فدرال رزرو آمریکا رسما در حال ورشکستگی است

سایمون بلک (Simon Black) در لابلای هیاهوی رسانه‌های خبری دست روی خبری گذاشته است که افراد اصلا به آن توجه نمی‌کنند و این خبر چیزی نیست جز اینکه فدرال رزور ورشکسته شده است. او در این مطلب با استناد به اسناد مالی و آمار و ارقامی که خود بانک مرکزی ایالات متحده منتشر کرده است و با استفاده از یک حساب ساده نشان می‌دهد که بزرگ‌ترین اقتصاد دنیا در حال ورشکستگی است، اما همه به سادگی و با خوشبینی غیرمنطقی از آن چشم‌پوشی می‌کنند.

0 136

در سال ۱۱۵۷، جمهوری ونیز در بحبوحه جنگ نیاز شدیدی به منابع مالی پیدا کرد. این نخستین بار در تاریخ نبود که یک دولت برای پیشبرد اهداف خود در جنگ به استقراض پول نیاز پیدا می‌کرد. اما ونیزی‌ها یک ایده خلاقیت‌آمیز را به کار بستند.

هر شهروندی که به دولت وام می‌داد یک گواهینامه کاغذی رسمی دریافت می‌کرد که طی آن دولت ضمانت می‌داد به او بهره بپردازد.

این گواهینامه‌ها قابلیت انتقال به غیر را داشتند و دولت به کسی بهره را می‌پرداخت که در زمان مورد نظر گواهینامه را در دست داشت.

به این ترتیب، وامی که یک سرمایه‌گذار به دولت می‌داد لزوما تبدیل به یک دارایی برای آن شخص می‌شد، آن هم یک دارایی که می‌توانست در آینده به یک سرمایه‌گذار دیگر بفروشد.

این گواهینامه‌ها در واقع نخستین اوراق قرضه دولتی بودند. و همین ایده در نهایت بازاری آکنده از سرمایه‌گذاران به وجود آورد که در آن می‌توانستند این ضمانت‌نامه‌ها را خرید و فروش کنند.

وقتی یک دولت آنقدر ناتوان گردد که دیگر قادر به پرداخت بهره‌ها نباشد، قیمت این اوراق قرضه سقوط می‌کند. وقتی که اعتماد به آن‌ها بالا باشد، قیمت‌ آن‌ها نیز بالا می‌رود.

امروز هم تفاوتی با گذشته ندارد. دولت‌ها باز هم با صدور اوراق قرضه پول استقراض می‌کنند و این اوراق قرضه در یک بازار پرهیاهو دادوستد می‌شوند و هر روز سرمایه‌گذاران پرشماری دست به خرید و فروش آن‌ها می‌زنند.

درست مانند قیمت سهام اپل، قیمت اوراق قرضه دولتی همواره بالا و پایین می‌رود. نرخ بهره یکی از مهم‌ترین عواملی است که بر قیمت اوراق قرضه اثر می‌گذارد. وقتی نرخ بهره بالا باشد، قیمت اوراق قرضه پایین می‌آید و وقتی نرخ بهره پایین بیاید، قیمت اوراق بالا می‌رود.

و این قانون یعنی رابطه معکوس قیمت اوراق قرضه و نرخ بهره درست مانند قانون گرانش، هیچگاه نقض نمی‌شود.

در سده دوازدهم وقتی جمهوری ونیز شروع به صدور اوراق قرضه کرد، بر اساس استانداردهای نوین، نرخ بهره به طور غیرقابل‌باوری بالا بود، یعنی چیزی بین ۱۲ تا ۲۰ درصد در نوسان بود. در فرانسه و انگلستان در خلال قرون وسطی نرخ بهره برخی مواقع حتی به بالاتر از ۸۰% می‌رسید.

دیری نپایید، بانک‌ها وارد عمل شدند، آن‌ها خیلی زود دریافتند که با کنترل بدهی دولت می‌توانند خود دولت را کنترل کنند.

چیرگی بانک‌ها بر دولت بسیار مهم است. برای مثال در کتاب تاریخ کاسب‌کاران (History of the Businessman) نوشته میریام بیرد (Miriam Beard) از سیاستمداران قرون وسطی در دولت‌شهر ایتالیایی جنوا سخن گفته شده‌است که باید پیش از تصدی منصب خود در برابر بانک‌ها سوگند وفاداری می‌خوردند.

به این ترتیب رابطه ژرف و درازمدت میان بانک‌ها و دولت شروع شد. بانک‌ها بدهی دولت را می‌خرند، و به آن‌ها کمک می‌کنند تا بر روی پکیج‌هایی که آن‌ها را در رأس قدرت نگه می‌دارند، پول خرج کنند و دولت‌ها، بانک‌ها را از شر دردسرهایی که ممکن است گرفتار آن شوند، آزاد می‌کنند.

دست مرا بگیر، تا دستت بگیرم. در طول این فرآیند آنچه که مورد استفاده هر دوی آن‌ها است، پول مردم یا به عبارت دقیق‌تر پول شما است. دولت‌ها به کمک پولی که از مالیات‌دهندگان می‌گیرد، بانک‌ها را از گرفتاری نجات می‌دهند. بانک‌ها نیز با دست‌رنج سپرده‌گذاران خود دولت‌ها را پشتیبانی مالی می‌کنند.

