فروش استقراضی چیست؟

فروش استقراضی (Short selling) فروش اوراق بهاداری است که فروشنده آن را قرض گرفته است. فروشنده در صورتی سود می‌‌کند که قیمت این اوراق بهادار افت داشته باشد. به بیان دیگر، فروشنده برای باز شدن یک پوزیشن یا موقعیت معاملاتی (open the position )، فروش انجام می‌‌دهد و منتظر است بعدا آن را با قیمت پایین‌‌تری بخرد و مابه‌‌التفاوت را به عنوان سود به دست آورد. در ادامه بیشتر با جزییات این مفهوم مالی و معیارهای آن آشنا خواهید شد.

0 433

فروش استقراضی به زبان ساده : فروش استقراضی (Short selling) با حدس و گمان یا با تمایل به شرکت در یک موقعیت پر ریسک صورت می‌‌گیرد. از آنجایی که خطر از دست دادن یک فروش استقراضی از نظر تئوری نامحدود است، فروش استقراضی باید توسط تاجران مجربی صورت بگیرد که از خطرات مطلع هستند.

برای ایجاد یک موقعیت استقراضی در یک سهام، فروشنده استقراضی، سهام را قرض می‌‌گیرد. برای اغلب سرمایه‌‌گذاران، قرض‌‌دهنده‌‌ای که سهام را فراهم می‌‌کند، کارگزار آن‌‌ها خواهد بود. برای باز کردن یک موقعیت استقراضی، تاجر باید یک حساب مارجین (حساب ودیعه) داشته باشد و سود سهام قرضی خود را هنگامی که موقعیت مهیا است، پرداخت کند. برای بستن یک موقعیت استقراضی، خریدار سهام را از بازار می‌‌خرد و آن را به قرض‌‌دهنده یا کارگزار پس می‌‌دهد.

فرایند قرار دادن سهام قرضی به گونه‌‌ای که در پایان تجارت قابلیت قرض گرفتن و پس گرفتن آن وجود داشته باشد، پشت صحنه توسط کارگزار کنترل می‌‌شود. شروع خرید و فروش را می‌‌توان با واسطه‌‌های معمولی خرید و فروش کارگزاران انجام داد.

تاجری را فرض کنید که می‌‌گوید یک سهام با قیمت خرید و فروش 50 دلار، کاهش قیمت خواهد داشت. او 100 سهام می‌‌خرد و آن‌‌ها را می‌‌فروشد. این تاجر اکنون 100 سهام کم (استقراض) دارد، زیرا چیزی را فروخته که از ابتدا هم مالک آن نبوده است. فروش استقراضی فقط با قرض سهام ممکن می‌‌شود، که این مسئله ممکن است همیشه عملی نباشد. به عنوان مثال ممکن است این سهام از سوی تاجران پرشماری تحت استقراض قرار گرفته باشد.

یک هفته بعد، شرکتی که سهامش را تحت فروش استقراضی قرار داده، گزارش نتایج مالی نگران‌‌کننده‌‌ای را برای سه ماهه آخر خود می‌‌دهد و سهام آن به 45 دلار کاهش پیدا می‌‌کند. تاجر تصمیم می‌‌گیرد تا وضعیت استقراضی خود را به پایان برساند و در بازار آزاد، 100 سهم با قیمت 45 دلار بخرد تا جای سهام قرضی خود را پر کند. تاجر از این فروش استقراضی سود می‌‌کند و سود او صرف‌‌نظر از کمیسیون و بهره حساب ودیعه‌‌ای، 500 دلار خواهد بود: 50 منهای 45 ضربدر 100 سهم مساوی است با 500 دلار. (500=100 * (45-50))

فرض کنید تاجر موقعیت استقراضی خود در 45 دلار را پایان نمی‌‌داد و تصمیم می‌‌گرفت منتظر کاهش بیشتر قیمت بماند. هرچند در این حالت یک رقیب وارد ماجرا می‌‌شود و ممکن است سهام شرکت را با 65 دلار بخرد. در این صورت اگر تاجر در این موقعیت استقراضی به کار خود پایان دهد، با توجه به این سهام 65 دلاری، 1500 دلار ضرر خواهد کرد، زیرا که سهام با قیمت بسیار بالاتری به فروش رسیده‌‌است.                  (50-65*100=-1500)

