احمقانه است. به گفته افرادی مانند جان بوگل (John Bogle)، بنیانگذار شرکت ونگارد (Vanguard)، برای سرمایه‌گذاران ثروتمند با دارایی‌های فراوان مشمول مالیات که می‌خواستند از رویکرد شاخص‌گذاری استفاده کنند، خرید سهام فردی و احیای خود شاخص در حساب امانی بهتر خواهد بود.

یک سرمایه‌گذار ثروتمند، اغلب می‌تواند به‌جای این که صندوق سرمایه گذاری مبتنی بر شاخصی داشته باشد که نسبت هزینه کمتری از مثلا 0.05 درصد داشته باشد، با در نظر گرفتن همه چیز و پرداخت بین 0.25 درصد و 0.75 درصد برای یک سبد سرمایه گذاری دارای مالکیت مستقیم، پول بیشتری را به جیب بزند.

ثروتمندان احمق نیستند و خودشان هم این را می‌دانند. این غیر‌ثروتمندان هستند که دائما در مورد این موضوع صحبت می‌کنند و با این کار نادانی خود را در مورد چیزهایی مانند روش استفاده از راهکارهای مالیاتی نشان می‌دهند.

علاوه بر این، دلایل قانع‌کننده زیادی وجود دارد که ثروتمندان شدیدا ترجیح می‌دهند با یک مشاور سرمایه گذاری اثبات شده کار کنند که آنقدر بی‌نیاز باشد تا برای به‌دست آوردن سود بیشتر تلاشی نکند. به عنوان مثال، یک مدیر اجرایی بازنشسته می‌تواند سهام متمرکزی در سهام former employer همراه با بدهی زیاد مالیاتی انتقالی به دوره‌های بعدی داشته باشد. یک مدیر باهوش سبد سرمایه گذاری می‌تواند در زمینه مسائلی مثل استخراج درآمد، خرید قرارهای فروش به منظور محافظت در برابر خطر از بین رفتن و تلاش برای حفظ هرچه بیشتر سهام، بسیار ترقی کرده و به محض بخشیده شدن مالیات‌، سودهای تحقق نیافته این سهام را به فرزندان خود انتقال دهد.

پرداخت حتی 1 تا 2 درصد کارمزد برای دریافت چنین سرویسی می‌تواند سرقت محض تلقی شود. و این واقعیتی است که زمانی ظهور می‌کند که سبد سرمایه گذاری شما به نظر عملکرد نسبتا ضعیفی در بازار داشته باشد. البته می‌توان گفت که خانواده‌ شما نسبت به قبل ثروتمندتر شده است در غیر‌این صورت مبنای ریسک مربوط به مسئله مالیات شامل حال آن‌ها شده است. طبقه فقیر و متوسط ​​در مواجهه با سبد سرمایه گذاری، هرگز نگران این موضوع نخواهند بود.

یکی از مسائلی که نیاز به تجربه دارد دانستن این است که کدام کارمزدها چقدر ارزش دارند و کدام کارمزد‌ها کلاه‌برداری هستند. به عنوان مثال، در حال حاضر کارمزد موثر در وجه سپرده 500,000 دلاری تحت مدیریت Vanguard تا زمانی که لایه‌های مختلف هزینه‌ها، نسبت‌ هزینه‌ها و غیره را اضافه کنید به طور جامع و کامل 1.57 درصد می‌شود. این روش یک عامل کارآیی مالیاتی داشتن یک حساب مدیریت شده شخصی می‌باشد را کم دارد اما از جهات دیگر، یک معامله فوق العاده است. تلاش برای کاهش بیشتر کارمزد، کاری احمقانه است. از سوی دیگر، پرداخت یک نسبت هزینه 1.57 درصدی به یک صندوق مشترک سرمایه گذاری با مدیریت فعال که عمدتا دارای سهام مشابه با میانگین صنعتی داو جونز (Dow Jones) است کار هوشمندانه‌ای نیست.

نکته سرمایه گذاری شماره 2: به مالیات و تورم توجه کنید

اگر قرار باشد که جمله سرمایه‌گذار مشهور وارن‌ بافت (Warren Buffett) را به گونه‌ای دیگر بیان کرد، باید گفت، زمانی که نوبت به ارزیابی نتایج سرمایه گذاری در طول زمان می‌رسد، مهم‌ترین چیز این است که قدرت خرید نهایی چقدر است. به عبارت دیگر، باید روی قدرت خرید تمرکز نمود. شگفت انگیز است که چگونه چندین مدیر حرفه‌ای سبد سرمایه گذاری بجای تمرکز روی سودهای پس از مالیات روی سودهای قبل از مالیات تمرکز می‌کنند و یا نرخ تورم را نادیده می‌گیرند. اگرچه ممکن است بسیاری از معاملات به سرمایه‌گذاران خود در دوره‌های طولانی 9 تا 12 درصد سود برساند، اما اگر این سرمایه‌گذاران در رده بالای مالیاتی قرار داشته باشند، ثروتی کمتر از آنچه که داشته‌اند به‌دست خواهند آورد، در غیر‌این صورت اگر مدیر محافظه‌کارتری که 10 درصد سود به‌دست می‌آورد را استخدام کرده بودند، سرمایه گذاری‌ها را با توجه به 15 آوریل تنظیم می‌کرد. چرا؟ علاوه بر کاهش هزینه‌های بسیار هنگفتی که از سرمایه گذاری درازمدت (در مقایسه با تجارت کوتاه مدت) ناشی می‌شود، مزایای مالیاتی متعددی وجود خواهد داشت. در اینجا به برخی از این موارد اشاره شده است:

