سکه‌های مبتنی بر حفظ حریم خصوصی چه هستند و چرا ما به آن‌ها نیاز داریم؟

بلاکچین‌های عمومی نظیر بیت کوین و اتریوم از شبه‌ناشناسی (pseudoanonymity) به جای ناشناسی استفاده می‌کنند که این امر موجب شفافیت کامل مالی می‌شود. در نتیجه‌ چنین شفافیتی، علاوه بر به خطر افتادن حریم خصوصی افراد و شرکت‌ها، قابلیت تعویض (fungibility) رمز ارزها هم به تدریج از بین می‌رود. سکه‌های مبتنی بر حریم خصوصی (privacy coin) این دو مشکل را از میان برداشته‌اند.

0 99

معنای برخورداری از « حریم خصوصی » در بلاکچین چیست؟

در سالیان اخیر، ارزهای رمزنگاری شده‌ای مانند مونرو (Monero)، زی‌کَش (ZCash) و دَش (Dash) با وعده‌ی ایجاد « حریم خصوصی » برای کاربران که بلاکچین‌های عمومی مثل بیت کوین (Bitcoin) و اتریوم (Ethereum) فاقد آن هستند، به شکل فزاینده‌ای محبوب شدند. اما واقعاً داشتن « حریم خصوصی » در بلاکچین چه معنایی دارد؟ این بدان معنا است که کاربران می‌توانند (۱) نقل و انتقالات را به صورت ناشناس انجام دهند و (۲) موجودی حساب خصوصی خود را حفظ کنند.

سکه‌های مبتنی بر حریم خصوصی چنین مزایایی را به کمک پنهان‌سازی آدرس فرستنده، آدرس گیرنده و میزان نقل و انتقال در هر بار اجرای تراکنش فراهم می‌کنند. آن‌ها چنین کاری را با پیاده‌کردن تعدادی از تکنیک‌های رمزنگاری پیچیده در داخل پروتکل‌های خود انجام می‌دهند.

مونرو از امضاهای حلقه (Ring Signatures)، آدرس‌های شناساگریز (Stealth) و تراکنش‌های محرمانه‌ی حلقه استفاده می‌کند. زی‌کَش از zk-snarks بهره می‌برد و در نهایت، دَش هم کوین‌جوین (CoinJoin) را بدین منظور به کار می‌گیرد. چنین پروتکل‌هایی، پرداخت واقعاً ناشناس را امکان‌پذیر می‌کنند.

این موضوع ما را به سمت یک سوال مهم (و بسیار بحث برانگیز) می‌کشاند: چرا اگر ما دست به کار غیرقانونی نمی‌زنیم، همچنان به ارزهای رمزنگاری‌شده‌ی ناشناس نیاز داریم؟ به طرز تعجب‌آوری، چندین استدلال موجه وجود دارد که چرا ما نیاز به شبکه‌های بلاکچین ناشناس داریم. به این دلیل است که ما این موضوع را در قسمت بعدی مورد بحث قرار می‌دهیم.

چرا ما به حریم خصوصی / ناشناس‌بودن در بلاکچین نیاز داریم؟

دو معضل اصلی در خصوص بلاکچین‌های عمومی از قبیل بیت کوین و اتریوم وجود دارد که مورد توجه سکه‌های مبتنی بر حریم خصوصی قرار گرفته است. اول اینکه، بلاکچین‌های عمومی شبه‌ناشناسی (pseudonymity) را به جای ناشناسی (anonymity) ارائه می‌کنند که احتمالاً منجر به شفافیت کامل مالی می‌شود. این مسئله می‌تواند تعرض بزرگی به حریم خصوصی به شمار آید. در وهله‌ی دوم، شفافیتی که توسط بلاکچین‌های عمومی ایجاد می‌شود، قابلیت تعویض (fungibility) ارزهای رمزنگاری شده را تهدید می‌کند.

معضل ۱: بلاکچین‌های عمومی به جای ناشناس‌بودن، شبه‌ناشناس هستند؛ به همین خاطر، هر تراکنش می‌تواند به طرفین آن لینک شود. این در نهایت به سمت شفافیت کامل می‌رود که یک تعرض به حریم خصوصی است.

