فرانکلین ریچاردز از لایت‌کوین می‌گوید، رمزارزها نهادی خواهند شد

متن زیر گفت‌وگویی با فرانکلین ریچاردز، مدیر بنیاد لایت‌کوین در مورد خود وی، نقش او در لایت‌کوین، آشنایی او با چارلی لی خالق لایت‌کوین و نقش فعلی لی، نظر او در مورد به‌کارگیری انبوه، مبادلات اتمی و بیت‌کوین‌کش و آینده رمزارزها است. این گفت و گو در جریان یک گرد‌هم‌آیی انجام شده است.

0 156

همه در مورد لایت‌کوین شنیده‌اند. و احتمالا در مورد خالق کاریزماتیک آن چارلی لی (Charlie Lee) نیز شنیده‌اید که در پایان سال قبل تمام LTCهای خود را فروخت. این حرکتی شگفت‌انگیز بود. اما این حرکت تضاد منافع بین حضور فعال وی در رسانه‌های اجتماعی و قیمت سکه‌ای که او خلق کرده بود را از میان می‌برد.

اما آیا می‌دانستید که چارلی لی، با وجود این که بسیار مورد احترام دنیای کریپتو است، سال‌ها است که به طور فعالانه کدی برای لایت‌کوین توسعه نداده است؟ یا این که مرد دیگری نام فرانکلین ریچاردز (Franklyn Richards) در پشت صحنه بدون خستگی کار می‌کند تا بیرق لایت‌کوین را بالا نگاه دارد؟

احتمالا از وی به عنوان مدیر بنیان‌گذار بنیاد لایت‌کوین، متصدی Litecoin.com، و مدیر عملیات جمهوری زولو (یک شرکت بلاک‌چینی که مجموعه‌ای از نرم‌افزارها برای لایت‌کوین را توسعه می‌دهد) انتظار دارید که بیشتر در معرض توجه باشد.

اما یک جست‌وجوی سریع برای اطلاعات در مورد پیش‌کسوت لایت کوین نتایج کمی به همراه دارد. او از لینکداین استفاده نمی‌کند، در مصاحبه‌های زیادی حاضر نشده است و حدس زدن نام کاربری او در توییتر کار راحتی نیست.

پس فرانکلین ریچاردز کیست؟ نقش او در لایت کوین چیست؟ او چگونه با چارلی لی آشنا شد؟ نظر او در مورد به‌کارگیری انبوه، مبادلات اتمی و بیت‌کوین‌کش چیست؟ و او آینده رمزارزها را چطور می‌بیند؟

به این منظور من هفته گذشته در گردهم‌آیی وب لیسبون دیداری با مدیر عملیات مرموز Litecoin.com داشتم.

شما فردی هستید که یافتن اطلاعات در مورد او سخت است. آیا حریم خصوصی برای شما اهمیت دارد؟

او فکر می‌کند و می‌گوید: «اممم، شاید». «من بسیار فعال هستم. فقط الزاما خیلی به رسانه‌های اجتماعی علاقه‌ای ندارم. اگر به کسب‌وکار ارتباطی داشته باشد آنجا هستم، اگر برایم جالب باشد.

اما عموما علاقه‌ای به هدر دادن زمان در توییتر ندارم… علاقه‌ای هم به حدس و گمان ندارم. بیشتر دوست دارم تا به کار خودم بپردازم و بر روی چیزی کار کنم که اهمیت زیادی خواهد داشت.

چرا به رمز ارز اعتقاد دارید و شروع برای شما به چه شکل بود؟

«صادقانه بگویم، من نیز در ابتدا مانند بسیاری از افراد با این دید وارد شدم که «این چیز جدید چیست که تا این حد برایش هیجان‌زده هستند؟» و بخشی هم این بود که «من می‌توانم از این کسب در آمد کنم»، اما هرچه بیشتر به ورای سطح ارز دیجیتال نگاه کردم،‌ علاقه‌ام بیشتر شد.

