مزایای عملی رایانش ابری

با مهم‌تر شدن IT در حوزه‌ تجارت، سرویس‌های حساس و حیاتی و سیستم‌هایی که در محیط‌های ابری پیاده‌سازی شده‌اند، این بخش به همین دلایل و به خاطر بسیاری عوامل دیگر نقش کلیدی دارد. در نتیجه استقلال از IT را دیگر نباید به عنوان یکی از مزایای اصلی رایانش ابری در نظر گرفت. در این مطلب، با مزایای حقیقی و محرک‌های رایانش ابری آشنا شده و نکات مبهم و افسانه‌هایی که در مورد آن مدام تکرار می‌شوند، به ویژه درمورد صرفه جویی در هزینه، برای شما روشن خواهند شد.

0 135

در باب مزایای رایانش ابری : اگرچه خیلی از شرکت‌ها گرایش بیشتری به سمت رایانش ابری دارند، ولی بعضی‌ها در حال خارج کردن بخشی از فعالیت‌ها و اپلیکیشن‌های خود از فضای ابری هستند. بقیه هم به شکل فزاینده‌ای در پی رویکردهایی با اولویت رایانش ابری یا حتی با تکیه بر رایانش ابریِ صرف هستند. مضاف بر این، در حوزه رایانش ابری افسانه‌هایی وجود دارد که در بررسی مزایای این فناوری، جدا کردن آن‌ها از واقعیت حائز اهمیت است.

مزایای رایانش ابری
Cloud Computing advantages

قبل از این که وارد بخش بررسی مزایای رایانش ابری شویم، ابتدا بگذارید نگاهی به تغییرات مربوط به مزایا که در تصویر بالا نشان داده شده بیندازیم.

عمدتاً انتظار می‌رود که مزایا و محرک‌های سنتیِ رایانش ابری را کم‌تر در بخش‌های مربوط به نوآوری و بیشتر در بخش‌های مربوط به بهینه‌سازی مشاهده کنیم، یعنی همان‌جایی که حوزه IT سنتی‌تر است:

  • انعطاف‌پذیری مدل هزینه‌های عملیاتیِ (OpEx) ابری در مقایسه با مدل کلاسیک هزینه‌های سرمایه‌ای (CapEx): هزینه‌های عملیاتی در مقابل هزینه‌های سرمایه‌ای قرار دارد؛ یعنی آن‌چه در زمینه عملیاتیِ به-عنوان-سرویس می‌پردازید و سرمایه‌گذاری‌های پیش‌رو کاهش می‌یابد.
  • کاربرد رایانش ابری برای به‌کارگیری راهکارهای افزودنی و اختصاصی؛ رویکردی سنتی در دهه نخست رایانش ابری که اغلب بدون نمای پیوسته و مدیریتی بود. بهتر است که یک چشم‌انداز استراتژیک از مسیر داشته باشید.
  • مزایای سنتی قابلیت ارتجاعی زیرساختی، پیاده‌سازی سریع، توسعه‌ی سریع و غیره. با توجه به رشد فزاینده‌ی اقتصاد لحظه‌ای و با در نظر گرفتن کاربران و مشتریانی که دوست دارند کارشان زودتر راه بیفتد و اپلیکیشن‌های سریع می‌خواهند، سرعت یک نکته‌ی کلیدی است. به علاوه، سرعت به یک نقطه‌ی تمایز بالقوه و حتی ضروری برای بقا در فرآیندهای شدیداً به‌هم‌وابسته و چرخه‌های تامین تبدیل شده است.
  • استقلالِ بیشتر از بخش IT در دنیای تحت نفوذ IT و جایی که تصمیمات این حیطه‌ توسط بخش‌های تجاری گرفته می‌شود. بخش IT باید در چنین موضوعاتی دخیل باشد، حتی اگر این دخالت فقط برای تامین امنیت اطلاعات، محافظت از داده‌ها و به‌کارگیری رویکرد پیوسته (end to end approach)‌ باشد که برای اطمینان از عملکرد صحیح همه‌ی بخش‌ها صورت گرفته است. اما پروژه‌ها و پیاده‌سازی‌ها، و حتی تحول دیجیتال، در موارد متعددی شکست خورده یا با کُندی مواجه می‌شوند، چون بخش IT به اندازه‌ی کافی در این فعالیت‌ها دخیل نبوده است.
  • صرفه‌جویی در هزینه، مزیتی سنتی که گاهاً شکل اسطوره‌ای پیدا می‌کند. رایانش ابری همیشه به معنای صرفه‌جویی در هزینه‌ها نیست. از کجا بفهمیم چه زمانی باعث صرفه‌جویی می‌شود؟ کافی است میزان بازدهی سرمایه را محاسبه کنیم و همه‌ی جنبه‌های مختلف را در نظر بگیریم. اپلیکیشن‌های نرم‌افزاری به عنوان اصلی‌ترین کاندیداها برای صرفه‌جویی در هزینه‌ها هستند.
  • آزادسازی منابع: این مورد می‌تواند همان منابعی باشد که به جای اختصاص گرفتن به کارهای IT، برای رسیدن شرکت به اهدافش در نظر گرفته شده است. ولی با رایانش ابری می‌توان سایر منابعی را که از جنبه‌ی رایانشی، شبکه‌ای، توانمندی و انسانی اهمیت دارند آزادسازی کرد (مثلاً اپلیکیشن‌های ابری در چنین حوزه‌هایی شامل ضبط و مدیریت اسناد هستند که می‌توانند امکان اسکن آنی اسناد را برای کاربران فراهم کنند. ضبط مبتنی بر وب عمدتاً شکلی از ضبط توزیعی است)