(نکته: اختیارات فروشنده با دادن امکان سودآوری از کاهش قیمت سهام، بدون نیاز به ودیعه یا اهرم فشار دیگر، جایگزین فوق‌‌العاده‌‌ای برای فروش استقراضی خواهد بود. اگر شما در زمینه گزینه‌‌های تجاری تازه کار هستید، مطلب Investopedia’s Options for Beginners Course را مطالعه کنید. این مطلب به شما مقدمه‌‌ای جامع به دنیای اختیارات ارائه می‌‌کند. با بیش از 5 ساعت ویدئو، تمرین و محتوای تعاملی، شما برای افزایش ثبات سود و تغییر احتمالات به نفعتان، استراتژی‌‌های واقعی یاد خواهید گرفت.)

معیارهای فروش استقراضی

دو معیار اصلی برای پیگیری فعالیت فروش استقراضی در یک سهام وجود دارد که شامل نرخ سود فروش (SIR) یا شناور کوچک و نرخ حجم سود فروش یا نرخ روزهای پوششی می‌‌شود. SIR نرخ سهامی که در حال حاضر قرض گرفته شده را در مقایسه با سهامی که در بازار وجود دارد یا به اصطلاح شناور است، اندازه‌‌گیری می‌‌کند. نرخ حجم سود فروش کل سهام ذخیره‌‌شده تقسیم به میانگین حجم خرید و فروش روزانه سهام است.

هر دو معیار فروش استقراضی به سرمایه‌‌گذاران کمک می‌‌کند تا بفهمند قصد سرمایه گذار سبب بالا رفتن یا پایین آمدن ارزش یک سهام می‌‌شود. SIR بسیار بالا به سهام‌‌هایی که در حال سقوط هستند یا سهام‌‌هایی که به نظر می‌‌رسد بیش از حد قیمت‌‌گذاری شده‌‌اند، مربوط می‌‌شود. روزهای بالا برای نرخ پوشش هم یک شاخص نزولی برای سهام است.

به عنوان مثال، بعد از کاهش قیمت نفت در سال 2014، بخش انرژی جنرال الکتریک (GE) شروع به کاهش عملکرد کل شرکت کرد. در پایان سال 2015، نرخ سود فروش از کمتر از 1 درصد به بیش از 3.5 درصد رسید، زیرا که فروشندگان استقراضی انتظار کاهش قیمت در سهام را داشتند. در اواسط سال 2016، قیمت سهام GE به بالاترین میزان خود یعنی 33 دلار به ازای هر سهم رسید و سپس افت شروع شد. در اواخر سال 2018، GE به 10 دلار برای هر سهم سقوط کرد. این مسئله برای افرادی که در جولای سال 2016 و در اوج سهام خریده بودند، 23 دلار برای هر سهم سود به همراه داشت.

فشار ناگهانی

اگر یک سهام در بازار استقراضی شدیدا فعال باشد و شناور کوچک و نرخ روزهای پوشش بالایی داشته باشد، خطر تجربه کردن یک فشار ناگهانی برای آن بالا می‌‌رود. فشار ناگهانی زمانی رخ می‌‌دهد که سهام شروع به رشد می‌‌کند و فروشندگان استقراضی، خرید و فروش خود را با خرید موقعیت‌‌های استقراضی خود، پوشش می‌‌دهند. این خرید باعث یک چرخه بازخوردی می‌‌شود که در آن تقاضا برای سهام سبب جذب فروشندگان بیشتر می‌‌شود. این مسئله باعث بالاتر رفتن ارزش سهام شده و فروشندگان استقراضی دیگری موقعیت‌‌های خود را دوباره خریداری خواهند کرد.

رویدادهای غیرقابل پیش‌‌بینی می‌‌توانند سبب ایجاد فشار ناگهانی شوند که ممکن است خریداران استقراضی را برای پر کردن نیازهای ودیعه‌‌ای، مجبور به فروش با هر قیمتی کند. به عنوان مثال در اکتبر سال 2008، به واسطه یک فشار ناگهانی، فولکس‌‌واگن برای مدت کوتاهی تبدیل به ارزشمندترین شرکت تجاری جهان شد. در سال 2008 سرمایه‌‌گذاران می‌‌دانستند که پورشه می‌‌خواهد یک موقعیت در فولکس‌‌واگن ایجاد کند و کنترل اکثریت آن را به دست بگیرد. فروشندگان استقراضی انتظار داشتند هنگامی که پورشه کنترل شرکت را به دست بگیرد، سهام شرکت افت کند، بنابراین سهام بسیار زیادی خریدند. هرچند در یک اعلامیه تعجب‌‌آور، پورشه بیان کرد که بیش از 70 درصد شرکت را با استفاده از مشتقات خود به دست آورده است. این مسئله یک چرخه بازخوردی بزرگ در بین فروشندگان استقراضی ایجاد کرد و آن‌‌ها برای پایان دادن به موقعیت خود، سهام را خریداری کردند.

