مفهوم تمرکز زدایی ( غیرمتمرکز سازی ) چیست؟

تمرکز زدایی ( Decentralization ) یکی از کلماتی است که در فضای اقتصاد کریپتو زیادی به چشم می‌‌‌‌خورد و اغلب به عنوان دلیل وجود و بقای بلاک چین‌‌‌‌ دیده می‌‌‌‌شود، اما یکی از کلماتی هم هست که شاید به درستی تعریف نشده است. هزاران ساعت تحقیق، میلیارد ها دلار توان هش با هدف تمرکز زدایی و حفظ و بهبود آن صرف شده است و وقتی بحث‌‌‌‌ها رقابتی می‌‌‌‌شوند، برای طرفداران یک پروتکل طبیعی‌‌‌‌ست که ادعا کنند طرف مقابل متمرکز است. اما مفهوم کلمه تمرکز زادیی چیست؟ در این مقاله به صورت کامل به این مفهوم پرداخته شده است و درباره آن توضیح داده شده است.

0 568

بر سر معنای کلمه غیرمتمرکز سازی سردرگمی‌‌‌‌های زیادی وجود دارد. مثلا شکل های کاملا غیرسودمند اما متاسفانه رایج زیر را در نظر بگیرید:

decentralization

حالا دو پاسخی که برای پرسش “تفاوت بین توزیع‌‌‌‌شده و غیرمتمرکز چیست؟” در سایت Quora داده شده است را ببینید. اولین پاسخ تنها طوطی وار نمودار بالا را تکرار کرده است، در حالی که دومین پاسخ ادعای کاملا متفاوتی دارد و می‌‌‌‌گوید “توزیع‌‌‌‌شده یعنی کل پردازش تراکنش‌‌‌‌ها در یک جا انجام نمی‌‌‌‌شوند” و “غیرمتمرکز به این معناست که یک نهاد واحد کنترل کل پردازش را در اختیار ندارد”. در همین حال، پاسخ برتر موجود در سایت پرسش و پاسخ Ethereum stack exchange پاسخی شبیه به نمودار بالا ارائه می‌‌‌‌کند، اما جای کلمات “توزیع‌‌‌‌شده” و “غیرمتمرکز” عوض شده‌‌‌‌ است. قطعا به شفاف‌‌‌‌سازی نیاز است.

سه نوع تمرکز زدایی

وقتی درمورد تمرکز زدایی نرم‌‌‌‌افزار صحبت می‌‌‌‌شود‌‌‌‌، سه محور جداگانه تمرکززایی/تمرکز زدایی وجود دارد که می‌‌‌‌توان به آنان فکر کرد. در حالی که در بعضی موارد دیدن یکی از آنان بدون دیگری دشوار است، آنان کاملا از هم جدا هستند. این محورها به ترتیب زیر هستند:

  • تمرکز زدایی/زایی از لحاظ معماری: یک سیستم از چند کامپیوتر فیزیکی تشکیل شده است؟ سیستم توانایی از کار افتادن همزمان چند کامپیوتر را دارد؟
  • تمرکز زدایی/زایی از لحاظ سیاست گذاری: چند فرد یا سازمان به طور همزمان کامپیوترهای تشکیل‌‌‌‌دهنده‌‌‌‌‌‌‌‌ی سیستم را کنترل می‌‌‌‌کنند.
  • تمرکز زدایی/زایی از لحاظ منطقی: آیا رابط کاربری یا ساختار داده‌‌‌‌ای که سیستم ارائه می‌‌‌‌کند، شبیه یک چیز یکپارچه واحد است یا یک دسته‌‌‌‌ی بی‌‌‌‌نظم؟ اگر سیستم را به دو نیم تبدیل کنید، شامل ارائه‌‌‌‌کنندگان و کاربران، آیا هر دو نیمه می‌‌‌‌توانند به فعالیت کامل خود به عنوان واحدهای مستقل ادامه دهند؟