برای اینکه این استدلال را متوجه شویم، باید ابتدا پرسید: اینکه شبکه‌ای شبه‌ناشناس باشد، دقیقاً به چه معنا است؟

شبه‌ناشناسی به بیان ساده به این معنا است که کاربران تحت یک نام ساختگی با یکدیگر تعامل می‌کنند (مشابه یک خواننده که از « نام هنری » (stage name) استفاده می‌کند یا نویسنده‌ای که یک « تخلص » (nom de plume) را به کار می‌برد). برای توضیح بیشتر، بگذارید یک مثال را در نظر بگیریم. آیا تا به حال نام جوآن مورِی (Joanne Murray) به گوشتان خورده است؟ حدس می‌زنم آن را نشنیده باشید. به این خاطر که جوآن از یک نام مستعار استفاده می‌کند. زمانی که جوآن آثار خود را منتشر می‌کند، آن‌ها را تحت نام «جی. کی. رولینگ» (J.K. Rowling) عرضه می‌کند. چرا او باید چنین کاری انجام دهد؟ به احتمال زیاد بدین خاطر که دوست دارد یک زندگی معمولی داشته باشد. استفاده از نام مستعار به او اجازه می‌دهد تا به هر جایی برود و خود را به عنوان جوآن مورِی معرفی کند، بدون اینکه کسی بداند که او یکی از پر اثرترین داستان‌نویسان در طول تاریخ است. متاسفانه، مشکل استفاده از یک نام مستعار این است که وقتی شما به یک نام ساختگی مرتبط می‌شوید، آن نام مستعار عملاً بلااستفاده می‌شود. به عبارت دیگر، زمانی که من بدانم جوآن مورِی همان جی.‌کی.رولینگ است، فوراً او را با هر یک از کارهایی که نوشته مرتبط می‌کنم و متوجه می‌شوم که او احتمالاً با حق‌التالیف یک ساله‌ی خود بیش از آنچه من در کل طول عمرم بدست می‌آورم، پول درمی‌آورد.

بلاکچین‌های عمومی مانند بیت کوین هم دقیقاً مشکل مشابهی دارند. همانطور که در پست گذشته‌ام بحث کردم، پروتکل‌های بلاکچین به طور معمول از رمزنگاری کلید عمومی / خصوصی استفاده می‌کنند. با رمزنگاری کلید عمومی / خصوصی، کلید عمومی هر کاربری اساساً مشابه نام مستعار او عمل می‌کند. هر پرداختی که او ارسال یا دریافت کند از کلید عمومی او عبور کرده و بر روی دفتر کل شفاف بیت کوین برای مشاهده‌ی همه ثبت می‌شود. مشابه مثال جی.‌کی.رولینگ، تا زمانی که مردم نتوانند خط ربطی میان شما و کلید عمومی‌تان بکشند، نمی‌توانند شما را به پیشینه‌ی تراکنش‌هایتان وصل کنند. با این حال، لحظه‌ای که کسی شما را به آن عدد مرتبط کند، آن‌ها می‌توانند بلاکچین را شخم بزنند و شما را به هر تراکنشی که با کلید عمومی‌تان کامل شده، ارتباط دهند.

آیا هیچ راهی وجود دارد تا به افراد اجازه ندهیم که ما را به کلید عمومی‌مان مرتبط کنند؟

متاسفانه، چنین گزینه‌ای وجود ندارد. اگر شما می‌خواهید که پرداختی را با استفاده از پروتکل بلاکچین عمومی انجام یا دریافت کنید، لازم است تا کلید عمومی خود را منتشر کنید. به عنوان نمونه، اگر دوست شما بایستی ۱ BTC به شما بپردازد چرا که او با شما شرط بسته بود که امسال یانکی‌ها (Yankees) به سری جهانی (World Series) راه می‌یابند، تنها راه پیش روی او برای اینکه آن ۱ BTC را برایتان ارسال کند، این است که آن را به آدرس عمومی شما بفرستد. مشخص است مطابق آنچه در بالا توضیح دادیم، وقتی او آدرس عمومی شما را بداند، قادر است تا هر تراکنش مالی که به شما گره خورده را مشاهده کند.