  • مالیات سودهای سرمایه کوتاه مدت در نرخ‌های مالیات بر درآمد شخصی اعمال می‌شود. به عنوان مثال، در شهر نیویورک، مالیات‌های فدرال، ایالتی و محلی برای این نوع سودهای کوتاه مدت می‌تواند به 50 درصد یا بیش از آن برسد! در حال حاضر بدترین خسارت مالیاتی در سطح فدرالی، 39.6 درصد است. در مقابل معمولا 0 تا 23.6 درصد مالیات بر سودهای سرمایه بلند مدت و یا سودهای بدست آمده از سرمایه گذاری‌های با طول عمر یک سال یا بیشتر، در سطح فدرال اعمال می‌شود.
  • سودهای تحقق نیافته نوعی “دارایی دریافت نشده” است که به وسیله آن می‌توانید مزیت ترکیب پول خود را تجربه کنید. اگر سرمایه گذاری خود را بفروشید تا پول‌‌تان را به یک سهام، اوراق قرضه، صندوق سرمایه گذاری مشترک جدید یا سرمایه گذاری دیگری انتقال دهید، نه تنها مجبورید کمیسیون پرداخت کنید، بلکه مجبورید به مالیات گیرنده سهمی از سودهایتان را نیز پرداخت کنید. این بدان معناست که مبلغی که برای سرمایه گذاری مجدد در اختیار دارید، به‌طور قابل ملاحظه‌ای پایین‌تر از مبلغی است که درست قبل از اینکه سهام را بفروشید در ترازنامه‌تان به شما نشان داده شده است. به همین دلیل است که بهترین مغزهای متفکر سرمایه گذاری مانند بنجامین گراهام (Benjamin Graham) گفته‌اند اگر فکر می‌کنید که موقعیت جدید بسیار جذاب‌تر از موقعیت کنونی است، فقط آن موقع است که باید انتقال از یک سرمایه گذاری به سرمایه گذاری دیگر را در نظر بگیرید. به عبارت دیگر، کافی نیست که این موقعیت “کمی” جذاب‌تر باشد بلکه این جذابیت باید کاملا برای شما آشکار باشد.
  • این که کجا و چگونه سرمایه گذاری‌های خود را نگه می‌دارید می‌تواند تأثیر قابل توجهی بر میزان سود نهایی شما داشته باشد. اگر صاحب سهام شرکت‌های مختلفی هستید، احتمالا بعضی از این سهام سود نقدی زیادی به شما می‌رسانند، در حالی که سهام‌ دیگر، بیشترین سودها را برای تأمین بودجه آینده نگه می‌دارند. حتی زمانی که انواع خاص اوراق قرضه از جمله اوراق قرضه شهرداری معاف از مالیات در حساب‌های مشمول مالیات تحت شرایط مناسب نگهداری شود باز هم می‌تواند از مالیات معاف شود، در حالی که سایر انواع درآمد بهره، از جمله درآمدهایی که توسط اوراق قرضه شرکت‌های سهامی ایجاد می‌شود و در یک حساب کارگزاری معمولی نگهداری می‌شود، می‌تواند تا زمانی که مالیات فدرال، ایالتی و محلی را اضافه می‌کنید تقریبا 50 درصد مالیات را شامل شود. در نتیجه، اگر بخواهید بیشترین سود را از پول خود به‌دست آورید باید دقیقا به‌جایی توجه داشته باشید که دارایی‌های خاص ترازنامه‌تان در آن قرار دارد. به عنوان مثال، هرگز از طریق Roth IRA مالک اوراق قرضه شهرداری معاف از مالیات نخواهید بود. گذاشتن سود پرداختی سهام در پناه مالیاتی مانند سهام Roth IRA و سهام بدون سود در یک حساب کارگزاری معمولی را در اولویت قرار دهید.
  • همیشه، همیشه و همیشه حداقل مبلغی مشابه به مبلغ کارفرمای خود به 401k بدهید. برای مثال اگر کارفرمای شما 1 دلار را با 1 دلار در 3 درصد اول مطابقت می‌دهد، شما سود 100 درصد پول خود را بدون هیچ گونه خطری به‌دست می‌آورید! حتی اگر پول تطبیقی را بردارید و موجودی (k) 401 خود را در چیزی شبیه به صندوق ارزش ثابت قرار دهید، چنین پولی، پول نقد و آزاد است.
  • سود دارایی‌های ظاهرا خسته کننده مانند اوراق قرضه پس‌انداز سری I که مزایای تورمی قابل توجهی دارد را نادیده نگیرید.

نکته سرمایه گذاری شماره 3 بدانید چه موقع سهام را بفروشید

می‌دانید که هزینه‌های فرسایشی می‌توانند باعث شود خرید و فروش سهام در معاملات سریع، شدیدا سودهای شما را کاهش دهد. با این حال، مواقعی پیش می‌آید که ممکن است بخواهید یکی از موقعیت‌های سهام خود را کنار بگذارید. از کجا می‌دانید چه موقع زمان خداحافظی با سهام مورد علاقه‌تان است؟ این نکات مفید می‌تواند این تصمیم را ساده‌تر کند.

  • درآمدها به درستی اعلام نشده است.
  • بدهی به سرعت در حال افزایش است.
  • رقابت جدید، شدیداً به سودآوری شرکت یا موقعیت رقابتی آن در بازار لطمه می‌زند.
  • اصول اخلاقی مدیریت، مشکوک است. به گفته بنجامین گراهام: ” نمی‌توانید مدیریت فاقد اصول اخلاقی را اصلاحات کنید، فقط از آن اجتناب کنید.” به عبارت دیگر، مهم نیست که سهام چقدر ارزان است، اگر مدیران عامل کلاهبردار باشند، احتمالا از شما هم کلاهبرداری خواهد شد.
  • به علت کالایی شدن خط تولید، صنعت به طور کلی محکوم به فناست. (برای کسب اطلاعات بیشتر، به خطرات تجارت کالا مراجعه کنید.)
  • قیمت بازار سهام به مراتب سریعتر از درآمدهای رقیق شده پایه در هر سهم افزایش یافته است. با گذشت زمان، این وضعیت دیگر قابل تحمل نیست. (برای کسب اطلاعات بیشتر، به سه نوع ریسک سرمایه گذاری مراجعه کنید.)
  • در آینده نزدیک (چند سال یا کمتر) به پول نیاز خواهید داشت. با وجود اینکه خرید سهام، یک سرمایه گذاری طولانی مدت بسیار عالی است، اما بی‌ثباتی کوتاه مدت می‌تواند باعث شود آن را در یک لحظه نامناسب فروخته و به خود زیان بزنید و در عوض، پول نقد خود را در یک سرمایه گذاری ایمن مانند حساب بانکی یا یک صندوق سرمایه گذاری بازار پول بگذارید.
  • کسب و کار، نحوه کار و پول در آوردن آن را نمی‌دانید.