مزایا و محرک‌های رایانش ابری که روز به روز مهم‌تر شده و در زمینه‌ی تجارت، تحول و نوآوری‌های دیجیتال اهمیت بیشتری دارند.

  • کسب و کار و محرک‌های تحول اساساً اهمیت دارند ولی یک نمای کلی و پیوسته وجود دارد که در آن مهم‌ترین چیز برای شرکت‌ها و سهام‌داران آن اهداف و خروجی‌هاست. از میان این‌ها سرعت و نقش آن در حوزه‌های مختلف کاربری، نیازهای مشتریان، شراکت‌ها و نوآوری‌ها اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.
  • توانمندسازیِ نوآوری و انعطاف‌پذیریِ مبتنی بر تحول از جمله‌ی مواردی است که به عنوان مزیت در نظر گرفته شده و در دسته‌ی علل قرار می‌گیرد. علی‌رغم این که هزینه همیشه شکلی از ملاحظه است، تصویر کلی‌ که دستاوردهای نوآوری و تحول از جنبه‌ی هزینه‌های صِرف به آن اضافه شده اهمیت بیشتری دارد. این مزیت در بیش از یک مورد به پیاده‌سازی‌های ابری منجر می‌شود که نسبت به نمونه‌های غیرابری آن گران‌تر است. فن‌آوری همیشه به اهداف خدمت می‌کند و باید در بطن کار دیده شود.
  • این مسئله ما را به مجموع هزینه‌های مالکیت (TCO) و فراتر از آن می‌رساند. این مورد فقط به هزینه‌ها یا مجموع هزینه‌های مالکیت مربوط نبوده و ارتباطی هم با پیامدهای آزادسازی یا تخصیص مجدد منابع ندارد. بحث ما درباره‌ی اجتناب از هزینه، هزینه‌ی فرصت، جایگزینی میراث، عواقب مالی سرعتِ بالا در سازوکارهای تجاری، زمینه‌های پیش‌روی مشتری، دستاوردهای مربوط به نوآوری، و درآمدهای حاصل از مدل‌های جدید و تجاریِ مستلزم رایانش ابری است.
  • رایانش ابری در مدل‌ها و پلتفرم‌های جدید تجاری که معمولاً در استراتژی‌های بالغِ تحول دیجیتال تقاضا دارد، به عنوان یک محرک کلیدی به حساب می‌آید و شامل چند فن‌آوری دیگر است که خود نیازمند رایانش ابری بوده یا بر استفاده از آن تاثیر می‌گذارد. برای نمونه اینترنت اشیا و کلان داده محرکی برای انطباق با رایانش ابری است. نهایتاً جایگزینی روش‌های سنتی IT هم در بحث عبور از امکانات اضافی و رفتن به سوی کسب و کارهای اصلی اهمیت دارد، چون در این بخش IT سکون بیشتری پیدا کرده و جایگزین کردن آن یکی از دیگر محرک‌های افزایش مصارف رایانش ابری (عمومی) است.

