محدودیت‌‌های رشد در سیستم جهانی

محدودیت‌‌های رشد (The Limits to Growth) گزارشی مربوط به سال ۱۹۷۷، در مورد شبیه‌‌سازی‌‌های کامپیوتری بازده اقتصادی و رشد جمعیت با تامین محدود منابع است. نتایج این مطالعات که توسط شرکت فولکس واگن تامین مالی و توسط Club of Rome اجرا شد، ابتدا در سال ۱۹۷۱ و در تجمعات بین‌‌المللی در مسکو و ریودژانیرو اعلام شد. نویسندگان مقاله دونلا میدوز (Donella H.Meadows)، دنیز میدوز (Dennis L.Meadows)، جورگن رندرز (Jorgan Randers)، و ویلیام بارنز (William W.Behrens) به نمایندگی از تیم ۱۷ نفره محققین بودند. در ادامه به بررسی اهداف، روش شناسی و واکنش‌ها به این کتاب می‌پردازیم.

0 100

از زمان انتشار محدودیت‌‌های رشد ، حدود 30 میلیون کپی از این کتاب به 30 زبان به فروش رسیده است. این کتاب همچنان بحث برانگیز است و موضوع چندین مقاله بعد از خود بوده‌‌ است. محدودیت رشد: نسخه بروز شده 30 ساله در سال 2004 منتشر شد و در سال 2012 یک پیش بینی 40 ساله از جورگن رندرز (Jørgen Randers) که یکی از نویسندگان اصلی کتاب بود با عنوان 2052: یک پیش‌‌بینی جهانی برای چهل سال آینده، منتشر شد.

اهداف پروژه

در هنگام راه‌‌اندازی تیم MIT(موسسه فناوری ماساچوست) برای انجام پروژه‌‌ای که منجر به LTG شد ، Club of Rome دو هدف را دنبال می‌‌کرد:

  • 1-به‌‌دست آوردن بینشی درمورد محدودیت‌‌های سیستم جهانی ما و محدودیت‌‌هایی که درمورد تعداد و فعالیت انسان‌‌ها وجود دارد.
  • 2-تشخیص و مطالعه عناصر اصلی و ارتباط آنها با هم، که بر رفتار بلند مدت سیستم‌‌های جهانی تاثیر می‌‌گذارند.

روش شناسی

این مقاله از مدل کامپیوتری World3 برای شبیه‌‌سازی رشته تعاملات بین زمین و سیستم‌‌های انسانی استفاده کرده است. این مدل مبتنی بر کار جی فارستر (Jay Forrester) در MIT است که در کتاب پویایی جهان توضیح داده شده است.

این مدل مبتنی بر پنج متغیر بود: “جمعیت، تولید غذا، صنعتی‌‌سازی، آلودگی و مصرف منابع طبیعی تجدید ناپذیر”. در زمان مطالعه‌‌، همه این متغیرها در حال افزایش بودند و فرض بر این بود که رشد آنها نمایی خواهد بود، درحالی‌‌که توانایی تکنولوژی برای افزایش رشد منابع، خطی بود. نویسندگان در نظر داشتند که امکان‌‌پذیری الگوی بازخورد پایدار را بررسی کنند که با تغییر روند‌‌های رشد در بین پنج متغیر در سه سناریوی مختلف بدست می‌‌آمدند. نتیجه دوتا از سناریو‌‌ها “جهش اضافه و سقوط” سیستم جهانی در اواسط تا پایان قرن 21 بود، درحالی‌‌که نتیجه سناریوی سوم یک “جهان تثبیت شده” بود.

شاخص ذخیره نمایی (Exponential reserve index)

ایده کلیدی در محدودیت رشد، این مفهوم است که اگر نرخ منابع به کار رفته افزایش یابد، میزان ذخیره را نمی‌‌توان به سادگی و با در نظر گرفتن ذخایر شناخته شده کنونی و تقسیم آن به میزان مصرف سالیانه کنونی حساب کرد، زیرا معمولا این کار برای به‌‌دست آوردن شاخص ایستا (static index) استفاده می‌‌شود. مثلا در سال 1972، میزان ذخایر کروم ، 775 میلیون تن بود که از این میان 1.85 میلیون تن هر ساله استخراج می‌شد. شاخص ایستا، 775/1.85=418 سال است اما نرخ مصرف کروم هر سال 2.6 افزایش داشت یا این‌‌که نمایی بود. اگر به جای فرض یک نرخ ثابت مصرف، فرض را بر نرخ ثابت رشد به میزان 2.6 درصد در سال بگذاریم، منابع به پایان خواهند رسید.