یک نکته مهم: تاریخ نشان داده است که معمولا فروش به دلیل انتظارات از شرایط اقتصاد کلان، مانند نرخ بیکاری ملی یا کسری بودجه دولت، یا به این دلیل که انتظار دارید رشد بازار سهام در کوتاه مدت کاهش یابد، ایده خوبی نیست. تجزیه و تحلیل کسب و کارها و محاسبه ارزش ذاتی آن نسبتا ساده است. شما هیچ شانسی ندارید که سازگاری تصمیمات خرید و فروش میلیون‌ها سرمایه‌گذار دیگر با موقعیت‌های مالی مختلف و توانایی‌های تحلیلی را به‌صورت دقیق پیش‌بینی کنید.

نکته سرمایه گذاری شماره 4 : نیازی نیست در مورد هر سهام یا سرمایه گذاری نظری داشته باشید

یکی از چیزهایی که سرمایه‌گذاران در آن مشترکند این است که در مورد همه سهام‌های جهان نظری ندارند. به نظر می‌رسد شرکت‌های کارگزاری عمده، گروه‌های مدیریت دارایی، و بانک‌های تجاری احساس می‌کنند که رعایت مقررات امنیتی برای هر معامله، ضروری می‌باشد. برخی از مجریان میزگردهای مالی، افتخار می‌کنند که از نظر خود درمورد تقریبا هر کسب‌و‌کاری دارای اطلاعاتی می‌باشند.

در حالی که این موضوع می‌تواند در هنگام بررسی سبد سرمایه گذاری شرکت‌های سهامی و کشف این که آیا آن‌ها بیشتر به سمت درجه‌بندی AAA می‌روند یا خیر؟، مفید باشد، در بسیاری از موارد این وسواس فکری درمورد پارامترهای مد نظر تا حدودی بی‌معنی است. سرمایه گذاری، علمی دقیق نیست. برای این که بخواهیم گفته دو نخبه صنایع را طوری دیگر بازگو کنیم باید بگوییم، نیازی نیست وزن دقیق مردی را بدانید تا متوجه شوید او چاق است و همچنین نیازی نیست قد دقیق یک بازیکن بسکتبال را بدانید تا متوجه شوید او بسیار قد بلند است.

اگر تنها روی اجرای نقش در این چند مثال تمرکز کنید و منتظر فرصت‌هایی باشید که هر چند وقت یک بار- بعضی اوقات در فاصله یک سال- اتفاق می‌افتد، احتمالا از تحلیلگران وال استریت که شب‌ها برای تصمیم‌گیری درمورد این که آیا اتحادیه اقیانوس آرام 50 دلار یا 52 دلار ارزش دارد تلاش می‌کنند، بهتر عمل می‌کنید. در عوض، منتظر می‌مانید تا سهام 28 دلار معامله شود و سپس آن را می‌قاپید. هنگامی که یک کسب و کار واقعا عالی پیدا می‌کنید، در اغلب موارد بهترین خدمت از طریق انفعال تقریبا کلی و نگه داشتن آن کسب‌وکار تا زمان مرگ، صورت می‌گیرد. این رویکرد میلیونرهای مخفی بسیاری را از جمله مستخدمانی را ایجاد کرده است که درآمد نزدیک به حداقل دستمزد دریافت می‌کنند و مبلغ هنگفت 8,000,000 دلاری را مدیریت می‌کنند.

چرا برای سرمایه‌گذاران پذیرش این که نظر روشن و صریحی در مورد کسب و کاری خاص در قیمت بازار فعلی ندارند تا این حد سخت است؟ جواب این سوال اغلب غرور و تا حدی ناراحتی روحی ناشناخته است. برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد چگونگی غلبه بر این فشارها، به عقلانیت: سلاح مخفی سرمایه‌گذار مراجعه کنید.

نکته سرمایه گذاری شماره 5: همه شرکت‌ها (یا حداقل، تعداد زیادی از آنها) را بشناسید

حتی اگر در مورد جذابیت خاص اکثر سهام‌ها در لحظه‌ای معین نظری نداشته باشید، باید هرچه می‌توانید کسب‌و‌کارها و بخش‌ها و صنایع را بشناسید. این به معنای آشنایی با بازده حقوق صاحبان سهم و بازده دارایی و درک دو کسب‌وکار در ظاهر شبیه به هم، اما با موتورهای اقتصادی بسیار متنوع است و این همان چیزی است که یک کسب‌وکار خوب را از یک کسب و کار عالی جدا می‌کند.

هنگامی که از وارن بافت درمورد نصیحتش به سرمایه‌گذار جوانی که در حال تلاش برای وارد شدن به کسب‌و‌کار امروز است پرسیده شد، گفت که این جوان به طور سیستماتیک با کسب‌وکارهای بسیاری آشنا می‌شود؛ زیرا بانک اطلاعات او به عنوان یک دارایی بسیار بزرگ و مزیتی در رقابت عمل خواهد کرد. به عنوان مثال، زمانی که با رخ دادن اتفاقی فکر ‌کردید سود شرکت‌های مس افزایش خواهد یافت، قادر بودید خیلی سریعتر و با درک کامل‌تری از وضعیت عمل کنید. (به یاد داشته باشید که اگر هدف شما تسلط است، هیچ راه میانبری برای این مرحله وجود ندارد. هنگامی که مجری نمایش تلویزیونی به بافت پاسخ داد، “اما 24,000 شرکت تجاری معروف وجود دارند!” وارن در پاسخ گفت: “با شرکت A شروع کنید”).

