مقایسه Eos و اتریوم به زبان ساده

اتریوم اکنون بزرگ‌‌‌ترین و موفق‌‌‌ترین پلتفرم برای ایجاد قراردادهای هوشمند و اپلیکیشن‌‌‌های غیرمتمرکز است اما پلتفرم جدید EOS به دنبال حل چالش‌‌‌های پیش‌‌‌ روی شبکه‌‌‌‌‌‌ی اتریوم بوده و قصد دارد این فعالیت‌ها را با بازدهی بهتری ارائه کند. این پلتفرم‌ها با وجود شباهت‌هایی که در نحوه فعالیت دارند، اما در فلسفه طراحی، نوع الگوریتم اجماع و مقیاس‌پذیری با یکدیگر تفاوت دارند که در این مطلب سعی شده است تا به تفاوت‌های میان این دو پلتفرم با زبانی ساده و قابل فهم بیان شود.

0 87

مقایسه Eos و اتریوم

فصل 1. قرارداد هوشمند چیست؟

مهم‌‌‌ترین مسئله برای کسانی که در زمینه‌‌‌ی رمز ارزها و تکنولوژی بلاک چین تازه وارد هستند، درک دقیق بلاک چین است. بلاک چین سیستم غیرمتمرکزی است که در هسته‌‌‌ی آن یک دفتر کل وجود دارد. دفترکل اساساً راهی برای شناخت وضعیت کنونی سیستم (مثلا در هر حساب چقدر رمز ارز وجود دارد) است.

بلاک چین در کنار دفتر کل، شامل مکانیزم اجماعی است که روش به‌‌‌روزرسانی وضعیت کنونی دفتر کل توسط کامپیوتر غیرمتمرکز (مثلا شبکه‌‌‌ی کامپیوترهای موجود در بلاک‌‌ چین) را تعیین می‌‌‌کند.

نکته‌‌‌ی جالب ماجرا اینجاست که یک رمزنگار به نام نیک زابو (Nick Szabo) در سال 1994 فهمید که می‌‌‌توان یک سیستم دفتر کل غیرمتمرکز را برای اجرای قراردادهای هوشمند (که با نام قراردادهای خوداجراشونده نیز شناخته می‌‌‌شود) به کار گرفت. آقای زابو در واقع اصطلاح “قراردادهای هوشمند” را با هدف اجرای امور قانونی قرارداد در طراحی پروتکل‌‌‌های تجارت الکترونیک که بین افراد مختلف در اینترنت انجام می‌‌‌شود نام‌‌‌گذاری کرد.

قراردادهای هوشمند می‌‌‌توانند تبدیل و انتقال پول یا اموال را به شیوه‌‌‌ای شفاف تسهیل کنند و از وجود واسطه هم بی‌‌‌نیاز خواهند بود.

قراردادهای هوشمند می‌‌‌توانند همه‌‌‌ی الزامات و جریمه‌‌‌های بالقوه‌‌‌ی موجود در یک توافق را همانند سایر قراردادهای سنتی تعریف کنند و پلتفرم قرارداد هوشمند هم می‌‌‌تواند به طور خودکار همه‌‌‌ی این الزامات و جریمه‌‌‌ها را اعمال کند. این پلتفرم همچنین امکان توسعه‌‌‌ی اپلیکیشن‌‌‌های غیرمتمرکز را برای اجرا در شبکه فراهم می‌‌‌کند. اتریوم اکنون بزرگ‌‌‌ترین و موفق‌‌‌ترین پلتفرم برای اپلیکیشن‌‌‌های غیرمتمرکز است اما پلتفرم جدید EOS به دنبال حل چالش‌‌‌های پیش‌‌‌ روی شبکه‌‌‌‌‌‌ی اتریوم می‌‌‌باشد.