فروشندگان استقراضی متحمل ضرر شدند، زیرا 20 درصد فولکس‌‌واگن در اختیار یک نهاد دولتی بود و این نهاد علاقه‌‌ای به فروش نداشت. 70 درصد دیگر سهام از سوی پورشه مدیریت می‌‌شد، بنابراین سهام بسیار کمی در بازار برای خرید وجود داشت (سهام شناور). همچنین سود فروش و نرخ روزهای پوششی یک شبه بالا رفت و سبب افزایش 200 یورو به بیش از 1000 یورو شد.

یک ویژگی فشار ناگهانی این است که این وضعیت به سرعت از بین می‌‌رود و در عرض چند ماه، سهام فولکس‌‌واگن به بازه عادی خود کاهش یافت. این یک مثال عجیب از فشار ناگهانی است اما خطر عدم تقارن فروش استقراضی را به خوبی بیان می‌‌کند. تاجری که سهام خریده فقط می‌‌تواند 100 درصد سرمایه گذاری خود را از دست دهد. اما تاجری که سهام استقراضی خریده، می‌‌تواند بیش از 100 درصد سرمایه گذاری خود را از دست دهد، زیرا هیچ سقفی برای قیمت سهام وجود ندارد.

مفهوم و بررسی فروش استقراضی

گاهی اوقات فروش استقراضی مورد انتقاد قرار می‌‌گیرد و فروشندگان استقراضی به عنوان فعالان بی‌‌رحم و نابودگر شرکت‌‌ها تلقی می‌‌شوند. هرچند واقعیت این است که فروش استقراضی برای بازار نقدینگی به همراه دارد و می‌‌تواند از افزایش بی‌‌منطق سهام و خوش‌‌بینی بیش‌‌ازحد جلوگیری کند. شواهد این مزایا را می‌‌تواند در حباب‌‌های دارایی که بازار را تخریب می‌‌کنند، مشاهده کرد. شناخت دارایی‌‌هایی که به حباب منجر می‌‌شوند (مثل بازار امنیتی حمایت‌‌شده از سوی رهن، پیش از بحران مالی سال 2008) نسبتا سخت بوده یا استقراض آن‌‌ها غیر ممکن است.

فعالیت فروش استقراضی یک منبع قانونی از اطلاعات درباره تقاضای سهام و سرمایه گذاری بدون احتمال گرفتاری در خبرهای عجیب یا روندهای اساسی منفی می‌‌باشد. یکی از دلایل نگرانی برخی سرمایه‌‌گذاران نسبت به فروش استقراضی، فعالیت‌‌های نادر اما غیر اخلاقی افراد است. برخی از سرمایه‌‌گذاران از استراتژی‌‌های فروش استقراضی و مشتقات آن برای کاهش مصنوعی قیمت‌‌ها و انجام هجوم کاهشی در برخی سهام آسیب‌‌پذیر استفاده کرده اند. اغلب اَشکال دستکاری بازاری مشابه این مسئله، در آمریکا غیرقانونی هستند اما باز هم رخ می‌‌دهند.

فروش استقراضی هنگامی رخ می‌‌دهد که یک سرمایه‌‌گذار، اوراق بهاداری را قرض بگیرد، آن را در بازار آزاد به فروش برساند و انتظار خرید دوباره آن با قیمت پایین‌‌تری را داشته باشد. فروشندگان استقراضی ممکن است به دنبال کسب سود از کاهش قیمت باشند یا هدف آن‌‌ها می‌‌تواند انجام ریسک بر روی یک دارایی یا اوراق قرضه باشد. سهام فروش استقراضی نیازمند یک حساب ودیعه بوده و معمولا موجب از دست رفتن بهره و سود بر اساس ارزش سهامی خواهد شد که قرض گرفته می‌‌شود.

 

شاید از این مطالب هم خوشتان بیاید.

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.