فکر می‌کنم بهترین مکان جهت شروع برای بیشتر سرمایه‌گذاران این است که از طریق 1,800 شرکت در بررسی سرمایه گذاری خط ارزش شروع کنند.

نکته سرمایه گذاری شماره 6: روی بازده موجودی‌ها تمرکز کنید، نه بازده حقوق صاحبان سهم

در صورتی که در زمینه حسابداری سابقه قبلی نداشته باشید و هنوز رهنمودهای مربوط به تحلیل ترازنامه وتحلیل بیانیه درآمد را نخوانده‌ باشید، ممکن است درک این مطلب منطقی به نظر نرسد. با این وجود، مطلب مهمی است بنابراین آن را یادداشت کنید و زمانی که در آینده ماهرتر شدید، سری به یادداشت‌هایتان بزنید. اگر به اندازه کافی عاقل باشید تا از آنچه بهره ببرید که به شما آموخته می‌شود، ده‌ها سال از آن استفاده خواهید کرد.

بسیاری از سرمایه‌گذاران فقط روی بازده حقوق صاحبان سهم مدل DuPont که یک شرکت تولیدی تمرکز می‌کنند. در حقیقت، اگر مجبور بودید فقط روی یک پارامتر تمرکز کنید که به شما فرصتی بهتر از حد متوسط ​​برای ثروتمند شدن به واسطه سرمایه‌های سهام‌تان بدهد، این فرصت ترکیب، مجموعه متنوعی از شرکت‌هایی با بازده سود سهام بسیار پایدار خواهد بود- اما آزمایش بهتری از ویژگی‌های واقعی اقتصادی یک شرکت، مخصوصا در هنگام استفاده به همراه درآمدهای مالک، وجود دارد که عبارت است از: درآمد خالص را با مجموع موجودی متوسط ​​و دارایی متوسط، کارخانه و موجودی تجهیزات مطابق ترازنامه تقسیم کنید.

چرا این آزمایش بهتر است؟ سایر نسبت‌های مالی و پارامترها می‌توانند برای ارائه عمومی اولیه، توسط مدیریت یک شرکت، بهتر جلوه داده شوند. اما جعل این آزمایش بسیار سخت‌تر است.

نکته سرمایه گذاری شماره 7: به دنبال مدیریت سهامدار پسند باشید

به گفته بنجامین فرانکلین، اگر خواستید مردی را متقاعد کنید، به جای استدلال به دنبال منفعتش باشید. به اعتقاد من سرمایه‌گذاران احتمالا نتایج بسیار بهتری از مدیرانی دریافت خواهند کرد که سرمایه خود را در کنار سرمایه‌گذاران دارای اقلیت خارجی صرف کسب و کار کرده‌اند. البته انجام این کار نمی‌تواند ضامن موفقیت باشد، اما انگیزه‌ها را یک‌سو می‌کند.

الکیت در شرکت‌هایی نظیر یواس بانکورپ (US Bancorp) را در نظر بگیرید. این شرکت‌ها مدیران را ملزم می‌کنند تا چندین برابر حقوق اصلی خود را حفظ کنند که در سهام عادی سرمایه گذاری می‌کنند ( البته بهترین بخش یعنی اختیار خرید سهام را شامل نمی‌شود!) همچنین با تصدیق مدیریت که 80 درصد سرمایه هر ساله به صورت سود نقدی به سهامداران داده می‌شود و بازخرید سهام و توانایی دائمی آنها برای حفظ یکی از بهترین نسبت‌های بهره‌وری در صنعت (معیاری کلیدی برای بانک‌ها – که با دقت در هزینه‌های غیر‌بهره‌ای به عنوان درصد کل درآمد محاسبه می‌شود) نشان دهنده این است که سهامداران واقعا به این درک رسیده‌اند که این سرمایه‌ها برایشان سودمند هستند.

این را با افتضاح بانک ساورین (Sovereign Bank) که سال‌ها پیش تیتر اول روزنامه وال‌استریت ژورنال بود، مورد مقایسه قرار ندهید. هیئت مدیره و مدیریت این شرکت سعی کردند تا از یک راه فرار در قوانین بورس سهام نیویورک استفاده کنند تا بدون اینکه سهامداران فرصت رأی دادن در مورد ادغام را داشته باشند امکان ادغام این بانک با شرکت دیگری را فراهم کنند.

به چنین مواردی توجه کنید و بدانید که دو صد گفته چون نیم کردار نیست. برای کسب اطلاعات بیشتر، به 7 نشانه مدیریت سهامدار پسند مراجعه کنید.

نکته سرمایه گذاری شماره 8: به سهام در “دایره صلاحیت” خود پایبند باشید

موفقیت در سرمایه گذاری مانند موفقیت در زندگی است و همانطور که باید از اشتباهات اجتناب کرد باید تصمیم‌گیری‌های هوشمندانه‌ای نیز اتخاذ نمود. اگر به عنوان دانشمند در شرکت پی‌فیزر (Pfizer) کار می‌کنید، در مقایسه با کسی که در بخش نفتی کار می‌کند، مزیت رقابتی بسیار بیشتری در تعیین جذابیت نسبی سهام دارویی خواهید داشت. همچنین، کسی که در بخش نفتی کار می‌کند احتمالا مزیت بسیار بیشتری نسبت به شما در درک غول‌های نفتی خواهد داشت.