آیا هیچ کس دیگری قادر به مشاهده‌ی پیشینه‌ی تراکنش من است؟

ممکن تصور کنید که خب این مشکل چندان بزرگی نیست اگر دوستان و همکلاسی‌هایم بتوانند پیشینه‌ی مالی من را ببینند. هر چند مایل نیستم که آن‌ها بتوانند ببینند که سال گذشته چه مقدار خرج مشروبات کردم اما با این حال به آن‌ها اعتماد دارم. متاسفانه، دوستان شما تنها کسانی نیستند که دسترسی به این اطلاعات دارند. در همین حال که شبکه‌های بلاکچین به عنوان یک محیط تبادلات محبوبیت پیدا می‌کنند، وصل‌کردن افراد به کلیدهای عمومی‌شان برای طرف‌های واسطه آسان‌تر می‌شود و همان حریم خصوصی باقی‌مانده هم از میان برداشته می‌شود. اگر من را باور نمی‌کنید، این مقاله در نشریه‌ی MIT Technology Review را بررسی کنید که با جزئیات بیان می‌کند چگونه تاجران آنلاین اغلب باعث فاش‌شدن اطلاعات خود برای طرف‌های واسطه می‌شوند که می‌تواند به منظور متصل‌کردن مشتریان به آدرس‌های عمومی خودشان استفاده شود. اگر این کافی نیست، نگاهی به وبسایت Chainanalysis بیندازید، شرکتی که هدف اصلی آن ردیابی تراکنش و ایجاد شفافیت برای بلاکچین است.

واضح است که با افزایش محبوبیت شبکه‌های بلاکچین، ویژگی شبه‌ناشناسی ارائه‌شده توسط رمزنگاری کلید عمومی / خصوصی ناگهان راه را برای شفافیت کامل باز می‌کند.

چرا باید درباره‌ شفافیت کامل نگران باشیم، اگر چیزی برای مخفی‌کردن نداریم؟

چند دلیل وجود دارد. اولاً، این سطح از شفافیت مانع از بکارگیری ارزهای رمزنگاری شده می‌شود. بسیاری از افراد شفافیت مالی را تعرض بزرگی به حریم خصوصی خود خوانده و اگر فعالیتشان به شکل عمومی در دسترس باشد، دیگر مایل به جابه‌جایی از خدمات متمرکز به خدمات غیرمتمرکز نخواهند بود. ثانیاً، حریم خصوصی برای کسب و کار اهمیت بحرانی دارد. بنگاه‌ها ممکن است بخواهند از قراردادهای هوشمند با مشتریان یا تأمین‌کنندگان استفاده کنند، اما اگر آن قراردادها برای جهانیان قابل مشاهده باشد، آن‌ها مایل به انجام این کار نخواهند بود. چرا؟ زیرا این سطح از شفافیت می‌تواند استراتژی آن‌ها را برای رقبا رسوا کند و در نتیجه برای موفقیت بلندمدت آن‌ها زیان‌بار باشد. ثالثاً، حریم خصوصی برای قابلیت تعویض (fungibility) رمز ارزها مهم است که ما آن را با جزئیات بیشتر در بخش بعدی بیان می‌کنیم.

معضل ۲: شفافیت کامل، قابلیت تعویض (fungibility) رمز ارزها را تهدید می‌کند.

قابلیت تعویض برای یک ارز به چه معنا است؟

قابلیت تعویض به این معنا است که کالاها / اجناس / ارزها کاملاً قابل مبادله هستند. یعنی یک اسکناس یک دلاری، یک دلار ارزش دارد صرفنظر از اینکه از کجا آمده یا پیش از این با چه منظوری استفاده شده است. به شکلی مشابه، برای رمز ارزهایی مثل بیت کوین، قابلیت تعویض به آن معنا است که ۱ BTC، بدون هیچ حرف و حدیثی، یک BTC ارزش دارد. متاسفانه، طبیعت فوق‌العاده شفاف رمز ارزها ممکن است بر قابلیت تعویض آن‌ها تأثیر بگذارد. از آنجایی که ما می‌توانیم تمامی تراکنش‌های قبلی که با آن سکه‌ی خاص گره خورده‌اند را مشاهده کنیم، ممکن است افراد سکه‌هایی که دزدیده شده یا قبلاً برای فعالیت‌های غیرقانونی استفاده شده‌اند را رد کنند. آیا این مسئله خیلی بعید به نظر می‌رسد؟ اینگونه نیست. در واقعیت موارد متعددی وجود داشته که کاربران و بورس‌ها، سکه‌ها را به خاطر پیشینه‌ی قبلی آن‌ها رد کرده‌اند. اگر این اتفاق به صورت جمعی رخ دهد، آن رمز ارزها دیگر قابل تعویض نیستند زیرا سکه‌های « تمیز » ارزش بالاتری از سکه‌های « کثیف » دارند.

