قانون کاهش حاشیه سود کالا ( Low of Diminishing Marginal Utility)

به اندازه‌‌ای که یک کالا توسط شخصی خواسته می‌‌شود، حاشیه سود می‌‌گوییم. این میزان به موجودی کالایی که تا الان در مالکیت اوست، بستگی خواهد داشت. حاشیه سود یا میزان نیاز کالا توسط مصرف‌کننده مفهومی می‌باشد که در این مقاله تعریف شده و مورد بررسی قرار گرفته است. همچنین قانون حاشیه سود نیز تفسیر شده و به صورت نموداری تجزیه و تحلیل شده است.

0 81

در این مقاله به قانون کاهش حاشیه سود می‌‌پردازیم و یاد می‌‌گیریم که آیا کاهش حاشیه سود (MU) با افزایش ارزش یک کالا همراه خواهد بود یا خیر.

عبارت سودمندی یا ارزشمندی (Utility) به معنای توانایی یک کالا برای برآورده کردن خواسته‌های نسبت داده شده به آن است. وقتی که بگوییم کالایی دارای سودمندی خوبی‌‌است، یعنی این کالا توسط کسی خواسته شده است که مبلغ خوبی در قبال آن کالا می‌پردازد.

قانون کاهش حاشیه سود

به اندازه‌‌ای که یک کالا توسط شخصی خواسته می‌‌شود، حاشیه سود می‌‌گوییم. این میزان به موجودی کالایی که تا الآن در مالکیت اوست، بستگی دارد. ارزشمندی یک جفت کفش برای کسی که تابه حال کفشی نداشته بسیار بیشتر از کسی است که سه جفت کفش مختلف دارد. به عبارتی دیگر، ارزشمندی یک کالا با افزایش موجودی آن کالا برای هر شخص، کاهش می‌‌یابد.

این گرایش به کاهش ارزشمندی یک نوع کالا در تمام شاخه‌‌های کالاهای مصرفی مثل کفش‌‌ها و یا هر چیز دیگر قابل اجراست. و هنوز هم تا وقتی که آن واحد‌‌ها دیگر مزیت خاصی نداشته باشند وجود دارد.

تعمیم این روال، به قانون کاهش حاشیه سود معروف است که توسط مارشال (Marshall) این‌‌گونه بیان شده است:

” سود‌‌ اضافی حاصل شده از افزایش موجودی یک کالا توسط یک شخص به میزان آن زیاد شدن، کاهش می‌‌یابد.”

ارزشمندی یک کالا را فقط می‌‌توان به طور غیر‌ مستقیم از هزینه‌‌ای که یک شخص راضی به پرداخت برای آن است بدست می‌‌آید. مثلا طبق قانون در نظر می‌‌گیریم که یک شخص راضی به پرداخت 500 روپیه برای یک جفت کفش می‌‌شود. این مقدار پول، ارزشمندی آن‌‌ها را برای آن فرد تعیین می‌‌کند. جفت دوم کفش‌‌ها به میزان جفت قبلی برای او راضی کننده نیست و او پیشنهاد 400 روپیه را می‌‌دهد و این مقدار ارزشمندی جفت دوم را تعیین می‌‌کند. و در مورد جفت سوم هم تمایل آن شخص کمتر می‌‌شود و پیشنهادی 300 روپیه‌‌ای ارائه می‌کند. و به همین ترتیب پیشنهادات خود را هر دفعه کم‌‌تر می‌‌کند تا موقعی که کلا قصد خریدکفش دیگری را نداشته باشد.

آخرین جفت کفشی را که او راضی به خریدن آن شد به اصطلاح “جفت حاشیه‌‌ای” می‌‌گویند و سودمندی آن جفت به نام “حاشیه سودمندی” معروف است. اگر به‌عنوان مثال آن فرد فقط 3 جفت کفش بخرد، سودمندی حاشیه‌‌ای این سه جفت برابر با 300 روپیه خواهد بود.