پیتر لینچ (Peter Lynch) طرفدار پروپاقرص فلسفه ” در آنچه می‌شناسید سرمایه گذاری کنید” بود. در واقع، بسیاری از سرمایه گذاری‌های موفقیت‌آمیز او نتیجه تعقیب همسرش و نوجوانان اطراف فروشگاه‌ها و یا رانندگی در شهر و خوردن دونات‌های دانکین (Dunkin) بود. در محافل سرمایه گذاری قدیمی داستانی افسانه‌ای در مورد مردی وجود دارد که به متخصصی ماهر در شرکت‌های آب آمریکا تبدیل شد. او واقعا می‌دانست چگونه از وان حمام و یا یک سیفون توالت معمولی و معامله سهامی خاص، به سودی هنگفت برسد.

هشدار: باید با خودتان صادق باشید. فقط به این خاطر که به عنوان یک نوجوان در پیشخوان رستوران مرغ مری (Chicken Mary´s ) کار می‌کنید، دلیل نمی‌شود که در هنگام تحلیل یک شرکت طیور مانند مرغ تایسون (Tyson Chicken) خودبخود نسبت به بقیه برتری داشته باشید. باید از خودتان بپرسید آیا به اندازه کافی در مورد صنعت خاصی اطلاعات دارید که کسب و کاری را در آن زمینه به عهده بگیرید و موفق شوید، یا اینکه اینگونه نیست. اگر پاسخ “بله” است، ممکن است شغل مناسب خود را پیدا کرده باشید. در غیر‌اینصورت، به مطالعه‌تان ادامه دهید.

نکته سرمایه گذاری شماره 9: بر دامنه فعالیت خود بیافزایید، بخصوص اگر نمی‌دانید دارید چه کار می‌کنید!

به گفته جان مینارد کینز (John Maynard Keynes) اقتصاددان معروف، تنوع‌بخشی، شما را در برابر نادانی بیمه می‌کند. وی معتقد بود که با داشتن سرمایه گذاری‌های کمتر و شناخت فوق العاده خوب آن‌ها می‌توان خطر را کاهش داد. البته وی یکی از مغزهای متفکر مالی باهوش در قرن گذشته بود، بنابراین این فلسفه برای اکثر سرمایه‌ گذاران، به ویژه آن‌هایی که نمی‌توانند اظهارات مالی را تحلیل کنند یا تفاوت بین میانگین صنعتی داو جونز و دودو (Dodo) را نمی‌دانند، خط مشی صحیحی نیست.

امروزه، می‌توان تنوع‌بخشی وسیع با میزان کسری از هزینه‌هایی که حتی چند دهه پیش ممکن بود، را تجربه کرد. هزینه‌های فرسایشی مالکیت سهام در صندوق‌های سرمایه‌گذاری مبتنی بر شاخص، صندوق‌های سرمایه گذاری مشترک و برنامه‌های سرمایه گذاری مجدد سود سهام، در صدها شرکت مختلف تا حد زیادی حذف شده است و یا حداقل به‌طور قابل توحهی کاهش یافته است. این امر می‌تواند با تقسیم دارایی‌ها در چندین شرکت‌، از آن‌ها در مقابل ضررهای دائمی محافظت کند، بنابراین اگر یکی یا حتی تعدادی از آن‌ها ورشکست شوند، به شما آسیبی نمی‌رسد. در حقیقت، به دلیل پدیده‌ای به عنوان ریاضیات تنوع‌بخشی، احتمالا این کار منجر به سودهای ترکیبی بیشتری بر مبنای ریسک تعدیل شده، خواهد شد.

چیزی که باید به دنبالش باشید، همبستگی است. مخصوصا، اگر بخواهید دنبال ریسک‌های کم باشید تا دارایی‌هایتان دائما یکدیگر را متعادل کنند و به این وسیله چرخه‌های اقتصادی و تجاری خود را تثبیت کنند. وقتی که تقریبا پانزده سال قبل برای اولین بار پیش درآمدی برای این مقاله نوشته شد، تذکر داده شد که داشتن سی سهام متفاوت، حتی اگر نیمی از آنها متشکل از بانک آمریکا (Bank of America)، جی‌پی مورگان چیس (JP Morgan Chase)، ولز فارگو (Wells Fargo)، بانک ایالات متحده (U.S. Bank)، فیفت ترد بانکورپ (Fifth Third Bancorp) و غیره باشند، کافی نیست. زیرا ممکن است سهام زیادی در چندین شرکت مختلف داشته‌ باشید، اما ندانید که یک “شوک سیستماتیک مانند ناتوانی در اعطای وام خانه می‌تواند شوک‌هایی را از طریق سیستم بانکی وارد کند که عملا به تمام موقعیت‌های شما آسیب ‌می‌رساند” و این دقیقا همان چیزی است که در طی فروپاشی 2007-2009 اتفاق افتاد. البته، شرکت‌های قوی‌تر از جمله بانک ایالات متحده و ولز فارگو و کمپانی (Company) با وجود دوره‌ کاهش 80 درصدی، روی کاغذ خوب کار کرده‌اند، به خصوص اگر سود سهام خود را مجدد سرمایه گذاری کرده و ​​هزینه‌ها را در آن‌ها میانگین‌سازی کنید. باید بدانید که غالبا بهتر است در وهله اول روی توانایی خود تمرکز کنید. از سوی دیگر، اقتصاد رفتاری ثابت کرده است که اکثر مردم به جای وحشت و فروش سهام خود در کمترین لحظه، به لحاظ احساسی در تمرکز روی کسب و کار پایه ناتوانند.