فصل 2. فلسفه‌‌‌ی طراحی

یکی از تفاوت‌‌‌های کلیدی بین EOS و شبکه‌‌‌ی اتریوم، فلسفه‌‌‌ی طراحی این شبکه‌‌‌هاست. شبکه‌‌‌‌‌‌ی اتریوم را می‌‌‌توان به عنوان آگنوستیک (Agnostic) توصیف کرد؛ یعنی به عنوان پلتفرمی بی‌‌‌طرف که برای همه‌‌‌ی اپلیکیشن‌‌‌های بالقوه طراحی شده است.

به این طریق، همانگونه که در سند منطق طراحی اتریوم در سایت github آمده است: اتریوم هیچ ویژگی‌‌‌ای برای امتناع از ساخت “حتی رایج‌‌‌ترین موارد کاربردی مانند بخش‌‌‌های پروتکل” ندارد. این منطق، اختلاف بین اپلیکیشن‌‌‌ها را کاهش می‌‌‌دهد اما برای استفاده‌‌‌ی مجدد از کدها به اپلیکیشن‌‌‌های مختلف زیادی نیاز دارد و اگر هم کاربردهای رایج بیشتری توسط خود پلتفرم مهیا شود بهره‌‌‌وری بیشتری هم به توسعه‌‌‌دهندگان اپلیکیشن شناسایی خواهد داد.

EOS بر خلاف این رویکرد، فهمیده است که اپلیکیشن‌‌‌های مختلف زیادی وجود دارند که به کاربردهای یکسانی نیاز دارند و به دنبال مهیا کردن کاربردهایی مانند اجرای رمزنگاری و ابزارهای ارتباطی بین اپلیکیشن‌ها و بلاک چین مورد نیاز،در بسیاری از اپلیکیشن‌‌‌ها است.

EOS با این رمزنگاری، معرفی دسترسی‌‌‌های مبتنی بر نقش تعمیم‌‌‌یافته، یعنی ابزارهای توسعه‌‌‌ی رابط‌‌‌ کاربری، رابط‌‌‌های کاربری خود تشریح‌‌‌شونده، برنامه‌‌‌های پایگاه داده‌‌‌ی خود تشریح‌‌‌شونده و برنامه‌‌‌ی دسترسی را نمایش می‌‌‌دهد. درک ما از این قضیه این است که کاربردهای ارائه شده توسط EOS برای ساده‌‌‌کردن ایجاد و مدیریت حساب کاربری و مشکلات امنیتی مانند دسترسی‌‌‌ها و بازیابی حساب بسیار قوی عمل می‌‌‌کنند.

فصل 3. مکانیزم اجماع و مدیریت

تفاوت مهم دیگر بین EOS و اتریوم در مکانیزم اجماع و رویکرد مدیریتی کل بلاک‌‌ چین است. در حالی که اتریوم از الگوریتم اثبات کار استفاده می‌‌‌کند، EOS از تکنولوژی گرافن (Graphene) بهره می‌‌‌برد که از مکانیزم اجماع اثبات سهام استفاده می‌‌‌کند. این انتخاب اهمیت چشم‌‌‌گیری در مقیاس‌‌‌پذیری کسب و کارها دارد.

یکی از مشکلات اجرای اثبات کار در شبکه‌‌‌ی اتریوم، دشواری تعمیر اپلیکیشن‌‌‌های دچار نقصان می‌‌‌باشد. به عنوان مثال، DAO به تازگی با نوعی شکست/هک/باگ جدی مواجه شده است. لازم به ذکر است کسانی که ذهنیت “قانون بودن کد” را دارند، باور دارند که این شکست یا هک DAO شکست نیست، بلکه یک ویژگی است و کاربران هم باید برای درک دقیق‌‌‌تر کدها مسئولیت‌‌‌پذیر باشند.