من آن را به عنوان پله ترقی بزرگ بعدی در حوزه مالی می‌دیدم. و باور داریم که هنوز در ابتدای راه قرار داریم. بسیار خوشحالم از این که زمان صرف می‌کنم و آینده پول را می سازم.»

چه جالب. بسیار خوب، چطور می‌شود که یک علاقمند جدید به رمز ارزها از ناتینگهام بریتانیا (او به شوخی می‌گوید «سرزمین رابین‌هود») با کارمندان سابق گوگل و بنیان‌گذار لایت‌کوین در دره سیلیکون ارتباط برقرار می‌کند؟

اینترنت ابزاری قدرتمند برای یافتن ارتباطات صحیح است، حتی در سال ۲۰۱۳ نیز همینطور بود.

فرانکلین در یک رویداد کریپتو با چارلی لی برخورد نکرد یا حتی در حال کار او را از نزدیک ندید. او در ردیت با او ارتباط برقرار کرد.

بسیار خوب، چرا لایت‌کوین؟

«در حقیقت فقط به این خاطر که بیت‌کوین بسیار گران بود…نباید گفته شود ولی این مساله به سلامت روان مربوط است که بیشتر مردم را تحت تاثیر قرار می‌دهد، و به نظر من نباید این را نادیده بگیریم. مردم به چیزی مانند بیت کوین نگاه می‌کنند و می‌گویند: «این پول زیادی است».

در همین حال، بیت کوین تنها در حال گذر از ۱۰۰ دلار بود که من در یک رستوران با مادرم نشسته بودم [به او در سوی دیگر میز مصاحبه اشاره می‌کند] و من می‌گویم: «باید یکی از این‌ها بخرم!»»

خانم مهربان همراه فرانکلین (که اشتباها حدس زده بودم مسئول روابط عمومی او است) لبخند می‌زد و می‌خندد. رو به سوی او می‌کنم و می‌پرسم واکنش او چه بود، و دقیقا می‌دانم از والدین خودم در مورد خرید چیزی که نمی‌توانم ببینم، چه پاسخی دریافت می‌کردم.

اما او با خونسردی گفت او در مورد برداشت خود و باورش به مسیر حرکت فناوری توضیح داد و من به او اعتماد کردم. من به او اطمینان کردم، و کمی پول نیز سرمایه گذاری کردم» که البته «آن را از دست دادیم». و می‌خندد، از همان خنده‌هایی که بریتانیایی‌ها وقتی اوضاع بر وفق مرادشان نباشد می‌کنند.

فرانکلین به مادرش نگاه می‌کند بدون این که ناراحت شده باشد. رابطه قوی بین این مادر و پسر واضح است. حدس می‌زنم که این مادر پسرش را در همه موقعیت‌ها پشتیبانی می‌کند، حتی اگر کریپتو و لایت‌کوین خود را منفجر کنند.

او دستی بر ریش خود می‌کشد و می‌گوید: «تو خیلی فناوری را متوجه نشدی، اما آن قدر به من اعتماد داشتی تا وارد شوی و پولی سرمایه‌گذاری کنی». قیمت بخش بزرگی از آن است، اما فکر می‌کنم که باید تلاش کنیم و از آن فاصله بگیریم.

به باور من در آینده مردم از بیت‌کوین استفاده خواهند کرد، ولی نمی‌دانند که چرا از آن استفاده می‌کنند. چرا ما از ارزهای فیات استفاده می‌کنیم؟ از آن استفاده نمی‌کنیم تا از آن کسب درآمد کنیم، استفاده می‌کنیم چرا که اجبار شده‌ایم.»

او به سرعت شدت سخن خود را متوجه می‌شود و حرفش را تعدیل می‌کند.