درحالت کلی، فرمول محاسبه میزان زمان باقیمانده برای منبعی با میزان رشد مصرف ثابت عبارت است از:

y = سال‌های سپری شده

r = 0.026، نرخ رشد مرکب پایدار (2.6%)

s = R/C یا منابع ایستا

R= ذخیره‌‌

C = مصرف (سالیانه)

نویسندگان، تعدادی از شاخص‌‌های نمایی مشابه را برای مقایسه ذخیره‌‌های کنونی ضربدر فاکتور پنج ، لیست کرده اند.

سالها
منبع نرخ رشد سالیانه مصرف شاخص ایستا شاخص نمایی شاخص نمایی ذخیره‌‌ * 5
کروم 2.6% 420 95 154
طلا 4.1% 11 9 29
آهن 1.8% 240 93 173
نفت خام 3.9% 31 20 50

میزان ذخیره‌‌ ایستا فرض می‌‌کند که میزان استفاده ثابت است و ذخیره‌‌ نمایی فرض می‌‌کند که نرخ رشد ثابت است.

شاخص نمایی به‌‌عنوان یک پیش‌‌بینی از سال‌‌هایی که جهان خالی از منابع مختلف شود، تفسیر شده است، هم از سوی گروه‌‌های محیط زیستی که به‌‌دنبال حفاظت بیشتر و محدودیت مصرف هستند و هم از سوی افراد شکاکی که منتقد این شاخص هستند. آنچه محدودیت رشد، واقعا به همراه دارد در جدول بالا آمده است، که نشان می‌‌دهد ذخیره‌‌های کنونی (بدون منابع جدید کشف نفت) نفت تا سال 1992 با فرض رشد نمایی ثابت، تمام می‌‌شده است. در محدودیت رشد: به روزرسانی سی ساله ، چندین صفحه است که منابع جدیدی که به مرور زمان کشف می‌شوند و ذخیره‌‌ های کنونی را نشان می‌‌دهد. بنابراین ذخایر درحال تغییر هستند اما در نهایت، منابع محدودند. (ویرایش‌‌های قدیمی‌‌تر این را به خوبی توضیح داده است اما جزییات زیادی عنوان نکرده‌اند). مدل استاندارد در برگیرنده دوبرابر منابعی است که آنها محاسبه کرده‌‌اند اما این کتاب مدل‌‌هایی را دربر دارد که با فرض محدود بودن منابع اجرا می‌‌شوند، اما این مدل‌‌ها هنوز هم باعث جهش اضافه و سقوط سایر فاکتور‌‌ها می‌‌شوند.

نتیجه‌‌گیری

تیم تحقیق بعد از بررسی شبیه سازی‌‌های کامپیوتری خود به نتایج زیر رسیدند:

  • 1-همانند گذشته، هیچ تغییری در روند رشد تاریخی وجود ندارد، محدودیت‌‌های رشد در زمین تا سال 2072 نمایان می‌‌شوند که منجر به کاهش ناگهانی و غیر قابل کنترل جمعیت و ظرفیت صنعتی خواهد شد.
  • 2-روندهای رشدی که درسال 1972 بوده می‌‌توانند تغییر کنند و به این ترتیب پایداری اقتصادی و اکولوژیکی ایجاد می‌‌شود.
  • 3-هر قدر مردم دنیا زودتر درجهت نتیجه دومی که در بالا بیان شد حرکت کنند، شانس رسیدن به آن بیشتر خواهد بود.