نکته سرمایه گذاری شماره 10: تاریخچه مالی را بدانید زیرا می‌تواند از بروز پشیمانی و ناراحتی شدید جلوگیری کنید

گفته می‌شود که یک بازار پررونق مانند عشق است. وقتی که درون آن هستید، فکر نمی‌کنید قبلا هرگز چیزی شبیه آن را تجربه کرده باشید. به گفته بیل گراس (Bill Gross) میلیاردر، که به باور بیشتر افراد بهترین سرمایه‌ گذار اوراق بهادار دنیا است، اگر بتواند تنها یک کتاب برای آموزش به سرمایه‌ گذاران جدید معرفی کند، آن کتاب تاریخچه مالی خواهد بود و تئوری حسابداری یا مدیریت نخواهد بود

حباب دریای جنوب، سال‌های پرهیاهوی دهه 1920، کامپیوترها در دهه 1960 و اینترنت در دهه 1990 را به یاد آورید. کتابی شگفت‌انگیز به نام شیفتگی‌ها، هراس‌ها، و سقوط‌ها در زمینه تاریخچه بحران‌های مالی وجود دارد که شدیدا توصیه می‌شود. اگر سرمایه‌گذاران زیادی آن را می‌خواندند، جای تردید بود که بسیاری از آن‌ها بخش‌های قابل توجهی از ارزش خالص خود را در فروپاشی شرکت دات کام یا سقوط املاک از دست می‌دادند.

سانتایانا (Santayana) در این باره می‌گوید: “کسانی که تاریخ را نمی‌دانند محکوم به تکرار آن هستند”.

نکته سرمایه گذاری شماره 11: در صورت نیاز نداشتن به درآمد منفعل، سود سهامتان را مجدد سرمایه گذاری کنید

یکی از بزرگترین تاثیرات بر اندازه سبد سرمایه گذاری نهایی شما، تصمیم‌گیری درمورد سرمایه گذاری مجدد سود سهام است. درمورد این موضوع می‌توان از شرکت کوکاکولا به عنوان یک مثال استفاده کرد.

نکته سرمایه گذاری شماره 12: یک کسب و کار عالی یک سرمایه گذاری عالی با قیمت اشتباه و یا شرایط اشتباه نیست

زمان زیادی صرف صحبت در مورد ویژگی‌های مختلف یک کسب و کار خوب شده است ( بازده بالا یا بازده سود سهام کم، بدهی، ارزش فرانشیز، مدیریت سهامدار پسند و غیره). البته به گفته چارلی مونگر (Charlie Munger) “خرید کسب‌وکاری خوب با قیمتی منصفانه، بسیار بهتر از خرید کسب‌و‌کاری منصفانه با قیمتی بالا است ” این موضوع درست است، اما باید دانست کسانی که چنین سهامی را صرف نظر از قیمتش خریداری می‌کنند احتمالا نتایج خوبی برایشان به همراه ندارد. این برای کسی که می‌توانند تفاوت بین نتایج خوب و زیان‌های فاجعه‌آمیز را حداقل، نه در مدت زمانی کوتاه درک کند، یک وجه تمایز خوب است.

در اواخر دهه 1960، وال‌استریت شیفته گروهی از سهام‌ها به نام نیفتی فیفتی (Nifty Fifty) شد. شاید دایره‌المعارف آنلاین ویکی پدیا آن را به عنوان بهترین سهام ارزیابی کند : “[این سهام] همه چیز از جمله نام‌های تجاری، حق اختراعات، مدیریت عالی، فروش‌های چشمگیر و سودهای جامد را برای آن‌ها به ارمغان آورده بود. تصور می‌شد این سهام بهترین سهام برای خرید و نگهداری برای طولانی مدت باشد و تنها کاری که باید انجام می‌گرفت، همین بود.

برای کسانی که می‌خواستند بازنشسته شوند رویای سهام‌داری همین بود.”

نقطه ضعف مهلک در این استدلال این است که سرمایه‌ گذاران معتقد بودند این شرکت‌ها ( شرکت‌هایی مانند ایستمن کودک (Eastman Kodak) و زیراکس( Xerox ) ) ذاتا به قدری خوب بودند که باید با هر قیمتی آن‌ها را می‌خریدند. البته بحث درباره این موضوع مورد نظر ما نیست. اگر چه معامله سهام با نسبت پی/ای بالا همیشه خیلی گران نیست، اما معمولا معامله سهام با نسبت قیمت به درآمد 60 برابر، مطمئنا نرخ بازدهی کمتری از نرخ اوراق قرضه خزانه‌داری به اصطلاح “بدون خطر” ایالات متحده ایجاد خواهد کرد.

آنچه که این بحث را پیچیده و خارج از چهارچوب لیست نکات سرمایه گذاری می‌کند این است:

  1. بسیاری از سرمایه‌ گذاران بی‌تجربه درک نمی‌کنند که گرچه شرکت‌هایی مانند ایستمن کودک ورشکست شده‌اند، اما با این وجود سرمایه‌ گذاران بلند مدت ثروت بسیار بیشتری از آنچه که قبل از سرمایه گذاری‌شان داشتند را باید راحت به‌دست می‌آوردند. اگر سرمایه گذاری، چگونگی کار سود سهام، بخش‌سازی‌ها، تقسیمات و حتی اعتبارات زیان مالیاتی آگاه نیستید فهم این موضوع می‌تواند مشکل باشد.
  2. سبد سهام 20 تا 30 سال پس از این که نیفتی فیفتی به اوج رسید، به طور کلی عملکرد ضعیفی در بازار داشت. با این حال، زمانی که وارد دوره 30 تا 40 سالگی شدید، کسب‌وکارهای پایه در واقع به قدری خوب بودند که در نهایت منجر به به‌دست آوردن سود بیشتر شدند، چرا که موتورهای اصلی اقتصادی آن‌قدر برتر بودند که ارزشیابی اضافی را از بین بردند. به‌علاوه نیفتی فیفتی کارایی مالیاتی بهتری نسبت به صندوق سرمایه گذاری مبتنی بر شاخص ‌داشت. در هنگام برخورد با کسب‌وکارهای عالی، این رویکرد قدیمی در بلندمدت تاثیرگذار بوده است، اما چند سرمایه‌گذار حاضرند با 30 یا 40 سال کنش‌پذیری تقریبا کامل در طول زندگی که برای اکثر مردم تنها تقریبا 80 سال طول خواهد کشید دوام بیاورند؟ این مسئله هم اقتصاد رفتاری است.