«البته قرار نیست بیت‌کوین اجبار شود. بهتر نهادها است که از فناوری استفاده کنند تا افراد بدون این که بدانند از آن استفاده کنند و من فکر می‌کنم که این حامل بزرگی برای قیمت خواهد بود. بسیاری از مردم نخواهند دانست که در حال استفاده از آن هستند، اما قطعا از مزایای آن استفاده خواهند برد. به نظر من این آینده رمزارز‌ها است.»

یعنی در نهایت نهادهای مرکزی تصدی رمزارز‌ها را به دست می‌گیرند؟

فرانکلین سر خود را به نشانه تایید بالا و پایین می‌برد، «باید واقع‌گرا باشیم، به نظر من نهادهای مرکزی می‌توانند از آن به سود زیادی برسند و این مزایا را در اختیار طرف دیگری خواهند گذاشت. این یک مسابقه است. این سرمایه‌داری است. اگر بتوانم به کاربران خود چیزی بهتر و ارزانتر ارائه کنم، اکثر کاربران به سمت من خواهند آمد. در حال حاضر شاهد رقابت بین نهادها برای پذیرش این موضوع هستیم.

شرکت مادر بورس سهام نیویورک Ice Markets اخیرا Bakkt را عرضه کرده است و یک شرکت دیگر به نام CME در حال راه‌اندازی معامله نهادی و تضمین دارایی‌های آن‌ها است. Gemini هم به سوی این هدف رفته است. مردم می‌فهمند که مهم نیست مشتریان در مورد این فناوری بدانند. کاملا نمی‌دانیم که کارت‌ها و بانک‌ها چگونه کار می‌کنند، اما می‌دانیم که خدماتی به ما ارائه می‌دهند.

بیشتر ارزش از سوی افرادی می‌آید که به طور پنهانی و بدون علم در حال استفاده از آن هستند. فقط برخی از افراد در میان ما وجود دارند که به شدت به آن معتقدند و می‌گویند: «من کلید خصوصی خود را نگه می‌دارم»، «آینده این است» و «مرگ بر دولت متمرکز». چشمان او برق می‌زنند.

من تمایل دارم تا این آن افراد فاصله بگیرم. من فکر می‌کنم که باید با هم همکاری کنیم و به جای سرکوب این مسائل نشان دهیم که راه دیگری نیز وجود دارد.

با در نظر گرفتن موضع مستحکم فرانکلین در مورد سرمایه‌داری و غلبه نهادها بر رمزارز، برفرض، آیا او از مقررات دفاع می‌کند؟

«فکر نمی‌کنم که لزوما مقررات‌ها مورد نیاز باشند» که این مرا غافل‌گیر می‌کند. از آن‌جایی که افرادی زیادی به عدم وجود مقررات به عنوان بزرگترین مانع به‌کارگیری رمزارز‌ها توسط نهادها اشاره می‌کنند. جواب فرانکلین غیر منتظره است. او پاسخ خود را به نحوی بریتانیایی و شمرده شمرده توجیه می‌کند.

«شما نمی‌توانید بدون کنترل چیزی برای آن مقررات تنظیم کنید. تنها کاری که خواهید کرد جلوگیری از رشد آن است. اگر کشورها در مورد این آن دوستانه هستند (که باید همینطور باشد) بهتر خواهد بود، اما حتی اگر بیت کوین را ممنوع کنند، مردم همچنان از بیت کوین استفاده خواهند کرد.

قولی وجود دارد که فکر می‌کنم دیگر زیاد مورد استفاده نیست: «شما می‌توانید کشور خود را از بیت کوین خارج کنید، اما نمی‌توانید بیت کوین را از کشور خود خارج کنید.» و این بسیار صحیح است.»

