معامله کریپتو : راهنمای مقدماتی – نقاط محوری و فایده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی آن‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها

نقاط محوری (pivot point) در مقایسه با دیگر ابزارهای فنی برای معامله گران کوتاه مدت (کسانی که به طور روزانه در حال معامله هستند) ارزش زیادی دارند، زیرا می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌توانند جابجایی قیمت یک دارایی را تحلیل کنند و سطوح پشتیبانی و مقاومت را در دوران رکود تجاری کوتاه مدت تعیین نمایند. در این مقاله با تعریف این مفهوم و روش محاسبه آن آشنا خواهید شد.

1 155

نقطه محوری چیست؟

نقاط محوری ابتدا به وسیله‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی معامله‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گران تالار بورس ایجاد شد تا به وسیله‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی آن سطوح پشتیبانی و مقاومت در بازارهای بورس کالا و سهام تخمین زده شود. آن‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها همچنین در تعیین روند کلی بازار کاربرد دارند؛ به این صورت که اگر قیمت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها به سمت بالا بشکنند و از یک ناحیه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی مشخص عبور کنند، می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌توان آن‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها را گاوی (bullish) در نظر گرفت و برعکس اگر از ناحیه مشخص پایین‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تر روند می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌توان آن‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها را خرسی (bearish) دانست.

رایج‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ترین راه برای محاسبه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی نقطه محوری «سیستم پنج نقطه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای» است. این سیستم دارای یک میانگین از مقادیر عددی بالا، پایین و نزدیک به دوره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی تجاری پیشین است که به طرحی از مسیر در پنج سطح می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌انجامد. این پنج سطح عبارت اند از: دو سطح پشتیبانی، دو سطح مقاومتی و یک نقطه محوری.

نحوه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی محاسبه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی آن‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها چگونه است؟

سیستم پنج نقطه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای تنها یکی از چند روش موجود برای محاسبه و تشخیص سطوح پشتیبانی و مقاومتی است و البته یکی از ساده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ترین روش‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها محسوب می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود. معادله‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی آن به این صورت است:

نقطه محوری (P) = (مقدار بالای پیشین + مقدار پایین پیشین + مقدار نزدیک پیشین)/3

پشتیبانی 1 (S1) = (نقطه محوری x 2) – مقدار بالای پیشین

پشتیبانی 2 (S2) = نقطه محوری – (مقدار بالای پیشین – مقدار پایین پیشین)

مقاومت 1 (R1) = (نقطه محوری x 2) – مقدار پایین پیشین

مقاومت 2 (R2) = نقطه محوری + (مقدار بالای پیشین – مقدار پایین پیشین)

نقطه محوری در نمونه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی بالا از تفاضل مقدار بالای پیشین و مقدار پایین پیشین و تقسیم حال بر سه به دست آمده است. به این ترتیب بازرگانان می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌توانند روی چارت ناحیه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای را تعیین کنند که در آن رفتار قیمت در حساس‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ترین حالت خود قرار دارد و احتمالا یک تغییر احساسی ایجاد می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند که نزدیک بالا یا پایین آن نقطه روی خواهد داد. همانطور که مشاهده کردید، حل کردن این معادله به روش دستی معمولا سخت و زمان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌بر است. با این وجود اگر از یک برنامه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی چارت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌بندی آنلاین استفاده کنید، این کار می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تواند به صورت خودکار انجام شود و با استفاده از فرمول فوق خط‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هایی افقی ترسیم می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گردد. تنها کافی است ابزار نقطه محوری را که با دنباله‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی فیبوناچی کالیبره شده انتخاب نمایید.

از چه تایم فریم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هایی باید استفاده کرد؟

برخی از بازرگانان از تایم فریم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های بلند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تر استفاده می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کنند، اما معمولا کارشناسان به چارت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های 1 ساعتی و 4 ساعتی مراجعه می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کنند و گاهی از تایم فریم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های 30 و 15 دقیقه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای استفاده می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نمایند. آن‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها با به کارگیری شاخص‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های دیگری همچون MACD (moving average convergence/divergence) قدرت نسبی (RSI) از اعتبار رفتار قیمتی به دست آمده مطمئن‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تر می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شوند.

چارت 15 دقیقه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای

به این تصویر نگاهی بیندازید و ببینید چرا برای تعریف سطوح پشتیبانی و مقاومت در معامله از نظریه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی فیبوناچی استفاده می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کنیم.

در این چارت بیت کوین، سطوح مقاومت با R1 و R2 نشانه گذاری شده و سطوح پشتیبانی با S1 و S2 مشخص گردیده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند. نشانه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی نقطه محوری نیز P می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌باشد. برخی بازرگانان از چهار سطح مقاومت و پشتیبانی استفاده می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند، اما در اینجا بهتر است از همان دو سطح رایج استفاده کنیم.

در نمونه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی اول، آمده که در تاریخ 12 سپتامبر نقطه محوری P نقش یک آستانه حیاتی را برای قیمت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها ایفا می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند که وارد تقاطع گاوی شده و استمرار پیدا می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کنند. این شرایط به بازرگانان نشان می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دهد که گذر از $6,285 مناسب بوده و قیمت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها بالاتر خواهند رفت.

شاخص‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های دیگر هم حرکت گاوی را تایید می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کنند. برای نمونه RSI نشان داد که پیش از شکست شرایط بیش‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌فروش وجود داشته و MACD که بعدا یک تقاطع گاوی را مشخص کرد، یک لایه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی تاییدی دیگر به دورنمای گاوی آغاز ماه اضافه می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند.

بیت کوین پس از چند کوشش بی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ثمر برای سرکوب سری بالاتر مقاومت (R1) در 14 سپتامبر سقوط کرد و این در حالی بود که همچنان با دومین نقطه محوری بازی می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کرد و به مدت سه روز کمابیش در پی دور زدن پشتیبانی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها (S1 + S2) بود. در نهایت در 17 سپتامبر قیمت بیت کوین در میان محور و هر دو پشتیبانی شکست. در هر نمونه چندین شاخص وجود دارد که حرکات گاوی و خرسی را در تناسب با آزمون مقاومت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌/پشتیبانی یا افت و خیز در حجم تایید می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند. مواردی که در آخرین شکست بیت کوین و سقوط آن به $6,200 با شدت زیادی اتفاق افتادند.

خلاصه

نقاط محوری ابزارهای مفیدی برای افزودن به جعبه ابزار توانایی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های مورد نیاز برای تایید سطوح پشتیبانی و مقاومت می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌باشند و در زمینه قضاوت در مورد قدرت و اهمیت تحرکات قیمت نیز فوایدی دارند. در هنگام ورود به معامله یا خروج از آن می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌توان از این نقاط کمک گرفت و جایگاه قیمت را مشخص کرد. به این ترتیب یک لایه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی مفید دیگر برای تحلیل فنی و پیدا کردن امن‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ترین مسیر در اختیار شما قرار می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گیرد.

شاید از این مطالب هم خوشتان بیاید.

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

1 نظر
  1. ProTrade

    بسیار مفید فایده هست آموزش شما در جهت اطلاع رسانی به دوستداران این حوزه.