با این حال، اگر همه چیزهای دیگر برابر باشند سعی کنید از سرمایه‌گذاری‌هایی پرهیز کنید که قیمتشان بی‌نقص است ولی هیچگونه حاشیه امنیتی ندارند، زیرا فقط یک نوسان در عملکرد عملیاتی می‌تواند باعث خسارتی دراز مدت و فاجعه‌آمیز در اصل سرمایه شود چراکه بورس بازان بی‌ثبات و دمدمی‌ مزاج به سرعت به سمت اوراق بهادار جذاب‌تر روی می‌آورند. اگر قصد دارید در زمانن این نوسان سرمایه گذاری کنید، تنها روی پربازده‌ترین سهام‌های بلوچیپ‌ تمرکز کنید. اگر قصد دارید سهام آن را برای 50 سال آینده نگه دارید، احتمالا می‌توانید از پرداخت اضافه به شرکتی مانند جانسون و جانسون (Johnson & Johnson) فرار کنید (هیچ‌کس از آینده خبر ندارد، اما به نظر می‌رسد بخت با این سهام یار باشد). اما خیلی مشتاق انجام این کار برای شرکتی مثل فیس‌بوک نباشید.

نکته سرمایه گذاری شماره13: به صندوق‌های سرمایه گذاری مبتنی بر شاخص کم هزینه یا صندوقی که باعث انفعال می‌شود مراجعه کنید

صندوق‌های سرمایه گذاری مبتنی بر شاخص برای سرمایه‌گذاران کوچکتر که پول زیادی ندارند و یا در گروه‌های مالیاتی پایین‌تر قرار دارند، بسیار سودمند است. باوجود خطرات ساختاری ذاتی آن‌ها و تغییرات روش‌شناسی که هزینه زیادی برای سرمایه‌گذاران به‌بار آورده است، این صندوق‌ها به افراد و خانواده‌های کم سرمایه و بدون سرمایه اجازه می‌دهند تا بدون تقریبا هیچ هزینه‌ای به تنوع‌بخشی گسترده‌ای دست یابند. اگر در شرکت تحت حمایت 401 (k) قرار گرفته‌اید، تقریبا همیشه ادامه دادن آن با صندوق‌ سرمایه گذاری مبتنی بر شاخص کم هزینه هوشمندانه‌ترین انتخاب خواهد بود. این صندوق‌ها می‌توانند در زمینه‌های دیگر نیز مفید باشند.

با این حال، صندوق‌های سرمایه گذاری مبتنی بر شاخص به هیچ وجه کامل نیستند. به عنوان مثال، باوجود اعتراضات مردم علیه کسب و کار مدیریت دارایی که از آن زمان بسیار ثروتمند شده‌اند، صندوق‌های سرمایه گذاری مبتنی بر شاخص، نوعی استخراج بد از جامعه هستند، زیرا به دنبال تخصیص کارآمد سرمایه برای اهداف پربازده نیستند، بلکه برعکس از فعالیت‌ دیگران استفاده می‌کنند. در این تئوری، این صندوق‌ها باید تا زمانی عالی کار کنند که بسیاری از مردم از آن‌ها اقتباس نکنند. از سوی دیگر، اگر روند‌های فعلی ادامه یابد و شاخص‌گذاری سهام بزرگتر و بزرگتری را از کل دارایی مشترک به‌دست بیاورد، ممکن است روزی فرارسد که گردش پول در صندوق‌های سرمایه گذاری مبتنی بر شاخص بتواند بین ارزش ذاتی شرکت‌های نگه‌ داشته شده در شاخص و قیمت‌های بازار این شرکت‌ها یک اختلاف قابل توجه ایجاد کند. این عملکرد ریاضی است.

صندوق‌های سرمایه گذاری مبتنی بر شاخص نیز در محافل خاص شکل منحصر به فردی را به خود گرفته‌اند، که کمی با ایمان کورکورانه‌ای که بسیاری از سرمایه‌ گذاران باتجربه از نوآوری‌های گذشته بازار شاهد آن بوده‌اند متفاوت است. این افراد درک نمی‌کنند که صندوق‌های سرمایه گذاری مبتنی بر شاخص، صرفا یک مکانیزم برای استفاده از تعداد کمی نیرو است که تمایل به دستیابی به نتایج خوب دارند، حجم معامله کم، کارایی مالیاتی و هزینه‌های کم از این جمله هستند. برای سرمایه‌گذاران ثروتمند، تقریبا در هر شرایطی که به دوره‌های اندازه‌گیری ادامه دار در چندین دهه نگاه کنید می‌بینید که اگر سهام شاخص پایه را مستقیما در حساب امانی جهانی خودتان خریده بودید، آن‌ها را به صورت مساوی تنظیم کرده بودید و به یک شرکت مدیریت دارایی برای مدیریت آن 0.50% تا 0.75% کارمزد پرداخت می‌کردید و مواظب تمام جزئیات بودید، احتمالا منجر به ثروت بیشتری بر نرخ بازده سود پس از مالیات می‌شد.

دلایل متعددی برای این امر وجود دارد از جمله توانایی مدیر دارایی برای مشارکت در روش‌های جمع‌آوری مالیات که احتمالا برای جمع‌آوری پول و مذاکره در معاملات آزاد یا معاملات با قیمت موسسه برای حساب خود به آن نیاز دارید. تا آنجا که در شرایط نادر، واضح است که شاخص‌گذاری از طریق ساختارهای یکپارچه مانند صندوق‌های سرمایه گذاری مشترک و صندوق‌های قابل معامله در بورس، هنگامی که از 500,000 دلار عبور می‌کنید کاری احمقانه است، چراکه می‌توانید به راحتی به همان هدف با نتایج بهتر دست پیدا کرده و تمام اجزای شاخص را نیز داشته باشید.