در مورد کسانی که باور دارند لایت‌کوین جایگزین بیت‌کوین می‌شود و آن را بیت‌کوین ۲٫۰ می‌خوانند چه تصور می‌کنید؟

«به نظر من بیت‌کوین همیشه جایگاه نخست خود را حداقل برای آینده قابل پیش‌بینی حفظ خواهد کرد. بخشی از این به دلیل منشاء آن است که اولین رمزارز بود. برند آن بسیار قوی است. به همین دلیل است که فکر می‌کنم افرادی مانند راجر ور (Roger Ver) و کسانی در بیت‌کوین‌کش قدرت دارند می‌گویند «بیت‌کوین‌کش، بیت‌کوین‌کش» و از کلمه بیت کوین استفاده می‌کنند که چرا که می‌دانند این ارتباط تا چه حد قدرتمند است.»

وقتی جملات زیر را می‌گوید، خشم در چهره‌اش مشخص است:

اگر این ارتباط را در نام خود نداشتند، بیت‌کوین‌کش حتی با وجود راجر و پشتیبانی‌های میلیاردی او به هیچ وجه حتی نزدیک ارزش کنونی خود نیز نبود.

مشکلی با بیت‌کوین کش ندارم، اما علاقه‌ای هم به حملات طرفداران آن در رسانه‌های اجتماعی ندارم. باید دید بازتری داشته باشیم. اگر نتوانید بدون تکیه کردن به چیزی دیگر روی پاهای خود بایستید، به نظر من آن دارایی بسیار ضعیف است.»

او ادامه می‌دهد و در اوج سخنان خود قرار گرفته است.

«لایت کوین از نام بیت کوین استفاده نمی‌کند. ما هیچ وقت نمی‌گوییم که آن بیت‌کوین ۲٫۰ است، بسیار از چیزهایی که سربرآورده‌اند از این حقه‌ها استفاده می‌کنند. ما تمایل داریم تا از این نوع واژه‌گزینی دوری کنیم چرا که نشان می‌دهد تا چه حد به چیزی بسیار قدرتمندتر وابسته هستید. لایت‌کوین روی پای خود می‌ایستد. و برای مدتی طولانی نیز به همین ترتیب بوده است.

شما عبارت «نقره به طلای بیت کوین» را شنیده‌اید. علاقه‌ای به آن ندارم. مردم از آن استفاده می‌کنند چون جالب و آسان است اما تا حد زیادی محبوبیت خود را از دست داده است، و جامعه و لایت‌کوین درک می‌کنند که نباید از آن استفاده کنید.»

بنابراین اصلی‌ترین مزایایی لایت کوین چه هستند؟

او می‌گوید «ما کارمزدهای پایین‌تر و زمان‌های بلاک سریع‌تر داریم» و سپس توقف می‌کند، «اما بیایید با خود صادق باشیم، شاید زمان‌های بلاک ما سریع‌تر باشد، اما این زمان‌های سریع‌تر یعنی این بلاک‌های امنیت پایین‌تری دارند چرا که معکوس کردن یک بلاک به جای ۱۰ دقیقه، ۲ دقیقه و نیم طول می‌کشد….

اما لایت‌کوین بسیار قوی است و بیشتر از این که یک رقیب باشد یک متمم است. بیت‌کوین برای مدتی طولانی شماره ۱ خواهد بود، اما این دو یکدیگر را تقویت می‌کنند. ما رقابت نمی‌کنیم، نفع می‌بریم، خصوصا با عرضه شبکه لایتنینگ و مبادلات اتمی».

بیایید در مورد شبکه لایتنینگ و مبادلات اتمی صحبت کنیم…

«با عرضه شبکه لایتنینگ، اگر تمایل داشته باشید تا با استفاده از آن و مبادلات اتمی پول ارسال کنید، من می‌توانم لایت کوین ارسال کنم و به شما بیت‌کوین پرداخت کنم و این کار به صورت خودکار و یکپارچه انجام می‌شود.

البته هنوز جای کار دارد ولی اینگونه خواهد بود. و من بسیار در مورد آن هیجان‌زده هستم. این همچنین یعنی کسانی که تمایل دارند در شبکه لایتنینگ به صورت بیت‌کوین به بیت‌کوین تراکنش داشته باشند می‌توانند از لایت‌کوین به عنوان یک واسطه استفاده کنند و کارمزدهای پرداختی خود را کاهش دهند.