ما این قانون را به شیوه‌‌ی زیر بیان می‌‌کنیم

همیشه سودمندی‌‌حاشیه‌‌ای یک کالا با زیاد شدن موجودی آن کالا (برای مالک) کاهش می‌‌یابد.

به گفته آقای بالدینگ (Boulding)، هرچقدر که مصرف کالایی که باعث تعادل مصرف کالای دیگری می‌‌شود، افزایش می‌‌یابد، حاشیه سودمندی کالای دیگر کاهش می‌‌یابد.

و به همین ترتیب اچ لیه بافسکی (H.Liebhafsky) می‌‌نویسد:

رضایت بدست آمده از افزایش موجودی یک کالا، (با هر خرید بیشتر) کاهش می‌‌یابد.

این قانون به شکل نموداری می‌‌تواند این‌‌گونه نمایان شود. بر روی محور افقی (شکل پایین)، ما تعداد واحدهای کالای مورد نظر (کفش) و بر محور عمودی، میزان قیمت پیشنهادی یک خریدار را برای جفت‌‌های مختلف کفش قرار می‌‌دهیم. برای کفش‌‌های OA (در نمودار)، مشتری مبلغ AA’ را پرداخت می‌‌کند. برای جفت AB، قیمت BB’ و این به علت ارزشمندی کم‌‌تر جفت AB از OA است.

به همین ترتیب برای جفت BC، مبلغ CC’ و برای جفت CD مبلغ DD’ را خواهد پرداخت. و این قیمت هر دفعه کم‌‌تر و کم‌‌تر خواهد شد. همان طور که آقای مارشال (Marshall) می‌‌گوید:

“هر چقدر که فردی کالای بیشتری داشته باشد، برای گرفتن مقادیر بیشتر همان کالا نیاز به پرداخت پول کمتری خواهد داشت. و به عبارتی دیگر، حاشیه سودمندی آن کالا کاهش می‌‌یابد. خطی که در نمودار بالا A’,B’,C’,D’ را به هم متصل می‌‌کند، قانون کاهش حاشیه سود نام دارد. و همیشه دارای شیب منفی است.

پیش‌‌فرض‌‌ها

قانون کاهش حاشیه سود بر چندین پیش‌‌فرض برقرار است. مهم‌‌ترین آنان عبارتند از:

  • سودمندی حاصله از یک کالا می‌‌تواند به وسیله تعداد آن‌‌ها اندازه‌‌گیری شود. همچنین واحد‌‌های مصرف شده هر کالا باید به درستی تعریف شوند تا ارتباط آن‌‌ها باهم حفظ شود.
  • مبلغی که یک مشتری برای یک کالا می‌‌پردازد به معنای حاشیه سودمندی آن کالا برای اوست.
  • تغییری در سلیقه و اولویت‌‌ها و عادات خرید مشتری در طول خرید صورت نمی‌‌گیرد. (نباید بگیرد)
  • سطح اولیه مصرف یک کالا برای جلب رضایت کامل مشتری کافی می‌‌باشد.

دلایل کاهش حاشیه سود

موارد زیر از جمله مهم‌‌ترین دلایل این اتفاق هستند:

  1. سیر شدن از یک نیاز خاصبدون شک انسان‌‌ها میل به بی‌‌نهایت دارند و هیچ‌‌وقت کاملا راضی نخواهند بود. اما طبق تجربیات، انسان‌‌ها در مورد بعضی خواسته‌‌ها می‌‌توانند به رضایت برسند. هر چقدر که خریداری مقدار بیشتر و بیشتر از یک کالا را خریداری می‌‌کند، تمایلش برای خرید بیشتر آن کالا کاهش می‌‌یابد و حاشیه سود آن کالا کم‌‌تر و کم‌‌تر می‌‌شود. به عبارتی دیگر، با خرید و مصرف بیشتر یک کالا، تمایل به خرید و مصرف آن ضعیف‌‌تر می‌‌شود و خریدن خیلی زیاد یک کالا حالتی روانی ایجاد می‌‌کند که مشتری دیگر تمایلی به خریدن بیشتر از یک کالا را نخواهد داشت.
  1. خود اندیشی: درستی قانون کاهش حاشیه سود می‌‌تواند با کمی خوداندیشی( تفکر در مورد واکنش‌‌های روانی خود نسبت به اتفاقات) به دست آید. اقتصاددانان قدیم به ذهن خود رجوع می‌‌کردند تا واکنش روانی خود نسبت به خرید بیش‌‌ازحد یک کالا را تصور کنند. (مثل یک سیب یا پرتقال و …) و به این ترتیب به درستی آن قانون پی بردند. یافته‌‌های آن‌‌ها امروزه با تحقیقات روانشناسی خریداران اثبات شده است و نظریات زیادی توسط شرکت‌‌های مدرن امروزی مطرح گردیده است.
  2. استفاده بیهوده از کالا‌‌های اضافه: طبق نظریات دبلیو.دی. واتسون (W.D. Watson)، علت کم شدن حاشیه سود کالا‌‌ها، وجود داشتن مقادیر زیاد آن کالا است. معمولا مشتریان از یک کالا استفاده اساسی می‌‌کنند و سایر کالا‌‌ها را به کارهای با اهمیت بسیار کم‌‌تر اختصاص می‌‌دهند.
  3. تنوع: دلیل دیگر کاهش حاشیه سود، شعار “تنوع چاشنی زندگی است” مردم می‌‌باشد. مردم ترجیح می‌‌دهند تا از کالاها و خدمات مختلفی استفاده کنند تا اینکه یک کالا را به تعداد بسیار زیادی خرید و استفاده بکنند.

محدودیت‌‌های قانون: این قانون کاملا همگانی نیست و در بعضی شرایط خاص و استثنایی، حاشیه سود افزایش می‌‌یابد.

استثناهای این قانون

  1. تغییر زمان:

عبارت “در هر زمان” به یک مورد مهم اشاره می‌‌کند. اگر ما یک دوره خاصی از زمان را درنظر بگیریم، عادات و سلایق یک مشتری می‌‌تواند در این حین تغییر کند. به همین دلیل است که قانون می‌‌گوید هرچقدر که کسی موسیقی خوب گوش کند، علاقه‌‌اش به موسیقی افزایش می‌‌یابد و هر چقدر فردی بیشتر بنوشد، علاقه‌‌اش برای نوشیدن بیشتر خواهد شد.

  1. افزایش حاشیه سود:

به شکل مشابهی، ما باید مقدار مناسبی از کالا خریداری کنیم. اگر ما مقادیر اولیه را بسیار کم بخریم، حاشیه سود می‌‌تواند به جای پایین رفتن مقداری هم بالا برود. یک سفر کوتاه نمی‌‌تواند روحیات خسته از کار یک فرد را کاملا بهبود بخشد. در حالی که سفری با مدت بیشتر می‌‌تواند ارزشی دوبرابر در آرامش دادن به او داشته باشد. به همین ترتیب ما باید مقادیر معقول و قابل قبولی خرید و استفاده کنیم.

  1. تغییر در کیفیت محصولات:

محصولات خاصی هستند که حاشیه سود آن‌‌ها با زیاد شدن موجودی آن‌‌ها کاهش نمی‌‌یابد. یک جمع‌‌آوری‌‌کننده تمبر به میل بیشتری اقدام به خرید تمبر‌‌های بیشتر می‌‌کند. اما طبق گفته باب واینر (Bob Viner): این یک محدودیت است. اگر ما یک مجموعه کامل را فقط برای مشاهده خریداری کنیم. به عنوان مثال، اگر دو نوع مروارید از یک نوع موجود باشد، این دو باید به عنوان یک واحد به حساب آیند. و مروارید‌‌های اضافی از همین نوع سودمندی کمتری خواهند داشت.

  1. موجودی سایر خریداران:

در بعضی موارد، حاشیه سود یک کالا نه تنها به موجودی کالای در دست مشتری، بلکه به موجودی آن کالا در دست سایر افراد نیز بستگی دارد. حاشیه سود یک دستگاه تلفن به عنوان مثال با افزایش استفاده از تلفن‌‌ها، افزایش خواهد یافت.