چرا این موضوع اهمیت دارد که سکه‌ای قابل تعویض باشد؟

اهمیت این موضوع بدین خاطر است که ارزهای بدون قابلیت تعویض، یک بار اضافی را بر دوش بورس‌ها و مشتریان قرار می‌دهند. اگر رمز ارزها قابلیت تعویض خود را از دست بدهند، بورس‌ها و مشتریان وادار می‌شوند تا پیشینه‌ی تراکنش‌های هر سکه‌ای که خریداری می‌کنند را بررسی کنند. اگر این کار را انجام ندهند، ممکن است آن‌ها آخرین فردی باشند که صاحب یک سکه‌ی « کثیف » با ارزش محدود است. این موضوع غیرقابل پذیرش است اگر انتظار می‌رود که رمز ارزها به عنوان محیط‌های مبادله‌ی قانونی عمل کنند.

خوشبختانه، سکه‌های مبتنی بر حریم خصوصی هر دوی این مشکلات را از سر راه برداشتند. با پنهان‌سازی آدرس‌ها و میزان تراکنش، این سکه‌ها برای کاربران حریم خصوصی را فراهم کرده و مشاهده‌ی پیشینه‌ی سکه را غیرممکن می‌کنند و در نتیجه معضل عدم قابلیت تعویض را هم برطرف می‌نمایند.

آیا هیچ استدلالی بر علیه سکه‌های مبتنی بر حریم خصوصی وجود دارد؟

مشخص است که دلایل موجه بسیاری برای چرایی وجود سکه‌های مبتنی بر حریم خصوصی وجود دارد. متاسفانه، یک استدلال نسبتاً قوی هم بر علیه آن‌ها وجود دارد که توسط بسیاری از سازمان‌های دولتی و مقرراتی بیان می‌شود. مسئولین از این نگران هستند که سکه‌های مبتنی بر حریم خصوصی با قابلیت انتقالات غیرقابل شناسایی، مکانیسم کاملی برای پنهان‌سازی فعالیت مجرمانه باشند. در واقع، رابرت نووی (Robert Novy)، معاون دستیار مدیر دفتر تحقیقات سرویس مخفی (Secret Service) تا جایی پیش می‌رود که می‌گوید سکه‌های مبتنی بر حریم خصوصی « یکی از بزرگترین تهدیدات نوظهور برای امنیت ملی ایالات متحده » هستند. او تنها فردی نیست که اینگونه نگران است. ژاپن، کشوری که از منظر تاریخی یکی از بزرگترین طرفداران کریپتو بوده است، تمامی رمز ارزهایی را که هر درجه‌ای از ناشناسی را برای کاربران نهایی فراهم می‌کنند، ممنوع کرد. واضح است که تنظیم‌کنندگان نگران بوده و در حال شروع به پیاده‌سازی سیاست‌هایی هستند که تأثیر بزرگی بر توسعه و استفاده از تکنولوژی خواهد داشت.

حالا راهکار چیست؟

با استدلال‌های قوی در هر دو طرف مسئله، کمی نامعلوم است که بهترین راهکار چیست. با وجود اینکه تنظیم‌کنندگان نگرانی‌های قابل‌قبولی دارند، به نظر نمی‌رسد که یک ممنوعیت همه‌جانبه مناسب باشد، چرا که نیاز به حریم خصوصی موجه بوده و به این زودی‌ها از میان نمی‌رود. از سوی دیگر، ایجاد دیواری که مجرمان در پشت آن مخفی شوند هم شبیه به راهکاری مناسب به نظر نمی‌رسد.

به همین خاطر، مشابه همین مورد برای بیشتر تکنولوژی‌های نوآورانه، پروتکل پیروز در جایی میان شفافیت افراطی بلاکچین‌های عمومی و ناشناسی کامل ایجاد‌شده توسط سکه‌های حریم خصوصی امروزی، قرار گرفته است. این راهکار ترکیبی نیاز به آن خواهد داشت تا برخی از قابلیت‌ها را در خود جای دهد که به آن اجازه می‌دهند تا برای فعالیت‌های غیرقانونی نظارت شود. با این حال، این راهکار لازم است تا علاوه بر این حریم خصوصی کافی را برای کاربران نهایی فراهم کند به آن معنا که پیشینه‌ی تراکنش‌ها و موجودی حساب‌ها نباید به صورت عمومی در دسترس باشند.

شاید از این مطالب هم خوشتان بیاید.

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.