لایت‌کوین نقدینگی بالایی در بازار دارد که بسیار مهم است؛ در حال حاضر، هیچ سکه دیگری در بازار از این ویژگی برخوردار نیست. اتریوم خوب است، اما پول نیست؛ یک بستر برای اپلیکیشن‌ها است، و حقیقتا دیگر غیرمتمرکز نیست چرا که افراد در حال چاپ توکن در شبکه هستند. بلاک‌چین آن از چند گیگابایت به چند ترابایت یا چیزی دیوانه‌وار مانند آن رسیده است.

بیت‌کوین و لایت‌کوین یک کار را بسیار خوب انجام می‌دهند و آن پول است. و این پولی است که متمم یکدیگر است و برای رقابت نیست.»

بیایید در مورد بنیان‌گذار بنیاد لایت‌کوین چارلی لی صحبت کنیم…

«بنیاد لایت‌کوین یک غیرانتفاعی است که برای حمایت از اکوسیستم لایت‌کوین در سنگاپور تاسیس شده است. پس ما به لایت‌کوین ارتباطی نداریم، ما لایت‌کوین را توسعه نمی‌دهیم، ما فقط از کسب و کار و افرادی حمایت می‌کنیم که تمایل دارند در مورد این فناوری بیشتر بدانند. اگر شما بنیاد را حذف کنید، لایت‌کوین به خودی خودی به عنوان یک شکل قوی و امن از پول وجود خواهد داشت. تا زمانی که جدا باشد و به عنوان یک چیز دیده نشود، اشکالی ندارد.

مشکل بسیاری از پروژه‌هایی که آغاز می‌شوند این است که شرکت‌های آن‌ها توسط ICOهای یا صندوق‌های سرمایه‌گذاری خطرپذیر تامین سرمایه شده‌اند، آن‌ها در قبال افراد مسئولیت دارند، و توکنی دارند که باید برای سرمایه‌گذاران تولید سرمایه کند… در بنیاد لایت‌کوین، ما تنها یک سازمان هستیم که تاسیس شده است تا بگوید «چقدر جالب! باید آن را ببینی!».

فرانکلین حالتی سرزنش‌گر در چهره و نگاهی دوستانه دارد. واضح است که او در صحبت‌هایش تعارف ندارد.

به نظر من بنیاد بدون او هم مشکلی نخواهد داشت (و چارلی هم زمانی که از پروژه دور می‌شد این را درک می‌کرد) شاید بسیاری از افراد این را ندانند، چارلی حقیقتا مدت‌ها است که کدی برای لایت‌کوین ننوشته است، فکر می‌کنم چند سالی شده باشد.

ما گروه دیگری از افراد را داریم که از بنیاد لایت‌کوین جدا هستند. ما از آن‌ها حمایت می‌کنیم، به آن‌ها پول می‌دهیم، اما آن‌ها را اجبار به انجام کاری نمی‌کنیم، این تنها یک کمک است تا گوییم «آفرین، به کار خود ادامه دهید».

تصور می‌کنم او می‌خواهد به عنوان خالق این فناوری جدید یعنی لایت‌کوین شناخته شود و قدر و قیمت خود را از آن‌جا می‌گیرد. مثل این است که کسی بگوید «من پول دارم، من از اوایل این فناوری در آن حضور داشتم، برای من موضوع پول نیست.»

چیزی مثل فرزند داشتن است. او می‌خواهد ببیند فرزندش موفق شده است، در غیر این صورت شاید احساس کند شکست خورده است. اما او از چیزهای زیادی دور شد، و در حال حاضر عملا مروج اصلی لایت‌کوین و چهره بیرونی پروژه است. او فرصت‌های زیادی را فراهم می‌آورد که در غیر این صورت به دست نمی‌آمد، مثلا مورد HTC.