انتقادات

انتقادات از LTG بلافاصله آغاز شدند. پیتر پاسل (Peter Passell) و دو نفر دیگر از نویسندگان، مقاله‌‌ای در 2 آوریل 1972 در نیویورک تایمز منتشر کردند که LTG را “یک کار پوچ یا گمراه کننده … و با توضیح بهتر … کشف مجدد اصول قدیمی علوم کامپیوتر: تولید داده‌‌های بی‌‌فایده” عنوان کرد. پاسل متوجه شد که شبیه‌‌سازی‌‌های مقاله، ساده هستند درحالی‌‌که ارزش کمی به نقش پیشرفت تکنولوژی در حل مسئله تخلیه منابع، آلودگی و تولیدات تخصیص می‌‌دهد. آنها عنوان کردند که همه شبیه سازی‌‌های LTG که با سقوط کردن خاتمه می‌‌یابند، پایان قریب‌‌الوقوع منابع غیرقابل جایگزینی را پیش‌‌بینی کرده‌‌اند و در نهایت این‌‌که کل این تلاش‌‌ها تحت تاثیر یک دستور کار مخفی یعنی توقف رشد آهنگ آنها تشویق می‌‌شدند.

در سال 1973، گروهی از محققان در واحد تحقیقات سیاست‌‌های علمی در دانشگاه Sussex، مدل‌‌هایی از Doom: نقدی بر محدودیت‌‌های رشد را منتشر کردند. گروه Sussex ساختار و فرضیات مدل MIT را بررسی کردند. آنها نتیجه گرفتند که شبیه‌‌سازی ها به فرضیات کلیدی کمی حساس بوده‌‌اند و پیشنهاد کردند که فرضیات MIT به شدت بدبینانه بوده‌‌اند. دانشمندان Sussex نتیجه گرفتند که روش شناسی MIT ، داده‌‌ها و طرح‌‌ها غلط بوده‌‌اند و واقعیت را به‌‌درستی نشان نمی‌‌دهند. ادعا شد که منتقدان Sussex از “استدلال میکرو برای مشکلات مایکرو” استفاده کردند، تیم LTG در پاسخی به Sussex، پنج حوزه اصلی از اختلافات خودشان با نویسندگان Sussex را شرح دادند.

دانشگاهیان، اقتصاد‌‌دادنان و تاجران از این گزارش انتقاد کرده‌‌اند. منتقدان می‌گویند که تاریخ نشان می‌‌دهد این طرح‌‌ها نادرست است و در نهایت مبتنی بر این باور عمومی بود که محدودیت رشد، تخلیه منابع و سقوط اقتصادهای مربوط را تا پایان قرن بیستم پیش‌‌بینی می‌‌کند. محدودیت رشد در اوایل دهه 1970 مورد تمسخر قرار گرفت. روش تحقیق، کامپیوتر و نتیجه‌‌گیری‌‌ها ، الفاظ و افراد پشت این پروژه مورد حمله قرار گرفتند. اقتصاددان دانشگاه Yale، هنری سی والیش (Henry C.Wallich) موافق است که رشد نمی‌‌تواند به‌‌صورت نامحدود ادامه یابد بلکه پایان طبیعی رشد به مداخله کردن، ترجیح داده می‌‌شود. والیش عنوان کرد که تکنولوژی می‌‌تواند همه مسائل را حل کند و گزارش نیز در این مورد است اما فقط در صورتی‌‌که رشد، با شتاب ادامه یابد. والیش هشدار داد که با توقف زودهنگام رشد، میلیاردها نفر در فقر دائمی فرو خواهند رفت.

جولیان سیمون، پروفسوری در دانشگاه ایلینوی (Illinois) و بعدها، مریلند (Meryland) عنوان می‌‌کند که مفهوم زیربنایی سناریوهای LTG غلط است، زیرا ایده اصلی آن‌‌چه یک منبع را شکل می‌‌دهد، با گذر زمان عوض می‌‌شود. مثلا در ابتدا چوب تا دهه 1800 منبع ساخت کشتی بود و نگرانی درباره کمبود آن تا دهه 1500 وجود داشت. اما بعدها قایق‌‌ها از آهن و بعدها از فولاد ساخته شدند و مسئله کمبود از بین رفت. سیمون در کتابش با نام “ The Ultimate Resource  ” عنوان می‌‌کند که نبوغ انسانی، منابع جدید مورد نیاز را از مواد خام جهان تولید می‌‌کند. مثلا مس هیچ گاه تمام نخواهد شد. تاریخ نشان می‌‌دهد که با کمیاب شدن آن قیمتش بیشتر می‌‌شود و مقدار بیشتری پیدا شده و مقدار بیشتری بازیافت می‌‌شود و تکنولوژی‌‌های جدید کمتر از آن استفاده می‌‌کنند و در برخی موارد جایگزین بهتری برای آن پیدا می‌‌شود. این کتاب در سال 1996 تحت عنوان “ The Ultimate Resource 2” بازنگری و چاپ مجدد شد.