می‌‌‌‌توانیم این سه بُعد را در یک جدول قرار دهیم:

decentralization

دقت داشته باشید که بسیاری از این جاگیری‌‌‌‌ها بسیار نسبی هستند و جای بحث دارند. اما بیایید به همه‌‌‌‌ی آنان بپردازیم:

  • شرکت‌‌‌‌های سنتی از نظر سیاست گذاری (یک مدیرعامل)، معماری (یک رییس) و منطقی (عدم امکان تقسیم کردن به دو نیم) متمرکز هستند.
  • قوانین مدنی وابسته به نهادهای متمرکز قانون گذاری است و این در حالی است که قانون عمومی توسط تعدادی از قضات واحد تشکیل شده است. قانون مدنی مقداری تمرکز زدایی معماری دارد چون دادگاه‌‌‌‌های زیادی هستند که اختیار زیادی دارند؛ ولی هر دو از نظر منطقی متمرکز هستند (قانون قانون است).
  • زبان‌‌‌‌ها از نظر منطقی غیرمتمرکز هستند: زبان انگلیسی‌‌‌‌ که بین آلیس و باب صحبت می‌‌‌‌شوند ضرورتا نباید با انگلیسی بین چارلی و دیوید مطابقت داشته باشد. هیچ زیرساخت ضروری متمرکزی برای زبان وجود ندارد و قوانین دستور زبان انگلیسی توسط هیچ فرد واحد ساخته و کنترل نشده‌‌‌‌اند (در حالی که زبان اسپرانتو در ابتدا توسط لودویگ زامنهوف ابداع شد و کارکرد آن مثل یک زبان زنده است که بدون هیچ مسئولی خود تکامل پیدا می‌‌‌‌کند)
  • بیت‌‌‌‌تورنت هم مثل زبان انگلیسی غیرمتمرکز است. شبکه‌‌‌‌های تحویل محتوا هم شبیه این هستند اما توسط یک شرکت واحد کنترل می‌‌‌‌شوند.
  • بلاک چین ‌‌‌‌‌‌‌‌ها هم از نظر سیاست گذاری (کسی آنان را کنترل نمی‌‌‌‌کند) و از نظر معماری (هیچ نقطه شکست مرکزی زیرساختی ندارد) غیرمتمرکز هستند اما از نظر منطقی تمرکز دارند (همیشه یک وضعیت مورد توافق وجود دارد و سیستم مثل یک کامپیوتر واحد رفتار می‌‌‌‌کند)

خیلی وقت‌‌‌‌ها وقتی مردم درباره‌‌‌‌ی خوبی‌‌‌‌های بلاک چین‌‌‌‌ حرف می‌‌‌‌زنند، مزایای داشتن یک پایگاه داده مرکزی را نام می‌‌‌‌برند؛ آن تمرکززایی، از نظر منطقی متمرکز است و نوعی تمرکززایی است که در بسیاری از موارد خوب است (اگرچه خوان بنت (Juan Benet) از شرکت IPFS در هر جا ممکن باشد موافق تمرکز زدایی منطقی است، چون سیستم‌‌‌‌های غیرمتمرکز از نظر منطقی، از تقسیم‌‌‌‌بندی شبکه سالم بیرون می‌‌‌‌روند و در مناطقی از جهان که اتصال ضعیفی وجود دارد خوب کار می‌‌‌‌کنند).

تمرکز معماری اغلب و نه ضرورتا منجر به تمرکز سیاست گذاری هم می‌‌‌‌شود. در سیستم دموکراسی رسمی، سیاست‌‌‌‌مداران در یک دفتر مدیریتی فیزیکی جلسه می‌‌‌‌گذرند و رای‌‌‌‌گیری می‌‌‌‌کنند اما صاحبان این دفتر در پایان قدرت زیادی برای تصمیم‌‌‌‌گیری بیرون نمی‌‌‌‌کشند. در سیستم‌‌‌‌های کامپیوتری، اگر جامعه‌‌‌‌ی آنلاینی وجود داشته باشد که برای سهولت کار خود از انجمن متمرکز استفاده کند، احتمال بروز تمرکز زدایی معماری وجود دارد، اما در جایی که یک قرارداد اجتماعی پذیرفته‌‌‌‌شده وجود دارد که اگر دارندگان انجمن رفتار سوئی داشته باشند، همه به انجمن دیگری می‌‌‌‌روند (جوامعی که دربرابر آنچه سانسور در انجمنی دیگر می‌‌‌‌نامند تشکیل می‌‌‌‌شوند، این ویژگی را در عمل دارند).

