فینتک تازه در آغاز راه است

در ابتدای سال ۲۰۱۶ شاهد بدترین شروع برای بازار در ۱۰۰ سال گذشته بودیم. در این میان یکی از بخش‌هایی که پتانسیل رشد در چنین شرایطی را داشت، فناوری مالی یا فینتک بود. پنج بخش وجود دارند که برای تداوم سرمایه‌‌گذاری موفق و نوآوری در این عرصه اهمیت دارند: پرداخت‌‌ها، رمزارزها، خدمات مالی خرده‌‌فروشی، خدمات مالی نهادی و شکل‌‌گیری سرمایه (تأمین مالی از طریق سهام). این مقاله به بررسی این موارد و عملکرد فینتک در سال ۲۰۱۶ می‌پردازد.

0 94
fintech
fintech

در اولین هفته‌‌ی معاملات سال ۲۰۱۶، شاخص S&P 500، حدود ۶۶ درصد از امتیاز خود و بیش از ۱ تریلیون دلار سرمایه‌‌ی بازار را از دست داد. بازارها با بدترین شروع در صد سال گذشته، آغاز دوره‌‌ی رشد کند برای اقتصاد ایالات متحده را نوید می‌‌دهند.

یکی از بخش‌‌هایی که در نوسان امسال دوام می‌‌‌‌آورد، فناوری مالی یا همان فینتک است. البته شاید این میزانی نسبی باشد. به دلیل چرخه انتخابات نامعلوم ایالات متحده و همچنین بی‌‌ثباتی در اقتصاد جهانی که ناشی از کند شدن رشد اقتصادی در چین است، احتمال کند شدن سرعت سرمایه‌‌گذاری در ایالات متحده نیز بالا است. با این حال فینتک پتانسیل حرکت برخلاف این روند را دارد. پنج بخش وجود دارند که برای تداوم سرمایه‌‌گذاری موفق و نوآوری در سال جاری به‌خوبی جا گرفته‌‌اند: پرداخت‌‌ها، رمزارزها، خدمات مالی خرده‌‌فروشی، خدمات مالی نهادی و شکل‌‌گیری سرمایه (تأمین مالی از طریق سهام).

پرداخت‌‌ها

پرداخت به‌عنوان بخشی که سال ۲۰۱۵ را با موفقیت پشت سر گذاشته، انتظار می‌‌رود در سال ۲۰۱۶ نیز به این رشد ادامه دهند. احتمالاً اپلیکیشن‌‌های موبایل بیشتری حجم سرمایه‌‌گذاری را به خود ببینند و ایجاد پلتفرم‌‌های سریع‌‌تر و منعطف‌‌تر انتقال سرمایه در مرکز توجهات قرار خواهد گرفت. جهانی کردن زیرساخت کنونی پرداخت، با رشدی کند اما پایدار به کار خود ادامه می‌‌دهد.

امنیت هم به‌عنوان نقطه تمرکز و محدودیتی ضروری برای نوآوری باقی می‌‌ماند، بنابراین باوجود روش‌‌های جدید انتقال پول باید منتظر ظهور شگفتی‌‌هایی باشیم.

۲۰۱۶ قرار است سال سختی باشد، کمربندهایتان را ببندید.

با رشد این بخش شاهد تداوم رشد سهم بازار برای بازیگران مسلط در این فضا باشید. بیشتر سرمایه‌‌گذاری در توسعه‌‌دهندگان اپلیکیشن‌‌های موبایل و همچنین شرکت‌‌کنندگان جدید است که به دنبال بهره‌‌وری معاملاتی در پلتفرم‌‌هایی هستند که روش‌‌های کنونی در آنان محدود هستند. موجی از توجهات و اقدامات توسعه‌‌ای در پتانسیل‌‌ها و محدودیت‌‌های پرداخت‌‌های بلاک‌‌چین نیز به رمزارزها ورود پیدا خواهد کرد.