او نقش یک مقام تشریفاتی را دارد. نقش او برای ما مانند پدری است که دخالت نمی‌کند و اجازه می‌دهد تا مستقل و مستقل‌تر شویم اما در هنگام نیاز کشتی را هدایت می‌کند.

من، من خودم Litecoin.com را اداره می‌کنم. بنیاد چیز دیگری است و از Litecoin.com مستقل است. همه مستقل هستیم. اگر هریک از ما از اکوسیستم برود، سیستم کاملا بدون تغییر باقی خواهد ماند…

شما در ابتدا گفتید که یافتن اطلاعات در مورد من سخت بود. این تا حدی به خود من مربوط است، اما من قطعا از آن چیزی که بسیاری از مردم فکر می‌کنند مشغول‌تر هستم.»

البته. به نظر می‌رسد که فرانکلین تا حد زیادی یک نمایش یک‌نفره است. اما در عین حال، همه می‌دانیم که این ماهیت رمزارز نیست، و البته حقیقت هم نیست. لایت‌کوین جامعه‌ای است که در آن یک نفر مسئول فراز و فرود یا موفقیت و شکست نیست. با در نظر داشتن این نکته…

چالش‌های اصلی سر راه رشد لایت‌کوین چه هستند؟

فرانکلین اذعان می‌کند: «ما در آینده همان مشکلات مقیاس‌گذاری بیت‌کوین را خواهیم داشت. این مشکلات در حال حاضر رایج نیستند چرا که افراد کمتری در لایت‌کوین تراکنش انجام می‌دهند. البته ما روزانه هزاران هزار تراکنش داریم، و میلیون‌ها (و شاید صدها میلیون) به شبکه لایت‌کوین آمده‌اند…

ما همچنین با Lightning Labs همکاری می‌کنیم. قضیه «اول بیت‌کوین بعد لایت‌کوین» نیست. آن‌ها همه را همزمان انجام می‌دهند. Lightning Labs همزمان با بیت‌کوین، لایت‌کوین را نیز در شبکه پیاده می‌کند.

به باور من در آینده دارایی‌های زیادی به یکدیگر متصل خواهند بود،‌ اما در حال حاضر بیت‌کوین و لایت‌کوین پیشگام این موضوع هستند. بیت‌کوین و اتریوم، بیت‌کوین و ریپل یا بیت‌کوین و بیت‌کوین‌کش نیستند. بیت‌کوین و لایت‌کوین هستند، دو موردی که بر انجام عالی یک کار تمرکز دارند و آن پول است.

بسیار خب به آخرین سوال من رسیدیم. ۱۰ سال دیگر کل صنعت را کجا می‌بینید؟

«در ۱۰ سال؟» چشمانش گشاد می‌شوند، بسیار بیشتر از حالت عادی. به باور من صنعت قدم بزرگی به سمت نهادها برخواهد داشت و بدون این که کاربران متوجه آن شوند به زندگیشان رخنه خواهد کرد.

من حدسی در مورد قیمت این دارایی‌ها نمی‌زنم (چه بد!)، اما می‌گویم که اگر ده سال دیگر با من صحبت کنید، به گذشته نگاه می‌کنیم و می‌گوییم «عجب! همه سراسیمه بودند و فکر می‌کردند این صنعت در حال مرگ و رو به زوال بود!» او می‌خندد. مادرش هم می‌خندد. من هم همین کار را می‌کنم. ما هم به این درک رسیده‌ایم که کریپتو قطعا در آینده جای مهمی دارد.

«در مقایسه با دارایی‌های مانند طلا با ارزش بازاری ۷ هزار میلیارد دلار، صنعت ما بسیار کوچک است. راه درازی در پیش داریم و تازه شروع کرده‌ایم.»

شاید از این مطالب هم خوشتان بیاید.

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.