تمرکز منطقی باعث دشوارتر شدن تمرکز زدایی معماری می‌‌‌‌شود، اما آن را غیر ممکن نمی‌‌‌‌کند. (ببینید چطور شبکه‌‌‌‌های اجماع غیرمتمرکز پیشتر برای کار اثبات شده‌‌‌‌اند، اما از نگه‌‌‌‌داری بیت‌‌‌‌تورنت دشوارتر هستند). تمرکز منطقی هم باعث دشوارتر شدن تمرکز زدایی سیاست گذاری می‌‌‌‌شود. در سیتسم‌‌‌‌های متمرکز از نظر سیاست گذاری، حل منازعه توسط توافق بر “زندگی کن و اجازه زندگی بده” دشوارتر است.

سه دلیل برای تمرکز زدایی

پرسش بعدی این است که اصلا چرا تمرکز زدایی مفید است؟ عموما سه استدلال حول این پرسش وجود دارد:

  • تحمل خطا: سیستم‌‌‌‌های غیرمتمرکز احتمال شکست تصادفی کمتری دارند چون بر اجزای جداگانه‌‌‌‌ زیادی متکی هستند که شبیه هم نیستند.
  • مقاومت دربرابر حمله: حمله به سیستم‌‌‌‌های غیرمتمرکز و نابود کردن یا دستکاری در آنان گران‌‌‌‌تر تمام می‌‌‌‌شود چون نقطه‌‌‌‌ مرکزی حساسی که بتوان با هزینه کمتر به آن حمله کرد وجود ندارد.
  • مقاومت دربرابر تبانی: تبانی در سیستم غیرمتمرکز برای مشارکت‌‌‌‌کنند‌‌‌‌گان برای عمل به شیوه‌‌‌‌ای که به دیگر اعضا هزینه اعمال کند بسیار دشوار تر است، در حالی که رهبر سازمان‌‌‌‌ها و دولت‌‌‌‌ها به طوری تبانی می‌‌‌‌کنند که خودشان سود ببرند و به شهروندان، مشتریان و کارکنان کمتر هماهنگ و عموم مردم آسیب برسد.

هر سه این استدلال‌‌‌‌ها مهم و معتبر هستند اما وقتی درباره تصمیمات پروتکل درباره سه نقطه نظر جداگانه فکر می‌‌‌‌کنیم، هر سه استدلال منجر به نتیجه‌‌‌‌گیری‌‌‌‌های متفاوت و جالبی می‌‌‌‌شوند. بیایید هر کدام از این استدلال‌‌‌‌ها را یک به یک بسط دهیم.

استدلال اصلی در رابطه با تحمل خطا ساده است. آنچه احتمال کمتری برای وقوع دارد این است: یک کامپیوتر واحد شکست می‌‌‌‌خورد، یا 5 کامپیوتر از 10 کامپیوتر به طور همزمان از کار میافتند؟ این اصل جای بحث ندارد و در بسیاری از موقعیت‌‌‌‌ها در زندگی واقعی از جمله موتورهای جت، ژنراتورهای پشتیبان برق در بیمارستان‌‌‌‌ها، زیرساخت‌‌‌‌های نظامی، سبد سهام مالی و شبکه‌‌‌‌های کامپیوتری به کار گرفته شده‌‌‌‌اند.