روبرت سولو (Robert Solow) از MIT می‌‌گوید که پیش‌‌بینی محدودیت رشد، مبتنی بر داده‌‌هایی با مبنای ضعیف بود. الن نیس و رونالد ریکر (Alen Kneese) درمورد منابع آینده (RFF) عنوان کردند که

نویسندگان مورد خود را طوری بارگذاری کردند که برخی چیزها رشد نمایی داشته باشند و برخی ها نه. جمعیت، سرمایه و آلودگی در همه مدل‌‌ها به‌‌صورت نمایی رشد می‌‌کنند، اما تکنولوژی‌‌های گسترش منابع و کنترل آلودگی رشد محدودی دارند، اگر هم داشته باشند دارای افزایش گسسته‌‌ای هستند

به نظر منتقدین، نویسندگان این گزارش ادعا می‌‌کنند که قبول دارند منابع مواد معدنی و انرژی که در آن زمان شناخته شده بودند، در آینده بیشتر خواهند شد و نرخ رشد مصرف نیز کم می‌شود. بنابراین نیاز است که زمان انقضای تئوریک هر منبع، به‌‌عنوان یک کشف جدید به روز رسانی شود و تکنولوژی‌‌ها و رویه‌‌ها مشخص گردند. یکی از منتقدان در مقاله‌‌ای در فوربس عنوان کرد ” با این‌‌که ما قطعا با محدودیت دسترسی به فلزات یا مواد معدنی مواجه خواهیم شد اما این محدودیت‌‌ها خیلی دورتر از زمانی است که آنها گزارش کرده‌‌اند و چیزی است که نباید نگران آن باشیم” و ” همه چیز قابل تعویض است. همه چیز، بدون استثنا”. بنابراین جایگزین کردن سوخت‌‌های فسیلی با فلزات و مواد معدنی، پایه‌‌ی اصلی انرژی های تجدید پذیر است.

LTG تا دهه 1990 مورد تمسخر همگان بود. در سال 1997، اقتصاددان ایتالیایی، جورجیو نبیا (Giorgio Nebbia)، مشاهده کرد که واکنش منفی به LTG حداقل از چهار منبع ناشی می‌‌شود: کسانی که کتاب را خطری برای تجارت یا صنعتشان می‌‌بینند، اقتصاد‌‌دانان حرفه‌‌ای که LTG را تجاوز به حقوق حرفه ایشان می‌‌دانند ، کلیسای کاتولیک که از این نظریه که افزایش جمعیت یکی از مشکلات اصلی بشریت است به خشم آمدند؛ در نهایت، چپ‌‌گراهای سیاسی که مقاله LTG را توطئه نخبگان برای فریب دادن نیروی کار با این باور می‌‌دانستند که بهشت حزب کارگری یک رویای توخالی بوده است.

دیدگاه های مثبت

به جز چند استثنا، اقتصاد‌‌دانان به‌‌عنوان یک قانون، تحت تأثیر بینش زندگی در جهان نامحدود هستند، که در آن مشکلات جمعیت و منابع یک حوزه با حرکت منابع یا افراد به بخش‌‌های دیگر حل می‌‌شود. اشاره به محدودیت‌‌های جهانی همان‌‌طور که در محدودیت رشد به آن اشاره شد، برای تجار و اکثر اقتصاد‌‌دانان قابل باور نبود و آن را رد کردند. با این‌‌حال این نتیجه‌‌گیری عمدتا مبتنی بر اساس غلطی بود.

  • مایر و نوگارد (2010)

در سال‌‌های اولیه قرن 21 موج منفی نسبت به نظریه LTG شروع به تغییر در جهت مثبت کرد. و ، اقتصاد‌‌دان با نفوذ ، متیو سیمونز (Matthew Simmons)، در سال 2000 برای اولین بار کتاب LTG را مطالعه کرد و سپس دیدگاه خود را در مورد این مقاله این‌‌طور عنوان کرد ” در حقیقت Club of Rome درست می‌گفت. ما 30 سال مهم را با نادیده گرفتن این نظریه از دست دادیم.”