در هر صورت شکست DAO نشان داد که اپلیکیشن‌‌‌های دچار نقصان در اتریوم یا منجر به زیان سرمایه‌‌‌ گذاران و یا به وجود آمدن هارد فورک‌‌‌های متعدد می‌شود. با وجود الگوریتم اثبات کار کنونی اتریوم، همه‌‌‌ی هارد فورک‌‌‌ها منجر به بروز خطر شیوع زنجیره‌‌‌های متعدد رقیب می‌‌‌شود، همانطور که در اتریوم به وقوع پیوست و سکه‌‌‌ی اتریوم کلاسیک به وجود آمد. علاوه بر این، برای تعمیر اپلیکیشن‌‌‌های دچار نقصان به یک هارد فورک نیاز است که کل شبکه‌‌‌ی اتریوم را مختل می‌‌‌کند.

ولی EOS از مکانیزمی برای فریز و تعمیر کردن اپلیکیشن‌‌‌های دارای نقصان استفاده می‌‌‌کند. به عنوان مثال اگر DAO بر روی EOS اجرا می‌‌‌شد، می‌‌‌توانست بدون مختل کردن سایر اپلیکیشن‌‌‌های EOS فریز، تعمیر و به‌‌‌روزرسانی شود. علاوه بر این، مکانیزم اجماع الگوریتم اثبات کار EOS پتانسیل به وجود آمدن زنجیره‌‌‌های متعدد در یک هارد فورک را ندارد. این امر را می‌‌‌‌‌‌توان از 18 هارد فورکی که در شبکه‌‌‌ی Steem به وقوع پیوسته است ببینیم، که آن هم بر تکنولوژی گرافن اجرا می‌‌‌شود. EOS دارای موسسه‌‌‌ قانون‌گذاری است که سیستم قضایی حل اختلافات رایج را برقرار کرده است و از اپلیکیشن‌‌‌های سودمند که توسط رای‌‌‌گیری توزیع سهام انتخاب شده است بهره می‌‌‌برد.

فصل 4. مقیاس‌‌‌پذیری

برای اینکه یک پلتفرم از نظر تجاری دوام داشته باشد، باید به مسئله‌‌‌ی مقیاس‌‌‌پذیری اهمیت زیادی بدهد. این درست همانجایی‌‌‌ است که EOS و اتریوم در آن تفاوت دارند. شبکه‌‌‌ی اتریوم به تازگی توسط عملکرد یک‌‌‌جانبه‌‌‌ی CPU محدود شده است. شبکه‌‌‌‌‌‌های آزمایشی اولیه 25 تراکنش بر ثانیه انجام می‌‌‌دهند که می‌‌‌تواند تا 50 یا 100 تراکنش بر ثانیه افزایش پیدا کند. این درحالی است که میزان تراکنش‌‌‌های شبکه‌‌‌ی اتریوم 10 تراکنش بر ثانیه است.

میزان تراکش‌‌‌های این شبکه در گذشته آنقدر زیاد بود که تنها تراکنش‌‌‌های با کارمزد بالا پذیرفته می‌‌‌شدند. این امر را می‌‌‌توان در زمان پیش‌‌‌فروش سکه مشاهده کرد که در آن شبکه پر از توکن‌‌‌های مشکل‌‌‌دار اتریوم بود. توجه کنید که ویتالیک بوترین (Vitalik Buterin) نقشه‌‌‌ی راهی برای “مقیاس‌‌‌پذیری نامحدود” طراحی کرد که عمدتا بر پارتیشن‌‌‌بندی پایگاه داده استوار است و این پارتیش‌‌‌بندی یک مفهوم چالش‌‌‌برانگیز است که سطح پیچیدگی و حمله‌‌‌ به شبکه را افزایش می‌‌‌دهد و امینت آن را پایین می‌‌‌آورد و به نظر می‌‌‌‌‌‌رسد که می‌‌‌توان آن را برای به دست آوردن موفقیت‌‌‌هایی در زمینه‌‌‌ی مقیاس‌‌‌پذیری به صورت موفقیت آمیز اجرا کرد.