با این حال، این نوع تمرکز زدایی، در حالی که اثر کمتری دارد و اهمیت زیادی، اغلب مشخص می‌‌‌‌شود که درمان خفیف‌‌‌‌تری نسبت به مدل ریاضی است که گاها پیش‌‌‌‌بینی می‌‌‌‌شود. دلیل آن شکست مدل رایج است. قطعا احتمال کمتری وجود دارد که چهار موتور جت با هم از کار بیافتند، اما اگر هر چهار مدل در یک کارخانه درست شده باشند و یک خطا در هر چهار موتور شناسایی شود چه؟

آیا بلاکچین‌‌‌‌‌‌‌‌ها مثل امروز می‌‌‌‌توانند در مقابل شکست مدل رایج محافظت کنند؟ ضرورتا نه.

می‌‌‌‌توانید سناریوهای زیر را در نظر بگیرید:

  • همه‌‌‌‌ی گره‌‌‌‌های حاضر در بلاک چین‌‌‌‌ یک نرم‌‌‌‌افزار را اجرا می‌‌‌‌کنند و مشخص می‌‌‌‌شود که این نرم‌‌‌‌افزار باگ دارد.
  • همه‌‌‌‌ی گره‌‌‌‌های بلاک چین‌‌‌‌ از یک نرم‌‌‌‌افزار استفاده می‌‌‌‌کنند و مشخص می‌‌‌‌شود که تیم توسعه‌‌‌‌ی این نرم‌‌‌‌افزار فساد اجتماعی دارند.
  • تیم تحقیقاتی که به‌‌‌‌روزرسانی‌‌‌‌های پروتکل را ارائه می‌‌‌‌کند دارای فساد اجتماعی است.
  • در یک بلاک چین‌‌‌‌ با الگوریتم اثبات کار، 70 درصد از استخراج گنندگان در یک کشور هستند و دولت این کشور تصمیم می‌‌‌‌گیرد همه‌‌‌‌ی فارم های استخراج را به دلیل امنیت ملی تعطیل کند.
  • اکثریت سخت‌‌‌‌افرزار استخراج توسط یک شرکت ساخته می‌‌‌‌شود و این شرکت برای ایجاد امکانی جهت خاموش کردن دلخواه سخت‌‌‌‌افزار رشوه می‌‌‌‌گیرد.
  • در بلاکچین‌‌‌‌ دارای الگوریتم اثبات سهام، 70 درصد سکه‌‌‌‌های در معرض خطر در یک صرافی نگه‌‌‌‌داری می‌‌‌‌شوند.

دید جامع به تمرکز زدایی تحمل خطا به همه‌‌‌‌ی این جنبه‌‌‌‌ها نگاه می‌‌‌‌کند تا بببنید چطور می‌‌‌‌توان آنان را به حداقل رساند. بعضی از نتایج طبیعی که به وجود می‌‌‌‌آیند واضح هستند:

  • لازم است که چند عضو رقیب داشته باشیم.
  • پذیرش ملاحظات فنی پشت پرده‌‌‌‌ به‌‌‌‌روزرسانی پروتکل باید دموکراتیزه شوند تا افراد بیشتری در پیوستن به گفتگوهای تحقیقاتی و نقد تغییرات پروتکل که خوب نیستند راحت باشند.
  • توسعه‌‌‌‌دهندگان و محققان اصلی باید توسط چندین شرکت و سازمان به کار گرفته شوند.
  • الگوریتم‌‌‌‌های استخراج باید طوری طراحی شوند که خطر تمرکززایی را به حداقل برساند.
  • ما به طور ایده‌‌‌‌آل از الگوریتم اثبات کار برای حذف خطر تمرکز سخت‌‌‌‌افزار استفاده می‌‌‌‌کنیم.

توجه داشته باشید که الزامات تحمل خطا در شکل ساده خود بر تمرکز زدایی معماری متمرکز است اما وقتی به تحمل خطای اجتماع که بر توسعه‌‌‌‌ی مداوم پروتکل حاکم است فکر می‌‌‌‌کنید، تمرکز زدایی سیاست گذاری هم اهمیت پیدا می‌‌‌‌کند.