حالا بیایید به تعدادی از مزایایی که در بالا ذکر کردیم نگاه دقیق‌تری داشته باشیم و برخی از افسانه‌های این حوزه را با هم بررسی کنیم.

رایانش ابری و قابلیت ارتجاعی

قابلیت ارتجاعی در ابتدا به عناصر فنی رایانش ابری اشاره داشت و بعد به قابلیت ارتجاعی زیرساخت‌ها مربوط شد. این اصطلاح در حوزه‌ی تجارت و کاربری هم‌معنی انعطاف‌پذیری، جهندگی و حتی چالاکی است.

قابلیت ارتجاع به زبان ساده به امکان افزایش یا کاهش گستره‌ی قابلیت‌هایی در زمینه‌ی IT اشاره دارد که مشتریان می‌توانند از طریق رایانش ابری آن‌ها را دریافت کنند. این امکان با تغییر تقاضایی مرتبط است که می‌تواند با توجه به علل مختلف رخ بدهد. این بُعد از انعطاف‌پذیری و توانایی کِش آمدنِ قابلیت‌های رایانش ابری یا امکان حرکت سریع در نقطه‌ی مقابل آن به هنگام نیاز، هنوز به عنوان یکی از مزیت‌های اصلی رایانش ابری در نظر گرفته می‌شود.

تغییر و گذار در نحوه‌ی تفکر، بیشتر از جنبه‌ی قابلیت‌های ارتجاعی به سوی چالاکی، تحول و در نهایت قابلیت ارتجاع تجاری است، چیزی که همه با آن آشنا هستند.

هرچند شاید به نظر شما طبیعی برسد که قابلیت ارتجاعی، چالاکی و توانایی حرکت سریع در حوزه‌ی تجارت فراگیر باشد، ولی زمان زیادی طول کشید تا این قابلیت از این منظر مورد توجه قرار بگیرد.

یادآوری این نکته حائز اهمیت است که در سال‌های نخست افزایش توجه عمومی به رایانش ابری، سرویس‌دهندگان این فن‌آوری اساساً مزایای رایانش ابری را به فروش می‌رساندند و متناسب با نیاز شرکت‌ها در خصوص فضای ابری عمل می‌کردند. آن‌ها معتقد بودند که برای فروش باید رایانش ابری را به این شکل فروخت. این دقیقاً همان چیزی است در روزهای نخست پیدایش اینترنت شاهد آن بودیم. در آن ایام هم همه‌ی سرویس‌دهنده‌ها تلاش می‌کردند مصرف‌کنندگان و شرکت‌ها را با مزایای اینترنت قانع کنند. شاید تصور این موضوع اکنون سخت به نظر برسد، ولی واقعیت امر همین بود.

امروزه هم خیلی از شرکت‌ها همچنان به فروش مزایای رایانش ابری متوسل می‌شوند، ولی از سال ۲۰۱۳-۲۰۱۴ بالاخره اوضاع تغییر کرد و شرکت‌ها به دنبال این رفتند که ببینند رایانش ابری به طور خاص برای رفع کدام نیاز در کسب و کار آن‌ها مناسب است.