با این حال EOS از لحاظ مقیاس‌‌‌پذیری دو مزیت عمده بر شبکه‌‌‌ی اتریوم دارد و به محض اینکه اجرا شود می‌‌‌تواند به تنها پلتفرمی تبدیل شود که می‌‌‌تواند اپلیکیشن‌‌‌های غیرمتمرکز تجاری را مدیریت کند. اول اینکه EOS بر تکنولوژی گرافن استوار است که در آزمایشات چیزی حدود 10 هزار تا 100 هزار تراکنش‌‌‌ بر ثانیه را انجام داده است. دوم اینکه EOS برای مقیاس دادن به شبکه از همسان‌‌‌سازی استفاده می‌‌‌کند که تا میلیون‌‌‌ها تراکنش بر ثانیه را پشتیبانی می‌‌‌کند. اگر این آزمایشات صحت داشته باشد EOS می‌‌‌تواند از هزاران اپلیکیشن تجاری پشتیبانی کند. EOS از ارتباطات ناهمگام و تاییدهای متمایز از اجرا برای افزایش سرعت استفاده می‌‌‌کند و از آنجایی که تراکنش‌‌‌ها کارمزد نخواهند داشت، EOS نیازی به شمردن عملیات‌‌‌ها نخواهد داشت.

فصل 5. حملات منع سرویس (DDOS)

با توجه به مقیاس‌‌‌پذیری شبکه، بحث درمورد حملات بالقوه به شبکه اهمیت بالایی دارد. دراین بخش به طور مختصر خطر حملات منع سرویس مورد بحث قرار گرفته میشود. این نوع از حمله زمانی رخ می‌‌‌دهد که یک مهاجم شبکه را پر از ترافیک تقلبی می‌‌‌کند تا از عبور ترافیک قانونی و صحیح جلوگیری کند. به نظر ما شبکه‌‌‌ی اتریوم در مقابل چنین حملات DDOS شکننده نشان داده است، در حالی که EOS در مقابل این حملات باید شکست‌‌‌ناپذیر جلوه کند.

در شبکه‌‌‌ی اتریوم همه می‌‌‌دانند که استخراج‌‌‌کنندگان ترجیحا تراکنش‌‌‌های دارای کارمزد بالا را برای اضافه کردن به شبکه انتخاب می‌‌‌کنند و از آنجایی که پنهای باند و قدرت رایانشی محدودی در شبکه وجود دارد، دور از ذهن نیست هنگامی که شبکه پر از تراکنش‌‌‌های دارای کارمزد بالا و دیگر تراکنش‌‌‌های قانونی دارای کارمزد پایین است، دچار قفل‌شدگی شود.

شاید فکر کنید که این یک حمله‌‌‌ی پرهزینه خواهد بود اما موقعیت‌‌‌هایی وجود دارد که در آن انگیزه‌‌‌های مالی فراوانی نهفته است. مثلا پیش‌‌‌فروش اخیر Status در واقع مسابقه‌‌‌ای برای اهدای پول به قراردادهای هوشمند ICO و دریافت توکن‌‌‌های آن با تخفیف زیاد بود و همین امر باعث ایجاد انگیزه‌‌‌ی مالی برای بازیگران ثروتمند در این عرصه شد تا شبکه را با تراکنش‌‌‌های بی‌‌‌شمار پرُ کارمزد آلوده کرده و ثبت تراکنش‌‌‌هایشان را تضمین کنند. با این حال چون یک اپلیکیشن یا قرارداد هوشمند می‌‌‌تواند کل شبکه را فریز کند، این امر ضعف بزرگی را برای شبکه‌‌‌ی اتریوم به وجود آورده است.

EOS در مقابل حملات DDOS شکننده نیست. دارنده‌‌‌ی توکن‌‌‌های EOS سهمی از پهنای باند شبکه، فضای ذخیره‌‌‌سازی و قدرت رایانشی به کاربران می‌‌‌دهد. بنابراین مهاجمان می‌‌‌توانند تنها بخشی از شبکه‌‌‌ی توکن‌‌‌های EOS را مصرف کنند. حملات DDOS شاید بسته به نوع طراحی یک اپلیکیشن بتوانند در آن کار خود را انجام دهند اما هیچگاه نمی‌‌‌توانند کل شبکه را مختل کنند. حتی اگر خرابکاران دیگری بخواهند اپلیکیشن‌‌‌های بزرگ دیگر شبکه را آلوده کنند، استارت‌‌‌آپ‌‌‌های دارای سرمایه‌‌‌ گذاری اندک در شبکه، از نظر پنهای باند و قدرت رایانشی تضمین خواهند شد.