همین روند برای طراحی و زیبایی آن‌‌ها نیز حاکم است. استفاده بیشتر از یک محصول، حاشیه سود آن را کاهش می‌‌دهد. مثلا وقتی تعداد مشترکین تلفن ثابت می‌‌ماند، عرضه شدن تلفن‌‌های اضافی رضایت کمتری را نسبت به سری اول به همراه خواهند داشت. به همین ترتیب، اگر در منطقه‌‌ای که همه دو ماشین داشته باشند، ماشین دوم برای یک خریدار با کاهش حاشیه سود همراه نخواهد بود.

  1. تغییر در سلیقه:

اگر سلیقه خریدار به طوری تغییر کند که به کالایی بیشتر علاقه پیدا کند، حاشیه سود آن کالا افزایش خواهد یافت. مثلا اگر کسی که به تخم‌‌مرغ علاقه ندارد، بعد از خوردن یک تخم‌‌مرغ به آن علاقه‌‌مند شود، این علاقه با دفعات بعدی مصرف بیشتر نیز می‌‌شود.

  1. مصرف اولیه:

اگر شخصی مقادیر کمی از یک کالا را در درجه اول مصرف کند، ممکن است به رضایت کامل نرسد. در این حالت، می‌‌تواند با مصرف کالای دوم این رضایت بیشتر شود. مثل مرد تشنه‌‌ای که یک لیوان آب خنک کامل او را سیراب نمی‌‌کند و سراغ لیوان‌‌ دوم و سوم خواهد رفت.

  1. خرید‌‌های بر اساس هوس و علاقه:

بعضی اوقات مردم کالا‌‌های خاصی را بدون حساب و کتاب خریداری می‌‌کنند. مثل کسی که به یک مغازه شیک می‌‌رود و کالایی که چشمش را می‌‌گیرد به سرعت خریداری می‌‌کند. وقتی این خرید‌‌های احساسی صورت می‌‌گیرد، حاشیه سود کالایی کاهش نمی‌‌یابد.

  1. مجموعه‌‌های سرگرمی یا مجموعه‌‌های افراد خسیس

یک فرد خسیس از جمع کردن مقادیر زیاد پول لذت می‌‌برد. به همین ترتیب هم شخصی با جمع‌‌آوری کالاهایی برای سرگرمی مثل تمبر و سکه و … به رضایت بیشتری در طول زمان خواهد رسید.

 

اهمیت موضوع:

با وجود محدودیت‌‌ها که از اهمیت زیادی برخوردارند، این روند و گرایش (قانون کاهش سود)، خود را به طور گسترده و با استثنا‌‌های بسیار کمی در جهان مستقر کرده است. این قانون از آن جهت مهم است که اصول قوانین تقاضا را می‌‌سازد و دلایل کافی و قابل قبولی برای چرایی شیب رو به پایین نمودار سود برای ما می‌‌آورد.

و این که توجیهی علمی برای کاهش حاشیه سود یک کالا به ما ارائه می‌‌دهد که مصرف بیشتر یک کالا (مثلا نوشیدنی غیر‌ الکلی) با هر بار استفاده بیشتر، ارزش کمتری برای مشتری خواهد داشت.

طرح سهمیه‌‌بندی، کالاهای بیشتری از یک کالا را از سمت کسانی که مقادیر بیشتری از آن را دارا هستند. (و این‌‌گونه حاشیه سود را کاهش می‌‌دهند) به کسانی مقادیر خیلی کم از آن کالا را در دست دارند سوق می‌‌دهد. ( که این‌‌گونه حاشیه سود بسیار بالا می‌‌رود). با تخصیص این‌‌گونه کالا، می‌‌توان سود کلی کالا و رفاه اجتماعی را افزایش داد. در این روش، برندگان بیشتر از مقدار از دست رفته‌‌ی بازندگان، سود خواهند کرد و جامعه به مسیر بهبود خواهد رفت.

شاید از این مطالب هم خوشتان بیاید.

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.