کریگ لو کلر (Craig Le Clair)، تحلیل‌گر شرکت فارستر (Forrester)، در سال ۲۰۱۴ در مقاله‌ای به اهمیت قابلیت ارتجاعی تجاری در مقایسه با قابلیت ارتجاعی زیرساختی پرداخت. این موضوع تا آن زمان برای بعضی‌ها آشکار شده بود، اما خیلی‌ها هنوز با این مقوله آشنا نبودند (و هنوز هم نیستند). نقل‌قول او بدین شرح است: «قابلیت ارتجاعی زیرساختی باید به عنوان توانمندساز برای سایر ابعادی در نظر گرفته شود که شرکت را چالاک‌تر کرده و عملکرد آن را بهبود می‌بخشد.»

در آخر درباره‌ی این جنبه‌ی در حال تغییر از قابلیت ارتجاعی باید بگوییم: رایانش ابری از سایر فن‌آوری‌هایی که به چالاکی و عملکرد شرکت‌ها کمک می‌کنند، جدا نیست.

رایانش ابری، صرفه‌جویی در هزینه‌ها و چشم‌انداز مالی: از هزینه‌های سرمایه‌ تا هزینه‌های عملیاتی

همان‌طور که پیش‌تر گفتیم، یکی از معروف‌ترین مزایا و در عین حال افسانه‌های مربوط به رایانش ابری «ارزان‌تر» بودن این فن‌آوری است. اما حقیقت این است که رایانش ابری در برخی نمونه‌ها و حالت‌ها، بسته به زمینه‌ی مورد بحث، ممکن است ارزان‌تر نباشد.

اصل ارزان‌تر بودن و صرفه‌جویی در هزینه‌ها بدون شک جذاب است و قدمت آن به زمانی برمی‌گردد که اصطلاح رایانش ابری هنوز باب نشده بود. در آن ایام برای صرفه‌جویی در هزینه‌ها از رایانش توزیعی و منابع اشتراکی استفاده می‌شد.

اما حالا می‌توانیم آن را در نرم‌افزارهای حوزه‌ی رایانش ابری و مدل نرم‌افزار به عنوان سرویس (SaaS) ببینیم. در اواخر دهه‌ی ۹۰ میلادی، اینترنت به مدل سرویس‌دهندگان اپلیکیشن (ASP) جان بخشید که در واقع از بسیاری از جهات اولین و موفق‌ترین مدل رایانش ابری در نظر گرفته می‌شود: نرم‌افزار به عنوان سرویس (SaaS)، به عبارت ساده یعنی استفاده از نرم‌افزار از طریق یک مدل اشتراکی مبتنی بر فضای ابری.

مدل ASP، که اغلب با استفاده از رایانش ابری به صورت گرافیکی به نمایش گذاشته می‌شد و اساساً همان اینترنت را نشان می‌داد، از جمله مدل‌های محبوب CRM و بازاریابی نرم‌افزار بود و چون امکان استفاده از نرم‌افزار از طریق اینترنت را فراهم می‌کرد، باعث صرفه‌جویی در هزینه‌ها می‌شد، بنابراین شرکت‌های کوچک و متوسط هم می‌توانستند از این امکانات که تا پیش از این خیلی گران بود استفاده کنند. این روش فقط به یک اتصال اینترنت نیاز داشت، جدیدترین نسخه‌ی نرم‌افزارها را در اختیار شرکت‌ها قرار می‌داد و وابستگی به بخش IT را کمتر می‌کرد. به علاوه، وظیفه‌ی ASP این بود که مطمئن شود نرم‌افزار در دسترس است و سرویس‌دهی به مشریان صورت می‌گیرد. مدل‌های ASP انواع مختلفی داشت و برخی از آن‌ها به SaaS منجر می‌شد. به همین خاطر بود که تاکید بر جنبه‌ی صرفه‌جویی بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت.