رمزارزها

افزایش ارزش دلار باعث کاهش فشار بر قیمت اجناس می‌‌شود. بازارهای بورس از نوسان دور خواهند ماند، اگرچه کسانی وجود خواهند داشت که از رقبای خود عملکرد بهتری خواهند داشت؛ آنان محصولات و خدمات مبتنی بر دلار و یک ترازنامه قوی دارند. افزایش نرخ سود نیز باعث کاهش فشار بر بازارهای ثابت درآمدی خواهند شد.

سرمایه‌‌گذار باوجود چنین نوسانی به دنبال فرصت و بازده خواهد بود و توجهش به رمزارز به‌عنوان یک دارایی جلب خواهد شد. با افزایش علاقه به ارزها از جانب مشارکت‌‌کنندگانی که توسعه‌‌دهنده‌‌ی نرم‌‌افزار نیستند و همچنین با افزایش توجهات به استفاده‌‌ی روزافزون از بلاکچین، ارز رمزنگاری‌شده سال قدرتمندی را به خود خواهد دید.

بیت‌‌کوین در بلندمدت می‌‌تواند تبدیل به کارآمدترین مکانیسم برای بلاکچین شود. رقبایی مانند لینوکس هم وارد این عرصه شده‌‌اند و نتیجه‌‌ی این جریان هم به مدرنیزاسیون مداوم بستگی دارد. این صنعت نسبتاً بدون قانون باقی می‌‌ماند و درنهایت نیاز به مداخله‌‌ی دولت خواهد داشت، اگرچه شمایل این اتفاق چندان قابل پیش‌‌بینی نیست. این فناوری و تفکر پشت پرده آن به نظر منطقی و جالب می‌‌رسند. تداوم خط سیر آن به سمت استفاده‌‌ی گسترده، به زیرکی و نوآوری بستگی دارد.

امسال شاهد افزایش توجهات به بلاکچین، به‌‌ویژه در میان بانک‌‌هایی که در چندین زمینه فعالیت می‌‌کنند خواهیم بود. این می‌‌تواند تداوم همان روندی باشد که در سال ۲۰۱۵ شاهد بودیم و دیدیم که شمار زیادی از مؤسسات به کنسرسیوم R3 وارد شدند. آدام اسمیت می‌‌گوید:

“هر فردی برای به دست آوردن حداکثر درآمد در سال تلاش می‌‌کند. این فرد نه می‌‌خواهد منافع عمومی را بهبود ببخشد و نه می‌‌داند که چقدر آن را ارتقا داده است.”

افزایش ارزش دلار باعث کاهش فشار بر قیمت اجناس می‌‌شود.

سرمایه به دنبال تعهد است و ارز رمزنگاری‌‌شده در سال ۲۰۱۶ به نسبت دیگر دارایی‌‌ها از خود تعهد نشان خواهد داد. اتصال متقابل دنیای پولی، خواهان راهی بهینه و امن برای انتقال ارزش خواهد بود و تا زمانی که نظام سرمایه‌‌داری غالب است، ابزار دیجیتال تبادل کالا و خدمات، بخشی ضروری از زیرساخت مالی جهانی باقی خواهد ماند. بلاکچین تنها ابتدای این راه است.

خدمات مالی خرده‌‌فروشی

بازارهای در حال توقف، راکد و در حال سقوط همیشه ارتباط مستقیمی با شرکت‌‌های خدمات خرده‌‌فروشی داشته‌‌اند. سقوط تیم Reality Capital (که یکی از عوامل مهم نقطه عطف شدید ارزش‌‌گذاری فروشندگان/کارگزاران بود)، توجهات را به سمت فرصت‌‌های کسب مالکیت با قیمت کم نسبت به دو یا سه سال قبل از آن سوق می‌‌دهد. علاوه بر این، مشتریان مشاوران مالی با شرکت‌‌های کارگزاری، حساب‌‌های خود را در مقابل کاهش قیمت که باعث بروز زمان مناسب برای مشاور برای پیدا کردن شرکت‌‌های جدید یا استقلال تجزیه و تحلیل می‌‌کنند.