حالا بیایید به مقاومت در برابر حمله نگاهی بیاندازیم. در برخی از مدل‌‌‌‌های خالص اقتصادی، گاهی به این نتیجه می‌‌‌‌رسید که تمرکز زدایی اصلا اهمیت ندارد. اگر پروتکلی بسازید که در آن تایید‌‌‌‌کنندگان از دست دادن 50 میلیون دلار را در صورت بروز حمله‌‌‌‌ی 51 درصد تضمین کنند، پس چندان مهم نیست که تایید‌‌‌‌کنندگان توسط یک شرکت یا 100 شرکت کنترل شوند (حاشیه سود امنیت اقتصادی 50 میلیونی، 50 میلیون حاشیه سود امنیت اقتصادی است). در واقع دلایلی مبنی بر اینکه چرا تمرکززایی می‌‌‌‌تواند باعث به حداکثر رسیدن این مفهوم امنیت اقتصادی شود وجود دارد (مدل انتخاب تراکنش بلاکچین‌‌‌‌‌‌‌‌های کنونی، این بینش را منعکس می‌‌‌‌کند، چون وجود تراکنش در بلوک‌‌‌‌ها از طریق استخراج‌‌‌‌کننده/بلوک، یک دیکتاتوری بسیار چرخشی است).

با این حال، به محض اینکه مدل اقتصادی غنی‌‌‌‌تری اتخاذ کنید، به ویژه مدلی که امکان اجبار در آن وجود داشته باشد، تمرکز زدایی بسیاری اهمیت پیدا می‌‌‌‌کند. اگر فردی را به مرگ تهدید کنید، 50 میلیون دلار برایش اهمیتی پیدا نمی‌‌‌‌کند. اما گر 50 میلیون دلار بین ده نفر تقسیم شود، پس باید ده نفر را تهدید به مرگ کنید و همیشه این کار را ادامه دهید. در کل، دنیای مدرن صحنه‌‌‌‌ی بسیاری از موارد نامتقارن حمله/دفاع به نفع مهاجم است. مثلا بنایی که ساختنش 10 میلیون دلار طول می‌‌‌‌کشد، شاید تخریب آن تنها 100 هزار دلار ببرد، اما فشار مهاجم مهم است: اگر ساختن ساختمانی 10 میلیون دلار هزینه داشته باشد و تخریب آن 100 هزار دلار، پس ساختمانی که 1 میلیون دلار هزینه می‌‌‌‌برد باید تخریب آن 30 هزار دلار هزینه داشته باشد. پس هر چه رقم کوچک‌‌‌‌تر باشد نسبت بهتری به دست می‌‌‌‌آید.

این استدلال به کجا می‌‌‌‌رسد؟ قبل از همه، به نفع الگوریتم اثبات کار است، چون شناسایی، قانون‌‌‌‌گذاری و حمله به سخت‌‌‌‌افزار کامپیوتری آسان‌‌‌‌تر است، در حالی که سکه‌‌‌‌ها می‌‌‌‌توانند به راحتی پنهان شوند. دوم اینکه داشتن تیم‌‌‌‌های توسعه‌‌‌‌ی توزیع‌‌‌‌شده از جمله توزیع جغرافیایی نقطه قوت است. سوم اینکه این نشان می‌‌‌‌دهد که هر دو مدل اقتصادی و مدل تحمل خطا باید در هنگام طرحی پروتکل اجماع در نظر گرفته شوند.

در نهایت به پیچیده‌‌‌‌ترینِ این سه استدلال یعنی مقاومت سازش یا تبانی می‌‌‌‌رسیم. تعریف تبانی دشوار است: شاید تنها راه واقعا معتبر برای گفتن و تعریف کردن تبانی این باشد: “آن هماهنگی و همدستی که از آن خوشمان نمی‌‌‌‌آید.” موقعیت‌‌‌‌های زیادی در زندگی واقعی به وجود می‌‌‌‌آیند که در آنان حتی از طریق وجود هماهنگی کامل بین همه‌‌‌‌ی افراد ایده‌‌‌‌آل باشد، اگر زیرگروهی بتواند همکاری کند و بقیه نتوانند، خطرناک خواهد شد.