ایده‌ی صرفه‌جویی در هزینه‌ها با محبوب شدن رایانش ابری ادامه یافت و با مدل گذار از هزینه‌های سرمایه‌ای (CapEx) به هزینه‌های عملیاتی (OpEx) تلفیق شد که برای فروش مزایای رایانش ابری یک جنبه‌ی کلیدی به حساب می‌آمد. بدین ترتیب دیگر نیازی به سرمایه‌گذاری‌های پیشاپیش نبود و اشتراک سرویس‌ها و منابع از طریق این مدلِ بر حسب تقاضا ممکن شد. پس خیلی از سرویس‌های IT به جای هزینه‌های سرمایه‌ای به سوی هزینه‌های عملیاتی رفتند.

اگرچه گذار از CapEx به OpEx مهم بود و هنوز هم اهمیت دارد، و رایانش ابری نیز گاهاً، و به‌خصوص با SaaS، باعث صرفه‌جویی در هزینه‌ها می‌شود، اما صرفه‌جویی در هزینه‌ها قطعی و همیشگی نیست و فروشِ عاملِ «ارزان‌تر» به عنوان یک مزیت جهانی چیزی جز یک افسانه نیست که مدام هم تکرار می‌شود (از لحاظ فنی هیچ پیوندی میان OpEx و ارزانی وجود ندارد).

رایانش ابری در اکثر موارد به مجموع هزینه‌های مالکیت پایین‌تر و هزینه‌های عملیاتی کم‌تر منجر می‌شود. با این حال، با گذار قابلیت ارتجاع به سوی برآیندهای تجاری، شرکت‌هایی که رویکرد استراتژیک دارند، تمرکز خود را روی کلیت بحث‌های تجاری و اهدافی قرار داده‌اند که می‌خواهند با رایانش ابری به آن دست یابند. این اهداف و مزایای اضافی به موقعیت‌هایی منجر می‌شود که در آن رویکرد ابری به‌رغم عدم صرفه‌جویی در هزینه‌ها یا حتی بیشتر شدن هزینه‌ها نسبت به رویکردهای قبلی، منطقی‌تر به نظر می‌رسد.

افراد باید گستره‌ی تفکرات خود را وسیع‌تر نموده و تاثیرات اهدافی چون سرویس‌دهی بهتر به مشتریان، بازدهی بیشتر از کارمندان، نوآوری و تحول دیجیتال، تخصیص مجدد منابع داخلی (از جمله تیم IT) را در نظر بگیرند تا مشغله‌ی تیم IT کم‌تر شده و تمرکز آن‌ها نسبت به جنبه‌ی تجاری کارها و سایر چیزهایی که قبلاً گفتیم، معطوف شود.

رایانش ابری و استقلال IT

همان‌طور که گفتیم، یکی از علل اساسی محبوبیت مدل ASP در برخی حوزه‌های خاص استقلال IT در زمینه‌ی نرم‌افزار بود.

هرچند امروزه دیگر لازم نیست IT با نرم‌افزارهایی همراه باشد که استفاده از آن‌ها دشوار است، چون هیچ‌کس از این نرم‌افزارها استفاده نخواهد کرد، ولی قبلاً اوضاع چنان بود که استقلال از IT به عنوان یک دستاورد بزرگ شناخته می‌شد. اگر یکی از کارمندان معمولی شرکت می‌توانست بدون تماس گرفتن با بخش IT از اپلیکیشن‌های CRM استفاده کند، این به خودی خود یک انقلاب به حساب می‌آمد.

مستقل شدن از IT هنوز هم به عنوان یکی از مزایای رایانش ابری در نظر گرفته می‌شود. هرچند در این حوزه هم تغییراتی اتفاق افتاده و ریشه‌ی عمده‌ی این استقلال به SaaS برمی‌گردد. در واقع، اصل ماجرا تا حدی از جوهره‌ی وجودی SaaS گرفته شده، چون برای ما مهم نیست که اپلیکیشن‌ها از کجا می‌آیند و زیرساخت آن‌ها چیست، ما فقط می‌خواهیم از این برنامه‌ها استفاده کنیم.