به‌طور مشابهی، صندوق‌های سرمایه گذاری مبتنی بر شاخص برای برخی از سرمایه‌گذاران که نیازهای منحصر به فردی دارند یک راه حل ضعیف هستند. ممکن است بیوه‌ای با مثلا 250,000 دلار دارایی بخواهد 50 درصد سبد سرمایه گذاری خود را به اوراق بهادار معاف از مالیات شهرداری و 50 را به سهام بلو چیپ با بازدهی سود بسیار بیشتر ازمیانگین تقسیم کند. اگر در حال حاضر نزدیک به بازنشستگی هستید، درآمد غیرفعال افزایش یافته شما نسبت به (به خصوص اگر در بازار سهام سقوطی رخ دهد) نرخ مرکب بالاتری سودمندتر است که ممکن است از داشتن صندوق‌ کل دارایی سرمایه‌‌ای، به ویژه در زمینه امید به زندگی پیش بینی شده خود به‌دست آورید. به عبارت دیگر، تجربه زندگی شما حتی اگر ضعیف عمل کردن در بازار را به خطر می‌انداخت می‌توانست بهتر باشد. ریاضیات در مورد این‌ها کاملا شفاف است، اما اکنون یک مجموعه کامل بازاریابی وجود دارد که با تریلیون‌ها دلار دارایی تحت نظر مدیریت حمایت می‌شود و به شیوه‌ای کاملا واقعی نه برای تمرکز بر روی واقعیت اقتصادی و یا داده‌های دانشگاهی، بلکه برای تمرکز روی آنچه که امپراتوری کسانی که از این کاهش‌گری حریصانه بهره‌مند می‌شوند را گسترش می‌دهد، مورد حمایت قرار می‌گیرد.

موضوعی که مساله را پیچیده‌تر می‌کند این است که برخی افراد غالبا خیلی مشتاق نیستند به این موضوع بپردازند (به نسبت مقالاتی که نوشته‌ شده و برای صندوق‌های سرمایه گذاری مبتنی بر شاخص بسیار مناسب هستند نسبت به کسانی که این موارد را فقط ذکر می‌کنند مراجعه کنید) زیرا یک خطر واقعی وجود دارد و آن این است که سرمایه‌گذارانی که به هیچ وجه صلاحیت خاص و استثنا بودن را ندارند- که به بهترین شکل از صندوق‌ سرمایه گذاری مبتنی بر شاخص کم هزینه برخوردار هستند – فکر می‌کنند استثنا هستند، در حالی که این طور نیست. وقتی به شرکتی مانند ونگارد (Vanguard) نگاه می‌کنید که در بسیاری از جنبه‌ها کاملا فوق‌العاده است متوجه می‌شوید که ارزش حساب بازنشستگی متوسط آن ​​(نیمی از صاحبان حساب کمتر و نیمی این حساب را بیشتر دارند) 29.603 دلار در سال 2014، 31.396 دلار در سال 2013 و 23.140 دلار سال 2009 بود. در حالی که این نشان دهنده پول واقعی است که صاحبان آن باید به آن افتخار کنند، اما از نظر مبلغ حساب، باید گفت که این یک مبلغ، جزئی است.

چنین افرادی نمی‌توانند حتی دنبال بانکی خصوصی یا مدیر دارایی باشند تا مراقب پول آن‌ها باشند، چه برسد به اینکه به آن‌ها کمک کند و اگر بخواهند سبد سرمایه گذاری شخصی خود را بدون کمک دیگران خریداری کنند، احتمالا در انجام این کار هم وارد نیستند. ونگارد چنان لطف بسیار بزرگی به آن‌ها می‌کند که باید برای رهبران شرکت‌، کارت‌های کریسمس مملو از تشکرهای صمیمانه بفرستند. حتی برای در نظر گرفتن جایگزین‌های بهتر، اگر هنوز می‌خواهید منفعلانه شاخصی را دنبال کنید، احتمالا حداقل به 10، 20 یا 50 برابر آن مقدار نیاز دارید.

در سال 2015، چارلی مونگر (Charlie Munger) میلیاردر، شروع به هشدار درمورد خطراتی کرد که این صندوق‌ سرمایه گذاری مبتنی بر شاخص به بار می‌آورد و هشدارهای اولیه خود درمورد تعهدات پوشش داده شده با وثیقه قبل از فروپاشی سال 2007-2009 را بازگو می‌کرد. بسیاری او را مسخره کردند تا این که بالاخره هشدارهای او تحقق یافت. با وجود رسیدن بازارهای سرمایه به نقطه‌ای که در حال حاضر تقریبا از هر 5 دلار 1 دلار در یک صندوق‌ سرمایه گذاری مبتنی بر شاخص نگهداری می‌شود، تعداد کمی از افراد کمیته‌ها و موسسات بر زندگی ده‌ها میلیون نفر کنترل داشتند که البته بیشتر آنها از طبقه کارگر یا متوسط هستند، ​​چرا که ثروتمندان تمایل دارند به دلایلی که قبلا توضیح داده شد، از شاخص‌سازی از طریق ساختارهای متحد شده در مقایسه با دیگر گروه‌ها اجتناب کنند. این کار پایان خوشی نداشته و برای جامعه و کسب‌و‌کار مضر است. البته زمانی فرا خواهد رسید که این ثروتمندان نتیجه کارهای خود را خواهند دید.

با این وجود، آنچه که در گذشته صدها بار گفته‌ شده است را تکرار کنید: اگر مرفه یا ثروتمند نیستید، اگر به دنبال سرمایه گذاری‌های ساده، قابل فهم و عمدتا منفعل می‌گردید، احتمالا شاخص‌سازی بهترین انتخاب برای شما خواهد بود. فقط مانند بسیاری از افراد کورکورانه حرف کسی را قبول نکنید. از خطرات کاری که انجام می‌دهید آگاه باشید و بدانید با وجود این که همه بگویند همه چیز درست است اما خطرات همچنان وجود خواهند داشت. باید از نظر عقلانی به اندازه کافی شجاع باشید که واقعیت را قبول کنید، حتی اگر خوشایند نباشد.

شاید از این مطالب هم خوشتان بیاید.

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.