در سال 2008 گرااما ترنر (Graham Turner) از سازمان تحقیقات علمی و صنعتی مشترک‌‌المنافع (CSIRO) متوجه شد که داده‌‌های تاریخی مشاهده شده از 1970 تا 2000 با نتایج شبیه سازی اجرای استاندارد مدل محدودیت رشد تقریبا با همه خروجی‌‌های گزارش شده منطبق است. ترنر همچنین چند گزارشی را که اقتصاد‌‌دانان منتشر کرده و به نظر می‌‌رسید باعث بی‌‌اعتباری مدل محدودیت رشد شده بودند را بررسی کرد. ترنر می‌‌گوید که این گزارشات ناقص هستند و درک اشتباهی از مدل می‌‌دهند.

در سال 2010 نورگارد پیت و راگنارسدوتیر (Norgard,Peet and Ragnasdottir) کتابی به اسم “گزارش پیشگام” نوشت و گفت که “دربرابر آزمون زمان مقاومت کرده است و در واقع حالا تطابق بیشتری دارد”.

در سال 2014 گاردین (Guardian) مقاله ای منتشر کرد که نشان می‌‌داد که داده‌‌های جمع‌‌آوری شده از زمان انتشار LTG در سال 1972 از دقت طرح 1972 پشتیبانی می‌‌کند.

کریستین پرنتی (Christian Parenti)، در مقاله‌‌ای در سال 2012، خطوطی موازی بین دریافت LTG و بحث آب و هوای معاصر مشاهده کرد و “گفت ، محدودیت رشد، از نظر علمی دقیق بود و هشدار می‌‌دهد که توسط نگهبانان فکری قدرتمند منافع اقتصادی پس زده خواهد شد. داستان مشابهی برای علوم آب و هوایی نیز وجود دارد.

ارثیه

Club Of Rome بعد از محدودیت رشد همچنان به کارش اصرار ورزید و هر پنج سال به روزرسانی جامعی برای آن ارائه می‌‌کرد.

یک بیانیه مستقل درباره بحث عمومی درمورد محدودیت رشد در سال 1978 نتیجه‌‌گیری کرد که نگرش‌‌های خوش بینانه برنده شده‌‌اند، و موجب از دست رفتن پویایی آن در حرکت‌‌های زیست محیطی شده است. این مقاله با خلاصه کردن تعداد زیادی از نظرات مخالف نتیجه‌‌گیری کرد که” نظرات علمی و مخالف و موافق هر مورد، تاثیر کوچکی روی اقبال عمومی نسبت به دیدگاه های جایگزین را نشان می‌‌دهد.”

در سال 1989 نشستی در هانوور، ساکسونی (Hanover Lower Saxony) با عنوان “ورای محدودیت رشد: جامعه صنعتی جهانی، چشم انداز یا کابوس؟” برگزار شد. در سال 1993، “ورای محدودیت‌‌ها” به‌‌عنوان یک به روز رسانی 20 ساله برای مقاله اولیه منتشر شد. محدودیت رشد: به روز رسانی 30 ساله در 2004 منتشر شد.

در سال 2008، گراهام ترنر در سازمان تحقیقات علمی و صنعتی مشترک‌‌المنافع (CSIRO) در استرالیا مقاله‌‌ای با عنوان “مقایسه‌‌ای بر محدودیت رشد با واقعیت سی ساله ” منتشر کرد که اطلاعات سی سال گذشته را با سناریوهای مبتنی بر کتاب 1972 مقایسه کرد و متوجه شد که تغییر تولیدات صنعتی، تولیدات غذایی و آلودگی، همگی با یکی از سه سناریوی کتاب یعنی سناریوی “طبق معمول تجارت” تطابق دارد. این سناریو، به سقوط اجتماعی و اقتصادی در قرن 21 اشاره می‌‌کرد. در سال 2010 نوگارد، پیت و راگنارسدوتیر کتابی با عنوان “گزارش پیشگام” منتشر کردند و گفتند که