عدم تعادل در این فضا می‌‌تواند عامل محرک پشت پرده‌‌ی بسیاری از تغییرات باشد که شامل تمرکز بر حاشیه سود و بهره‌‌وری قیمت نیز می‌‌شود. شرکت‌‌های کوچک و بزرگ ارائه‌‌کننده‌‌ی حساب خرده‌‌فروشی، به دنبال هزینه‌‌ی پایین‌‌تر تحویل خدمات هستند و به مشاوران خود ابزارهایی می‌‌دهند تا وفاداری برند را در میان مشتریان به وجود بیاورند و زمان موردنیاز برای چیزهایی مثل به‌‌روزرسانی حساب و بررسی‌‌های دوره‌‌ای را کاهش دهند. فضای “Robo-Advisor” را در سیستم‌‌های اختصاصی و سیستم‌‌هایی که به چندین شرکت اختصاص داده می‌‌شوند در نظر بگیرید.

خدمات مالی نهادی

فشار برای حرکت به سمت نوآوری در بخش خرده‌‌فروشی باعث ایجاد تکانه‌‌های رو به بالا برای نوآوری در بخش نهادی و موسسات نیز خواهد شد. بسیاری از سسیتم‌‌ها برای ارائه‌‌ی رابط‌‌های کاربری معنادار به مصرف‌‌کنندگان نهایی خود و ارائه‌‌ی ارزش به موسساتی که آن رابط‌‌ها را توسعه می‌‌دهند، نیازمند گردآوری داده، سنجش عملکرد، گزارش‌‌دهی کمی و دیگر خدمات این‌چنینی هستند. تأمین‌کنندگانی که راه‌‌حل‌‌های قابل‌سنجشی را ارائه می‌‌کنند که با سیستم‌‌های کنونی به‌راحتی ادغام می‌‌شوند، شاهد تقاضا برای سرمایه‌‌گذاری خواهند بود.

روند جایگزینی پرسنل مدیریتی با پرسنل فناوری در شرکت‌‌های بزرگ ادامه پیدا می‌‌کند، چون برای بهبود ارائه‌‌ی خدمات از فناوری استفاده می‌‌کنند. علاوه بر این، شرکت‌‌ها تلاش خواهند کرد تا گزاره‌‌های ارزشی خود را توسط گنجاندن ویژگی‌‌هایی مانند دستورات مبتنی بر صدا و دیگر امکانات UX به رابط کاربری خود، توسعه دهند. به ظهور تامین‌‌کنندگان جدید جمع‌‌آوری داده و کسب مالکیت شرکت‌‌های کنونی، چه درون فضای فینتک و چه خارج از آن توجه داشته باشید.

تشکیل سرمایه (تأمین مالی از طریق سهام)

داد –فرانک (Dodd-Frank) یک لایحه گسترده بود که قوانین تبدیل‌‌پذیر مهمی را برای تشکیل سرمایه در ایالات متحده به وجود آورد. با اجرایی شدن این لایحه در ژوئیه ۲۰۱۰، بسیاری از تغییراتی که به وجود آورد اکنون به بار می‌‌نشینند. این بخش دارای بیشترین پتانسیل برای رشد در کوتاه‌مدت است.

چارچوب قانونی “قانون C” در ۱۶ ماه مه میلادی نهایی شد، اگرچه پیش از آن هم یک سری قوانین مربوط در تاریخ ۲۹ ژانویه همان سال به تصویب رسیده بود. این نویدبخش دوره‌‌ای جدید در شیوه کار تشکیل سرمایه در ایالات متحده بود. دهه‌‌ها بود که سرمایه‌‌گذاری در همان مراحل ابتدایی خود باقی مانده بود و شرکت‌‌های سرمایه‌‌گذاری هم تنها جای سرمایه‌‌گذاران معتبر بودند.

تقاضا برای بازده بر سرمایه همواره بنیان شناخته‌شده‌ی تفکر سرمایه‌‌گذاری بوده است.