فصل 6. اقتصاد شبکه: سوزاندن کارمزدها یا تملک یک سهم

در نهایت می‌‌‌خواهم در مورد تفاوت مدل‌‌‌های اقتصادی شبکه‌‌‌های EOS و اتریوم بحث کنم و این در واقع مقایسه‌‌‌ای بین مدل تملک و مدل اجاره‌‌‌ای است. در اتریوم برای هر محاسبه، عملیات ذخیره‌‌‌سازی و بهره‌‌‌گیری از پهنای باند، نیاز به کارمزد خواهید داشت.

کارمزدهای مورد نیاز هم دچار تورم می‌‌‌شوند و می‌‌‌توانند آنچنان بالا بروند که استخراج‌‌‌کنندگان تنها تراکنش‌‌‌هایی را انتخاب کنند که بالاترین کارمزد را دارند. این امر در زمان ICO مشهود بود که حتی کارمزدهای 100 دلاری هم برای تراکنش‌‌‌های معمولی کم به حساب می‌‌‌آمدند. این مدل اقتصادی همانطور که در فصل پیشین بحث شد، سناریویی را به وجود می‌‌‌آورد که در آن ثروتمندان می‌‌‌توانند کل شبکه را توسط آلوده کردن آن با تراکنش‌‌‌های دارای کارمزد بالا فریز کنند. این مدل علاوه بر این برای سوزاندن کارمزدها از طریق توسعه و اجرای اپلیکیشن‌‌‌هایش به توسعه‌‌‌دهندگان و استارت‌‌‌آپ‌‌‌ها نیاز دارد.

در مقابل، EOS  از مدل تملک استفاده می‌‌‌کند که کاربران در آن با نگه داشتن توکن‌‌‌های EOS سهمی از پهنای باند، فضای ذخیره‌‌‌سازی و قدرت رایانشی شبکه را دریافت خواهند کرد. این یعنی اگر کسی 1 درصد از توکن‌‌‌های EOS را در اختیار داشته باشد، فارغ از میزان بار موجود در شبکه همیشه به 1 درصد از پهنای باند دسترسی خواهد داشت.

استارت‌‌‌آپ‌‌‌های کوچک و توسعه‌دهندگان به این طریق می‌‌‌توانند بخش‌‌‌های کوچکی از شبکه را برای دریافت پهنای باند و قدرت رایانشی قابل اعتماد خریداری کنند و همچنین برای ساخت اپلیکیشن‌‌‌هایشان هم مقداری توکن EOS بخرند. از آنجایی که کارمزد تراکنش‌‌‌های شبکه صفر خواهد بود، توسعه‌‌‌ی آن هزینه‌‌‌ای به جز خرید توکن‌‌‌های EOS نخواهد داشت که البته می‌‌‌توان آن‌ها را برای به دست آوردن سرمایه‌‌‌ گذاری اولیه فروخت.

نتیجه

باور عمیقی به تکنولوژی‌‌‌های مبتنی بر گرافن وجود دارد، چون از مقیاس‌‌‌پذیری بالا و کارمزد حداقلی تراکنش‌‌‌ها برخوردارند. شاید در این مطلب از EOS جانب‌‌‌داری شده باشد اما در نظر داشته باشید که اتریوم در حال حاضر محصولی با ظرفیت 30 میلیارد دلاری دارد و EOS هنوز در مرحله‌‌‌ی توسعه است و سهم آن از بازار صفر است.

شاید از این مطالب هم خوشتان بیاید.

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.