روش آن کاربردی است و جای تعجب است که نتایج آن هنوز هم معتبرند... متاسفانه گزارش توسط منتقدین رد شد زیرا یک پیشگویی است که به دقت بررسی نشده است

در سال 2008 همچنین ، محقق پیتر ویکتور(Peter A. Victor) نوشت که با این‌‌که تیم محدودیت نقش مکانیسم قیمت را در تنظیم خروجی‌‌ها می‌‌داند، منتقدین آنها، آن را بیش از حد برآورد کرده‌‌اند. او عنوان کرد که محدودیت رشد، تاثیر زیادی بر مفهوم مسائل محیط زیستی دارد و بیان کرد که مدل‌‌های کتاب وسیله‌‌ای برای پیش‌‌بینی “تنها در محدودترین حالت کلمات” هستند.

هال و دی (Hall and Day) در مقاله‌‌ای که در سال 2009 در بین دانشمندان آمریکایی با عنوان “بازبینی محدودیت رشد بعد از پیک اویل انتشار دادند، عنوان کردند که ” مقادیری که مدل محدودیت رشد پیش‌‌بینی کرد و داده‌‌های واقعی 2008 بسیار نزدیک به هم هستند”. این یافته‌‌ها با مقاله CSIRO سال 2008 که نتیجه می‌‌گرفت که “سناریوی اجرای استاندارد در محدودیت رشد که موجب سقوط سیستم جهانی در میانه قرن 21 می‌‌شود” درست است.

در سال 2011 یوگو باردی (Ugo Bardi) یک مقاله اکادمیک در قالب یک کتاب در مورد محدودیت رشد منتشر کرد که متدها و دریافت تاریخی آن را مطالعه کرده بود و نتیجه گرفت که

هشدارهایی که در سال 1972 دریافت کردیم... نگران کننده‌‌تر شده‌‌اند زیرا به نظر می‌‌رسد واقعیت درحال انطباق با منحنی‌‌هایی است که این سناریوها تولید کرده‌‌اند

. یک تحلیل از دقت گزارش نیز توسط ریچارد هینبرگ (Richard Heinberg) منتشر شد.

در سال 2012 ، مؤسسه اسمیتسونیان سمپوزیومی با عنوان “چشم‌‌اندازی بر محدودیت رشد” برگزار کرد. سمپوزیم دیگری در هانوور آلمان با عنوان “فراتر از اکنون” برگزار شد.

محدودیت‌‌های رشد، تا سال 2012 هیچ به روز رسانی رسمی‌‌ای دریافت نکرد اما یکی از نویسندگان آن، جورگن رندرز (Jorgen Randers) کتابی با عنوان 2052″ پیش‌‌بینی جهانی چهل سال آتی، منتشر کرد.

در سال 2012 برایان هایز (Brian Hayes)، در مجله‌‌ی یک دانشمند آمریکایی عنوان کرد که این مدل ” بیشتر یک وسیله بحث‌‌انگیز است تا یک ابزار علمی”. ما می‌‌خواهیم به‌‌عنوان نویسنده بگوییم که گراف‌‌هایی که توسط برنامه‌‌های کامپیوتری تولید شده‌‌اند، نباید به‌‌عنوان پیش‌‌بینی استفاده شوند.

در سال 2014 ، گراهام تارنر (Graham Turner) نتیجه‌‌گیری کرد که

آماده‌‌سازی یک سیستم جهانی درحال سقوط، مهم‌‌تر از تلاش برای اجتناب از سقوط است

.در سال 2016، گروه پارلمانی انگلیسی از همه احزاب گزارشی درباره محدودیت رشد منتشر و نتیجه‌‌گیری کرد که

شواهد نگران کننده‌‌ای وجود دارد که جامعه هنوز هم به سمت اجرای استاندارد مقاله اصلی می‌‌رود که در آن جهش اضافه منجر به فروپاشی احتمالی تولید و استانداردهای زندگی می‌‌شود

. این گزارش همچنین عنوان می‌‌کند که برخی مسائل نظیر تغییر آب و هوا و چالش‌‌های کنونی موجود در توسعه انسانی در گزارش 1972 بررسی نشده‌‌اند.

منبع

شاید از این مطالب هم خوشتان بیاید.

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.