وقتی سلف-سرویس آنی به عنوان یک عنصر در رایانش ابری پای خود را از IT هم فراتر گذاشت، این عنصر در سراسر رابطه‌ی سرویس‌دهندگان اثر خود را بر جای گذاشت.

دیری نپایید که محبوبیت هزاران اپلیکیشن ابری، در ترکیب با سایر بخش‌های پشته‌ی SMAC به پدیده‌ی «دستگاه خودت را بیاور» یا BYOD و بعدتر به «هر چیزی خواستی بیاور» یا BYOx منجر شد. علاوه بر این، افزایش تقاضا از بخش تجاری برای کنترل مالکیت اپلیکیشن‌های ابریِ لازم هم دیگر نتیجه‌ی این اتفاق بود. این‌جا بود که مصرف‌کنندگی IT پدید آمد و قدرت خرید IT به بخش‌های تجاری واگذار شد.

در عصر به-عنوان-سرویس، رهبران و مدیران تجاری، با یا بدون کمک بخش IT، روز به روز ارتباط خود را با سرویس‌دهندگان خدمات ابری بیشتر می‌کنند. این اتفاق می‌تواند کسب و کارها را در معرض خطر قرار دهد، بنابراین بخش IT باید دوباره خود را باز یافته تا بتواند مجدداً راهکارهای فناوری-محور شرکت‌ها را هدایت کند.

با این حال، شرایط در این حوزه هم تغییر کرده است. IT در پیاده‌سازی ابری نقش مهمی بازی می‌کند. با ظهور محیط‌های چند-ابری، نقش IT به عنوان رهبر ارکستر قابل توجه است. هرچند در عین حال گذاری از منظر مزایای ابریِ تک‌منظوره و مستقل از IT به سوی رویکردهای همه‌جانبه‌ی IT محور صورت گرفته است. با این وجود همه می‌دانند که دخیل نبودن بخش IT در تحول دیجیتال باعث آهسته شدن این تحول می‌شود. علاوه بر این واضح است که برای رسیدن به موفقیت باید یک استراتژی ابری داشته باشید.

با مهم‌تر شدن IT در حوزه‌ی تجارت، سرویس‌های حساس و بحرانی، و سیستم‌هایی که در محیط‌های ابری پیاده‌سازی شده‌اند، این بخش به همین دلایل و به خاطر بسیاری عوامل دیگر نقش کلیدی دارد. در نتیجه استقلال از IT را دیگر نباید به عنوان یکی از مزایای اصلی رایانش ابری در نظر گرفت. اگر تحول دیجیتال درباره‌ی یک چیز باشد، آن چیز قطعاً پایان سیلوها و حرکت مشارکتی به سوی رویکردهای جمعی و دربرگیرنده‌ای است که فقط برای بهینه‌سازی‌ها یا راهکارهای تک‌منظوره نبوده و در پی رویکردهای چند-عملکردی و گام‌به‌گام و عمیق می‌باشد.

در آخر باید بگوییم که نقش IT نه فقط در حوزه‌ی رایانش ابری، دیجیتالی شدن و تحول دیجیتال، که به طور کلی تغییر کرده است. همان‌طور که شرکت Accenture چندی پیش گفته بود، IT باید دوباره خود را بیابد تا بتواند در عصر به-عنوان-سرویس که در آن بخش فن‌آوری اطلاعات و قابلیت‌های تجاری به شکل فزاینده‌ای به حالت بر حسب تقاضا درآمده‌اند، مجدداً جایگاه خود را در شرکت‌ها به دست آورد.

شاید از این مطالب هم خوشتان بیاید.

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.