یکی از مثال‌‌‌‌های آن قانون ضدقیومیت است؛ یعنی موانع قانونی عمدی که برای سخت‌‌‌‌تر کردن مشارکت بازار و اقدام به عنوان یک انحصارطلب و گرفتن سود به زیان هر دو طرف بازار و رفاه اجتماعی برقرار می‌‌‌‌شوند. نمونه‌‌‌‌ی دیگر آن قوانین علیه هماهنگی فعال بین کاندیداها و کمیته‌‌‌‌های اقدام سیاست گذاری در ایالات متحده است، اگرچه اجرای آنان در عمل دشوار است. یک مثال کوچک‌‌‌‌تر قانون موجود در مسابقات شطرنج است که نمی‌‌‌‌گذارد دو بازیکن بازی‌‌‌‌‌‌‌‌های زیادی با هم انجام دهند تا امتیازی یکی از آنان بالا بیاید. مهم نیست به کدام سو بنگرید، تلاش‌‌‌‌هایی برای پیشگیری از هماهنگی نامطلوب در نهادهای سطح بالا همه جا دیده می‌‌‌‌شود.

در مورد پروتکل‌‌‌‌های بلاکچین‌‌‌‌، استدلال ریاضی و اقتصادی پشت پرده‌‌‌‌ی امنیت اجماع اغلب بر مدل انتخاب ناهماهنگ، یا این فرضیه که بازی شامل بازیگران زیادی است که به طور مستقل تصمیم‌‌‌‌گیری می‌‌‌‌کنند استوار است. اگر هر بازیگری بیش از یک‌‌‌‌سوم توان استخراج را در سیستم اثبات کار به دست بگیرد، می‌‌‌‌تواند با استخراج خودخواهانه سودهای زیادی بگیرد. با این حال، آیا می‌‌‌‌توانیم واقعا بگوییم که مدل انتخاب ناهماهنگ واقع‌‌‌‌گرایانه است، در حالی که 90 درصد توان استخراج شبکه‌‌‌‌ی بیت‌‌‌‌کوین آنچنان خوب هماهنگ شده است که با هم در یک کنفرانس حضور پیدا کنند؟

طرفداران بلاکچین‌‌‌‌ به این نکته هم اشاره می‌‌‌‌کنند که ساخت چیزهای مخلتف بر بلاک چین ‌ها امنیت دارد چون نمی‌‌‌‌توانند قوانین را به اختیار خودشان و هر وقت که خواستند عوض کنند، اما اگر توسعه‌‌‌‌دهندگان نرم‌‌‌‌افزار یا پروتکل برای یک شرکت کار کنند یا بخشی از یک خانواده باشند و در یک اتاق بنشینند، دفاع از آن دشوار خواهد بود. منظور اصلی این است که این سیستم‌‌‌‌ها نباید به عنوان انحصارطلبانی سودجو عمل کنند. بنابراین می‌‌‌‌توانید به این نتیجه برسید که هرچه ناهماهنگ‌‌‌‌تر باشید بلاکچین‌‌‌‌ امن‌‌‌‌تری خواهید داشت.

با این حال این خود نشان‌‌‌‌دهنده‌‌‌‌ی یک تناقض اساسی است. بسیاری از جوامع از جمله اتریوم، اغلب به دلیل داشتن روح جمعی خوب و توانایی هماهنگی سریع در اجرا، انتشار و فعال‌‌‌‌سازی هارد فورک جهت حل مسائل فنی در پروتکل تنها طی 6 روز، تعریف و تمجید می‌‌‌‌شوند. اما چطور می‌‌‌‌توانیم این نوع از همکاری را به دست بیاوریم و در همین زمان از هماهنگی بدی که نیازمند زیان به افراد دیگر توسط حملات 51 درصد باشد پرهیز کنیم؟

سه راه برای پاسخ به این پرسش پیش رو داریم:

  • خودتان را با کاهش هماهنگی نامطلوب اذیت نکنید؛ در عوض سعی کنید پروتکل‌‌‌‌هایی بسازید که بتواند در برابر آن مقاومت کنند.
  • سعی کنید ابزار مناسبی پیدا کنید که امکان هماهنگی کافی برای تکامل پروتکل و حرکت رو به جلو را فراهم کند، اما نه آنقدر که باعث حمله شود.
  • سعی کنید بین هناهنگی سودآور و هماهنگی مضر تمایز قائل شوید و هماهنگی اول را آسان‌‌‌‌تر و دومی را دشوارتر کنید.

رویکرد اول، بخش زیای از فلسفه‌‌‌‌ی طراحی کسپر (Casper) را تشکیل می‌‌‌‌دهد. با این حال، این به خودی خود کافی نیست، چون تکیه به تنها اقتصاد نمی‌‌‌‌تواند به دو موضع جای نگرانی در مورد تمرکز زدایی رسیدگی کند. مهندسی مورد دوم هم به‌‌‌‌ویژه در بلندمدت دشوار است اما به طور اتفاقی رخ می‌‌‌‌دهد. مثلا این واقعیت که توسعه‌‌‌‌دهنده‌‌‌‌ی اصلی بیت‌‌‌‌کوین عموما انگلیسی صبحت می‌‌‌‌کند اما استخراج‌‌‌‌کنندگان چینی حرف می‌‌‌‌زنند، می‌‌‌‌تواند به عنوان یک اتفاق خوش‌‌‌‌ دیده شود چون نوعی مدیریت دوطرفه به وجود می‌‌‌‌آورد که هماهنگی را دشوارتر کرده و شکست مدل رایج را کاهش می‌‌‌‌دهد چون جوامع انگلیسی و چینی به دلیل دشواری‌‌‌‌های ارتباطی به طور جداگانه استدلال می‌‌‌‌کنند.

سومی بیشتر از هر چیز دیگری یک چالش اجتماعی است؛ راه‌‌‌‌کارهای این مورد بیشتر شامل موارد زیر است:

  • مداخلات اجتماعی که در جهت افزایش وفاداری شرکت‌‌‌‌کنندگان به جامعه‌‌‌‌ی آن بلاکچین‌‌‌‌ به عنوان یک “کل”، و جایگزین کردن و کم‌‌‌‌رنگ کردن امکان وفادرای طرفین بازار به یکدیگر تلاش می‌‌‌‌کنند.
  • افزایش ارتباطات بین طرفین مختلف بازار در یک زمینه یکسان، تا تاییدکنندگان، توسعه‌‌‌‌دهندگان یا استخراج‌‌‌‌کنندگان خود را به عنوان طبقه‌‌‌‌ای نبینند که باید برای دفاع از منافعشان دربرابر طباقات دیگر با هم سازش کنند.
  • طراحی پروتکل به شکلی که انگیزه‌‌‌‌ی وارد شدن تایید‌‌‌‌کنندگان/استخراج‌‌‌‌کنندگان به یک رابطه‌‌‌‌ی خاص یک‌‌‌‌به‌‌‌‌یک، شبکه‌‌‌‌های تاخیر متمرکز و مکانیزم‌‌‌‌های پروتکل مشابه را کاهش دهد.
  • قوانین مشخص درباره ویژگی‌‌‌‌های اساسی که پروتکل پیشنهاد کرده است و نوع چیزهایی که نباید انجام شود، یا حداقل تحت شرایط خیلی خاص انجام شود.

نوع سوم تمرکز زدایی، تمرکزززدایی به عنوان اجتناب از هماهنگی نامطلوب است و شاید دشوارترین آنان است که بده‌‌‌‌بستان در آن اجتناب‌‌‌‌ناپذیر است. شاید بهترین راهکار، اتکا به یک گروه باشد که غیرمتمرکز بودن را تضمین می‌‌‌‌کند، و آن هم کاربران پروتکل است.

شاید از این مطالب هم خوشتان بیاید.

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.