تنها سرمایه‌‌گذارانی (که به‌عنوان افراد یا نهادها با ثروت یا درآمدی خاص شناخته می‌‌شوند) که بتوانند با الزامات مشخصی تطابق داشته باشند، می‌‌توانند با هماهنگ شدن با الزامات “قانون D” در یک پروژه‌‌ی کارآفرینی سرمایه‌‌گذاری کنند. قانون داد-فرانک مثل قانون A+ و قانون CF، باعث تغییر در این وضعیت می‌‌شود.

قانون CF باعث بروز یک انقلاب خواهد شد. این قانون مفهوم اجتماعی سرمایه‌‌گذاری را با تعریف قدیمی کاپیتالیستی به شکلی بنیادین ترکیب خواهد کرد و منجر به اتخاذ تصمیمی خواهد شد که هم به نفع سرمایه‌‌گذاران و هم به نفع مصرف‌‌کنندگان خواهد بود. رویدادهایی مثل Kickstarter و Indiegogo نشان داده‌‌اند که مردم به‌طور طبیعی تمایل دارند که بخشی از چیزی بزرگ‌‌تر باشند.

تقاضا برای بازده سرمایه از آغاز تفکر غالبِ سرمایه‌‌گذاری بوده است. تأمین مالی جمعی، این ایده‌‌ها را توسط کاهش مبالغ سرمایه‌‌گذاری و اجازه‌‌ی تائید اعتبار جمعی برای کارآفرینان باهم ترکیب کرده و به دیگران نیز اجازه‌‌ی حضور در اوایل راه استارت‌‌آپ‌‌ها را می‌‌دهد.

البته این مدل پر از مسئله است. سرمایه‌‌گذاران باید خطراتی که با سرمایه‌‌گذاری در شرکت‌‌های تاییدنشده همراه است را بشناسند. این احتمال وجود دارد که بسیاری از این شرکت‌‌ها موفق نشوند و درنهایت هیچ بازدهی برای سرمایه‌‌گذاری‌‌شان وجود نخواهد داشت.

با این حال برای آن سرمایه‌‌گذارانی که این ریسک را می‌‌شناسند و پشتوانه مالی از دست دادن کمک اولیه خود به شرکت را دارا هستند، این فرصتی غیرقابل‌‌انکار برای آنان است. تصور کنید فرصت سرمایه‌‌گذاری در ایده‌‌ای را دارید که درنهایت به بخشی از بورس‌‌های S&P و داوجونز تبدیل شود. یا تصور کنید تنها چند صد دلار را در شرکتی سرمایه‌‌گذاری کرده‌‌اید که به حل یک مسئله‌‌ی بزرگ اجتماعی کمک می‌‌کند یا درمان یک بیماری را پیدا می‌‌کند. این همان تاثیر واقعی قانون CF است؛ یعنی روش فکر کردن ما درباره‌‌ی تامین سرمایه را تغییر داده و برای کارآفرینان امید خلق می‌‌کند.

با فرض اجرای زمانی یک قانون، سرمایه‌‌گذاری در پورتال‌‌های تامین مالی را در نظر داشته باشید. احتمال وجود یکی یا دو شکست در پرونده این پورتال‌‌ها وجود دارد، اما این بخش درنهایت جایگاه مهمی در فینتک به دست خواهد آورد.

همه‌‌ی این توضیحات بر فرضیه‌‌ی اقتصاد دارای نوسان متکی هستند. با این حال، اگر حتی یک بازیگر غیرمنتظره وارد صحنه شود و باعث به وجود آمدن فعالیت اقتصادی شود، بخش فینتک باید عملکرد نسبتاً خوبی داشته باشد. روند مداوم دهه‌‌ی گذشته این بوده که شرکت‌‌ها به دنبال راه‌‌حل‌‌هایی بوده‌‌اند تا امکان سنجش بدون سرمایه‌‌ی انسانی را فراهم کند.

 

شاید از این مطالب هم خوشتان بیاید.

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.