البته دیگر نیازی به این کار احمقانه نیست، چرا که آن‎ها متوسل به درست کردن پول از چیزی بی‌ارزش شده‌اند که منفعت هر دوی آن‌ها را تأمین می‌کند و این درست همان کاری است که بانک مرکزی انجام می‌دهد (چاپ پول).

یک دهه پیش، در طول بحران مالی جهانی در سال ۲۰۰۸، بانک‌های مرکزی در سراسر دنیا تریلیون‌ها دلار، یورو، ین و ارزهای دیگر چاپ کردند و به طور مؤثری آن‌ها را به دولت‌ها و بانک‌های تجاری متبوع خودشان دادند.

در سرزمین آزاد، فدرال رزرو (بانک مرکزی) ایالات متحده ۴ تریلیون دلار را بر روی کاغذ چاپ کرد و قسمت اعظم آن را با نرخ بهره کم به دولت فدرال «وام» داد.

اما قانون اوراق قرضه را فراموش نکنید، وقتی نرخ بهره بالا می‌رود قیمت اوراق قرضه پایین می‌آید. این درست همان اتفاقی است که در حال افتادن است. فدرال رزرو تریلیون‌ها دلار اوراق قرضه دولتی را درست در زمانی خرید که نرخ بهره در پایین‌ترین حد ممکن قرار داشت. سپس فدرال رزرو از حدود دو سال پیش به آهستگی شروع به بالا بردن نرخ بهره کرد.

اما هر بار که فدرال رزرو نرخ بهره را بالا می‌برد، ارزش اوراق قرضه دولتی که خریده‌اند، پایین می‌آید. این کار دیوانگی به نظر می‌رسد. با افزایش نرخ بهره، فدرال رزرو ضرر هنگفتی می‌کند. من مقاله‌های زیادی نوشته‌ام و توضیح داده‌ام که اگر فدرال رزرو به بالا بردن نرخ بهره ادامه دهد، بالاخره ورشکستگی خود را رقم خواهد زد و اکنون این اتفاق افتاده است.

دیروز فدرال رزرو آخرین سند مالی چهارگانه خود را منتشر کرد و مطابق این سند ارزش اوراق قرضه آن‌ها اکنون ۶۶.۵ میلیارد دلار کمتر از چیزی هست که پرداخت کرده‌اند. رقم ۶۶.۵ میلیون دلار بسیار بیشتر از کل سرمایه فدرال رزرو یعنی مبلغ ۳۹ میلیارد دلار است. به عبارت دیگر، بزرگ‌ترین و از نظر سیستماتیک مهم‌ترین نهاد مالی در جهان به طور بالفعلی ورشکسته شده است.

(باید خاطرنشان کرد که علاوه بر این اسناد مالی فدرال رزرو نشان‌دهنده یک زیان کلی ۲.۴ میلیارد دلاری نیز در ۹ ماهه اول ۲۰۱۸ است)

اینها خبرهای مهمی است و نشان می‌دهد که این سیستم مالی چقدر احمقانه است. جامعه به کمیته‌ای که در انتخابش نقشی نداشته، این قابلیت را داده است تا تریلیون‌ها دلار را چاپ کند و برای اینکه پشتیبان رابطه دوطرفه و بده بستان دولت‌ها و بانک‌ها باشد، خود را ورشکست کند، در حالی که تمام اینها از جیب من و شما خرج می‌شود.

مهم‌تر از همه، آگاهی مردم از این مسأله بسیار اندک است. شاید شما فکر کنید که حتما در صفحه نخست تمام روزنامه‌ها، با فونت درشت تیتر زده‌اند که «فدرال رزرو ورشکست شد». اما اینطور نیست. هیچ کس از این قضیه ورشکستگی فدرال رزرو خبر ندارد.

این دیوانه‌کننده است. دولت بزرگ‌ترین اقتصاد در جهان هر سال یک تریلیون دلار ضرر می‌کند، ۲۲ تریلیون دلار بدهکار است، نیازمند بیش از ۳۰ تریلیون دلار برای تأمین مالی بازنشستگانش است و نسبت بدهی به GPD بیش از ۱۰۰% دارد، اما آب از آب تکان نمی‌خورد.

یا اینکه بانک مرکزی بزرگ‌ترین اقتصاد دنیا در جهان بر اساس اسناد مالی خود و از نقطه‌نظر بازار به بازار ورشکسته شده است، اما باز هم آب از آب تکان نمی‌خورد.

به نظر می‌رسد باید انتظار داشته باشیم که این مسائل همچنان بدون اهمیت باقی بمانند و همه چیز برخلاف شواهد تا ابد امیدوارکننده و خوب به چشم مردم بیاید.

تصور آینده‌ای عاری از پیامد، با این آمار و ارقام کار دشواری است.

پیک‌ها، تصحیحات، بحران‌ها و غیره اغلب به دنبال جهالت‌های عمدی و سرسری و همچنین یک نوع خوش‌بینی غیرمنطقی مطرح می‌شود. خیلی احمقانه است اگر فرض کنیم که این بار هم با دفعات قبل تفاوت داشته باشد.

منبع: www.sovereignman.com

شاید از این مطالب هم خوشتان بیاید.

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.